Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دروس
  3. ادبیات و زبان فارسی
  4. انشا
نکات و جمع بندی‌ 🦋زیست شناسی 🦋
wanderingW
🧩این تاپیک جهت یکجا بودن نکات مهم و جدول‌های جمع بندی درس زیست شناسی🧬 زده شده 🪄آزاد برای مشارکت عموم🪄 لطفا اسپم ندید تا نکات یکپارچه باشه.🙏
زیست شناسی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
Routine Time 💫📒
Michael VeyM
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
دوره کارآموزی رشته پزشکی🩺
SinaFS
Stager دوره استاژری، استاجری، استیجری یا هرچی که دوست دارین اسمشو بذارین. کاراموزی پزشکی‌ها اینجا شروع میشه😁 الان که دارم این مطلبو مینویسم، ۶ ماه از شروع استاژریم گذشته و هنوز تمومش نکردم، پس طبیعتا خیلی چیزا رو نمیدونم. این دوره خیلی چیزهاش میتونه تو دانشگاه‌های مختلف متفاوت باشه، مواردی که اینجا میگم یه سری چیزهای کلی و در واقع اون چیزی هست که همه‌جا باید اجرا بشه و همینطور اتفاقاتی که مختص کاراموزی خودم هست رو هم میگم. بقیه دوستانی که استاژر هستن یا تموم کردن هم بیان از تجربه‌هاشون بگن چون واقعا تفاوت‌های بسیار زیادی وجود داره. اول اینکه درس‌های تئوری و کلاس‌های تئوری غیر از کاراموزی و مشابه دوره فیزیوپات خواهید داشت. برنامه این کلاس‌ها از کاراموزی‌ها جداست و امتحانش هم جداست. امتحان کاراموزی هر بخش در انتهای بخش گرفته میشه و کاااملا بستگی به استاد داره که به چه شکلی باشه. مثلا بخش‌هایی که من تاحالا رفتم، برای جراحی امتحان تستی گرفتن، برای ارتوپدی تشریحی بوده، برای روان پزشکی شفاهی و کاغذی تستی باهم بوده، برای یه بخش دیگه اصلا استاد امتحان نگرفت😂 بقیه دوستام تو بخش داخلی که بودن، ازشون آسکی گرفتن و ... میخوام بگم یه چیز ثابت و واحد نیست. نمره‌ی پاسی برای کاراموزی هر بخش فکر میکنم ۱۴ باشه ولی مطمئن نیستم...برای درس‌های تئوری که دارین، پاسی همون دوازدهه نمره دهی تو هر بخش براساس فعالیت داخل بخش و نمره‌ی امتحان پایان بخشه (این قانون کلی هست ولی دیگه اینکه هر استاد چیکار کنه رو گفتم دیگه، متفاوته) تو استاژری، ورودی شما گروهبندی میشه، و در قالب گروه‌های جدا، هرکدوم بخش‌ خودتون رو میرین و در طول سال بین بخش‌ها جابه‌جا میشین. نحوه گروهبندی هم من نمیدونم قانون همه‌جاییش چیه ولی برای ما سپردن به خودمون که گروهبندی کنیم. ما هم خوبارو برداشتیم برا خودمون🙄🙄😂البته که با انتخاب خودشون اومدن😅 حالا می‌رسیم به اینکه استاژر تو بخش چیکار میکنه دانشجوی استاژر، صبح ساعت ۷ونیم باید تو بخش حضور داشته باشه، اگه بیمار جدید داریم، شرح حال بگیره و معاینه کنه، آزمایشات و عکس برداری‌های این بیمار جدید رو ببینه و همه‌ی اطلاعاتی که بدست آورده رو داخل برگه‌ی شرح حال بنویسه، تشخیص افتراقی‌ها و تشخیص نهاییش رو هم بنویسه، امضا کنه و بذاره داخل پرونده(میتونین از رو شرح حال پرستار یا چیزایی که پزشک از قبل نوشته هم تقلب کنین🫣🫣😂) بعد بره سراغ بیمار بعدی و همه این مراحلو براش انجام بده بیمارهای جدید که تموم شدن، حالا باید بره به بیمارهای قبلی که روزهای قبل ازشون شرح حال گرفته سر بزنه. باید دوباره یه شرح حال خلاصه‌تر و معاینه انجام بده و ببینه بیمار نسبت به روز قبل چه تغییراتی داشته. همه‌ی این تغییرات رو داخل برگه‌ی سیر بیماری بنویسه، آزمایش‌ها و عکسبرداری های جدید بیمار رو ببینه و اگه اونجا هم نکته‌ای هست، بنویسه و در نهایت باتوجه به تغییراتی که رخ داده یا نداده، یک پلن درمانی برای بیمار بنویسه(معمولا پزشک‌ها مینویسن RPO ولی از دانشجو انتطار میره که حتما دونه به دونه داروها و اقدامات درمانی رو با دوز و نحوه مصرف و ... بنویسه🤦🏻‍♂️😂) این برگه‌ی سیر رو هم که نوشتین، تاریخ و ساعت و امضا میزنین و میذارین داخل پرونده. تا وقتی بیمار داخل بخش حضور داره باید براش هر روز سیر پر کنین. حتی اگه رفت icu باید برین پیداش کنین سیرشو بذارین😂😂یه وقت فکر نکنین چون تو بخش نیست پس مرخص شده، شاید رفته باشه سونو، رادیوگرافی، مرخصی موقت یا icu. بعد از این استاد وارد بخش میشه و میاد که بیمارهاشو ویزیت و برای ما راند آموزشی برگزار کنه. ما هم مثل جوجه اردک‌ها که دنبال مامانشون راه میرن، هرجا استاد رفت دنبالش میکنیم. میریم بالاسر بیمار، هرکس از گروهمون شرح حال گرفته، شرح حالشو(ترجیحا از حفظ) برای استاد میگه، استاد هم چندتا سوال میپرسه، اشتباهات رو تذکر میده و درستش رو میگه، چندتا نکته آموزشی میگه و توضیحاتشو ارائه میکنه. بعد میریم بیمار بعدی و دوباره همین مراحل تا وقتی همه‌ی بیمارها تموم بشن. هیچ بیماری نباید بدون شرح حال باشه و وقتی استاد میپرسه این بیمار کیه، ساکت نمونین🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️ بعد از این مرحله حالا بسته به بخشی که هستین، ممکنه با استاد برین درمانگاه، برین اتاق عمل، کلاس آموزشی یا هرجایی که استاد بگه عصرها هم کشیک دارین. کشیک‌هاتون رو تقسیم میکنین و هر روزی که نوبتتون باشه، به مدت ۳ ساعت باید برین اورژانس و هرچی بیمار جدید که مربوط به بخش شما هست رو ببینین، شرح حال بگیرین و معاینه و خلاصه هرکاری که صبح واسه بیمارای جدید انجام میدادین رو انجام بدین. به ما گفتن ساعت ۵ تا ۸ این چیزیه که تو یک روز عادی دوره کاراموزی برای دانشجو باید اتفاق بیفته ولی خب...🙄🙄🫣😂 مورنینگ هم ما داریم. برای بقیه رو نمیدونم...ولی ما چون رزیدنت و اینترن نداریم، دیگه از همین استاژری باید مورنینگ بدیم😂😂😅 مورنینگمون هم هر روزه نیست، یه روزهای خاصی از هفته هست که هر هفته هم برگزار میشه. یه بیمار رو استاد برامون مشخص میکنه تا توی مورنینگ ارائه بدیم. محتوای مورنینگ هم دقیقا همون محتوایی هست که داخل برگه شرح حال نوشتین و گذاشتین داخل پرونده. یعنی میشه شرح حال بیمار، معاینه بیمار، تشخیص افتراقی‌ها، آزمایشات و عکسبرداری‌ها، تشخیص نهایی. حالا تفاوت های ریز هم ممکنه وجود داشته باشه مثلا بعضی اساتید ممکنه اقداماتی که برای بیمار داخل بیمارستان انجام شده رو هم بخوان، مثلا اینکه وقتی بیمار اومده بیمارستان، چه داروهایی گرفته، داروها اثر داشته یا نه، عوارض داشته یا نه، عکسبرداری‌هاش تغییر کرده یا نه، خلاصه ممکنه محتوای برگه‌های سیر بیماری که نوشتین رو هم بخوان یا حتی پلن درمانی...حالا تشخیص نهایی رو دادی، خب چیکارش کنیم، چجوری درمان کنیم. حالا واسه استاژری شما شاید مورنینگ نباشه ولی تو اینترنی به احتمال بالای ۹۰ درصد دیگه حتما دارین😂😂 ژورنال کلاب هم ممکنه داشته باشین...البته من هنوز ژورنال کلاب ارائه نکردم و داخل جلساتش هم نبودم، هروقت رفتم اونو هم توضیح میدم. این اتفاقات کلی بود که باید همه‌جا به این شیوه برگزار شه ولی خب بوده که تو یه بخشی ما استاد رو بزور میدیدیم، برا همین تقریبا ول بودیم و خودمون سعی میکردیم هرچی میتونیم با چیزایی که میخونیم و میبینیم یادبگیریم...بخشی هم بودیم که اساتیدش بهمون امون نمیدادن، و انقدر تحت فشار بودیم که اگه یکم دیگه ادامه پیدا میکرده، دچار فروپاشی میشدیم😂😂بخشی هم بودیم که نه کلا ول بودیم و نه اونقدر سخت گرفته شده، استاد میومده و کارشو میکرده، برا ما هم توضیح میداده و همه چی گل و بلبل😁 بخشی هم بودیم که اصلا بخش نبودیم🤦🏻‍♂️ فقط درمانگاه رفتیم براش😂 بخشی هم داشتیم که فقط اتاق عمل بودیم و ... اون برنامه‌ی اصلی کاملا رعایت نمیشه هیچوقت فقط گفتم که ذهنیت داشته باشین داشتن روپوش سفید و اتیکت برای حضور در بیمارستان الزامیه، این دیگه مشخصه، برای اتاق عمل هم که باید اسکراب داشته باشین(البته اگهههه اتاق عمل راهتون بدن، ما که ورودی‌های اول دانشگاهیم و هیچ دانشجو پزشکی دیگه نداریم، راحت رفتیم، با استاد هم دست شستیم😂😂 واقعا اگه من نبودم کی میخواست به جراح کمک کنه...