هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
ققنوس فاطمه اون روز سه کیلو لاغر کردم از استرس :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
یه نفر هست فامیلش حاجی باباییه بهش میگن حاجی:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: آدم خاکی ایه شانس آوردم اون بود جوو یکم ملایم کرد وگرنه خیلی رسمی بود فقط میخواستم زودتر تموم شه برم :|
دوستم گفت اگه نری روت اسم میذاریم :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: -
-
اکالیپتوس خاک بر سرم :|
فاطمه خوبی ؟ چرا تو رو یادم رفت اونجایی ؟
چطوری عزیز دلم
ببخشید یادم نبود شهرتو
خاک :|
خوبی؟@philosopher در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
اکالیپتوس خاک بر سرم :|
فاطمه خوبی ؟ چرا تو رو یادم رفت اونجایی ؟
چطوری عزیز دلم
ببخشید یادم نبود شهرتو
خاک :|
خوبی؟حالا اشکال نداره چون شهر ما نیومده :joy: ولی منو چرا یادت رفت ها ها؟؟
ممنون :smiling_face_with_heart-eyes: تو خوبی:red_heart: -
ققنوس منو نخودی برده بودن فک کنم خیلی جو سنگین بود:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
@philosopher در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
اکالیپتوس خاک بر سرم :|
فاطمه خوبی ؟ چرا تو رو یادم رفت اونجایی ؟
چطوری عزیز دلم
ببخشید یادم نبود شهرتو
خاک :|
خوبی؟حالا اشکال نداره چون شهر ما نیومده :joy: ولی منو چرا یادت رفت ها ها؟؟
ممنون :smiling_face_with_heart-eyes: تو خوبی:red_heart: -
@philosopher در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
اکالیپتوس خاک بر سرم :|
فاطمه خوبی ؟ چرا تو رو یادم رفت اونجایی ؟
چطوری عزیز دلم
ببخشید یادم نبود شهرتو
خاک :|
خوبی؟حالا اشکال نداره چون شهر ما نیومده :joy: ولی منو چرا یادت رفت ها ها؟؟
ممنون :smiling_face_with_heart-eyes: تو خوبی:red_heart: -
ققنوس روز قبلش به دوستم گفتم از اونجا که اومدم باید بریم بیرون یکم خالی شم
گفت بچه ها نمیان میگن جمعه
جمعه قراربود با دوستم که ازدواج کرده بریم باغشون خودمون فقط بچه ها نه
از دهنم در رفت گفتم اینا عم شاکی که به تو میگه به نمیگه خودشونو مهمون کردن :face_with_tears_of_joy:
طفلک شوهر دوستم اون همه راه اومد آتیشو فقط راه انداخت دید بین 5تا دختر حرفی نداره برگشت :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: -
ققنوس روز قبلش به دوستم گفتم از اونجا که اومدم باید بریم بیرون یکم خالی شم
گفت بچه ها نمیان میگن جمعه
جمعه قراربود با دوستم که ازدواج کرده بریم باغشون خودمون فقط بچه ها نه
از دهنم در رفت گفتم اینا عم شاکی که به تو میگه به نمیگه خودشونو مهمون کردن :face_with_tears_of_joy:
طفلک شوهر دوستم اون همه راه اومد آتیشو فقط راه انداخت دید بین 5تا دختر حرفی نداره برگشت :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: -
ققنوس روز قبلش به دوستم گفتم از اونجا که اومدم باید بریم بیرون یکم خالی شم
گفت بچه ها نمیان میگن جمعه
جمعه قراربود با دوستم که ازدواج کرده بریم باغشون خودمون فقط بچه ها نه
از دهنم در رفت گفتم اینا عم شاکی که به تو میگه به نمیگه خودشونو مهمون کردن :face_with_tears_of_joy:
طفلک شوهر دوستم اون همه راه اومد آتیشو فقط راه انداخت دید بین 5تا دختر حرفی نداره برگشت :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:@philosopher
برگشت ؟!
من تو این جمع باشم شکوفا میشم تازه 😂😂
.
سلام ( :
خوبی ؟







اها
من جمعه عروسی دوستمه
استرس دارم