دریا دریایی زنج یا گیل اسم قومی هستن که تو اون مکان زندگی میکنن
ArshiaYazdian
دیدگاهها
-
انواع "ان" -
انواع وابسته ی وابستهFragile تو متنم باید بگردی ببینی همچین ساختار آشنایی به چشمت نمیخوره؟
-
تاریخ ادبیات کنکورali ali 1 سوالت رو تو تاپیک جداگونه ای که میزنی مطرح کن و بچه ها رو تگ کن
-
انواع حذفدریا دریایی توضیح شما درسته
تو این جملات هم میگیم حذف شده -
تاریخ ادبیات کنکور -
انواع "ان"۱- برای خود واژه است و جدا نمی شود:
خیابان، بیابان.کاروان۲- نشانه جمع است : دوستان.درختان
۳- نشانه قید است : شادان
۴- نشانه زمان است
سحرگاهان پاییزان. بامدادن
شبان۵- نشانه مکان است: سپاهان گیلان، زنجان
۶- نشانه صفت فاعلی است : ( بن مضارع+ان) : دوان خندان گریان
۷- نشانه شباهت است: کوهان
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
انواع حذف💙💙%(#4000ff)[حذف به قرینه لفظی]💙💙
اگر حذف به دلیل تکرار و برای پرهیز از آن صورت گیرد،آن را «حذف به قرینه لفظی» می گوییم.
💕💕مثال ۱💕💕
«در هر نَفَسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری
واجب >> حذف فعل «است» در جمله ی دوم به قرینه لفظی.
💕💕مثال ۲💕💕
«من به خانه رفتم و درس هایم را خواندم و غذا خوردم و خوابیدم.»
واژه «من» از ابتدای جمله های دوم، سوم، چهارم به قرینه لفظی حذف شده است.
(من رفتم، من خواندم، من خوردم، من خوابیدم)💛💛**%(#15960c)[حذف به قرینه معنوی]**💛💛
اگر خواننده یا شنونده از روی معنا به بخش حذف شده پی ببرد، به آن حذف به «قرینه معنوی» می گوییم.
💕💕مثال۱💕💕
«هرکه بامش بیش، برفش بیشتر»
حذف فعل « است» یا فعل «می باشد» به قرینه معنوی،
«هرکه بامش بیش باشد، برفش بیشتر است.»💕💕مثال۲💕💕
«به جان شما، من این کار را انجام خواهم داد.»
حذف «سوگند می خورم» به قرینه معنوی،
«به جان شما قسم می خورم من این کار را انجام خواهم داد».
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
تفاوت تلمیح و تضمینهمانطور که میدانید تلمیح یعنی به گوشه ی چشم نگریستن ، پس در عبارتی که تلمیح به کار می رود اشاره ای به آیه یا حدیث یا داستان می شود اما در تضمین عین آیه ، حدیث ،داستان یا حکایت مطرح می گردد.
%(#ff0000)[تلمیح]
تلمیح :اشاره است به بخشی از دانسته های تاریخی،اساطیری و ....
ارزش تلمیح به میزان تداعیی دارد که از آن حاصل میشود،هر قدر اسطوره ها و داستان های مورد اشاره لطیف تر باشند تلمیح لذت بخش تری را به وجود می آورد.
مثال:«ما قصه ی سکندر و دارا نخوانده ایم از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس»
«جانم ملول گشت زفرعون و ظلم او آن نور روی موسی عمرانم آرزوست»
%(#2b00ff)[تضمین]
تضمین :آوردن آیه ،حدیث،مصراع،یا بیتی از شاعری دیگر را در اثنای کلام تضمین می گویند.
تضمین با ایجاد تنوع سبب لذت خواننده یا شنونده میشود.(آگاهی شاعر را نشان می دهد)
مثال:
«چشم حافظ زیربام آن قصرحوری سرشت شیوه ی"جَناتُ تَجری تَحتِهاالاَ نهار" داشت»
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
فعل "کرد"اگر ((کرد)) به معنی (گرداند=ساخت =نمود)بیاید
یک فعل ساده و جمله آن
نهاد+مفعول+مسند+فعل است .
