هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
Aqua در | گالری روح نواز🫀
| گفته است:
فوقالعاده است -
ادبیاتمو بازم نکردم
فردا امتحان
ولی ادبیات خیلی شیرینیه
هرچی هم باشه مثل بقیه عمومی ها نیست
حداقل از خوندنش ادم لذت می بره
️
-
️
️
️
️
️
️
️
️
️
️
️
-
️
️
️
️
️
️
️
️
️
️
️
-
Anzw 18
بیلسیدیم سنی بویله سومزدیم -
غم میون دوتا چشمون قشنگ منم لونه کرده
-
ای دل چه اندیشیدهای در عذر آن تقصیرها؟
زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفازان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم
زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطازین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطاچندین چشش از بهر چه؟ تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه؟ تا در رسی در اولیااز بد پشیمان میشوی اللهگویان میشوی
آن دم تو را او میکشد تا وارهاند مر تو رااز جرم ترسان میشوی وز چاره پرسان میشوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمیبینی چرا؟گر چشم تو بربست او چون مهرهای در دست او
گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هواگاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن
گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفیاین سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گردابهاچندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان
کز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدابانگ شعیب و نالهاش وان اشک همچون ژالهاش
چون شد ز حد از آسمان آمد سحرگاهش نداگر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت خامش رها کن این دعاگفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود من در رَوَم بهر لقاگر رانده آن منظرم بسته است از او چشم ترم
من در جحیم اولیترم جنت نشاید مر مراجنت مرا بیروی او هم دوزخست و هم عدو
من سوختم زین رنگ و بو، کو فر انوار بقا؟ -
Anzw 18
یاندیم عصیان اتدیم قربان اولدوم بو سودایاااا
ی سوال تو ترکی؟ -
Anzw 18
با همون ریتم بقیشو بلد نیستم
عع نمیدانستم🩷