سوالای آسون ولی برای من مشکل در ادبیات
-
@f-nalist کلا فعلای اسنادی رو خیلی باید حواست باشه
چون در ظاهر اسنادی هستن بعضی جاها، اما مفهوم و معنی غیر اسنادی دارن پس فعل غیراسنادی مثلا است بعضی جاها به معنای وجود داشتن مثلا هوا است یعنی هوا وجود دارد، اینجا است اسنادی نیست
یعنی برای تشخیص غیر اسنادی بودن یا نبودن اول باید معنی فعلو تو جمله پیدا کنی
دوباره از یه طرف دیگه یه سری فعل داریم که در ظاهر غیراسنادین اما اگر معنیشکنی و فعل اسنادی که تحول پیدا کرده و شده اینو بفهمی میبینی که دراصل فعل اسنادیه -
Sachli
خانم افتخاری
چرا کلی گویی میکنی😂😂صرف مثال
من از هر کسی مثلا نهاد میپرسم
میگه کاری نداره کهدر جواب چه کسی یا چه چیزی نهاد میاد
آیا به همین سادگی است
خیر
الان اگه میشه لطف کن این شعر رو جون من معنیش کن رو این توضیحش بده
مرسی😂😂 -
Sachli
خانم افتخاری
چرا کلی گویی میکنی😂😂صرف مثال
من از هر کسی مثلا نهاد میپرسم
میگه کاری نداره کهدر جواب چه کسی یا چه چیزی نهاد میاد
آیا به همین سادگی است
خیر
الان اگه میشه لطف کن این شعر رو جون من معنیش کن رو این توضیحش بده
مرسی😂😂@f-nalist
معنیش اینطوری میشه که
کسی در راه عشق قدم میزاره که جانش رو فدا کرده و زنده و عشق با هم دیگه امکان پذیر نیست
پ.ن : چون رقیه نگفت من گفتم .. -
@f-nalist ادبیات درس خیلی سلیقه ایی هست.
این جمله رو بسته به سلیقه دو جور میشه تعبیر کرد:- او به جمال میلی ندارد. او نهاد
- برای او به جمال میلی نیست = میلی برای او به جمال نیست. میل نهاد
-
ولی بچهها، واقعا «او» میشه 😄
-
ولی بچهها، واقعا «او» میشه 😄
-
ولی بچهها، واقعا «او» میشه 😄
@danial-hosseiny
مآهور در سوالای آسون ولی برای من مشکل در ادبیات گفته است:
@f-nalist ادبیات درس خیلی سلیقه ایی هست.
این جمله رو بسته به سلیقه دو جور میشه تعبیر کرد:- او به جمال میلی ندارد. او نهاد
- برای او به جمال میلی نیست = میلی برای او به جمال نیست. میل نهاد
بعضیا مورد دومیم میگن که خیلی جالب نیست صرفا ساده تره که به ذهن ادم برسه..
-
او را به جمال میلی نباشد
۱) دیدم گفته بودین «را» فک اضافهست.
غلطه. رای فک اضافه باید بین دو کلمه بیاد.
علی را دست
سر را سودا
۲) اگر را رای متممی باشه و معنای «برای» بده.
«برای او به جمال میلی نباشد.»
ما درحال حاضر توی ادبیات خودمون باز این عبارت رو سادهتر میکنیم.
«برای او میلی به جمال نیست»
به این شکل، فعلمون حالت اسنادی پیدا میکنه.
«برای او» تبدیل میشه به گروه متمم قیدی.
میل میشه نهاد جمله و «به جمال» هم میشه متمم.
چون گروه متمم قیدی اول قابل حذفه، اینجوری راحتتر متوجه میشین چرا «او» نهاد نیست.
۳) اگر بیایم و جمله رو به این شکل معنا کنیم.
او به جمال میلی ندارد.
در این صورت با فعل اسنادی طرف نیستیم.
نهاد جمله میشه او
«به جمال» متممه
و میل مفعول جملهست.
ندارد هم که فعل ماست.
این حالت غلط نیست بچهها. بلد باشین. اما حالت دومی رو درستتر میگیرن و درستتر میدونن. -
او را به جمال میلی نباشد
۱) دیدم گفته بودین «را» فک اضافهست.
غلطه. رای فک اضافه باید بین دو کلمه بیاد.
علی را دست
سر را سودا
۲) اگر را رای متممی باشه و معنای «برای» بده.
«برای او به جمال میلی نباشد.»