فرهاد وسایلش را آماده کرد.
باران هوای تهران را پاکیزه کرد.اگر ((کرد))به معنی "ساختن=درست کردن "
و"انجام دادن" بیاید "ساده "و گذرا به مفعول است.عبد آن کند که رای خداوندگار اوست.
عبد(:بنده) آن را انجام می دهد....
گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد ...
آن روز که این گنبد مینا(:آسمان )را می ساخت.
گاهی فعل ((کرد :انجام دادن))دو مفعول می گیرد .دکتر بیمار را معاینه کرد .
دکتر(نهاد)+بیمار را(مفعول)+معاینه(مفعول بدون را)
+کرد(:انجام داد،فعل ساده)
اگر فعل ((کرد))به معنی (گرداندن /انجام دادن /درست کردن )نیاید پس فعلی مرکب است .
دعواکرد/جاروکرد/دنبال کرد /گریه کرد /خنده کرد و.....
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
فعل های ناگذرا و گذرا✍️🔸 یکی از نکات دستوری که لازم است در تفهیم آن توجه کافی شود طریقه ی تشخیص فعل های ناگذر از فعل های گذرا میباشد . اگر ما بتوانیم ساده ترین راه را در این مورد بیابیم هم کار خود را در تدریس راحت کرده ایم وهم در تفهیم و تشخیص اجزای جمله و همچنین شناخت جملات دو، سه و یا چهار جزئی می توانیم بهتر عمل کنیم این کار زمانی میسر می شود که ما نوع فعل را در جمله بشناسیم . همانگونه که می دانید فعل از لحاظ اینکه برای کامل شدن معنی خود به چه اجزایی نیاز دارد به دو گروه تقسیم میشود :
🔴۱ -فعل ناگذر: فعل ناگذر فعلی است که برای کامل شدن معنی خود فقط نیاز به نهاد دارد مثلاَ :
گل رویید . گل ( نهاد) و رویید( فعل) جمله است و معنی آن با نهاد کامل است .
🔴۲ - فعل گذرا : فعلی است که علاوه بر نهاد نیاز به جزء یا اجزای دیگری همچون ( مفعول ، مسند ، متمم ) دارد . فعل های گذرا از لحاظ تعداد اجزای آن به دو دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :
🔵۱- فعل های گذرای( سه جزئی): اینگونه افعال گذرا علاوه بر نهاد نیاز به یک جزء دیگر دارند این جزء خواه مفعول یا مسند یا متمم باشد. که به ترتیب به آنها افعال گذرا به مفعول ، گذرا به مسند و گذرا به متمم گفته می شود برای مثال فعل های شنید ، خورد ، دید و...جزء دسته ی اول و فعل های است ، بود و... جزء دسته ی دوم و فعل های ترسید ، رهید ، نالید و ... جزء دسته ی سوم قرار می گیرند .
🔵۲ - فعل های گذرا ( چهار جزئی) : اینگونه افعال علاوه بر نهاد نیاز به دو جزء از اجزای ذکر شده در بالا را دارند. و به چند دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :
⚫️الف : فعل گذرا به مفعول و متمم مثل ( بخشید – رهاند – خرید – و... ) او مالش را به نیازمندان بخشید .
⚫️ب: فعل گذرا به مفعول و مسند مثل ( نمود – به شمار آوردن – و... ) نور لامپ همه جا را روشن نمود .
⚫️ ج : فعل گذرا به متمم و مسند مثل ( نامیدن - به شمار آوردن و ...) مردم به او دانشمند می گفتند .
⚫️د: فعل گذرا به مفعول و مفعول مثل ( پوشاند – زد و ... )
او دیوار را رنگ زد .🔸اما مسئله ی اصلی تشخیص افعال ناگذر از گذرا می باشد که باید در شناسایی آن نهایت دقت را به عمل آوریم . همانگونه که قبلاَ اشاره کردیم فعل ناگذر فقط به نهاد نیاز دارد . برای تشخیص این افعال ، آنها رابا سه قاعده ی کلی می سنجیم اگر هیچ کدام از این قاعده ها درموردآن صادق نبود بدون شک فعل ناگذر محسوب می گردد .