😔😔🤦🏻‍♂️😂) توی هر بخش یه سری کارهای عملی متناسب با اون بخشو هم باید بهتون یاد بدن، مثلا تو اورولوژی باید بهتون یاد بدن چطوری سوند بذارین (خییلی راحته😂)، مثلا تو بخش جراحی باید بهتون یاد بدن چطوری چست تیوب بذارین، مثلا تو بخش ارتوپدی باید بهتون یاد بدن چطوری گچ بگیرین و خیلی چیزها متناسب با هر بخش البته که به ما در این زمینه هیچی یاد ندادن🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️شما ولی پیگیرش باشین...داخل کوریکولوم فکر کنم همه‌ش رو نوشته آها اینم یادم شد بگم، قبل از ورود به استاژری باید تیتر آنتی بادی‌تون برای هپاتیت هم بالا باشه...آزمایش میدین، اگه بالا بود که چه بهتر، وگرنه باید واکسن بزنین...حدودا چندماه قبل اینکه وارد بیمارستان شین البته جای ما سخت نگرفتن، بعضیامون یکم دیرتر اقدام کردن، ولی خب این برای خودتون و سلامتی خودتون مهمه که باید جدی بگیرین. هر بخشی که میرین خیییییییلی باید درس خوند. برای فیزیوپات گفتم که باید زیاد درس خوند، اینجا همچنان اون زیاد خوندن رو باید ادامه داد. شما تو دوره کاراموزی اگه تشخیص و درمان رو یادگرفتین که چه بهتر، وگرنه تموم میشه، اینترن میشین، و باید تو بخش تنهایی بیمارها رو منیج کنین😁 دیگه نه استادی هست که کمکتون نه هیچی (البته استاد هست ولی انتظارش اینه که بلد باشین و موارد خیییلی سخت و پیچیده رو نهایتا بپرسین) آها یه مورد دیگه که نزدیک بود یادم بره. باید تا قبل از آزمون پره‌انترنی، حتما عنوان پایان‌نامه‌تون رو ثبت کنین. از زمان ثبت عنوان تا دفاع پایان‌نامه هم حتما باید حداقل یک سال بگذره و زودتر نمیشه دفاع کرد حالا شما میتونین تو دو سال استاژری هر زمانی عنوانتون رو ثبت کنین کاری که من دارم انجام میدم اینه که، عنوان رو اوکی کردم، کارای دیگه‌ش رو هم انجام میدم و سال بعد همین حدودای زمستون میرم برای دفاع. بعد هم بدون هیچ نگرانی از پایان‌نامه، میشینم واسه پره میخونم، و تو اینترنی هم باز بدون نگرانی واسه پایان‌نامه، میشینم واسه رزیدنتی میخونم. بعضیام هستن که عنوانشونو ثبت میکنن، بعد برای پره میخونن و تو اینترنی میرن سراغ پایان‌نامه. بعضیام که کارای دیگه میکنن. دیگه اینو خودتون ببینین چجوری دوست دارین. مورد دیگه که دوست دارم دربارش بگم، اینه که تو بخش‌ها ارتباط با همکاراتون خیلی مهمه. تا جای ممکن بی‌حاشیه پیش رفتن و ارتباط خوب با اینترن یا رزیدنت بالادست، با پرستارها، با خدمات بخش، همه و همه کمکتون میکنه و خب درگیری باهاشون هم مسلما به آموزش شما لطمه خواهد زد. غیر از شرح حال و معاینه و تشخیص و درمان بیماران، یک مورد خیلی مهم دیگه که تو کاراموزی باید یادگرفت، همین ارتباط با افراد دیگه‌ای هست که تو روند بهبودی بیمار شما نقش دارن. البته که سیستم آموزشی ما واسه این مورد هیچ برنامه‌‌ی درستی نداره و باید دِیمی خودتون یادبگیرین😂😂 همچنان پیشنهاد میکنم المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و خوندنتون برای اون باشه...توضیحات بیشترشو تو تاپیک دوره فیزیوپاتولوژی گفتم آخر استاژری هم آزمون پره انترنی داریم که با قبولی تو اون آزمون، مجوز ورود به اینترنی رو بدست خواهیم آورد. هنوز آزمونش رو ندادم، پس هروقت رسیدم بهش توضیحاتش رو خواهم داد. و نکته آخر هم اینکه از معاینه کردن، نترسین، نترسین، نترسین(اینو به خودم هم میگم). هرجایی که لازمه رو ببینین، هرجایی که لازمه رو دست بزنین، اصلا هم به این فکر نکنین که بیمار درد داره یا ممکنه همکاری نکنه یا جای حساسیه، یا بیمار خانم یا آقاست که اگه معاینه نکنین و معاینه رو یادنگیرین، ظلم بزرگی به یادگیری خودتونه و ظلم بزرگتری هم به بیمارهای آینده‌ی شماست. فعلا دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه @دانشجویان-پزشکی
دانشگاهی
دوره فیزیوپاتولوژی ⚕️📚
SinaFS
سلام و درود😁 این تاپیک همونطور که از عنوانش معلومه، درباره‌ی دوره‌ی فیزیوپاتولوژی دانشجوهای پزشکیه فیزیوپات بسته به دانشگاهی که هستین، به دو شکل ممکنه برگزار بشه یک حالت اینه که به صورت ترمی باشه. یا هم ممکنه که براتون به صورت کورسی برگزار بشه (ایشالا که این حالت باشه) تو حالت اول، دقیقا شرایط مثل علوم پایه‌س. برنامه کلاسی‌تون رو میگیرین و هر روز میرین سر کلاساتون و درس‌های مختلف رو باهم میگذرونین و در پایان ترم هم همه رو باهم امتحان میدین. این چیزیه که من تجربه کردم تو حالت دوم، یه نفر که کورسی بوده باید بیاد توضیح بده😂😂😅 ولی به طور کلی چیزی که من میدونم ازش اینه که شما درس‌ها رو به صورت کورس‌های جدا از هم میگذرونین. یعنی مثلا یک ماه کورس قلب دارین. و تو این یک ماه فقط قلب میخونین، فقط کلاس‌های مربوط بیماری‌های قلب رو شرکت میکنین و در انتهای ماه هم امتحان قلبتونو میدین تموم میشه میره. و ماه بعد باز کورس بعدی ازین که بگذریم، به هر روش و مدلی که فیزیوپاتتون برگزار بشه، اینو بدونین که شروع سفت درس خوندن دانشجوی پزشکی این دوره‌ست اگه تا الان رنک یک کلاس و علوم‌پایه بودین، یا اینکه همه‌ درساتونو رو مرز پاس کردین و تا تونستین پیچوندین، همه رو بریزید دور اینجا اون پایه‌ی دانش پزشکی شما قراره ساخته بشه و هرررر درسی که میخونین، کاملا تو بالین و بیمارستان کاربرد داره و استفاده میشه. ته ته تهش حتی اگه یه موضوعی خیلی نادر هم باشه، بازم استاد یجوری سرش گیرتون میندازه...اصلا هم مهم نیست مربوط به تخصصش هست یا نه😂😂...اصلا هم مهم نیست کجا و چند نفر دارن گیر افتادنتونو می‌بینن...پس برای حفظ آبروتون، و از اون مهم‌تر برای خودتون و بیمار هایی که قراره بیان زیر دست شما، این دوره رو خییییلی درس بخونین🙏🏻🙏🏻🙏🏻 اگه خوب نخونین چی میشه؟ خب استاژری فشار خواهد آمد و مجبور میشین تو تایم کمتر و فشرده‌تر بخونین. اگه حتی تو استاژری هم نخونین و سمبل کنین، احتمالا تو اینترنی به رحمت خدا می‌رین😂😂هنوز اینترن نشدم، ولی بهترین حدسم همینه😁 از اهمیت فیزیوپات هرچی بگم، کم گفتم...پس بحثشو همینجا می‌بندم دیگه اما در مورد درس‌ها، همه‌شون که خیلی مهم‌ان، ولی چندتا رو دوست دارم که یکم دربارشون صحبت کنم اولین درسی که میخوام بگم، (شرح حال و معاینه فیزیکی) هست. هرچند با پیشرفت ابزارهای تشخیصی و هوش مصنوعی، خیلی تشخیص‌ها راحت شده ولی از اونجایی که تو کشور ما هنوز پرونده‌ها کاغذیه، قویا پیشنهاد میکنم این درسو جدی بگیرین دستگاه‌های بیمارستان‌ها معمولا یا خرابه، یا خوب کار نمیکنه، یا یه چیزیش کجه🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️یا هم کسی که مسئول استفاده از اون دستگاه‌هاست درست باهاشون کار نمیکنه. اشتباه‌ها و سوتی‌ها تو پاراکلینیک و آزمایشگاه و پاتولوژی اصلا اصلا کم نیستن و همه اینا رو به شرطی میشه خنثی کرد که شمای پزشک بتونین یک شرح حال خوب و یک معاینه‌ی درست انجام بدین. من خودم به اندازه موهای سرم ECG دیدم که لیدها رو اشتباه بستن و در نتیجه تو برگه‌ی نوار موج‌های عجیب غریب تشکیل شده...حتی با چشمای خودم دیدم که اشتباه می‌بندن. سونوی بیمارستانمونو احدی قبول نداره، برا همین جراح‌هامون فقط با معاینه بیمار مشکوک به آپاندیسو میبرن اتاق عمل، در صورتی که اگه سونو درست باشه، سونوگرافیست بلد باشه، خییلی برای آپاندیس تشخیصیه. از اشتباه تو آزمایش خون و اشتباه تو گرفتن عکس‌های رادیوگرافی هم که چیزی نگم (حالا من هنوز استاژرم و خیییلی کم با این چیزا مواجه شدم، احتمالا اشتباه‌ها و سوتی‌های فوق پیشرفته‌تری هم هست که تو مراحل بعدی کشف میکنم🤦🏻‍♂️😂😅) خلاصه...شرح حال و معاینه اهمیتش بی‌نهایته درس بعدی که میخوام در موردش بگم، استدلال بالینیه برای ما نیم واحد بود...برای شما هم احتمالا همینه یا یکم کمتر یا بیشتر...