اعتراف میکنم که....
-
اِهِم
اعتراف می کنم
واسه یکی 106 تا صفحه چت خالی باز کردم پاکیدم الان اون مجبوره پاک کنه معلومم نیس من باز کردم کار خوبی نیس اما خوب کردم- هیییس .خب برم تست قرابتمو بزنم
- هیییس .خب برم تست قرابتمو بزنم
-
اعتراف میکنم وقتایی که حوصله ندارم از جام بلند بشم همه قسمتای سیب رو میخورم تا مجبور نشم بندازم سطل اشغال
-
سلااااام به روی ماه دوستااااان آلایی
حالتون چطووووره؟
این از تابستون مابعد سختی ها وپیچ وخم های کنکور ...وقتشه یه سری به بازیگوشی های غبار زده مون بزنیم وبمب درونمون رو بپوکونیم (بعد کنکور بمب درونتون را پوکاندیدینین ؟؟اگه میتونی بخونش)
اینم یه# چالش هست
میخوام اعترااااف کنید چه کارا وعادتهای عجیبی میکنید....
شاید برا بقیه جالب باشه ...مثلا من پوست لبمو میکنم بعد دردشو تحمل میکنم
یکی از خنگ بازیای دیگم تایه سال بعدعضویتم هروقت میخواستم برم بیرون از انجمن گزینه بیرون رفتن رو میزدم بعد موقه برگشتن مجبور میشدم دوباره اطلاعت وارد کنمفک کنید روزی چندین بار اینکارومیکردم....
خب وقتشه جانب هیجان انگیز وعجیب شخصیتتون رو به چالش بکشید.
موفق باشید
خبرگزاری #آبودان
#یاسی
#آلا
#ریبون
#برزیل
یه زمانی آلایی
اتفاقی یه پستتو دیدم...
چقد دلم برات تنگ شده یاسمین :))
کاش بیای -
اعتراف میکنم ک هنوز سرم درده بابت گریه های غروب
دلیلشو نمیتونم ببخشم.ادمی ک ب همه ما بد کرد .
ادمی ک با همه نزدیک بودنش مث زهر میمونه ذره ذره وجودمونو میمکه و عین خیالش نیس.
ادمی ک دیگه دوسش ندارم.ادمی ک حرف زدن باهاش شده عذاب جونم.
ادمی ک یکی از اعضای خونوادس ولی ..من دیگ ب رسمیت نمیشناسمش.
منتظرم.منتظر روزی ک قوتمو بالا ببرم اونقدی ک زورم بهش بچربه و بقیمونو از دستش نجات بدم.
فقط ..
نمیدونم تا اون روز چقدر از ما باقی مونده...شاید کم...شاید هیچی
تنها چیزی ک اینروزای بدو تلخوبرام قابل تحمل میکنه امید ب همون روزه.وبودن باقی خونوادم و غصه هایی ک تنهایی خورده نمیشه.. -
اعتراف میکنم این که نمیدونم مشکل دارم یا نه مشکل چیه نمیدونم. تعریفام از خیلی چیزا با ادمای دیگه فرق میکنه چرا هم نمیدونم. نمیدونم مشکل دارم یا چی. وقتی کسی رو دوست دارم , دوست دارم که پیشرفتش رو ببینم برای من از همه چی این مهمتره و وقتی برعکس میشه و راهی که میره اخرش هیچ هست یه ناامیدی بهم دست میده و تحملش سخت میشه و من دور میشم. اعتراف میکنم بعضی وقتا از اینکه دوست داشتنم رو اینطوری درک نمیکنن ناراحت میشم وو برای اینکه کمتر عذاب ببینم تنهایی رو ترجیح میدم. میگم که دوست داشتنم رو برای یه ادم با این نشون میدم که چقدر برام مهمه که پیشرفت کنه و به چیزایی که میخواد برسه و خوشحال باشه و دایم و تکراری از گفتن "تو رو دوست دارم" بدم میاد. اعتراف اینکه حتی توی خونوادم هم هنوز کامل منو نشناختن پس حرفی نمیمونه.