اما اگر یکی و یا دو روش از این روش های ذکر شده در پایین در مورد آن صدق کند فعل ما گذرا محسوب می شود . این روشها عبارتند از:
⚪️1- فعل مورد نظر را با چه چیزی را ؟ و چه کسی را؟ سؤالی می کنیم اگر سؤال ما مطابق با اصول زبان فارسی باشد و معنی داشته باشد و جواب هم داشته باشد فعل ما نیاز به مفعول دارد واگر هم سؤال ما و هم جواب بی معنی باشد یعنی نیاز به مفعول ندارد در نتیجه فعل ما ناگذرا است مثلاَ : آب جوشید .
در این جمله درست نیست بگوییم چه چیزی را جوشید؟ و یا چه کسی را جوشید؟ همچنین جوابی که به سؤال داده می شود مطابق دستور زبان فارسی نیست و بی معنی می نماید ( آب را جوشید. )
⚪️۲ - راه دوم این است که آیا بدانیم این فعل مورد نظر جزء فعل های ربطی ( است ، بود ، شد، گشت ) و
مشتقات آن می باشد .
اگر جزء آنها باشد فعل ما علاوه بر نهاد نیاز به مسند دارد و فعل گذرا است و اگر فعل مورد نظر جزء آنها نباشد فعل جمله فعلاَ جزء فعل های ناگذر محسوب می شود
مثلاَ فعل جوشید در جمله ی آب جوشید جز فعل های ربطی ذکر شده در بالا نمی باشدپس نتیجه می گیریم که جوشیدنیاز به مسند ندارد .
⚪️۳ - در روش سوم باید بدانیم آیا فعل مورد نظر در جمله همیشه با یک حرف اضافه ی مخصوص می آید ویا در جمله متممی که بعد از این حرف اضافه آمده است می توانیم آن را در جمله حذف کنیم ؟ چون اگر متمم را حذف کردیم معنی جمله ناقص شد این بدان معنا است که فعل به متمم نیاز دارد و فعل گذرا می باشد اما اگر متمم را حذف کردیم جمله ناقص نشد یعنی این فعل به متمم نیاز ندارد . مثلاَ( آب در کتری جوشید) واژه ی کتری را که متمم قیدی است در جمله حذف کنیم ، لطمه ای به معنای جمله وارد نمی شود . با سه روش بالا می توان به راحتی فعل ناگذر از گذرا را تشخیص داد.
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
انواع وابسته ی وابسته۱- مضاف الیه مضاف الیه = کیف پسرهمسایه
۲ - صفت مضاف الیه که خوددونوع است:
الف: هسته + -ِ +یکی ازصفت های اشاره،مبهم،شماره و... + مضاف الیه
مثال:کیف آن مرد / پیراهن فلان کس / آموزش سه زبان
ب:هسته + -ِ + مضاف الیه + صفت بیانی = دیوارباغ سبز/کتاب خواهرکوچک تر
۳ - قیدصفت = دانش آموزبسیارمؤدب / کتاب کاملاًمفید
۴ - ممیّز= دوکیلو شکر / چهارفروندهواپیما
۵ - صفت صفت = ماشین سبزیشمی/ مدادقهوه ای روشن
انسان مسلمان واقعی / یک لیوان نوشیدنی خنک
%(#ff0000)[نکات مهم مربوط به انواع وابسته ی وابسته]
۱ - وابسته ی وابسته حداقل دریک گروه سه واژه ای اتفاق می افتدالبته بدون احتساب نقش نمای اضافه.
۲ - اگردرگروه سه واژه ای هسته دروسط گروه باشد وابسته وابسته هرگزوجودنخواهدداشت.
