قسمت بندیِ ترجمه
-
@F_SSU
Exactly this part is mine :))
حقیقتا این پارت مال منه :)) -
@F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه
گفته است:
⚀توجه :
part9
(کسی که میخوان این قسمت رو ترجمه کنن ، ریپلای بزنن و اعلام کنن)خانوم پتردوتابچه داره سامی7سالشه وخواهرش آنی 4سال داره سامی به مدرسه میره اما آنی نمیره وقتی سامی خونه است اغلب یاآنی بازی میکنه وقتیکه مادرآشپزی میکنه شستشو ویاتمیز کاری میکنه. او(سامی)معمولا برای خواهرش خیلی خوبه وخانوم پتر معمولا کاراش رو انجام میده یه صبح شنبه بچه ها توحیاط بازی میکردن درحالی که مادرشون نهاردرست میکرداونها شاد بودن تااینکه آنی یه دفعه شروع به گریه کردوبه سمت آشپز خانه دویدپیش مادرش خانوم پترآشپزی رورهاکردوگفت چراگریه میکنی؟
آنی جواب داد:سامی اسب اسباب بازی من روشکست وبلندترگریه کرد
مادرش پرسید چه طوری شکست؟
آنی که گریه ش رو متوقف کردو تاچند ثانیه جواب نداد سپس گفت از او متنفرم سر اسباب بازیم رو شکست. -
MATAN
ببخشید الان دیدم
تا ده رفتیم
یکمصبر کنیم
بقیه هم ترجمه کنن
بعدش ادامه بدیم
(خودم هم هر قسمتی که برای شما میفرستم رو ترجمه میکنم) -
@F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه
گفته است:
و کسانیکه قبلا بودن :
romisa
MATAN
@elhame-H
mariia
@njzamin
@MM-zahed
Ali 1منم بودم میتونم الآن بازم بگیرم ولی فردا صبح میگذارم.
-
@F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه
گفته است:
و کسانیکه قبلا بودن :
romisa
MATAN
@elhame-H
mariia
@njzamin
@MM-zahed
Ali 1منم بودم میتونم الآن بازم بگیرم ولی فردا صبح میگذارم.
-
@F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه
گفته است:
⚀توجه :
part 10
(کسی که میخوان این قسمت رو ترجمه کنن ، ریپلای بزنن و اعلام کنن)تد در یک کارخونه در شهر بزرگی کار می کرد. اون علاقه ی شدیدی به ماهی گیری داشت، و در این کار خوب عمل می کرد. وقتی که وقتش آزاد بود، اون به پایین رودخونه ی پشت کارخونه می رفت و سعی می کرد که ماهی بگیری، اما تعداد اون ها خیلی کم بود، چون آب کثیف بود. بنابر این در تابستونی اون به محیط دریایی رفت و تعطیلاتش رو در هتل کوچیک و ارزونی و سپری کرد.
با خودش فکر کرد:" من تا بحال تو دریا ماهی گیری نکردم. مطمئنا این کار سخت تر از ماهی گیری تو رودخونه خواهد بود".
در روز اول اون ماهی های بسیاری صید کرد و خیلی خوشحال بود. اون ماهی ها رو به هتل تحویل داد و اونا برای همه ی مهمون های هتل ماهی پختن، و مهمون ها از ماهی ها بسیار لذت بردن. بعد از این اتفاق، روز های زیادی اون این کار رو انجام داد. اما وقتی که تد صورت حساب یک هفته ای خودش رو نگاه کرد، با چنین چیزی روبرو شد:
"برای روغن ماهی های سرخ شده( 7 روز) : سه یورو و پنجاه سنت." -
ییخشید دیر شد :)) اصلا یادم نبود! حواس پرت فقط من... :))
به عنوان عذر خواهی دو پارت ترجمه کردم ؛)
موفق باشید ^^
@F_SSU -
سلام
لطفا ترجمه هاتون رو در تاپیک اصلی بزارید
https://forum.alaatv.com/topic/7700/چه-قدر-بلدین-ترجمه-کنین/22اینجا فقط برای معرفی متن و تقسیم بندی هست.
متشکرم : )
-
ییخشید دیر شد :)) اصلا یادم نبود! حواس پرت فقط من... :))
به عنوان عذر خواهی دو پارت ترجمه کردم ؛)
موفق باشید ^^
@F_SSU -
@F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه
گفته است:
⚀توجه :
part 14
(هرکسی میخوان این قسمت رو ترجمه کنن ، ریپلای بزنن و اعلام کنن)مال خودمه