خلاصه واحدش خیلی کمه اما برخلاف کم بودن واحدش، اهمیتش در مسیر پزشکی شما بسیار بسیار بالاست. اگه اهمیتش از شرح حال و معاینه بیشتر نباشه، مطمئنا کمتر نیست کل بحثش اینه که شما رفتی بالاسر بیمار، شرح حالتو گرفتی، معاینه کردی، عکس‌های سی‌تی و رادیوگرافی گرفتی، آزمایش‌هایی که میخواستی هم گرفتی، حالا با این همه اطلاعاتی که داری چجوری به تشخیص برسی. کدوم داده‌ها اضافی و بدردنخورن و کدوما اهمیت تشخیصی دارن. چه تشخیص افتراقی‌هایی میتونی داشته باشی و هر کدوم رو با چی رد کنی. همه و همه با استدلال بالینی امکان پذیره. مهارتیه که شما رو به سمت تشخیص و نهایتا درمان هدایت میکنه. درسته که تو کلاس‌های دیگه براتون توضیح میدن که فلان بیماری چیه، چطوری تظاهر میکنه، چطوری تشخیص داده میشه و چطوری میشه درمانش کرد، ولی وقتی میری بالاسر بیمار، اونجاست که می‌بینی به اون راحتی که تو کلاس میگفتن هم نیست برای همین، من پیشنهاد میکنم که همه‌تون المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و طوری درس بخونین که اونجا رتبه بیارین. المپیاد استدلال بالینی اصلا آسون نیست، سوالات متفاوتی داره و نحوه پاسخ‌ دهی کاملا متفاوتی نسبت به آزمون‌هایی که تا حالا داشتیم، داره. و فقط یک بار شرکت کردنش هم کافی نیست. شما دفعه‌های اول میرین آزمون که هیچی نشین😅 و نتیجه رو مثلا سال اول یا دوم اینترنی میگیرین، بعضیا حتی تو رزیدنتی... چندتا مزایا داره. مهم‌ترینش اینه که پزشک باسواد و خفنی میشین. مورد بعدیش اینه که منجر به نتایج خیلی خوب تو آزمون‌های پره و رزیدنتی میشه(دیگه وقتی واسه این آزمون سخت آماده میشین، اون دوتای دیگه براتون ایزیه😬😂) و مورد آخر هم اینکه اگه یکمی هم شانس آوردین رتبه شدین، خب مزایای اونو هم دارین...استریتی و بنیاد ملی نخبگان و استعدادهای درخشان و چی و چی و چی... و آخرین درسی که میخوام دربارش واسه‌تون صحبت کنم، درس‌های آمار و روش تحقیقه...اگه میخواین پایان‌نامه‌تونو خودتون بنویسین و به جایی پول ندین که براتون بنویسن، این دو درس خیلی به کارتون میاد و لازمه و همینا دیگه...فیزیوپاتتون هم که تموم میشه استاژر میشین. اگه درس افتاده داشته باشین، ورود به استاژری ممکن نیست (مگر با کلی بند و تبصره و تعهد و ...) نمره‌ی پاسی تو این دوره، برای درس‌های تخصصی ۱۲ هست، و برای بقیه‌ی درس‌ها ۱۰. یعنی عمومی‌ها، درس‌های پایه و شناور، همه پاسیشون ۱۰ هست. مشروطی هم ۱۲ هست (یکم مشروط شدن سخته اینجا😬😂) اولین کارآموزی بیمارستانتون رو هم اینجا خواهید رفت(اگه دانشگاهتون مثه ما نپیچونه🤦🏻‍♂️) : کاراموزی شرح حال @دانشجویان-پزشکی دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه اگه سوالی دارین، در خدمتتون هستم
دانشگاهی
دوره علوم‌پایه پزشکی📝📚
SinaFS
خب امروز میخوام واستون درباره دوره علوم پایه صحبت کنم. بیشتر تجربیات خودمه و خب دانشگاه به دانشگاه و حتی تو بعضی دانشگاها، کلاس به کلاس این تجربیات میتونه متفاوت باشه😅 بعضی علوم‌پایه‌شون ۵ ترمه‌س، بعضی ۴ ترمه، بعضی ۳ و حتی تعداد نادری هم ۲🙄 شما هم تجربیاتتون که فک میکنین مفیده رو بذارین😊🙏🏻🌱 من فرض رو بر این میذارم که همه میخوان یک پزشک باسواد و متعهد و درستی باشن پس هرچیزی که میگم به این سمت جهت‌گیری داره اول یک سری کلیات رو میگم بعد دونه دونه درس‌های مختلف رو بررسی میکنیم، و در آخر هم دیگه آپدیت از هرچیزی که یادم بیاد یا شما بخواین به اشتراک بذارین ۱. اینو احتمالا اکثرا تجربه کرده باشین که با شوق و ذوق میاین دانشگاه و تنها چیزی که یاد نمیگیرین پزشکیه😂 همه فامیل و دوست و آشنا دکتر صداتون میکنن ولی دریغ از یک توصیه پزشکی که بتونین انجام بدین😂😅 درسا هم که هیچ محتوای مرتبطی با رشته نداره، ۴تا استاد سخت‌گیر هم که داشته باشین دیگه پک فرسودگی دوره دانشجوییتون تکمیل میشه😂😂😂 این رو من به چشم در همه ورودی‌های دانشگاهمون دیدم و می‌بینم همچنان یعنی دیگه وقتی میخوای وارد فیزیوپات شی و اصل کاریا شروع شه دیگه جون نداری، حوصله نداری، اون انگیزه‌های اول قبولیت تموم شده رفته بنابراین توصیه میکنم هرررر چیزی که میخاستین کنار پزشکی ادامه بدین رو ادامه بدین😂همین دوره دقیقا وقتشه. هر کاری میخواستین شروع کنین، شروع کنین، هر مهارتی میخواستین یاد بگیرین، برین دنبالش، تو همه‌ی سوراخ سمبه‌های دانشگاه سرک بکشین، نمیدونم صنفی برین، نشریه برین، EDC برین، تحقیقات برین، دفترمنتورینگ اگه دارین برین، همه‌ی انجمن‌ها و کانون‌ها رو بگردین ببینین چجوریاس، هر فیلم و سریالی که دوست دارین ببینین، دریغ نکنین از خودتون، هر عشق و حالی از دوره دانشگاه تو ذهنتون بوده برین انجام بدین و خلاصه تا میتونین حال خودتونو خوب و انرژیتونو بالا نگه دارین. حالا اینارو که میگم، خودم هم انجام میدادم که میگم😅😅نگین میخواد ما رو منحرف کنه🤦🏻‍♂️ منم کلی دوره برنامه نویسی دیدم و کار کردم، رو طراحی سایت که دوست داشتم کار کردم، یه مدت سئو میخوندم، حتی با دوستام یه طرح کارآفرینی رو واسه المپیاد کارآفرینی انجام دادیم(هیچی نشدیم😂😅 ولی تجربه گروهی خوبی بود)، بیرون رفتنو گشتن هم که همیشه داشتیم (البته دراماهایی هم داشت که خداروشکر من درگیر هیچکدوم نشدم🤲🏻) و خیلی چیزهای دیگه... ۲. مورد اول خیلی طولانی شد👀 حالا همه اینا رو گفتم ولی اصلا معنیش این نیست که دیگه درسو بذاریم کنار و صرفا برای پاسی بخونیم، منم این کارو نکردم. برای درسا تو پست‌های بعدی دونه دونه توضیح میدم ۳. حتما حتما حتما با دانشجوهای ترم‌های بالاترتون در ارتباط باشین...خیلی شرایط، امکانات و ... وجود داره تو دانشگاه که دانشجو نمیدونه وجود دارن و در نتیجه استفاده نمیشه. اینجا خب اون‌هایی که باتجربه‌ترن و بیشتر بودن میتونن راهنمایی کنن. از لحاظ درسی و استادها هم که از واجباته و خودتون خود به خود مجبور میشین ارتباطه رو بگیرین😂😅 یه مثال بخوام بگم مثلا تو دانشگاه ما یه اتاقی بود روش نوشته بود استودیو تولید محتوا، اتاق فیلمبرداری و پادکست و تدوین و گریم و اینا داره. بعد من اوایل فکر میکردم اینو فقط دانشگاه استفاده میکنه و هیچ دانشجویی نمیتونه بره داخلش. بعد که رفتم تو یه سری کارهای فیلمبرداری و تولید محتوا، مجوز ورود همیشگی براش گرفتم😂😂هروقت میخواستم میرفتم کارمو میکردم و هنوز هم هروقت لازم بشه دیگه مسئولشو میشناسم، میتونم هماهنگ کنم و استفاده کنم ۴. نگران آزمون علوم پایه نباشین😊 نمره منفی که نداره...به نسبت آسون هم هست...و توضیحات بیشتر هم که تو تاپیک علوم پایه‌س ۵. کتاب رفرنس نخرین...پولاتونو نگه دارین برای فیزیوپات(میدونم که آخرش همتون میرین همه‌ی رفرنسا رو میخرین😔😔) به ما هم همه‌ی اساتید میگفتن برین کتاب بخرین بخونین ولی خب ما با جزوه و کتاب‌های خلاصه و ... خوندیم و جمع کردیم (البته اینم باز خیلی به استاد بستگی داره. از ترم بالاهاتون مشورت بگیرین و نهایتا کتابشو از کتابخونه بگیرین، نخرینننن😬😬) ۶. سعی کنین سال اول عاشق نشین🫠(اینم میدونم گفتنش هیییچ فایده‌ای نداره🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️😂 همتون میرین تو چاه میفتین...هییییی) ۷. "بچه‌هااااا...ما قراره ۷ سااال باهم باشیم" این جمله رو از ادبیاتتون حذف کنین🤦🏻‍♂️اصلنم قرار نیست ۷سال باهم باشین. چندتا دوست خوب پیدا کنین(حتی اگه فکر میکنین هیچکی خوب نیست، بازم چند نفر قابل تحمل‌تر از بقیه پیدا کنین) و از استاژری به بعد کلا از بقیه جلبک‌های کلاس جدا میشین👌البته ما خودمون گروه‌هامونو چیدیم نمیدونم بقیه دانشگاه‌ها چجوری میچینن👀 گروه‌ها رو هم گفتن هم پسر باید داشته باشه هم دختر...پس اگه دست خودتون بود، از هر دو جنس مقدمات رفاقت رو پایه ریزی کردن خوبه😁 این که میگم اهمیتش بینهایته...حالا میاین استاژر میشین خواهید دید چه میشود ۸. دیگه فعلا چیزی به ذهنم نمیرسه درس‌ها رو شروع میکنم @دانشجویان-پزشکی