۳ - اگردرگروه سه واژه ای بعدازهسته صفت بیانی بیایدوابسته ی وابسته هرگزوجودنخواهدداشت.
۴ - اگربعدازهسته، نقش نمای اضافه وبعدازآن کلمه ی تنوین دارعربی بیایدحتماوابسته وابسته ازنوع قیدصفت خواهیم داشت.
۵ - اگربعدازهسته،نقش نمای اضافه وبعدازآن یکی ازصفت های اشاره ،مبهم،شمارشی بیایدحتما وابسته ی وابسته ازنوع صفت مضاف الیه خواهیم داشت.
۶- تمامی واحدهای شمارش فارسی وابسته ی وابسته هستندازنوع ممیّز.
۷- وابسته ی وابسته ازنوع صفت صفت مخصوص رنگ هاست.
💜💜**%(#ff0000)[نکته]**:💜💜
برای دانستن وابسته ی وابسته اولابایدهسته رابه خوبی درگروه بشناسیم وپیداکنیم بعدبه دنبال وابسته هایش بگردیم حالااگرتمامی وابسته هامتعلق به خودهسته باشند دیگروابسته ی وابسته ای نخواهیم داشت ولی اگر بعضی ازوابسته هامتعلق به هسته نباشند ومربوط به وابسته ای باشندکه قبل یابعدازآن آمده است آن جاست که وابسته ی وابسته خودرانشان خواهددادویکی ازانواع ذکرشده دربالاخواهدبود.
مثال: این دوکتاب مفید کلاس
درمثال بالا«کتاب» هسته ی گروه است ودووابسته ی پیشین ودووابسته ی پسین داردکه هرچهاروابسته جداجدامتعلق به کتاب است.لذادراین گروه وابسته ی وابسته نخواهیم داشت.
مثال:اولین شرکت کننده ی المپیادادبی
دراین مثال «شرکت کننده»هسته ی گروه است ویک وابسته ی پیشین ودووابسته ی پسین دارداما «اولین»و«المپیاد»کاملاًمتعلق به هسته اندولی «ادبی»مستقیماًمتعلق به هسته نیست بلکه وابسته ی «المپیاد»است،لذاالمپیادوابسته ی هسته وادبی وابسته ی وابسته است ازنوع صفت مضاف الیه
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
انواع وابسته های پسین%(#ff0000)[صفت بياني:]
هر صفتي كه بعد از اسم بيايد و يكي از ويژگيهاي اسم را بيان كند، صفتِ بياني است به شرطي كه شمارشي، پرسشي و مبهم هم نباشد!
مثال: هوای خوب👉 حال عالی👉نیروی زمینی👉%(#6600ff)[مضافٌاليه:]
اسم يا جانشين اسم كه بعد از اسمي ديگر بيايد، نقش مضافٌاليه دارد:
مثال: كتابِ حسين👉 جلايِ وطن👉 آسمانِ ايران 👉
✅گاهي نقشنماي اضافهاي در كار نيست! مثال: كتابم👉 (تركيب اضافي است و «م» مضافٌاليه است)، آشغالتان👉 روحت👉 و …
✅گاهي به جاي اسم يا ضمير كه نقش مضافٌاليهي ميگيرند، صفت جانشين اسم هم مضافٌاليه ميشود و ديگر به آن صفت نميگوييم و درواقع اسم است؛
مثلاً:
عينكِ دانشمند (دانشمند: مضافالیه)
مرد دانشمند (دانشمند: صفت)%(#00a2ff)[صفت شمارشي ترتيبي پسين:]
صفتهايي كه با وند اشتقاقي«ـُُم» ساخته ميشوند: اسم + ـِ + صفت شمارشي اصلي + ـُ م.
مثال: روز پنجم👉 كتاب دوم👉 خانهي سوم👉 بلوار پنجاهوهشتم 👉و ...
✅ چند صفت شمارشي ترتيبي پسين هست كه «ـُ م» نميگيرد؛ مثلاً: اوّل، نخست، آخر.