یه اعتراف دیگه این که (این خیلی شخصیه هیچوقت به هیچکس نگفتم به یه دلایلی شاید قضاوت بد و ... ولی اینجا اینترنته میذارمش) نمیدونم من مشکل دارم یا چی... همیشه دوست داشتم به جای حرف زدن با ادم ها و مسافرت کردن و درگیر شدن به چیزایی که توی زندگی وجود دارن میتونستم یه ماشین فضایی داشته باشم و هیچوقت نمیمردم و میرفتم موجودات دیگه رو میدیدم... احساس میکنم زمین خیلی کوچیکه کاش میشد تنها رفت و اون دور دورا رو دید... یه اعتراف کنار این که بعضی وقتا به خاطر این موضوع یه حالت بغض/گریه ای دارم و داشتم که کاش میشد با استیون هاوکینگ با انشتین با داوینچی با نیکولا تسلا رو در رو میشدم و میتونستم ازشون سوال بپرسم و ارام بشم که چرا و چرا و چرا... شایدم مشکل یا کمبودی دارم که میگم کاش میشد با استیون هاوکینگ حرف بزنم یه ادم که دغدغه اش پول نبود یه ادم کنجکاو یه ادم که میگم میشد باهاش حرف زد و لذت برد بعضی وقتا میگم انشیتین استیون هاوکینگ کاش میشد یه 24 ساعت زنده بودین و میشد تنها باهاتون حرف زد یا ......
اعتراف میکنم که خسته شدم از صحبت های عادی زندگی از حرف نزدن از زندگی از تحمل خیلی چیزا از نبودن که جاش نیست بگم به جز توی ذهنم...
دل نوشته با فکرای شخصی
-
سلام . ای ن اخرین اعترافه . دیگه اعتراف نمیکنم!
اعتراف میکنم ی تصمیم بزرگو دردناکی برای خودم گرفتم.فقط خداست ک میدونه واسم چقد سخته
میخوام کنکور ندم.بشم ی بچه کاری و حرف گوش کن.برای پدرو مادرم.چیزی ک تا الان نبودم.میخوام این چند سالو کامل گوش بفرمانشون باشم.شما ت انجمن اولین کسایی هستین ک از تصمیمم خبر دارین.دل من مهم نیس.مهم اینه برام ی باری از دوش خونوادم بردارم.
میدونم همه چیزم تموم میشه و میشم ی مرده ک مردگی میکنه جای زندگی.شایدم تا سال دگ شوهرم دادن و با خفت رفتم سر ی زندگی ک برام سرتاسر عذابه و رنجو درد.اما ی چیز.از انجمن خدافظی نمیکنم حتی اگ منفور ترین کاربر باشم. میدونم ک بقیه چطور قضاوتم خواهند کرد.
این بود اخرین اعتراف من...
فقط خدا ازدلم خبر داره و بس... -
سلام . ای ن اخرین اعترافه . دیگه اعتراف نمیکنم!
اعتراف میکنم ی تصمیم بزرگو دردناکی برای خودم گرفتم.فقط خداست ک میدونه واسم چقد سخته
میخوام کنکور ندم.بشم ی بچه کاری و حرف گوش کن.برای پدرو مادرم.چیزی ک تا الان نبودم.میخوام این چند سالو کامل گوش بفرمانشون باشم.شما ت انجمن اولین کسایی هستین ک از تصمیمم خبر دارین.دل من مهم نیس.مهم اینه برام ی باری از دوش خونوادم بردارم.
میدونم همه چیزم تموم میشه و میشم ی مرده ک مردگی میکنه جای زندگی.شایدم تا سال دگ شوهرم دادن و با خفت رفتم سر ی زندگی ک برام سرتاسر عذابه و رنجو درد.اما ی چیز.از انجمن خدافظی نمیکنم حتی اگ منفور ترین کاربر باشم. میدونم ک بقیه چطور قضاوتم خواهند کرد.
این بود اخرین اعتراف من...
فقط خدا ازدلم خبر داره و بس...@Fre-que-nce
میدونم پیامم اسپم احتمالا حساب میشه ولی لازمه بگم.
آدم که نباید احساسی تصمیم بگیره یکم فکر کنید. تنهانیستید بعضیای دیگه هم هستن به خاطر بعضی از اعضای خانواده یا فامیل نزدیک همه چیشون داره نابود میشه مهر محبت خانواده و درس اعصاب و ... باید قوی باشید . مثل اونا. اگرقرار به شکستن باشه به عنوان جوان خانواده خب بقیه خانواده هم میشکنن زیر فشار. اگر خم بشید اون کسی که داره عذاب میده بقیه رو خب موفق میشه خوشحال میشه. شما که چنین چیزی رو دوست ندارید؟ پس با موفقیت و خوشحالی زندگی کنید تا اون فرد عذاب بکشه -
سلام . ای ن اخرین اعترافه . دیگه اعتراف نمیکنم!