دانشگاهی
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
داشته هامون 😍✨
در حال بارگذاری...د
سلام شبتون بخیر چطورین رفقا؟! میخام یه چالش بزارم، نمیدونم قبلا همچین تاپیکی بوده یا نه ولی خب من ایجاد کردم دیگه..!😁 رفقا بیاین یه متن بنویسیم و هر جملش با این کلمه شروع بشه: "چقده خوبه که.." و داشته هامونو بگیم و خدامونو واسه اینکه تو زندگیمون داریمشون شکر کنیم..!✨❤ مثلا متن خودم: چقد خوبه که میتونم واسه هدفام تلاش کنم... چقد خوبه که وسط ناامیدی زیاد، بازم امید دارم... چقد خوبه که عضو انجمن آلا هستم و کلی رفیق دارم... چقد خوبه که انسانیت درونمو حس میکنم.. چقد خوبه که پیتزا و شیرکاکائو با تی تاپ درمون دردامه... چقد خوبه که قیمه اختراع شده... چقد خوبه که میتونم برم بیرون و خونوادم و رفیقامو بغل کنم... چقد خوبه که سالمم... چقد خوبه که خونوادم کنارمن... چقد خوبه که میتونم خودمو کارامو انجام بدم... چقد خوبه که داداشم هوامو دارم... چقد خوبه که ... چقد خوبه که بدنیا اومدم...! :)))) خدا برای همه ی "چقد خوبه ها که" شکرت..! بیاین یبار هم که شده بجای نداشته هامون، داشته هامونو بگیم..! پ.ن: تاپیک رو زدم بخش مشاوره ای، چون فکر میکنم واسه روحیه مون خیلی خوب باشه..! @دانش-آموزان-آلاء @راه-ابریشم-پرو-زیست @تجربی @دوازدهم @ریاضی-فیزیک @انسانیا @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @راه-ابریشم-پرو-شیمی @راه-ابریشم-پرو-ریاضیات-ریاضی @راه-ابریشم-پرو-فیزیک-کازرانیان @راه-ابریشم-پرو-ریاضی-تجربی
سوال مشاوره ای
در مرکز واکنش فتوسیستم ها.‌.؟!
wanderingW
در مرکز واکنش فتوسیستم ها انتقال انرژی بین کلروفیل‌های a رو داریم ؟ یا فقط انتقال الکترون ؟ @تجربیا
زیست شناسی
دور سوم چالش ۲۱ روزه سحرخیزی آلایی‌ها 🤓🌞
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
انگيزه
M.anM
سلام اوضاع خوب پيش ميره؟ ميدونيد كه مهم ترين ويژگي كه موجب موفقيت هركس ميشه انگيزه و تلاش هست انگيزه كه باشه انسان مي تونه بربسياري از سختي ها غلبه كنه حالا اينجا مي خواهيم مقاله ها و متن هايي روكه انگيزه و شوق تلاش كردن رو ايجاد مي كنه قرار بديم
مشاوره تحصیلی
گزارش مطالعه
هبیجه
تا قبل از عید باید بافت جان کوییرا رو تموم کنم ۶۰ صفحه است * روزی ۱۰ صفحه 🥕 + فیلمای تشریح روزی دوتا 🥕 شما هم اگه دوست داشتین میتونید تو این ۱۰ روز برنامه بنویسید گزارش بفرستین
سوال مشاوره ای
آزمون علوم پایه پزشکی
SinaFS
سلام و درود به همگی امیدوارم حالتون خوب باشه قراره اینجا درباره آزمون علوم پایه دانشجوهای پزشکی صحبت کنم و چندتا مطلب بذارم. بعدا باز دانشجوهای دیگه که تازه آزمون داده باشن و تغییرات جدید رو دیده باشن هم میتونن آپدیتش کنن. سوال‌هاتونم همینجا میتونین بپرسین. اول یک سری کلیات میگم ازش و تو پست‌های بعدی روش مطالعه و ... بدانید و آگاه باشید که فقط 3 بار میتونین آزمون بدین و اگه هر سه بار قبول نشین، امکان ادامه تحصیل تو رشته پزشکی رو ندارین و باید تغییر رشته بدین...میگن تا بیشتر از 3 بار هم تونستن با تعهد و چیزایی که نمیدونم هم آزمون بدن. ولی خب زیاد نگران این قسمت نباشین چون اکثر دانشجوها همون بار اول یا نهایتا بار دوم قبول میشن. هرسال 5 درصد از داوطلبا که کمترین نمره رو داشتن آزمون رو رد میشن و بر همین اساس نمره پاسی تعیین میشه که یه چیزی حدود 70 تا 80 هستش. البته ممکنه بیشتر هم بشه چون فکر میکنم اخیرا دیگه 5 درصد نیست و عددشو بیشتر کردن. معدل هم تاثیر مثبت داره تو آزمون یعنی حتی اگه لب مرز پاسی باشی یا یکم پایین‌تر، با تاثیر مثبت معدل بازم پاس میشی. آزمون دوبار در سال برگزار میشه (البته شرایط جنگی امسال رو فاکتور بگیرین) و اگه هربار که قبول نشی، 6 ماه از فارغ‌التحصیلی عادی عقب میفتی برای شرکت تو آزمون باید همه دروس تخصصی و عمومی‌تون رو پاس کرده باشین وگرنه نمیتونین تو آزمون شرکت کنین و دوباره عقب میفتین...البته با یک درس پاس نشده هم دیدم که شرکت کردن و ادامه دادن ولی خب فقط یه درس بود. خب از 5 درصد پایین گفتم، اینم بدونین که 2 و نیم درصد برتر هم مزیتی که شامل حالشون میشه اینه که استریت میشن و مستقیم و بدون طرح میتونن بعد از پایان عمومی، در آزمون رزیدنتی شرکت کنن. برای 2 و نیم درصد برتر شدن هم یه نمره‌ای حدودا بالای 160 لازمه. البته این فقط یه عدد حدودیه و بازم به شرکت‌کننده‌های هرسال و نمره‌هاشون بستگی داره. خیلیا هم با رینگ‌استریت شدن میرن واسه تخصص. اگه خیلی استریتی براتون مهمه دیگه حساب کنین رتبه برتر شدن سخت‌تره یا ازدواج... اگر هم رنک یک آزمون بشین که از طرح هم معافین اینم بدونین اگه استریت بشین و آزمون تخصص بدین و قبول نشین، باز مجبورین طرح برین و بعد از طرح میتونین دوباره تلاش کنین مزایای دیگه رتبه برتر شدن هم اینه که یه وام بسیار ارزشمند تحصیلی اضافی میتونین بگیرین🤦‍♂️🤦‍♂️ حالا درس‌هایی که تو آزمون میان رو میگم علوم تشریح (آناتومی، بافت و جنین) بیشترین سوال رو تو آزمون دارن و مهم‌ترین درسی هست که باید بخونین فیزیولوژی از نظر تعداد سوال رتبه بعدیه و بلد بودنش جدای از آزمون بسیار بسیار مهمه بیوشیمی سخته...کلمات بیشتری واسه توصیفش نساختن...اگه فکر رتبه شدن هستین باید رو این درس وقت خیلی زیادی بذارین...خیلی زیاد باکتری هم درس سختیه...اینم مثل بیوشیمی انگل و حشره شناسی...اینا دیگه جزو درس‌های مینور هستن. ویروس شناسی _ اصول خدمات سلامت _ اپیدمیولوژی _ زبان تخصصی _ معارف اسلامی مجموعا 200 سوال حالا میریم سراغ چطوری خوندن...
دانشگاهی
چگونه در کنکور قبول نشویم ؟!
D
خب بسم الله الرحمن الرحیم :joy: چیه ؟ چرا این شکلی نگام می کنید ؟ :\ اول بگم که ایده ی این تاپیک مال یکی از بچه های انجمن کنکور بود من بومی سازیش کردم :joy: این جا روش هایی رو پیشنهاد کنید که باهاش میشه تو کنکور قبول نشد ! بگید یکی چیکار میتونه کنه که کنکور قبول نشه ؟ قطعا ما ها نه تنها اینا روش ها رو میشناسیم بلکه خیلی ازش استفاده کردیم ((: خب ب نظرم همه چی واضحه و به توضیح بیشتر نیاز نداره فقط ؛ اسپم ندین من رو اسپم حساسم :\ روش های بقیه رو تحلیل نکنید ، تو دلی برای این کار مناسب تره :\ خب می ریم که داشته باشیم داغ ترین تاپیک فروم رو :joy: @دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @همیار @خیرین-کوچک-دریا-دل @ادمین @فارغ-التحصیلان-آلاء @رتبه-های-انجمن-آلاء @حامیان-آلاء-آزمون-ها
مشاوره تحصیلی
رئوستا
دوپامیند
اصلا نمیفهمم چطوری مقاومت کم و زیاد میشه حرکت لغزنده کدوم وری باشه مقاوت زیاد میشه؟ اصن اگه به محل اتصال بیرون وصل باشه چی؟؟ اگه از 3 تا محل اتصال عبور کنه چی؟؟؟ تو رئوستا و پتانسیومر فرق میکنه ایناااا؟ :( میشه نکاتی چیزی از رئوستا و پتانسیومر دارید بگیددددد دارم کلافه میشم.
فیزیک
تست کنکور تابع نمایی
wanderingW
Topic thumbnail image
ریاضی تجربی
فقط برای خودم!
HakoH
این تاپیک برای دل خودمه چون 1405 کنکور دارم خواستم بعد از این 2 سال که کنکور دارم تلاشمو بکنم اگه صعنتی شریف در اومدم که هیچ در نیومدم برم بمیرم من از سگ کمترم اگه شریف در نیام... پ.ن ممنون میشم بعد دوسال یه ریپی بزنی و بهم تبریک بگی ک.ه سگ شدم یا قبول شدم !
مشاوره تحصیلی
نیازمندم به یک ساختار درست برای عید پیش رو
F
راه ابریشم از چیزی که انتظار داشتم بیشتر زمانمو گرفت و الان باید روزی 8 ساعت بخونم تا اول فروردین کتابای دوازدهم تموم بشه اونم فقط تخصصی ها و از طرفی پایه خیلی فراموش کردم و عمومی ها رو که بهتره بازش نکنم به هر جهت دلم روشنه و من وظیفم نتیجه آوردن نیست دوست دارم بدونم باید چه خط مشی رو پیش بگیرم تا بعد عید طوری نشه که به خودم بیام ببینم پشیمونی فقط برام مونده...
سوال مشاوره ای