%(#00eaff)[صفت مبهم پسين:]واژهي ديگر اگر بعد از اسم بيايد صفت مبهم پسين است؛
مثال: روزِ ديگر، كتابِ ديگر، كارِديگر، خانهي ديگر و ...
%(#00ff5e)[صفت پرسشي پسين:]
واژهي چندم يا چند اگر بعد از اسم بيايد و جمله هم پرسشي باشد، صفت پرسشي پسين است؛
مثلاً: شما كلاس چندم 👉 هستيد؟ شما كوچهي چندم 👉زندگي ميكنيد؟ بيايم طبقهي چند👉؟
%(#ccff00)[شاخص پسين:]بعضي از شاخصها بعد از اسم ميآيند؛ به مثالهاي زير توجّه كنيد:
عليخان، عبّاسآقا، كريمخان، نادرشاه، فاطمهسلطان، محمّدبيگ، سكينهبيگم.
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
ساختمان اسم❇️ اسم یکی از انواع کلمات است که نقشی مهم در زبان به عهده دارد. ساختمان اسم از این جهت مورد بررسی قرار میگیرد که آیا از یک جزء تشکیل شده ( مثل کلمه سفید ) و یا قابل تجزیه به جزء های کوچکتر است. ( مثل واژه گلخانه)
ساختمان واژه دو شکل کلی دارد؛
⭕️ 1. واژه ساده
اسم های ساده ، آن دسته از اسم ها هستند که قابل تجزیه به بخشهای کوچکتر نباشند و فقط از یک جزء تشکیل شده باشند. مثلا: کتاب – خدا – دین – درس- معلمباید ببینیم که آیا می توان این کلمات را به دو یا چند جزء تقسیم کرد؟ اگر نشد آن کلمه ساده است.
⭕️ 2. واژه غیر ساده
واژه غیر ساده آن است که فقط از یک جزء تشکیل نشده باشد. مثلا از قرار گرفتن دو جزء معنا دار در کنار هم شکل بگیرد. مثلا: راهنما ( راه + نما ) ، حسابدار ( حساب + دار ) ، کمربند (کمر + بند )
و یا یک کلمه می تواند از کنار هم قرار گرفتن یک جزء معنادار و یک جزء بی معنا ( وند ، پیشوند ، پسوند ) ساخته شده باشد. مثلا: پردازش ( پرداز + ــِ ش ) ، دسته ( دست + ه)واژه های غیر ساده انواعی دارند که در اصل در پایه هفتم با آنها آشنا می شوید اما به دلیل اهمیت موضوع در آزمونهای نمونه و تیزهوشان مختصری به انواع واژه غیر ساده اشاره می کنیم.
%(#006fff)[انواع واژه های غیر ساده]
%(#ff0000)[اسم مرکب] : اسمی که از کنار هم قرار گرفتن دو جزء معنادار ساخته شود. این جزء ها خود می توانند اسم ، صفت ، ضمیر و یا بن فعل باشند.
مثالها : جانباز – پایدار – گلخانه%(#a32d2d)[اسم مشتق]: اسمی که از ترکیب یک جزء معنادار و یک یا چند وند ( پیشوند و پسوند ) به وجود آمده باشد.
مثالها:
خندان ( خند + ان ) – صبحانه ( صبح + انه ) – هنرمند (هنر + مند)برای آنکه بهتر اسمهای مشتق را بشناسیم لازم است که ابتدا با انواع وند ها ( اجزای بی معنا) آشنا شویم.
