هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
عرق نعنا هم عرق نعنا های قدیم :confounded_face:
mohammadhassan از برنوسی و جواد خبر داری؟
-
mohammadhassan از برنوسی و جواد خبر داری؟
@reza-sin
نه -
شب خوش
-
شب خوش
mohammadhassan
شب بخیر عزیز 😋 -
#بچهبازی
:smirking_face: :smirking_face: :smirking_face: :smirking_face: :smirking_face: -
mohammadhassan از برنوسی و جواد خبر داری؟
-
f r
🙂🙂
نه به پیریم ربطی نداره. اونموقع اجباری نبود پیش دبستانی. منمکه بچه بودم و چیزی نمیدونستم ازین چیزا
بعدها همیشه باید خاطرات همکلاسیام از پیش دبستانی رو گوش میدادم و سکوت میکردم 😕🙃 -
والا من هم خاطره خوب دارم هم بد 😑😑
یادم میاد یه دختره وحشی بود پشتم مینشست ..خیلی وحشی بود😑😑همش پاهاشو میزد ب مانتوم😑منم که حساس بود ..میکشید ب گیس کشی😑😑
بعدش ی پسره بود ب اسم پوریا 😑خیلی خلافکار بود و البته زور گیر😑الان پزشکی میخونه 😐😕اولش باهام دعوا میکرد ..وکلا اخلاقش بود عین این امپراطور ها توی فیلم های کره ای از کل کلاس مالیات میگرفت 😑بعد خرج میکرد برا خودشو دوستاش😑😑از منم خیلی گرفته ..کوفتش بشه 😐😑😂اخراش باهام دوست شد دو هفته مونده از مدرسه ..بعد برامم دوتا بستنی گرفت😐😂...وچ کتک ها ک من نخوردم 😑😐😂 -
f r در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
نگار بیا از خاطرات مدرسه ات بگو بخندیم 😐😂حوصله ام سر رفته😑
والا من نه خاطره ی تقلب دارم نه خاطره ی شیطنت
یه بار بیشتر تقلب نکردم اونم مراقب فهمید، الان دارم فک میکنم یه جیزی یادم بیاد 😅😅😅 -
بدترین عادتی که تو رانندگی دارید چیه ؟ :face_with_tears_of_joy: :neutral_face:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
بدترین عادتی که تو رانندگی دارید چیه ؟ :face_with_tears_of_joy: :neutral_face:
اگه راننده داداشم باشه مدادم جیغ میزنم😭
کمترین سرعتش وسط شهر ۹۰ ۸۰ هس...
فاصله با بقیه ماشینا شاید ۲۰سانتی باشه
کلا اگه راننده داداشم باشه قبلش تو دلم هرآیه حفظمو میخونم ☹☹💔💔 -
راهنمایی بودم ـــــ جرعت حقیقت بازی میکردیم بعد بطری اب افتاد طرف من😐😑😬 بهم گفتن کدوم ؟ گفتم شجاعت 😐😑😂
زبونم لال میشد ایشالااا
من تنوع طلبم خب..آخه همه اشون میگفتن حقیقت ..بعد ایناهم چرت و پرت میپرسیدن و جواب اونا چرت تر😑
من گفتم از کلیشه بیاییم بیزون خیر سرم 😑😑
بعد یه همکلاسی داشتم سر اینکه کی همیار ادبیات و علوم میشه دعوا داشتیم...حتی ب گیس کشی هم رفته بودیم چند بار😐😑😂اون نامرد گفت بطری رو من چرخوندم من میگم 😐😐
گفتم بگوووو .. والا 😒 کسی هم نمیترسع😒😐
کاش میترسیدم 😐😑😕
گفت برو ی نوشابه بگیر بیار ..😕 گفتم همین؟ 😐گفت برو بیا بگم😁من 😑😑
رفتم و اومدم گفت حالا میریم حیاط پشتی ...تو ک پار کور بلدی ..میری رو پشت بوم مدرسه ی پا وای میستی نوشابه ارو میخوری 😕😐😑
من ..خودمو نزدم زمین قبول کردم 😑😑😐
رفتم بالا ...زنگ ورزش بود..معلم هم دفتر بود و کلا کسی دیدی ب حیاط پشتی نداشت ..رفتم بالا ی پا وایستادم ..نوشابه ارو وا کردم ی قلپ بود .. یهو یکی گفت اع اع اع تو اینجا چیکار داریی 😐😐😐😐😑😬سرایدار بود😑😑 داشت تابلو وصل میکرد😐😑چشتون روز بد نبینه ی هفته فقط ی پا واستادموو چوب خوردم 😑😑😐😢😂😂😂😂😂😂


