سوالای آسون ولی برای من مشکل در ادبیات
-
ولی بچهها، واقعا «او» میشه
-
ولی بچهها، واقعا «او» میشه
@danial-hosseiny سلام،مثل اینکه گول نخورده بودیممم
ولی من از یه دبیر ادبیات دیگم پرسیدم گفتن میلی میشه،شوما مطمئنین؟ -
ولی بچهها، واقعا «او» میشه
@danial-hosseiny
مآهور در سوالای آسون ولی برای من مشکل در ادبیات گفته است:
@f-nalist ادبیات درس خیلی سلیقه ایی هست.
این جمله رو بسته به سلیقه دو جور میشه تعبیر کرد:- او به جمال میلی ندارد. او نهاد
- برای او به جمال میلی نیست = میلی برای او به جمال نیست. میل نهاد
بعضیا مورد دومیم میگن که خیلی جالب نیست صرفا ساده تره که به ذهن ادم برسه..
-
او را به جمال میلی نباشد
۱) دیدم گفته بودین «را» فک اضافهست.
غلطه. رای فک اضافه باید بین دو کلمه بیاد.
علی را دست
سر را سودا
۲) اگر را رای متممی باشه و معنای «برای» بده.
«برای او به جمال میلی نباشد.»
ما درحال حاضر توی ادبیات خودمون باز این عبارت رو سادهتر میکنیم.
«برای او میلی به جمال نیست»
به این شکل، فعلمون حالت اسنادی پیدا میکنه.
«برای او» تبدیل میشه به گروه متمم قیدی.
میل میشه نهاد جمله و «به جمال» هم میشه متمم.
چون گروه متمم قیدی اول قابل حذفه، اینجوری راحتتر متوجه میشین چرا «او» نهاد نیست.
۳) اگر بیایم و جمله رو به این شکل معنا کنیم.
او به جمال میلی ندارد.
در این صورت با فعل اسنادی طرف نیستیم.
نهاد جمله میشه او
«به جمال» متممه
و میل مفعول جملهست.
ندارد هم که فعل ماست.
این حالت غلط نیست بچهها. بلد باشین. اما حالت دومی رو درستتر میگیرن و درستتر میدونن. -
او را به جمال میلی نباشد
۱) دیدم گفته بودین «را» فک اضافهست.
غلطه. رای فک اضافه باید بین دو کلمه بیاد.
علی را دست
سر را سودا
۲) اگر را رای متممی باشه و معنای «برای» بده.
«برای او به جمال میلی نباشد.»
ما درحال حاضر توی ادبیات خودمون باز این عبارت رو سادهتر میکنیم.
«برای او میلی به جمال نیست»
به این شکل، فعلمون حالت اسنادی پیدا میکنه.
«برای او» تبدیل میشه به گروه متمم قیدی.
میل میشه نهاد جمله و «به جمال» هم میشه متمم.
چون گروه متمم قیدی اول قابل حذفه، اینجوری راحتتر متوجه میشین چرا «او» نهاد نیست.
۳) اگر بیایم و جمله رو به این شکل معنا کنیم.
او به جمال میلی ندارد.
در این صورت با فعل اسنادی طرف نیستیم.
نهاد جمله میشه او
«به جمال» متممه
و میل مفعول جملهست.
ندارد هم که فعل ماست.
این حالت غلط نیست بچهها. بلد باشین. اما حالت دومی رو درستتر میگیرن و درستتر میدونن.@danial-hosseiny
حالا چرا مورد سوم اونقدری موردپسند نیست؟
چونکه ما عملا یه کوچولو تقلب میکنیم!
«را» توی جملهٔ اول وجود داره اما توی جملهای که ما تبدیلش میکنیم چه اتفاقی براش میوفته؟! ما عملا «را» رو حذف میکنیم و فعل رو تغییر میدیم.
از این جهت این اشکال داره. ما بدون اینکه اجازه داشته باشیم داریم «را» رو حذف میکنیم.
«را» یا فک اضافهس، یا حرف اضافهس، یا نشانهٔ مفعوله... «را» قسم هم داریم. اما هیچکدومشون قابل حذف نیستن. بلکه یه شکلی دارن و تبدیل به شکل دیگهای میشن یا از خودشون استفاده میکنیم. -
او را به جمال میلی نباشد
۱) دیدم گفته بودین «را» فک اضافهست.
غلطه. رای فک اضافه باید بین دو کلمه بیاد.
علی را دست
سر را سودا
۲) اگر را رای متممی باشه و معنای «برای» بده.
«برای او به جمال میلی نباشد.»
ما درحال حاضر توی ادبیات خودمون باز این عبارت رو سادهتر میکنیم.
«برای او میلی به جمال نیست»
به این شکل، فعلمون حالت اسنادی پیدا میکنه.
«برای او» تبدیل میشه به گروه متمم قیدی.
میل میشه نهاد جمله و «به جمال» هم میشه متمم.
چون گروه متمم قیدی اول قابل حذفه، اینجوری راحتتر متوجه میشین چرا «او» نهاد نیست.
۳) اگر بیایم و جمله رو به این شکل معنا کنیم.
او به جمال میلی ندارد.
در این صورت با فعل اسنادی طرف نیستیم.
نهاد جمله میشه او
«به جمال» متممه
و میل مفعول جملهست.
ندارد هم که فعل ماست.