%(#006fff)[مهمترین وند ها]
پر کاربرد ترین پیشوند ها:
با ( با هنر ) – بی ( بی عقل ) – باز ( بازپرس ) – هم ( همراه ) – بر ( بر گشت ) – نا ( نا سپاس ) – نَ (نَسوز )%(#ff0000)[پر کاربردترین پسوند ها:]
بان ( دروازه بان) – دان ( قلم دان) – ستان ( بیمارستان ) – سار ( چشمه سار ) – زار ( لاله زار ) – گر ( کوزه گر) – گری ( یاغی گری) – گاه ( آزمایش گاه) - ــِـ ش ( دانش ) – وار ( امیدوار، دیوانه وار) – چه ( کتابچه) – گین ( اندوهگین) – ناک ( سوزناک) – مند ( اندیش مند) – گار ( آموزگار) - ــَــنده ( دونده) – ان ( گریان، کوهان) – انه ( روزانه) – ار ( دیدار) – ا ( بینا و شنوا) - ه ( نوشته ، هفته ) – ی( آهنی) – ور ( هنرور) - ــــَک ( عروسک)
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
حروف ربط▪️حروف ربط (پیوند)، دو نوع هستند:
%(#ff0000)[۱- حروف پیوند همپایهساز]
%(#4000ff)[۲- حروف پیوند وابستهساز]۱- حروف پیوند همپایهساز عبارتند از: و، یا، امّا، ولی و...
این حروف، جملهی مرکّب نمیسازند بلکه دو جمله را با یکدیگر همپایه میکنند؛ مانند حروف پیوند «و» و «ولی» در بیت زیر:حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دامِ تزویر مکن چون دگران قرآن را۲- حروف پیوند وابستهساز که موضوع بحث ما هستند و جملههای مرکّب را پدید میآورند.
▪️هر جملهی مستقل غیرساده (مرکب) از یک جمله به عنوان هسته (پایه) و یک یا چند جملهی وابسته (پیرو) تشکیل میشود.
جملهای که در آن، حرف پیوند(ربط) وابستهساز وجود دارد، جملهی وابسته است؛ مثلاً در بیت زیر، مصراع اوّل، جملهی وابسته و مصراع دوم، جملهی هسته است:اگر به زلفِ درازِ تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماستیا:
تا دل هرزهگردِ من، رفت به چینِ زلف او
زآن سفر دراز خود، عزم وطن نمیکندیا:
اگرچه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سرِ دوستبنابراین، برای تعیین جملههای وابسته و هسته، نخست حرف پیوند (ربط) وابستهساز را مشخص میکنیم؛ جملهای که پس از حرف پیوند است، جملهی وابسته و جملهی باقیمانده، جملهی هسته است.
در بیت زیر، حرف پیوند بر سر مصراع دوم آمدهاست؛ بنابراین مصراع دوم، جملهی وابسته و مصراع اول، جملهی هسته است:
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین استیا:
بردوختهام دیده چو باز از همه عالم
تا دیدهی من بر رخ زیبای تو باز استیا:
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مَقام ما افتد
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
نقش های تبعینقشهای کلمات، بهطورکلّی بر چهار دستهاند:
%(#24a1a8)[۱- نقشهای اصلی: نهاد، فعل، مفعول، متمّم و مسند...]
%(#24a83e)[۲- نقشهای فرعی: قید، منادا]
%(#a87a24)[۳- نقشهای وابسته: مضافٌالیه، صفت]
%(#7a24a8)[۴- نقشهای تَبَعی: بدل، معطوف، تکرار]
🔻**%(#fa0f0f)[بدل:]**
گروه اسمیای است که گروه اسمی پیش از خود را توضیح میدهد و میتواند جایگزین آن شود و از نقش گروه اسمی پیش از خود، تبعیت میکند؛ نمونه:
فردوسی، شاعر حماسهسرای ایران، در قرن چهارم میزیست.
شاعر حماسهسرای ایران، بدل است.▪️%(#fa0f0f)[نکته]: بدل در شعر معمولاً به صورت ضمیر مشترک «خود»، «خویش» یا «خویشتن» به کار میرود که آن را بدل تأکیدی میگویند؛ نمونه:
واژههای «خود» و «خویشتن» در بیت زیر، نقش بدل دارند:
او را خود التفات نبودی به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
یا:
ما خود نمیرویم دوان از قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندریم🔻**%(#0f61fa)[معطوف:]**
گروه اسمیای است که پس از حرف عطف میآید و از نقش گروه اسمی پیش از خود تبعیت میکند؛ نمونه:
مولوی و سعدی در قرن هفتم میزیستند.