انشا

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده ادبیات و زبان فارسی
33 دیدگاه‌ها 9 کاربران 635 بازدیدها 7 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • ا آفلاین
    ا آفلاین
    ابراهیم طاها
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #1

    سلام بچه ها ببخشید من فردا امتحان انشا دارم
    دوازدهمم واقعا وقت واسه نوشتن و حفظ انشا واسه فردا رو ندارم اگه میشه ازاون انشا های توپ (فرقی نمیکنه هرموضوعی باشه مشکلی نیس )
    به اشتراک بزارین استفاده کنیم
    دانش-آموزان-آلاء
    ریاضیا
    تجربیا

    FragileF sarnisa6S miss_fatemeM mahta najiM 7 پاسخ آخرین پاسخ
    3
    • ا ابراهیم طاها

      سلام بچه ها ببخشید من فردا امتحان انشا دارم
      دوازدهمم واقعا وقت واسه نوشتن و حفظ انشا واسه فردا رو ندارم اگه میشه ازاون انشا های توپ (فرقی نمیکنه هرموضوعی باشه مشکلی نیس )
      به اشتراک بزارین استفاده کنیم
      دانش-آموزان-آلاء
      ریاضیا
      تجربیا

      FragileF آفلاین
      FragileF آفلاین
      Fragile
      اخراج شده
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #2

      @دیوونه
      نامه ای ب خانواده یا یک فرد
      نامه ب مادرم

         🌹    به نام خدا 🌹
      

      ❤️❤️❤️❤️❤️😍😍😍
      "می گویند مادران همواره گوشی برای شنیدن ، چشمی برای دیدن و قلبی برای احساس کردن فرزندان خود دارند."

      بنابراین   سلام مادر.👋🏻

      می دانم که با هیچ بیانی نمی توان قدرت زیبایی و عظمت عشق مادری را تشریح نمود اما کلمه ی مادر یعنی استراحت برای خسته از راه، امید و انرژی برای ناامید ، و خورشید برای فرد غمگین.

      هیچ وقت فراموش نمی کنم که  هر وقت زمین می خوردم بلندم میکردی ، هر وقت گریه می کردم آرامم می نمودی ، هر زمانی که بدنم در اثر برخورد با جایی به دردمی افتاد ، تو آن نقطه ی درد را برای شفای زودتر می بوسیدی ، در تمام مراحل رشدم می خندیدی و اشک شادی می ریختی ...

      مادرم فقـــط تو می توانستی اینکار را بکنی، فقــــط تـــو مـــادر عزیزم.

      مادرم ، تو آمیزه ای از عشق ، نگرانی ، شوق ، خستگی و مهربانی هستی و زمانی که من توانستم تو را با دیدی غیر کودکانه ببینم ، زنی را دیدم که تلاش می کرد به من ، تولد ، ساخته شدن ، انسانیت و مستقل بودن را بیاموزد.

      مادر خوبم ؛ از تو سپاسگزارم که همیشه در زمان گرفتاری و مشکلاتم در کنارم حاضر بودی . و در زمان شکست ، یـــک کلمه ی امیدوار کننده ی تو بود که از هر دعای پس از موفقیت برای من با ارزش تر بود.

      نقش تو در زندگی و موفقیت من مثل پُل برای عبور مطمئن از رودخانه ی پرتلاطم زندگی بود. در هر عبور دشوار ، تو با تمام وجود خود ، پُلی محکم و مطمئن برای این گذار به خاطر من ساختی.

      و من همیشه قدردان تو هستم که با تشویق ها و مساعدت هایت سعی کردی مرا در جهت پیدا کردن راه زندگیم کمک نمایی.

      مادرم میخواهم دستانم را برای مدتی در دستانت بگیری ولی قلبم را برای همیشه احساس کنی. و بدانی اگر قلبم میزند فقط به خاطر عشق و محبتی ست که تو به من یاد دادی.

      و حالا می خواهم همه بدانند که مادر من زیباترین زنی است که دیده ام و من تمام موفقیت های زندگیم را مدیون او می باشم.

      مادرجان ؛ حال که به این مرحله ی زندگیم رسیده ام و بزرگ شده ام ، دیگر بار تو شوق زندگی و پیشرفت را در من به وجود آوردی. چرا که می دانی خوشبختی فرزندانت یعنی آرامش و سربلندی تو.

      و من امیدوارم بتوانم محبت های تو را جبران کنم و در راهی پیش بروم که خیر و صلاحم در آن است و باعث شادمانیت بشوم.

      با سپاس از تمام ثانیه ها، دقیقه ها ، ساعت ها ، روزها، شب ها ، هفته ها ، ماه ها و سال هایی که برای من صرف کرده و پشت سر گذاشته اید تا بدین مرحله برسم.

      امیدوارم کمی ها و کاستی های مرا به بزرگی خود ببخشید و بر تمام نامهربانی های من قلم عفو بکشید.

      از خدا برایتان دلی شاد ، لبی خندان ، تنی سالم و فکری آسوده و زندگی ای سرشار از خوشبختی و سعادت و عاقبت بخیری آرزو مندم ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • ا ابراهیم طاها

        سلام بچه ها ببخشید من فردا امتحان انشا دارم
        دوازدهمم واقعا وقت واسه نوشتن و حفظ انشا واسه فردا رو ندارم اگه میشه ازاون انشا های توپ (فرقی نمیکنه هرموضوعی باشه مشکلی نیس )
        به اشتراک بزارین استفاده کنیم
        دانش-آموزان-آلاء
        ریاضیا
        تجربیا

        FragileF آفلاین
        FragileF آفلاین
        Fragile
        اخراج شده
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #3

        @دیوونه انشا دوستامه

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        2
        • FragileF آفلاین
          FragileF آفلاین
          Fragile
          اخراج شده
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #4

          موضوع: هیاهو و سکوت
          آخرین گفته های خودتان را به یاد بیاورید؛ آخرین حرفی که زدید یا آخرین نظری که اعلام کردید. اما حالا آخرین باری را به یاد بیاورید سکوت کردید و بدون اینکه حرفی بزنید، فقط به حرف های طرف مقابل تان گوش کرده اید.
          سکوت دنیای عجیبی دارد. دنیای عجیب تر از هیاهو و سخت تر از کلام. رشته کلامت با پریدن کسی میان حرفت پاره میشود،اما طناب آویزان شده سکوت که حرف هایت را به دار میکشد، در مغزت را هیچ زبان برنده ای نمیتواند از هم بازش کند. سکوت میتواند محکم ترین انتقاد باشد،هیاهو می تواند پوچ ترین صداها باشد. سکوت میتواند معنای رضایت باشد و گاهی هم پر از پوچی. سکوت میتواند لایه های محبت را مخفی کرده باشد و فریاد میتواند،بار بزرگترین نفرت ها را نیز به دوش بکشد. سکوت میتواند آبی بر آتش خشم باشد و هیاهو،جرقه ای مجادله جدید.
          در هیاهو مغزت سکوت کنی برنده ای اما، در سکوت مغزت هیاهو به پا کنی نفر دوم مسابقه خودت و زندگی میشوی.در هیاهو اطرافت سکوت کنی شاید مدال طلا را به خودت ندهی اما قطع نام بازنده پسوند اسمت نخواهد شد. اما در سکوت اطراف هیاهو مغزت را شروع کنی فرصت خوبی برای شناختن خودت پیدا کرده ای.
          در هوای دونفره و زندگی مشترک، سکوت، نقش مثبت داستان را بازی میکند اما فریاد در هوای دو نفره نمایانگر میکند که، انقدر قلبت را دور میبینم که احساس میکنم با صدای بلند هم نمیتوانی حرف هایم را بشنوی. در زندگی مشترک هر روز غوغا داشتن قطعا خوشبختی را نشان نمی دهد.
          سکوت به معنای تنهایی هم تداعی می شوند، هرچند افرادی هم هستند که در شلوغی اطرافشان بسیار تنها هستند. همیشه حس میکردم تنهایی بزرگترین دردیه که یک انسان میتواند داشته باشد اما الان میفهمم تنها بودن بهتر از با همه بودن و بازهم تنها بودن باشد.