این حالت غلط نیست بچهها. بلد باشین. اما حالت دومی رو درستتر میگیرن و درستتر میدونن. -
@f-nalist
خواهش میکنم -
@f-nalist
زیاد سر در نمیارم اما گمونم را فک اضافه باشه چون کمی قبل تر یکی ( نمیدونم چجوری باید منش کنم ایشون روتازه وارد حساب میشم) گفتن که را فک اضافه بین دو کلمه میاد اینجا هم «را»بین زبان و مشتری اومده
-
@f-nalist
زیاد سر در نمیارم اما گمونم را فک اضافه باشه چون کمی قبل تر یکی ( نمیدونم چجوری باید منش کنم ایشون روتازه وارد حساب میشم) گفتن که را فک اضافه بین دو کلمه میاد اینجا هم «را»بین زبان و مشتری اومده
-
@f-nalist سوالتون منو وادار کرد که جستوجو کنم ....
برای رای فک به این رسیدم
«در صورتی که مضاف و مضاف الیه از هم جدا شوند یا جایشان با هم عوض شود و را به جای کسره میان آنها بیاید، را فک اضافه نامیده میشود. این را در واقع برابر نقش نمای اضافه است. او را طاقت از دست رفت (طاقتِ او از دست رفت).»
طبق این نوشته میتونیم بگیم: از اونجایی که زبان و مشتری مضاف و مضاف الیه نیستن پس رای بینشون هم از نوع فک اضافه نیست
( شک دارم درست گفته باشم )
۰.۲۵ من پرید🥲 -
@f-nalist در مورد متممی بودنش... فک کنم درستش همین این باشه ..
وقتی یکم سادش میکنیم به همچین چیزی میرسیم« برای زبان مشتری جز گوش نیست » اینجا را در معنای حرف اضافه «برای» اومده پس میشه گفت که «رای حرف اضافه» یا همون« رای متممی» هسترای متممی منطقی تر میاد ...
حالا جواب چی میشه؟؟! -
@f-nalist
متممی -
@f-nalist
متممی@danial-hosseiny
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
برای زبان جز گوش مشتری وجود ندارد
«برای زبان» متمم قیدی
«جز گوش» متمم قیدی
مشتری نهاد
وجود ندارد فعل
یا
مشتریِ زبان جز گوش نیست
مشتری نهاد و زبان وابستهٔ پسین
گوش مسند
نیست فعل اسنادی
...
حالا که فکرشو میکنم، چون جملهٔ اول، دوتا متمم قیدی پیدا میکنه، حالت مطلوبتر دومیه.
اما به هر حال غلط هم نیست. -
@f-nalist سوالتون منو وادار کرد که جستوجو کنم ....
برای رای فک به این رسیدم
«در صورتی که مضاف و مضاف الیه از هم جدا شوند یا جایشان با هم عوض شود و را به جای کسره میان آنها بیاید، را فک اضافه نامیده میشود. این را در واقع برابر نقش نمای اضافه است. او را طاقت از دست رفت (طاقتِ او از دست رفت).»
طبق این نوشته میتونیم بگیم: از اونجایی که زبان و مشتری مضاف و مضاف الیه نیستن پس رای بینشون هم از نوع فک اضافه نیست
( شک دارم درست گفته باشم )
۰.۲۵ من پرید🥲@Samaneh-2 در سوالای آسون ولی برای من مشکل در ادبیات گفته است:
@f-nalist سوالتون منو وادار کرد که جستوجو کنم ....
برای رای فک به این رسیدم
«در صورتی که مضاف و مضاف الیه از هم جدا شوند یا جایشان با هم عوض شود و را به جای کسره میان آنها بیاید، را فک اضافه نامیده میشود. این را در واقع برابر نقش نمای اضافه است. او را طاقت از دست رفت (طاقتِ او از دست رفت).»
طبق این نوشته میتونیم بگیم: از اونجایی که زبان و مشتری مضاف و مضاف الیه نیستن پس رای بینشون هم از نوع فک اضافه نیست
( شک دارم درست گفته باشم )
۰.۲۵ من پرید🥲@Samaneh-2 در سوالای آسون ولی برای من مشکل در ادبیات گفته است:
@f-nalist در مورد متممی بودنش... فک کنم درستش همین این باشه ..
وقتی یکم سادش میکنیم به همچین چیزی میرسیم« برای زبان مشتری جز گوش نیست » اینجا را در معنای حرف اضافه «برای» اومده پس میشه گفت که «رای حرف اضافه» یا همون« رای متممی» هسترای متممی منطقی تر میاد ...
حالا جواب چی میشه؟؟!واقعا نمیدونم
-
@danial-hosseiny
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
برای زبان جز گوش مشتری وجود ندارد
«برای زبان» متمم قیدی
«جز گوش» متمم قیدی
مشتری نهاد
وجود ندارد فعل
یا
مشتریِ زبان جز گوش نیست
مشتری نهاد و زبان وابستهٔ پسین
گوش مسند
نیست فعل اسنادی
...
حالا که فکرشو میکنم، چون جملهٔ اول، دوتا متمم قیدی پیدا میکنه، حالت مطلوبتر دومیه.
اما به هر حال غلط هم نیست. -
@f-nalist
لطفا، به زحمتی بکش... سؤال جدید داری، تاپیک جدید بزن.
چون واقعا سؤالات و جوابا چه برای خودت، چه دیگری، حیفن و پیدا کردنشون سختتر میشه. -
@f-nalist
خواهش میکنم