نهاد يا مفعول
-
چشم و گوش و حواس ظاهری نمیتواند به اسرار پی برد
نهاد : چشم و گوش
مفعول: اسرار درونی
را : مفعولش
نیست: غیر اسنادی -
@Adler شما هم جواب سوالمو بدين
ميشه نيستو معني كرد براساس معني گفت گذرا به مفعوله؟ نه اينجا كلا -
@Adler شما هم جواب سوالمو بدين
ميشه نيستو معني كرد براساس معني گفت گذرا به مفعوله؟ نه اينجا كلا -
@محمدعلی-نیکوسحن معنيش كه اين نميشه نور براي چشم گوش نه اينكه نور چشم و گوش داشته باشه. دارين مغالطه ميكنينا
-
@Adler شما هم جواب سوالمو بدين
ميشه نيستو معني كرد براساس معني گفت گذرا به مفعوله؟ نه اينجا كلا@ملي در نهاد يا مفعول گفته است:
@Adler شما هم جواب سوالمو بدين
ميشه نيستو معني كرد براساس معني گفت گذرا به مفعوله؟ نه اينجا كلانه به متتمه
-
@ملي اکه بگین نور برای چشم و گوش نیست انگار دارن خود بیت که پیچونده رو باز می پیچونید این از معنی اصلی دورش میکنه
معنی اصلی : اسرار درونی من در ناله های من نهفته است اما چشم و گوش و حواس ظاهری نمیتواند به این اسرار من پی ببرد( من نگفتم این معنی رو از کتاب برداشتم)
الان این معنی من نیست معنی معتبرشه حالا نقش نور در بالا چیست؟ -
@ملي اکه بگین نور برای چشم و گوش نیست انگار دارن خود بیت که پیچونده رو باز می پیچونید این از معنی اصلی دورش میکنه
معنی اصلی : اسرار درونی من در ناله های من نهفته است اما چشم و گوش و حواس ظاهری نمیتواند به این اسرار من پی ببرد( من نگفتم این معنی رو از کتاب برداشتم)
الان این معنی من نیست معنی معتبرشه حالا نقش نور در بالا چیست؟ -
@محمدعلی-نیکوسحن نه ببينين معني درسته من ميگم تو معني احتمالا نبايد دنبال اجزا گشت وگرنه جفت معنيا درستن كه. چه بگيم نور براي چشم و گوش وجود ندارد چه بگيم چشم و گوش نور ندارد معنيش كه يكيه
-
@ملي در نهاد يا مفعول گفته است:
@محمدعلی-نیکوسحن اگه را رو تبديل به كسره كنيم هم از شيوه بلاغي پيروي كرديم
آن نور چشم و گوش وجود ندارد؟