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          5
          • ا ابراهیم طاها

            سلام بچه ها ببخشید من فردا امتحان انشا دارم
            دوازدهمم واقعا وقت واسه نوشتن و حفظ انشا واسه فردا رو ندارم اگه میشه ازاون انشا های توپ (فرقی نمیکنه هرموضوعی باشه مشکلی نیس )
            به اشتراک بزارین استفاده کنیم
            دانش-آموزان-آلاء
            ریاضیا
            تجربیا

            FragileF آفلاین
            FragileF آفلاین
            Fragile
            اخراج شده
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #5

            @دیوونه مال خودمم هست

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            1
            • M.FaAM آفلاین
              M.FaAM آفلاین
              M.FaA
              تجربی
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #6

              دل خانه خداست
              دل خانه خداست اما كوچك است،كوچك بود؛به كوچكي بي خدايي و تنهايي اما وقتي مهمان مي شود خدا ميشود خالق،دل ديگر حقير نميماند كوچك نمي ماند بزرگ ميشود به عظمت دريا به پهنه ي شهر به وسعت دنيا،دنيايي كه پيش از اينها جايي براي خوردن بود و خفتن.
              البته ايراد از دل نيست از دنياهم نيست؛ايراد از فريبنده هاي هستي است.فريبنده هايي كه گاهي شيرينيش ميزند به زندگي شيرين،به زندگي سالم،به روزگار با خدايي و مهر.
              اما خدا هم مهمان نيست،صاحب خانه است؛صاحب خانه اي كه از بزرگي و كرامتش به انسان بخشيد تا ببخشد.ببخشد به همان هايي كه دل شان خانه خدا هست و نيست؛دلشان مهربان هست و نيست.وحتي اگر نيست باشد؛ببيند كه انسان ها هنوز هم روح خدايي دارند؛ببيند كه در اين كوچه پس كوچه هاي شلوغ شهر؛درميان اين همه خنده و اشك و درد كسي هم هست كه حواسش به همه باشد.
              خدايي كه كريم هارا ميكند وسيله تا بنده اي بي روزي نماند؛كه اگرهم مي ماند،ايراد از گرسنه نيست،از كوچه هاي تنگ و كاه گلي شهر هم نيست،ايراد از من و تويي است كه كوتاهي ميكنيم و احترام صاحب خانه دل را نگاه نميداريم.
              همان خدايي كه حرف همه را مي شنود؛حرف دل همه را ميشنود،مي داند چه ميگذرد از ذهنت از دنياي افكارت كه گاهي ناخواسته ميشود خلاف خواسته ات،خلاف خواسته مهربان بي همتا؛خدا...
              اما او مي بخشد او حق خود را نمي خواهد؛حق مخلوقش اما،فرق ميكند.نمي بخشد يعني مخلوق نمي بخشد.
              بنده اش وقتي روي ديگري خطا ميكند؛از خانه خود مي رود اما نه با اولين اشتباه؛او تنها در دل سياه نمي ماند.سياهي نه به رنگ شب،سياهي شب آرامش است.اما سياهي دل خبر خوش نمي دهد،بد مي گويد؛مي گويد:«كسي در فرمان هاي روز و شبت دخيل است كه خدا نيست.» واين بدترين خبري است كه مي شنوي كه عادل و روزي ده از خانه ات رفته؛از خانه خودش رفته همان قصري كه حالا شده ويرانه اي امن براي گذر رهگذراني كه آن ها هم بي صاحب خانه اند و فرمان روزگارشان به حق نيست.
              ايراد از رهگذر سياه دل نيست،ايراد از دل به سياهي قهر نيست،ايراد از مني است صبوري كه صبوري را به مادران آموخته از خانه اش دل زده كردم ؛اما خدا بخشنده است.راهي بود و هست براي جبران.
              «خدا مي بخشد»

              مال چند سال پيشه البته

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              2
              • FragileF آفلاین
                FragileF آفلاین
                Fragile
                اخراج شده
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #7

                موضوع:دلتنگی

                دلتنگ که باشی زندگی ات خلاصه میشود در به انتظار نشستن کسی که دوستش داری یا شاید هم کسی که با پای خودش رفت و قصد بازگشت ندارد

                دلتنگ که باشی تمام لحظاتت را با خاطرات او سپری میکنی و فکر میکنی که چرا و چگونه اینگونه شد

                دلتنگ که باشی نمیدانی روزت را با خنده اغاز کنی و با خواب به پایان برسانی یا با گریه اغاز کنی

                دلتنگی خوب بلد است حالت را ذره ذره خراب کند

                کاش میدانستی وقتی که دلتنگی , طنابِ داری دور گردنت میشود , راهی بیابی تا ارام شوی .. تا بغض همنشینت نباشد!!!!

                گاه به ذهنت میرسد که شماره ای را بگیری و به انتظار جواب دادن ... بوق بوق ان را بشماری تا بلکه بگوید ... جانم

                گاهی هم میخاهی بروی کنارش ، او را در حالی که سرد است در اغوش بگیری و حرف های ناگفته ات را به زبان اوری در حالی که میدانی ... نه دستی دارد تا موهایت را نوازش کند نه حرفی تا ارامت کند

                دلتنگی خوب میداند چگونه حفره ی وجودت را جلوی چشمانت اشکار کند تا دییوانه شوی

                دیوانه ی کسی که حفره را به یادگار گذاشته تا حماقتت را ببینی ... ببینی و بفهمی که انسان ها میتوانند گاهی چقدر ظالم باشند

                ای کاش این دنیا اینگونه بازی نمیکرد .. تا یک دختر 18 ساله که باید از خوشحالی به بلوغ رسیدنش اشک شوق بریزد .. اشک تلخ حماقتش را بر روی چهره دارد ...

                دختری که میتوانست به جای دلتنگی برای عاشقانه هایش دلتنگ روز های خوب کودکی اش باشد ...

                کودکی دلتنگ دفتر نقاشی اش .. دختری دلتنگ روز های خوب زندگی .. پدری دلتنگ جوانی گذشته اش و مادری دلتنگ فرزند دور افتاده اش است

                بدرترین دلتنگی دلتنگی دختری حساس است که عشقش نیست و دلتنگ روز های خوب باهم بودنشان است یا دختری حساس که خانواده اش با یه اتفاق پاشید و دلتنگ خانواده است ان هم در 18 سالگی عمرش که میتوانست بهترین زمان عمرش باشد ...

                دلتنگی پسری عاشق را نیز به دام می اندازد ... پسری که عشقش جلوی چشمانش دست در دست دیگری در حال گذراندن زندگی خود است و او فقط با خود میگود خوشبخت باشی ...

                و این دنیا چقدر بی رحم است که با غم و دلتنگی دست به یکی میکند تا یک انسان را از هم فرو پاشد ....

                انسانی که با کار خود را مشغول میسازد و میخندد ولی دیگران فکر میکنند بهترین زندگی را دارد ... اما نمیدانند که او چه در دل دارد و چگونه اوای غم و دلتنگی سر میدهد برای عاشقانه هایش ...

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                4
                • M.FaAM آفلاین
                  M.FaAM آفلاین
                  M.FaA
                  تجربی
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #8

                  درخت واژگون
                  نفوذ به اعماق آسمان
                  چمن فرش زمين شده و من پاهايم را روي آنهامي گذارم صداي شكستن دانه دانه شان در گوشم سرم و وجودم مي پيچد و وجدان را فرا مي خواند متهمم مي كنند در آنجا خود مي دانم غلط بوده پا روي زنده و زندگي گذاشتن اما شاخه هاي پهن شده و فرش شده روي فرش زمين نگاهم را به خود مي خواند و صداي وجدان را عجيب سريع غالب مي شود و قفل مي زند به دادگاهي كه متهم بودم در آن.
                  قدم هايم سريع تر مي شود به سوي برگ هاي روي زمين به سوي تنه اي كه پله شده به آسمان و دنيايي ابري ريشه هاي در هم تنيده و كهنه تشنه آب و خاك به درخت واژگون مي رسم نزديكتر به گمانم امده بود راه كوته نبوده تا اينجا.
                  دستانم را به برگ هاي خوش رنگ و رگ هاشان مي زنم زبريشان خاص درخت است و نرميشان هم انگشتم روي رگ هاي برجسته برگ مي نشيند نبض دارد انگار خون مي گذرد از زير دستانم زندگي تازگي و زيبايي را و البته بيش از همه دلتنگي رامي شود خواند از روي برگ ها و مي شود حس كرد از جريان خون و نبض و مي شود ديد در رنگ دلتنگ آسمانند برگ هاي هميشه آسماني
                  كسي چه مي داند شايد آن بالا ها آرزوي خاك و چمن داشتند و تنفس از اين پايين ها را درخت سخت بزرگ است و شايد صدها ساله زندگي ها ديد اما همچو جواني ماجراجو سفر مي كند در زمين لمس برگي از اين عظمت درخت چه هارا كه به من نفهمانده
                  تشنه دانستنم ساخت صداقت برگ و سادگي رگ هايش.
                  اي كاش مي شد تنه تنومند درخت پير راه هم حس كرد ناگهان زمين و زمان رنگ عوض مي كند آسمان و زمين به هم مي خورند همه جا گنگ مي شود و دوباره دنيا مي شود همان دنيا آسمان به جا زمين به جا بال خيال در زده بود در مي زند همچنان من محتاج كمك اين پرنده بي پروا و بي مرزم در كه باز مي شود بالاي بالايم نسيم به صورتم مي زند قاصدك هم در هوا با من در پرواز است.
                  تا تنه بالا مي روم پيچ و خمش چه كهنه و پر ابهت است چه غم ها و چه ضربه ها و چه طوفان و خشك سالي هايي را كه نديده
                  همين طور بالا مي روم چه درخت رعنايي و چه سرعت شگرفي دستم را به تنه مي زنم خون مي چكد از ذستم چه خشن و نا مهربان است با من درد در كل تنم مي پيچد و مغزم خاموش مي شود لحظه اي زير پايم خالي مي شود و حالا دوباره روي زمينم ريشه هاي درخت را نديدم
                  از خود دلخورم كه يك اتفاق كوچك مرا از تماشاي پديده اي نو منع كرده مي نشينم روي چمن صداي در مي آيد چه زود تاثير كرده پر آتش زده ي سيمرغ دوباره سوار به خيال اينبار بالا تر از هر دفعه در آبي آسمان و سفيدي ابر ريشه و پاي بست اين درخت را كه به ژرفاي آسمان نفوذ كرده مي بينم.
                  اصلا شايد از اول بستر بذر درخت آسمان بوده و ابر شايد از همان اول قلب ابر را شكافته بوده و وجودش را آسمان تامين مي كرده با ابر آشنا تر است تا خاك با پرنده شناس تر است تاگربه و تاب و كرم باران مي نوشد از اول گوارا ترين ها را صاحب است و به قدر يك ابر زمين را محروم ساخته از باران به عقب مي روم دور مي شوم از همه از درخت از ريشه و تنه از برگ هايش از وجدان از دادگاه و از چمن همه چيز سريع بر ميگردد.
                  سرم تكان مي خورد چشمانم باز مي شود مي ايستم به درخت تكيه گاهم نگاه مي كنم:
                  اي كاش ريشه هايش در ابر لانه كرده بودند.