«سعدی» معطوف است.▪️%(#fa0f0f)[نکته:]
اگر بیش از یک معطوف داشته باشیم، به جای حرف عطف، ویرگول به کار میرود.
فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ بزرگترین شاعران ایرانی هستند.نمونههایی از معطوف در شعر:
بر حدیث من و حُسنِ تو نیفزاید کس
حد همین است، سخندانی و زیبایی رایا:
نفاق و زَرق نبخشد صفای دل، حافظ
طریق رندی و عشق اختیار خواهم کردیا:
عشق و شباب و رندی مجموعهی مراد است
چون جمع شد معانی، گوی بیان توان زد🔻**%(#faa80f)[تکرار:]**
یک واژه برای تأکید، در یک نقش، تکرار میشود؛ نمونه:
سیب آوردم سیب
سیب، که نقش مفعول دارد، برای تأکید، تکرار شدهاست.نمونههایی از تکرار در شعر:
شاد زی با سیاهچشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و بادیا:
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت، رفیق بود رفیقیا:
یکی را ساخت شیرینکار و طنّاز
که شیرینی تو، شیرین، ناز کن نازیکی را تیشهای بر سر فرستاد
که جان میکَن که فرهادی تو، فرهاد▪️%(#fa0f0f)[نکته:]
هر نوع تکرار واژه را نمیتوان نقش تبعی تکرار دانست؛ در نقش تبعی تکرار حتماً باید یک واژه برای تأکید، در همان نقش، تکرار شده باشد.
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
جهش ضمیرجهش یا جابهجایی ضمیر پیوسته، آن است که در شعر یا نثر، ضمیر پیوسته در جای اصلی خود قرار نگیرد؛ مثلاً: در مصراع زیر، ضمیر پیوستهی «--َم» دراصل باید به واژهی «دل» بپیوندد چون مضافٌالیهِ «دل» است؛ امّا به واژهی «یک» پیوستهاست:
یکم روز بر بندهای دل بسوخت... «سعدی»
یعنی: یک روز، دلم بر بندهای سوخت
(یک روز دلم به حالِ بندهای سوخت)یادآوری:
ضمیرهای پیوسته عبارتند از:
--َم، --َت، --َش
--ِمان، --ِتان، --ِشاناین ضمیرها اگر به اسم بپیوندند، نقش مضافٌالیه، اگر به فعل گذرا به مفعول بپیوندند، نقش مفعول و اگر به فعل گذرا به متمّم بپیوندند، نقش متمّم دارند:
کتابش: کتاب او = مضافٌالیه
دیدمش: او را دیدم = مفعول
گفتمش: به او گفتم = متمّمضماير متصل در سه نقش ظاهر ميشوند:
۱ - مفعول: مثل ديدمش خرم و خندان قدحِ باده به دست
ش در ديدمش: او را ديدمنقش آن مفعول ميباشد
۲ - نقش متمّم :(گفتمش سلسلهي زلف بتان از پي چيست؟)ش در گفتمش يعني؛ به او گفتم نقش آن متمم ميباشد.۳ - نقش مضافاليه : ميروي و مژگانت خون خلق ميريزد
(ت) در مژگانت ميشود مژگانِ تو نقش آن :مضافاليهتوجه: گاهي اوقات ضماير در جايگاه، اصلي خود قرار نميگيرند.
مثل الا اي طوطي گوياي اسرار /مبادا خاليت شكّر ز منقار ضمير پيوستهي ت در «خاليت» براي كلمهي منقار مي شود و نقش مضاف اليه دارد.به این حرکت ضمیر که به دلیل وزن صورت می گیرد،جهش یا رقص ضمیر گویند.
