مشکلات
-
Fatemeh Ahmadi
من نمیدونم که توی خونهٔ شما چخبره و عقاید چجوریه.
اما فکر نمیکنم اگه دختر خانواده بخواد به خانواده پناه ببره، اونا خودشونو ازش سلب کنن...دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ۲۲:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@danial-hosseiny رو این موضوع خودمم هنوز نمیدونم واکنش چیه فقط میترسم
-
@danial-hosseiny خودم تلاش خیلی کردم که تا الان سر پا موندم وگرنه به قول اون دوست عزیز یه آدم احمق بودم و خودکشی میکردمو میمردم هرچند افاقه نکرد
نوشتهشده در ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ۲۲:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهFatemeh Ahmadi
ولی من می دونم که نگفتن بیشتر از گفتن عواقب داره...
و بیشتر هم ترس داره... -
@danial-hosseiny خودم تلاش خیلی کردم که تا الان سر پا موندم وگرنه به قول اون دوست عزیز یه آدم احمق بودم و خودکشی میکردمو میمردم هرچند افاقه نکرد
نوشتهشده در ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ۲۲:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهFatemeh Ahmadi
و همین که تو هنوز اینجایی و اینقدر قوی برای سالها حرفاتو لای وجودت مخفی کردی، شایستهٔ ستایشه... -
Mohammad Hossein Kazemi خب بنظرتون توی یه خانواده متعصب و غیرتی که حتی اجازه تنها بیرون رفتن هم نمیدن و ابرو حتی از فرزندشون مهم تره گفتن حقیقت چی رو درست میکنه؟ فکر نمیکنید دعوا و جنجال بپا میشه؟
Fatemeh Ahmadi
چرا اینقدر مقاومت می کنید میگم حتی اگر بدترین اتفاق هم بیفته باید این کار رو بکنید بالاخره چی؟شما دخترید و براتون
خواستگار میاد تا کی میتونید بهانه بیارید و خواستگار ها رو رد کنید اخر سر مجبورید با فشاری که خانواده میارن همه چی رو بگید که کار در اون زمان خیلی بد میشه فرمودید خانوادتون متعصبند؟بیایم یه شراط بدتر رو در نظر بگیریم فرض کنید دختری با اختیار خودش این کار رو کرده باشه و پدر و مادرش
این رو بفهمند و متعصب هم باشند شاید مورد دعوا و سرزنش فراوان از سوی پدر و مادرش قرار بگیرد اما هیچوقت پدر و مادرش دخترشون رو به خاطر این کار نمی کشند یا آبروی دخترشون رو نمی برند شما که میگید همش تو خونه ام و تقصیر هم ندارم اگر این کار رو نکنید استرس این راز شما رو نابود خواهد کرد وممکن کار به جاهایی کشیده بشه که نباید کشیده بشه.......
مشکل شما قابل حله با چه زبونی دیگه بگم از خدا کمک بخواین و این کار انجام بدید من بدترین شرایط رو بهتون گفتم شما جای خواهر من رو دارید وقتی قضیه رو متوجه شدم خیلی تحقیق کردم به وضعیت های بدتر از این هم گفته شده بود که حتماً باید به خانواده اطلاع بدید دیگه خود دانید من فقط آرزو میکنم مشکلتون خیلی زود حل بشه. -
سلام خوبید
اگر کسی توی گذشته مشکلی داشته تو آینده هم اون مشکل رو داشته باشه باید چکار کنه؟
من مشکلات زیادی داشتم الان دنبال راه حل براشون هستم میشه راهنمایی ام کنید
واقعا اذیت کننده هستنددانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهFatemeh Ahmadi سلام عزیزم
من تمام نظر های دوستان رو خوندم میخواسم بدونم شما خواهر یا برادر نداری ک یه جورایی راز دار باشه و بتونی اول به خواهر یا برادرت این موضوع بگی؟
و اینکه اون شخصی ک این کار رو باهات کرد در چه حد نزدیک بوده ک میگین از نزدیکان بوده؟ -
Fatemeh Ahmadi
ولی من می دونم که نگفتن بیشتر از گفتن عواقب داره...