                  اينم هست

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  1
                  • M.FaAM آفلاین
                    M.FaAM آفلاین
                    M.FaA
                    تجربی
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #9

                    «اتوبوس شلوغ»
                    سرم را از پنچره ي خيالم بيرون مياورم،گويا اينجا دريچه اي ديگر به سوي آزادي نيست كه بشود به كمك آن خلوت كرد.
                    در اين هياهوي گيجش آور در ميان صد ها لبخند و اشك در لا به لاي اميد و نا اميدي،در رقص خوش بختي و تيره بختي در ميان ده ها انسان متفاوت راهي براي فرار نيست.
                    محفظه ي بدون پنجره ي اتوبوس دست و بالم را بي حد و اندازه بسته،تمركزم را به سادگي نمي يابم،تمام افكارم زير و رو شده اما نميشود.حس و حال مادري را دارم كه سعي دارد به تمام بهانه هاي راستين و دروغين فرزندش پاسخ گويد،اما،باز هم توان آرام كردن كودك را ندارد.
                    حس دختري را دارم كه در نگاهش غم موج ميزند،يا شايد احساس راننده اي كه پس از ساعت ها فرمان به دست بودن،مي خواهد به خانمي بگويد كه مقصد كجاست.
                    به هر حال رام نميشود بدست نمي آيد.افكارم همه پراكنده اند،به پسر بچه كوچك فكر ميكنم كه تمام غصه اش يك آبنبات است،چه دنياي زيبايي!چه ساده،چه غم شيريني!
                    كاش جاي او بودم،اما مادرش،نه!شايد صدها دغدغه دي بزرگ دارد ،تربيت فرزندانش خانه داري و...
                    چه تلخ!چه شيريني هاي پر رنجي!
                    شايد اوهم آرزو دارد لحظه داي جاي من باشد:نمره بيست؛صفر،لباس...
                    حالاهم كه فكر مي كنم دنياي سختي نيست،آن قدر ها هم شلوغ نيست كه كسي نتواند صندوغچه آرامش را بيابد.ميجويم و پيدايش مي كنم.
                    اي صداي زنگ است كه مرا از دنياي خود بيرون ميكشد؛گويا از خانه رد شده ايم و من پي روياهايم بودم.
                    بايد راهي را كه چرخ هاي خسته اتوبوس طي كرده دوباره برگردم ،تاخانه راه زيادي است.اي كاش مرا همان جا بيدار مي كردند؛همان جايي كه پنجره اي براي خود ساخته بودم.
                    و اين:beaming_face_with_smiling_eyes:

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    1
                    • ا ابراهیم طاها

                      سلام بچه ها ببخشید من فردا امتحان انشا دارم
                      دوازدهمم واقعا وقت واسه نوشتن و حفظ انشا واسه فردا رو ندارم اگه میشه ازاون انشا های توپ (فرقی نمیکنه هرموضوعی باشه مشکلی نیس )
                      به اشتراک بزارین استفاده کنیم
                      دانش-آموزان-آلاء
                      ریاضیا
                      تجربیا

                      FragileF آفلاین
                      FragileF آفلاین
                      Fragile
                      اخراج شده
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #10

                      @دیوونه همینا تایپ شده بود شرمنده 🙏🌹

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      1
                      • M.FaAM آفلاین
                        M.FaAM آفلاین
                        M.FaA
                        تجربی
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #11

                        به نام خدا
                        دنياي ديروز،دنياي امروز
                        اين روزها نه تهران به تنهايي همه جاي ايران و جهان كمر خم كرده اند زير دود و آلودگي تب كرده ي آسفالت هاي سياه اند وله شده ي چرخ ماشين ها و متور ها شده اند برده ي انسان و پايه خانه هاي قوطي كبريتي ايستاده و همه و همه تهران و ماشين و متور مديونند به آنهايي كه سخت نفس مي كشند سخت راه مي روند سخت زنده مانندند و زندگي مي كنند در دنياي امروز و مادري كه براي كودك كم نفس خود مي گويند :
                        ((من و مادر دو صندلي تاشو ارج داشتيم كه باز مي كرديم و مي نشستيم زير درخت نارون و وسط صبحانه زل ميزديم به مسير كلك چال پدر صبح زود مي رفت براي كوهنوردي نمي شد ديد پدر را سر صبحانه ي ما پدر كه آينه ي كوچك اترايش مادر را برداشته بود مي نشست روي سنگي در مسير و آينه ي بلژيكي را مي گرفت سمت خورشيد صبح بعد نور شرق رامي انداخت سمت خانه روي درخت نارون كه تاب كنفي از آن آويزان است.))
                        ((امير خاني،16،1396))
                        تهرات به اين مادر دلتنگ هم مديون است كه نفس فرزندش را گرفته وسينه و ريه و شب و روز مادر را خسته ساخته.
                        كم نيستند اين طور آدم ها كم نيستند آنهايي كه بار دود و سياهي ازوز ماشين هارا به دوش سلامتيشان مي كشند و زندگيشان نيست مي شود زير اين سنگيني بي سابقه زندگي همه نيست خواهد شد روي طميني كه گسل هايش باز تر شده و هوايش گرم تر به گرماي روغن سوخته جرثغيل ها:
                        ((من و ايليا تاب مي خوريم روي طناب كنفي اي كه به درخت نارون كهنه وصل است. صدايي مهيب.شكستن...
                        افتادن...
                        ناگهان....
                        ت....
                        ا....
                        ب...
                        تاب...آسمان مي چرخد درخت نارون همسايه از كمر مي شكند صداي شكستن ساقه جوري است كه انگار مي كنم استخوان خودم شكست،بازوي چرثغيل مي چرخد چرخ مي خورد ستاره هاي مبهم تهران آلوده همانجور در ابهام مي چرخند دست هارا ستون مي كنم منتظرم سرماي جرثغيل به پشت گردنم بنشيند اما نمي افتد زمان كش مي آيد صورت روي خاك است خاك هم بوي خاك نمي دهد بوي روغن سوخته است انگار.))
                        ((امير خاني،30،1396))
                        آري گرماي جهان گرماي خاكي است كه فرسوده است و قاطي روغن سوخته ها كه در نهان سرما دارد و در بطن غرق كردن جهان د شراره هاي آتش يخبندان را و پوسيدگي درخت نارن و كاج را دارد زردي شبز درختان و سياهي تنه هاشان را دارد درد سينه و كمبود اكسيژن زنده هاي بدون زندگي را دارد .
                        و اين سنگين باري است كه به دوش زمين و آيندگان نهاده ايم .دردي كه سخت جبران ميشود جبران نمي شود اصلا...

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        1
                        • M.FaAM آفلاین
                          M.FaAM آفلاین
                          M.FaA
                          تجربی
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #12

                          منم همينارو تايپ داشتم اگ بازم بود ميفرسم

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          0
                          • ا آفلاین
                            ا آفلاین
                            ابراهیم طاها
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #13

                            ممنون
                            @M-FaA
                            @ЄƦƝЄƧƬ

                            M.FaAM 1 پاسخ آخرین پاسخ
                            1
                            • ا ابراهیم طاها

                              سلام بچه ها ببخشید من فردا امتحان انشا دارم
                              دوازدهمم واقعا وقت واسه نوشتن و حفظ انشا واسه فردا رو ندارم اگه میشه ازاون انشا های توپ (فرقی نمیکنه هرموضوعی باشه مشکلی نیس )
                              به اشتراک بزارین استفاده کنیم
                              دانش-آموزان-آلاء
                              ریاضیا
                              تجربیا

                              sarnisa6S آفلاین
                              sarnisa6S آفلاین
                              sarnisa6
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #14

                              @دیوونه ما هم فردا انشا داریم :expressionless_face: :face_with_tears_of_joy: ولی خب من عاشقشم

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              1
                              • ا ابراهیم طاها

                                ممنون
                                @M-FaA
                                @ЄƦƝЄƧƬ

                                M.FaAM آفلاین
                                M.FaAM آفلاین
                                M.FaA
                                تجربی
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #15

                                @دیوونه
                                قابلي نداشت
                                اميدوارم مفيد باشه

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                0
                                • AmirbernosiA آفلاین
                                  AmirbernosiA آفلاین
                                  Amirbernosi
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #16

                                  یادش بخیر، آخرین باری که یادمه انشا نوشتم، امتحان خرداد سوم راهنمایی بود

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  2
                                  • ا ابراهیم طاها

                                    سلام بچه ها ببخشید من فردا امتحان انشا دارم
                                    دوازدهمم واقعا وقت واسه نوشتن و حفظ انشا واسه فردا رو ندارم اگه میشه ازاون انشا های توپ (فرقی نمیکنه هرموضوعی باشه مشکلی نیس )
                                    به اشتراک بزارین استفاده کنیم
                                    دانش-آموزان-آلاء
                                    ریاضیا
                                    تجربیا

                                    miss_fatemeM آفلاین
                                    miss_fatemeM آفلاین
                                    miss_fateme
                                    تجربی
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #17