ما درحال حاضر توی ادبیات خودمون باز این عبارت رو سادهتر میکنیم.
«برای او میلی به جمال نیست»
به این شکل، فعلمون حالت اسنادی پیدا میکنه.
«برای او» تبدیل میشه به گروه متمم قیدی.
میل میشه نهاد جمله و «به جمال» هم میشه متمم.
چون گروه متمم قیدی اول قابل حذفه، اینجوری راحتتر متوجه میشین چرا «او» نهاد نیست.
۳) اگر بیایم و جمله رو به این شکل معنا کنیم.
او به جمال میلی ندارد.
در این صورت با فعل اسنادی طرف نیستیم.
نهاد جمله میشه او
«به جمال» متممه
و میل مفعول جملهست.
ندارد هم که فعل ماست.
این حالت غلط نیست بچهها. بلد باشین. اما حالت دومی رو درستتر میگیرن و درستتر میدونن.@danial-hosseiny
حالا چرا مورد سوم اونقدری موردپسند نیست؟
چونکه ما عملا یه کوچولو تقلب میکنیم!
«را» توی جملهٔ اول وجود داره اما توی جملهای که ما تبدیلش میکنیم چه اتفاقی براش میوفته؟! ما عملا «را» رو حذف میکنیم و فعل رو تغییر میدیم.
از این جهت این اشکال داره. ما بدون اینکه اجازه داشته باشیم داریم «را» رو حذف میکنیم.
«را» یا فک اضافهس، یا حرف اضافهس، یا نشانهٔ مفعوله... «را» قسم هم داریم. اما هیچکدومشون قابل حذف نیستن. بلکه یه شکلی دارن و تبدیل به شکل دیگهای میشن یا از خودشون استفاده میکنیم. -
او را به جمال میلی نباشد
۱) دیدم گفته بودین «را» فک اضافهست.
غلطه. رای فک اضافه باید بین دو کلمه بیاد.
علی را دست
سر را سودا
۲) اگر را رای متممی باشه و معنای «برای» بده.
«برای او به جمال میلی نباشد.»
ما درحال حاضر توی ادبیات خودمون باز این عبارت رو سادهتر میکنیم.
«برای او میلی به جمال نیست»
به این شکل، فعلمون حالت اسنادی پیدا میکنه.
«برای او» تبدیل میشه به گروه متمم قیدی.
میل میشه نهاد جمله و «به جمال» هم میشه متمم.
چون گروه متمم قیدی اول قابل حذفه، اینجوری راحتتر متوجه میشین چرا «او» نهاد نیست.
۳) اگر بیایم و جمله رو به این شکل معنا کنیم.
او به جمال میلی ندارد.
در این صورت با فعل اسنادی طرف نیستیم.
نهاد جمله میشه او
«به جمال» متممه
و میل مفعول جملهست.
ندارد هم که فعل ماست.
این حالت غلط نیست بچهها. بلد باشین. اما حالت دومی رو درستتر میگیرن و درستتر میدونن. -
@f-nalist
خواهش میکنم ♥ -
بچه ها تاپیکم زدما ولی برا ادبیات چی پیشنهاد میدین واسه نهایی
-
@f-nalist
زیاد سر در نمیارم اما گمونم را فک اضافه باشه چون کمی قبل تر یکی ( نمیدونم چجوری باید منش کنم ایشون رو 😅تازه وارد حساب میشم) گفتن که را فک اضافه بین دو کلمه میاد اینجا هم «را»بین زبان و مشتری اومده -
@f-nalist
زیاد سر در نمیارم اما گمونم را فک اضافه باشه چون کمی قبل تر یکی ( نمیدونم چجوری باید منش کنم ایشون رو 😅تازه وارد حساب میشم) گفتن که را فک اضافه بین دو کلمه میاد اینجا هم «را»بین زبان و مشتری اومده -
@f-nalist سوالتون منو وادار کرد که جستوجو کنم ....
برای رای فک به این رسیدم👇
«در صورتی که مضاف و مضاف الیه از هم جدا شوند یا جایشان با هم عوض شود و را به جای کسره میان آنها بیاید، را فک اضافه نامیده میشود. این را در واقع برابر نقش نمای اضافه است. او را طاقت از دست رفت (طاقتِ او از دست رفت).»
طبق این نوشته میتونیم بگیم: از اونجایی که زبان و مشتری مضاف و مضاف الیه نیستن پس رای بینشون هم از نوع فک اضافه نیست
( شک دارم درست گفته باشم )
۰.۲۵ من پرید🥲