اعتراف میکنم ی تصمیم بزرگو دردناکی برای خودم گرفتم.فقط خداست ک میدونه واسم چقد سخته
میخوام کنکور ندم.بشم ی بچه کاری و حرف گوش کن.برای پدرو مادرم.چیزی ک تا الان نبودم.میخوام این چند سالو کامل گوش بفرمانشون باشم.شما ت انجمن اولین کسایی هستین ک از تصمیمم خبر دارین.دل من مهم نیس.مهم اینه برام ی باری از دوش خونوادم بردارم.
میدونم همه چیزم تموم میشه و میشم ی مرده ک مردگی میکنه جای زندگی.شایدم تا سال دگ شوهرم دادن و با خفت رفتم سر ی زندگی ک برام سرتاسر عذابه و رنجو درد.اما ی چیز.از انجمن خدافظی نمیکنم حتی اگ منفور ترین کاربر باشم. میدونم ک بقیه چطور قضاوتم خواهند کرد.
این بود اخرین اعتراف من...
فقط خدا ازدلم خبر داره و بس... -
@Fre-que-nce
میدونم پیامم اسپم احتمالا حساب میشه ولی لازمه بگم.
آدم که نباید احساسی تصمیم بگیره یکم فکر کنید. تنهانیستید بعضیای دیگه هم هستن به خاطر بعضی از اعضای خانواده یا فامیل نزدیک همه چیشون داره نابود میشه مهر محبت خانواده و درس اعصاب و ... باید قوی باشید . مثل اونا. اگرقرار به شکستن باشه به عنوان جوان خانواده خب بقیه خانواده هم میشکنن زیر فشار. اگر خم بشید اون کسی که داره عذاب میده بقیه رو خب موفق میشه خوشحال میشه. شما که چنین چیزی رو دوست ندارید؟ پس با موفقیت و خوشحالی زندگی کنید تا اون فرد عذاب بکشه -
Mahdi2001 گاهی نمیشه حرف زداز خیلی چیزا
اما ب محضی ک ی روزنه پیدا کنم برمیگردم ب راه دوست داشتنی خودم.ممنون از حرفاتون
از تنها چیزی ک تو زندگیم لذت بردم ت تمام این روزا درسامن ک الان ازشون دور موندم و حالو روزم اینه@Fre-que-nce خب پس برید درستونو بخونید. تصمیم گیری موقعی که احساس حاکم بر آدمه بزرگترین اشتباه یک نفر میتونه باشه. من چون کسایی میشناسم که مشکلات خانوادگی دارن حالا چه کم چه زیاد چه مشابه شما طبق اون کامنت چه متفاوت نمیگم درک میکنم ولی میتونم بگم تنها نیستید پس محکم باشید و با موفقیتتون اون کسی مانع پیشرفت و باعث آزار اذیت هست رو اذیت کنید تا بفهمه هر کاری کنه انگار نه انگار
-
Mahdi2001 گاهی نمیشه حرف زداز خیلی چیزا
اما ب محضی ک ی روزنه پیدا کنم برمیگردم ب راه دوست داشتنی خودم.ممنون از حرفاتون
از تنها چیزی ک تو زندگیم لذت بردم ت تمام این روزا درسامن ک الان ازشون دور موندم و حالو روزم اینه -
@Fre-que-nce خب پس برید درستونو بخونید. تصمیم گیری موقعی که احساس حاکم بر آدمه بزرگترین اشتباه یک نفر میتونه باشه. من چون کسایی میشناسم که مشکلات خانوادگی دارن حالا چه کم چه زیاد چه مشابه شما طبق اون کامنت چه متفاوت نمیگم درک میکنم ولی میتونم بگم تنها نیستید پس محکم باشید و با موفقیتتون اون کسی مانع پیشرفت و باعث آزار اذیت هست رو اذیت کنید تا بفهمه هر کاری کنه انگار نه انگار
-
اعتراف میکنم تا حالا لپتابمو خاموش نکردم