☑️چند مثال برای جهش ضمیر(رقص ضمیر)از حافظ:
۱ - بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد / باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
= باد غیرت به صد خار پریشان دلش کرد۲ - عشقت رسد به فریاد، ار خود بسان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت
= عشق به فریادت رسد...۳ - صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت / عشقش به روی دل در معنی فراز کرد
= عشق به روی دلش در معنی را فراز کرد (یعنی بست)۴ - باغبانا ز خزان بیخبرت می بینم / آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد
= آه از آن روز که باد گل رعنایت را ببرد۵ - طوطیی را به خیال شکری دل خوش بود / ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد
= ناگه سیل فنا نقش املش را باطل کرد
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
انواع "را"۱. نشانه مفعول:
این را پس از مفعول می آید:
کودک اسباببازی را گم کرد.چو سهراب را دید گردآفرید...
۲.حرف اضافه:
این را پس از متمم می آید:
اغلب درمعانی:
از،به،با،در،برای،دربارهی،مخصوص(=رای تخصیص)و...شیخ ما را پرسیدند.
یعنی:از شیخ ما پرسیدندبازرگانی را گفتند.
یعنی به بازرگانی گفتند۳. فک اضافه:
این را بین مضاف و مضاف الیه آمده و ساختار ترکیب اضافی را جا به جا می کند:
او را نام علی است.
یعنی نام او علی استبرای درک دو نوع دوم باید جمله را به زبان معیار و امروزی برگردانیم و به قول معروف برای خود معنی کنیم:
زاهدی را پرسیدند
= از زاهدی پرسیدنداو را دلارام نام است
= نام او دلارام استهنگامی که "را "بدل از حرف اضافهء "برای" باشد ، می توان آن را به صورت فک اضافه هم در نظر گرفت:
او ما را معلم بود:
- او معلم ما بود - فک اضافه
- او برای ما معلم بود- بدل از حرف اضافه.
یکی از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسید به گوش
گویا صدای من، به (گوشِ یکی از دوستان مخلص) رسید.
یکی از دوستان مخلص را... گوش،
یعنی:
گوشِ یکی از دوستان مخلصیا:
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیمفلک را سقف... = سقفِ فلک...
چنانکه میبینید، «را» هنگام بازگردانی (معنی کردن) تبدیل به «--ِ» میشود؛ به همین دلیل، به آن «را»ی جانشین کسره هم میگویند.
مرا در دل، درخت مهربانی
به چه مانَد؟ به سرو بوستانیمرا در دل = در دلِ من
«را»ی فکّ اضافه پس از مضافٌالیه میآید و هنگام بازگردانی بهصورت «--ِ-» پیش از مضافٌالیه قرار میگیرد، بنابراین نباید آن را با «را»ی نشانهی مفعول، اشتباه بگیریم
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا
-
کلام پایانی@Z-H-Z تا سال بعد خدا بزرگه
ایشالا اگه شد در خدمت شما هم خواهیم بود:rose: -
کلام پایانیامروز آخرین جلسه از تحلیل کنکور های 98 ما در انجمن آلا بود
امیدوارم استفاده کرده باشید و کمکی باشه برای رسیدن شما به هدف موردنظر
عذرخواهی میکنم بابت تمامی کمی و کاستی ها اگه جایی کم توضیح داده شد،بد توضیح داده شد ،نامفهوم بود و...
آرزوی موفقیت دارم برای تک تک شما عزیزان اول در زندگی و بعد در کنکور! خوب زندگی کردن رو یادتون نره !
در آخر هم به عنوان حسن ختام برای شما یه سری نکته که بیشتر در خصوص دستور هستش برای شما درنظر گرفته شده برای مرور و جمع بندی روزای پایانی که به زودی به دست شما میرسه
سلامت و موفق باشید - عرشیا یزدیان:rose: -
سوال 25 ادبیات کنکور 98 خارج از کشورپاسخ صحیح گزینه 2
سطح سوال: متوسط
ابیات 1 و 3 و 4 میگن فروتنی و تواضع موجب میشه سربلند باشی
اما تو 2 شاعر پشیمونه از این که عمرشو بیهوده سپری کرده و فروتنی به خرج نداده