هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
مرگ توی رگش داشت زندگی میکرد که روی گردنش از قبل رد چاقو بود (حکایت کنکوری و پشت بودن :joy: )
دیوانه بودم و دیوانه تر شدم:confused_face: :face_with_tears_of_joy: که تیر خورده ام که تیر می کشم:/
امشب یکی از اون شب های ساکت وپر استرس و نگرانی و کنجکاویِ/:
جوانی که چهار روز دیگه کنکور داره ومروری که عقل شک می کند به بودنِ خویش:/ -
صبح همگی بخیر و خوشی
-
صبح همگی بخیر و خوشی
-
@Saahaar در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
@لیلی79 حالا قسم ب اون بزرگی بی حد و اندازت ما رو بی آبرو نکن😂
به یه شرط قبول میکنم :face_with_tears_of_joy:
جشن نامزدی یه دختر همسن خودت دعوتیم منو به زور میبرن :neutral_face:
تو بیا برو جای من:face_with_tears_of_joy: -
@M-an در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
dlrm
سلام
:face_with_tears_of_joy:
دستت درد نکنه که کمکمون می کنی :rose:
اکالیپتوس ققنوس به جا این حرفا یاد بگیرین شما هم :face_with_tears_of_joy:خواهش می کنم :joy: وظیفس :joy:
ققنوس اییییش :joy: :b