و بیشتر هم ترس داره...دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۹:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@danial-hosseiny اگر اون ترس مثل آرمیتایی که با داس کشته شد باشه چی هنوزم میگید بگم
-
Fatemeh Ahmadi
و همین که تو هنوز اینجایی و اینقدر قوی برای سالها حرفاتو لای وجودت مخفی کردی، شایستهٔ ستایشه...دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۹:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@danial-hosseiny
-
Fatemeh Ahmadi
چرا اینقدر مقاومت می کنید میگم حتی اگر بدترین اتفاق هم بیفته باید این کار رو بکنید بالاخره چی؟شما دخترید و براتون
خواستگار میاد تا کی میتونید بهانه بیارید و خواستگار ها رو رد کنید اخر سر مجبورید با فشاری که خانواده میارن همه چی رو بگید که کار در اون زمان خیلی بد میشه فرمودید خانوادتون متعصبند؟بیایم یه شراط بدتر رو در نظر بگیریم فرض کنید دختری با اختیار خودش این کار رو کرده باشه و پدر و مادرش
این رو بفهمند و متعصب هم باشند شاید مورد دعوا و سرزنش فراوان از سوی پدر و مادرش قرار بگیرد اما هیچوقت پدر و مادرش دخترشون رو به خاطر این کار نمی کشند یا آبروی دخترشون رو نمی برند شما که میگید همش تو خونه ام و تقصیر هم ندارم اگر این کار رو نکنید استرس این راز شما رو نابود خواهد کرد وممکن کار به جاهایی کشیده بشه که نباید کشیده بشه.......
مشکل شما قابل حله با چه زبونی دیگه بگم از خدا کمک بخواین و این کار انجام بدید من بدترین شرایط رو بهتون گفتم شما جای خواهر من رو دارید وقتی قضیه رو متوجه شدم خیلی تحقیق کردم به وضعیت های بدتر از این هم گفته شده بود که حتماً باید به خانواده اطلاع بدید دیگه خود دانید من فقط آرزو میکنم مشکلتون خیلی زود حل بشه.دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۹:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMohammad Hossein Kazemi سعی خودم رو میکنم ممنونم از راهنماییتون
-
Fatemeh Ahmadi سلام عزیزم
من تمام نظر های دوستان رو خوندم میخواسم بدونم شما خواهر یا برادر نداری ک یه جورایی راز دار باشه و بتونی اول به خواهر یا برادرت این موضوع بگی؟
و اینکه اون شخصی ک این کار رو باهات کرد در چه حد نزدیک بوده ک میگین از نزدیکان بوده؟دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۹:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهZahra Esmaeili دو برادر دارم فقط
این موضوع چند بار اتفاق افتاده و یکی از نزدیکان پدرم بوده و دیگری متاسفانه پسر داییم -
Zahra Esmaeili دو برادر دارم فقط
این موضوع چند بار اتفاق افتاده و یکی از نزدیکان پدرم بوده و دیگری متاسفانه پسر داییمدانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط Zahra Esmaeili انجام شدهFatemeh Ahmadi خب ببینید برادرتون واقعا نمیتونن کمکتون کنن؟
-
@danial-hosseiny اگر اون ترس مثل آرمیتایی که با داس کشته شد باشه چی هنوزم میگید بگم
Fatemeh Ahmadi عزیز دلم مسئله آرمیتا با شما خیلی تفاوت داره.
من تمام دیروز به شما فکر میکردم و به این نتیجه رسیدم باید بگی.
خودت خانوادهت رو بهتر میشناسی.
هرچه زودتر اقدام کنی زودتر همه چیز درست میشه.
و این نگرانیها شما درباره آینده غلطه.
اتفاقی برا شما رخ داده که حتی یک درصد هم درش مقصر نبودید.این اتفاق برای خیلیا پیش اومده.
من خودم یکی رو میشناختم که همین موضوع براش پیش اومد.سالها بعد ازدواج کرد و الان خیلی خوشبخته.
بنظرت کسی که دوستت داشته باشه و تو باهاش رو راست باشی و حرفای دلت رو همون اول بهش بزنی،بخاطر اتفاقی ک تقصیر تو نبوده ترکت میکنه؟یا محکوم میشی؟
الان با گذشته خیلی فرق کرده.
بنظرم اگه برادری داری که رابطش باهات خوبه و میتونه روحیاتت رو درک کنه باهاش درمیون بذار
امیدت رو از دست نده خوشگلم.
خدا همیشه نگات میکنه و دوستت داره.پس بهش توکل کن و کاری که بنظرت درسته رو انجام بده -
Zahra Esmaeili دو برادر دارم فقط
این موضوع چند بار اتفاق افتاده و یکی از نزدیکان پدرم بوده و دیگری متاسفانه پسر داییمنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۲۸ آخرین ویرایش توسط Maryam Nateqi انجام شدهFatemeh Ahmadi
سلام دوست عزیز
شما هیچ کسی رو ندارین که راحتر باشین باهاش؟ دوست؟ فامیل؟
دوتا برادر دارید! هر دو شون نمیتونن درک تون کنن بنظرتون؟
بالاخره برادراتون هستن یکم باید نسبت به بقیه توقع بیشتری از شون داشت از نظر من البته
دوست من شما راه دیگه ای نداری جز این که بگی!
این موضوعی نیست که بگیم زمان درستش میکنه! نه بدتر میشه لطفا لطفا لطفا خواهش میکنم در حق خودت یه خوبی بکن بگو لطفا
بعدشم شرایط شما خیلی با ارمیتایی که با داس توسط پدرش کشته شد فرق میکنه! -
Fatemeh Ahmadi
سلام دوست عزیز
شما هیچ کسی رو ندارین که راحتر باشین باهاش؟ دوست؟ فامیل؟
دوتا برادر دارید! هر دو شون نمیتونن درک تون کنن بنظرتون؟
بالاخره برادراتون هستن یکم باید نسبت به بقیه توقع بیشتری از شون داشت از نظر من البته
دوست من شما راه دیگه ای نداری جز این که بگی!
این موضوعی نیست که بگیم زمان درستش میکنه! نه بدتر میشه لطفا لطفا لطفا خواهش میکنم در حق خودت یه خوبی بکن بگو لطفا
بعدشم شرایط شما خیلی با ارمیتایی که با داس توسط پدرش کشته شد فرق میکنه!Maryam Nateqi
آرمیتا هرکاری هم که کرده بود،پدرش حق کشتنش رو نداشت
این واقعا ظلمه که دخترایی ک همچین مشکلایی براشون پیش میاد منتظر عاقبتی مثل آرمیتا باشن -
Maryam Nateqi
آرمیتا هرکاری هم که کرده بود،پدرش حق کشتنش رو نداشت
این واقعا ظلمه که دخترایی ک همچین مشکلایی براشون پیش میاد منتظر عاقبتی مثل آرمیتا باشننوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهReyhaneh golmohamadi
مگه من گفتم حقش بود؟؟ -
Reyhaneh golmohamadi
مگه من گفتم حقش بود؟؟Maryam Nateqi من در تایید سخن شما ریپ زدم.
سوء تفاهم نشه -
Maryam Nateqi من در تایید سخن شما ریپ زدم.
سوء تفاهم نشهنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهReyhaneh golmohamadi
نه دوست عزیز سوء تفاهم نشده فقط خواستم بگم که من درباره اون موضوع قضاوت نمیکنم -
Zahra Esmaeili دو برادر دارم فقط
این موضوع چند بار اتفاق افتاده و یکی از نزدیکان پدرم بوده و دیگری متاسفانه پسر داییمنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۳۸ آخرین ویرایش توسط Maryam Nateqi انجام شدهFatemeh Ahmadi
ی سوال دوست من بچه که بودی سعی نکردی به مامانت بگی؟
یا رفتارت جوری نبود که خانواده مشکوک بشن! -
Fatemeh Ahmadi
سلام دوست عزیز
شما هیچ کسی رو ندارین که راحتر باشین باهاش؟ دوست؟ فامیل؟
دوتا برادر دارید! هر دو شون نمیتونن درک تون کنن بنظرتون؟
بالاخره برادراتون هستن یکم باید نسبت به بقیه توقع بیشتری از شون داشت از نظر من البته
دوست من شما راه دیگه ای نداری جز این که بگی!
این موضوعی نیست که بگیم زمان درستش میکنه! نه بدتر میشه لطفا لطفا لطفا خواهش میکنم در حق خودت یه خوبی بکن بگو لطفا
بعدشم شرایط شما خیلی با ارمیتایی که با داس توسط پدرش کشته شد فرق میکنه!نوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۴۸ آخرین ویرایش توسط siamak slamtalab انجام شدهبه نظرم گفتش خیلی خیلی سخته و اصلا منطقی نیست الان ایشون دوتا برادر دارن و یک پدر دارن به گفته فاطمه خانوم خیلی غیرتی و آبرودار هست بالاخره موقع فهمیدین این موضوع سریع میگن کار کی بوده و یک نزاع بسیار بزرگ بین خانواده ها بوجود میاد چون از لحاظ منطقی موقع فهمیدن این مسئله مطمئنا خونسرد نخواهند بود. اگه یکی در سر این مسئله چیزیش بشه چی؟ کار به زندان و ... میکشه. و اونموقع دیگه به نظرتون آبرو میمونه.
به نظرم راه منطقی اینکه موقع ازدواج این مسئله رو به همسرشون بگن اگه از فاطمه خانم خوششون اومده باشه درکشون میکنن که تقصیر ایشون نبوده و خوشبخت میشن ولی اگه جوابشون منفی باشه میرن.
-
به نظرم گفتش خیلی خیلی سخته و اصلا منطقی نیست الان ایشون دوتا برادر دارن و یک پدر دارن به گفته فاطمه خانوم خیلی غیرتی و آبرودار هست بالاخره موقع فهمیدین این موضوع سریع میگن کار کی بوده و یک نزاع بسیار بزرگ بین خانواده ها بوجود میاد چون از لحاظ منطقی موقع فهمیدن این مسئله مطمئنا خونسرد نخواهند بود. اگه یکی در سر این مسئله چیزیش بشه چی؟ کار به زندان و ... میکشه. و اونموقع دیگه به نظرتون آبرو میمونه.
به نظرم راه منطقی اینکه موقع ازدواج این مسئله رو به همسرشون بگن اگه از فاطمه خانم خوششون اومده باشه درکشون میکنن که تقصیر ایشون نبوده و خوشبخت میشن ولی اگه جوابشون منفی باشه میرن.
نوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهsiamak slamtalab تازه اونم با افکار مسخره جهان سومی ک متجاوز گرو مقصر نمیدونن
اگر به خانوادش بگه ک چون اونا آشنا بودن خون بپا میشه
اگر هم نگه چند سال دیگه یجوری حالا یا بفهمن یا بگه اونموقع هم به دختر بیچاره تهمت میزنن ک حتما یه چیزی بوده ک نگفتیو قضیه بدتر تر میشه
واقن بین گفتن و نگفتنش موندم چیکار کنه -
siamak slamtalab تازه اونم با افکار مسخره جهان سومی ک متجاوز گرو مقصر نمیدونن
اگر به خانوادش بگه ک چون اونا آشنا بودن خون بپا میشه
اگر هم نگه چند سال دیگه یجوری حالا یا بفهمن یا بگه اونموقع هم به دختر بیچاره تهمت میزنن ک حتما یه چیزی بوده ک نگفتیو قضیه بدتر تر میشه
واقن بین گفتن و نگفتنش موندم چیکار کنهنوشتهشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهبه همسرشون بگه اگه واقعا عاشق باشه درکشون میکنه که کار بچه ۵ ساله نبوده اگه درکشون نکنه میزاره و میره