                                    @دیوونه

                                    این حال من بند به باران است.
                                    ای وای از آن روزی که آسمان شروع به گریستن کند .
                                    اگر آسمان گریه نمی‌کرد، شاید زندگی ها زیباتر بود، شاید کمتر دلتنگ آدم‌های بی‌ارزش می‌شدیم، شاید در اوج جوانی پیر نمی‌شدیم، شاید دیرتر،شاید دیرتر به مرده‌ای متحرک تبدیل می‌شدیم !
                                    نمی‌دانم چه نامردیست که اینگونه دل تو را شکسته است که در تنهایی خویش بر سر ما گریه می‌کنی اما بگذار این را به تو بگویم این فقط تو نیستی که گریه می‌کنی اشک‌های تو بهانه‌ای است برای حال ابریمان، اشک‌های تو است که پناهمان می‌شود در اوج دلتنگیها‌یمان.....به حرف‌های مردم باور نکن که می‌گویند عاشق باران هستیم آن هم برای بوی نم‌خاک. خاکی را میگویند که توسط تو به گل تبدیل شده. اشک‌های تو حتی قلب خاک را به سنگ تبدیل می‌کند! باور کن اینجا با آمدنت بوی نم خاکی وجود ندارد اینجا خاطرات هستند که با آمدنت جانی تازه میگیرند. آرام آرام به ما نزدیک میشوند و ما را در آغوش میگیرند و زندگیشان را برایمان تعریف می‌کنند. خاطراتی که به دستان خود ما شکل گرفته‌اند!
                                    باران عزیز میدانی بغض کردن چیست ؟ بگذار برایت بگویم آنها خاطراتی هستند که تو به آنها جانی تازه داده‌ای می‌آیند و تلاش می‌کنند که نفس کشیدن را از ما بگیرند. آنجاست که دیگر نمی‌توانی نفس بکشی. خاطرات که دیگر نمی‌توانند ما را از پا در بیاورند دست از کار خود کشیده و میروند و آنجاست که ناگهان بدون اینکه خودت بدانی اشکی از گوشه‌‌ی چشمت روی زمین می ریزد .... نمیدانم خداوند به باران چه‌گفته است که هنگامی که می‌بارد خاطرات نیز از گوشه‌ی چشم ما به زمین می‌ریزند. حتما تاحالا فهمیده‌اید چه‌گفته‌ام؟
                                    خیلی ها را می‌شناسم که با بارش باران بدون چتر به بیرون می‌روند که حس‌و حالی تازه گیرند. خیلی وقت‌ها حسودی می‌کنم به این آدم‌ها که چه عجیب حالشان خوب است بی هیچ بهانه‌ای!...
                                    باران این را گفتم که بدانی با آمدنت به کنج اتاق می‌روم! تو می‌باری و شیشه‌ی اتاقم را تمیز می‌کنی اما دل من را چه، دلم را خانه‌ی خاطره‌های بی‌خانمانی می‌کنی که سالهاست در تلاشم آنهارا از خود برنجانم...به شیشه‌ی اتاقم میزنی‌، تازه می‌شود داغ‌های کهنه‌ام ،نمک می‌پاشی بر روی زخم‌های کهنه‌ام. می‌آیی که تنهایی‌ام را به رخم بکشی؟ می‌آیی که داغم را تازه‌تر کنی؟ گم میکنی‌ خودم را در خودم .. خیلی وقت است که گمشده‌ام .

                                    ا 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    2
                                    • miss_fatemeM miss_fateme

                                      @دیوونه

                                      این حال من بند به باران است.
                                      ای وای از آن روزی که آسمان شروع به گریستن کند .
                                      اگر آسمان گریه نمی‌کرد، شاید زندگی ها زیباتر بود، شاید کمتر دلتنگ آدم‌های بی‌ارزش می‌شدیم، شاید در اوج جوانی پیر نمی‌شدیم، شاید دیرتر،شاید دیرتر به مرده‌ای متحرک تبدیل می‌شدیم !
                                      نمی‌دانم چه نامردیست که اینگونه دل تو را شکسته است که در تنهایی خویش بر سر ما گریه می‌کنی اما بگذار این را به تو بگویم این فقط تو نیستی که گریه می‌کنی اشک‌های تو بهانه‌ای است برای حال ابریمان، اشک‌های تو است که پناهمان می‌شود در اوج دلتنگیها‌یمان.....به حرف‌های مردم باور نکن که می‌گویند عاشق باران هستیم آن هم برای بوی نم‌خاک. خاکی را میگویند که توسط تو به گل تبدیل شده. اشک‌های تو حتی قلب خاک را به سنگ تبدیل می‌کند! باور کن اینجا با آمدنت بوی نم خاکی وجود ندارد اینجا خاطرات هستند که با آمدنت جانی تازه میگیرند. آرام آرام به ما نزدیک میشوند و ما را در آغوش میگیرند و زندگیشان را برایمان تعریف می‌کنند. خاطراتی که به دستان خود ما شکل گرفته‌اند!
                                      باران عزیز میدانی بغض کردن چیست ؟ بگذار برایت بگویم آنها خاطراتی هستند که تو به آنها جانی تازه داده‌ای می‌آیند و تلاش می‌کنند که نفس کشیدن را از ما بگیرند. آنجاست که دیگر نمی‌توانی نفس بکشی. خاطرات که دیگر نمی‌توانند ما را از پا در بیاورند دست از کار خود کشیده و میروند و آنجاست که ناگهان بدون اینکه خودت بدانی اشکی از گوشه‌‌ی چشمت روی زمین می ریزد .... نمیدانم خداوند به باران چه‌گفته است که هنگامی که می‌بارد خاطرات نیز از گوشه‌ی چشم ما به زمین می‌ریزند. حتما تاحالا فهمیده‌اید چه‌گفته‌ام؟
                                      خیلی ها را می‌شناسم که با بارش باران بدون چتر به بیرون می‌روند که حس‌و حالی تازه گیرند. خیلی وقت‌ها حسودی می‌کنم به این آدم‌ها که چه عجیب حالشان خوب است بی هیچ بهانه‌ای!...
                                      باران این را گفتم که بدانی با آمدنت به کنج اتاق می‌روم! تو می‌باری و شیشه‌ی اتاقم را تمیز می‌کنی اما دل من را چه، دلم را خانه‌ی خاطره‌های بی‌خانمانی می‌کنی که سالهاست در تلاشم آنهارا از خود برنجانم...به شیشه‌ی اتاقم میزنی‌، تازه می‌شود داغ‌های کهنه‌ام ،نمک می‌پاشی بر روی زخم‌های کهنه‌ام. می‌آیی که تنهایی‌ام را به رخم بکشی؟ می‌آیی که داغم را تازه‌تر کنی؟ گم میکنی‌ خودم را در خودم .. خیلی وقت است که گمشده‌ام .

                                      ا آفلاین
                                      ا آفلاین
                                      ابراهیم طاها
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #18

                                      :writing_hand: عالی بود

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      1
                                      • miss_fatemeM آفلاین
                                        miss_fatemeM آفلاین
                                        miss_fateme
                                        تجربی
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #19

                                        @دیوونه

                                        و من کم کم دارم یاد می گیرم که تنهایی، نه بغض دارد و نه ترس!سهم هر کسی چیزیست..یکی آیینه بودن،دیگری تلفیق رنگ ها،من نوشتن و مترسک ها هم ترساندن..
                                        همان مترسکی که میان زوزه ی باد و تارییکی بی رحم شب،سکوت میان گوش هایش زنگ می زند و روزهایش از شب هایش هم تاریک تر است.
                                        همانی که شدیگر از روی گرداندن ماه دلخور نمی شود . مقابل خودش می ایستد و بخاطر حرام شدن قوت روزانه ی گنجشکک ظاهر خودش را نفرین می کند.
                                        اویی که اشک هایش را آسمان هم به یاد ندارد و مرگ هم سراغی از او نمی گیرد.
                                        رنگ دنیایش سفیدییست از جنس پوچی.
                                        تنهایی هایش از جنس نیامدن ها.
                                        و ننوشتن هایش از جنس دلتنگ نبودن.!
                                        اگر ترسناکی مترسک ها معلول تنهاییشان باشد که ...من هم مترسکم!!
                                        همان مترسکی که میان زوزه ی باد و تاریکی بی رحم شب ،یک بغل حرف میان گوش هایش زنگ می زند و شب هایش از روز هایش هم آشفته تر است.
                                        همانی که دیگر از تظاهر کردن ماه دلخور نمی شود ،مقابل خودش می ایستد و بخاطر رفتن گنجشکک در مزرعه ای دیگر، دل زود باورش را نفرین می کند.
                                        اویی که صدای اشک هایش را آسمان از بر است و مرگ نیز او را بغل کرده.
                                        رنگ دنیایش سیاهییست از جنس تباهی.
                                        تنهایی هایش از جنس رفتن .
                                        و نوشتن هایش از جنس دلتنگی..!

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        1
                                        • فیک_ف آفلاین
                                          فیک_ف آفلاین
                                          فیک_
                                          اخراج شده
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط فیک_ انجام شده
                                          #20

                                          موضوع: اگر باران بودی به کجا نمی باریدی

                                          شلاق ناپیدای نسیمی شوق زده دو پاره ابر را از دو سوی آسمان به راه انداخت و سینه آنان را در مقابل سینه ی گدازان خورشید قرار داد. یکی تیره و گرفته و عبوس_بر چهره اش اخمی تند و در سینه اش صاعقه ها و رعد های دیوانه و مهیب به بند کشیده که بی قرار انفجار هستند و دیگری سبک بار همچون روح پارسایی_پاک همچون قلب روستایی_لطیف همچون روح مهربانی_سپید همچون صلح_سبک همچون نفس کشیدنی پس از گریستن_صمیمی همچون آشتی_روشن همچون دیداری پس از بازگشت و زیبا همچون پاره ابر سپید گوشه ی آسمان
                                          دو نیمه سیب سقراطی_یک سیب شد و باریدن گرفت.ندایی به گوشم رسید که میگفت همه ی ذرات این عالم با ذرات وجود من آشنایند و به گونه ای بر دل های نفرین شدگان زمین جاری شوم که گویا حریق نمرودی گلستان ابراهیمی شده است.
                                          قطره ها کم کم جویبار و جویبارها اندک اندک نهر و نهر ها رفته رفته دریا شد و باران گرم لذتی سرشار_خود را تسلیم این موج ناپیدایی کرده بود که شتابان به دور دست این دریا میرفت و گویا خداست که دارد یک ریز یک غزل می سراید_غزل های عاشقانه ی مهربان و پر از نوازشی که هر قطره ی این باران کلمه ای از آن سرودهاست.
                                          دو پاره ابر پس از خالی شدن نعره ها و گریه هایشان کنار رفتند و خورشید طلوعی اهورایی گرفت و آفتابگردان شکوهی آریایی از خود نشان داد و با صدایی خسته گفت: آفتاب من_دیگر پشت ابر نمانی و غروب نکنی که شاخه ی آفتابگردانی به جست و جوی تو سر برداشته است_ و اینگونه بود که من دانستم اگر باران بودم به کجا نمی باریدم

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          0
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع