هرچی تو دلته بریز بیرون 2
-
fatemeh110 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
نزدیکم نشو
با خودت این کارو نکن
:(:مگه زامبی ای؟
سلام:)
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
fatemeh110 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
نزدیکم نشو
با خودت این کارو نکن
:(:مگه زامبی ای؟
سلام:)
سبلام ب روی نشستت
-
سفره خدا بزرگ است.
پیرزنی نابینایی جلوی حضرت موسی را گرفت.
گفت دعا کن خدا چشمانم را برگرداند.
حضرت موسی گفت باشد.
پیرزن گفت: دعا کن جمالم را هم برگرداند. حضرت یک مکثی کرد. با خود گفت : چشمانش را که
خدا داد، حالا دیگر ...
وحی آمد که موسی چرا فکر می کنی؟ مگر از تو می خواهد؟//mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
سفره خدا بزرگ است.
پیرزنی نابینایی جلوی حضرت موسی را گرفت.
گفت دعا کن خدا چشمانم را برگرداند.
حضرت موسی گفت باشد.
پیرزن گفت: دعا کن جمالم را هم برگرداند. حضرت یک مکثی کرد. با خود گفت : چشمانش را که
خدا داد، حالا دیگر ...
وحی آمد که موسی چرا فکر می کنی؟ مگر از تو می خواهد؟//woooow عالی بود
چیزی که خیلی نیاز داشتم
لطف حق_پروین اعتصامی
ما بدریا حکم طوفان میدهیم...
یاد شعر افتادم -
تربیت نا اهل را چون گرد کان بر گنبد است
-
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
fatemeh110 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
نزدیکم نشو
با خودت این کارو نکن
:(:مگه زامبی ای؟
سلام:)
سبلام ب روی نشستت
fatemeh110 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
fatemeh110 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
نزدیکم نشو
با خودت این کارو نکن
:(:مگه زامبی ای؟
سلام:)
سبلام ب روی نشستت
fatemeh110
:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat:
-
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
سفره خدا بزرگ است.
پیرزنی نابینایی جلوی حضرت موسی را گرفت.
گفت دعا کن خدا چشمانم را برگرداند.
حضرت موسی گفت باشد.
پیرزن گفت: دعا کن جمالم را هم برگرداند. حضرت یک مکثی کرد. با خود گفت : چشمانش را که
خدا داد، حالا دیگر ...
وحی آمد که موسی چرا فکر می کنی؟ مگر از تو می خواهد؟//woooow عالی بود
چیزی که خیلی نیاز داشتم
لطف حق_پروین اعتصامی
ما بدریا حکم طوفان میدهیم...
یاد شعر افتادمjoy در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
سفره خدا بزرگ است.
پیرزنی نابینایی جلوی حضرت موسی را گرفت.
گفت دعا کن خدا چشمانم را برگرداند.
حضرت موسی گفت باشد.
پیرزن گفت: دعا کن جمالم را هم برگرداند. حضرت یک مکثی کرد. با خود گفت : چشمانش را که
خدا داد، حالا دیگر ...
وحی آمد که موسی چرا فکر می کنی؟ مگر از تو می خواهد؟//woooow عالی بود
چیزی که خیلی نیاز داشتم
لطف حق_پروین اعتصامی
ما بدریا حکم طوفان میدهیم...
یاد شعر افتادم
joy
-
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
joy در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
یاد یه مطلب افتادم
دختر صحرا منتظر مرد جنگجوش میمونه
و این جمله با نوشته شما کامل تر شد
زخم مرد جنگی رو زیبا میکنه -
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
میری برو
اما بدون بعد تو
مهراب میمیره
دیوونه بازی_مرهاب_رضا گردشیjoy در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
mo در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
میری برو
اما بدون بعد تو
مهراب میمیره
دیوونه بازی_مرهاب_رضا گردشیjoy
اونی ک من گفتم اون اهنگ نبود میدونم میدونین:)