پاسخ صحیح گزینه 1
سطح سوال: سخت
دقت کنید سازمان سنجش پاسخ این سوال رو 4 در نظر گرفته اما....
ابیات 2 و 3 و4 دارن از آمادگی عشق برای تحمل سختی های راه عشق میگن و میگه بخاطر عشق باید از جان گذشت
اما تو بیت 1 عشاق تحمل شنیدن سرزنش و ملامت بقیه رو نداره پس بهتره از عشق کناره گیری کنه
ArshiaYazdian
دیدگاهها
-
سوال 19 ادبیات کنکور 98 خارج از کشور -
سوال 19 ادبیات کنکور 98 خارج از کشور
-
سوال 18 ادبیات کنکور 98 خارج از کشورپاسخ صحیح گزینه 3
سطح سوال: متوسط
گزینه های 1 و 2و 4 از تحمل سختی های دوری و امید رسیدن به یار میگه اما در گزینه 3 داره از معشوق درخواست میکنه که دور نسازه خودش رو از اون و جدا نشه(نرووو ، توام مثل من نمیتونی دووم بیاری...) -
سوال 18 ادبیات کنکور 98 خارج از کشور
-
سوال 17 ادبیات کنکور 98 خارج از کشورپاسخ صحیح گزینه 4
سطح سوال: آسان
گزینه 4 و عبارت از ناپایداری شرایط زندگی دارن میگن
اما معانی باقی ابیات:
عاشق واقعی برای رسیدن به یار، تمام غم و رنجها را با جانودل میپذیرد.
دنیا و غم و شادیهای آن شایستۀ دلبستگی نیست.
دنیا پر از غم و اندوه است و افراد شاد در دنیا کمیاباند -
سوال 17 ادبیات کنکور 98 خارج از کشور
-
مقدمه(قسمت دوم)با نام و یاد خدا قسمت دوم تحلیل کنکور سراسری 98 خارج از کشور رو آغاز میکنیم
امیدوارم براتون مفید واقع بشه و کنار هم بتونیم نتیجه مطلوبی بگیریم
خواهش من از شما اینه که از پاسخ به سوالی نترسید و در بحث و نتیجه گیری راجع به سوال همگی شرکت کنید و دلیل خودتون برای انتخاب گزینه هم بیان کنید
با آرزوی موفقیت شما دوستان عزیز🌹
دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ریاضیا تجربیا -
ایهام ، مجاز و استعاره های پرکاربردMo B همه تشخیصا استعاره هستن
حالا کدوم استعاره ها تشخیصه؟ -
رفع اشکال قسمت اولFaMi اگه رشتت انسانی نیست نه
-
براعت یا برائتمنتظر ظهور درود بر شوخ طبعی شما
-
براعت یا برائتدریا دریایی اگه جایی دیدی جا به جا نوشته زیاد گیر نده بهش مگر این که تو کتابتون چیز دیگه ای نوشته باشه معنی رو
هر دو یکی از معانیشون مشترک هست تو لغت نامه
معنی پاک شدن از عیب میدن
البته بعید میدونم اینقدر تخصصی بخواد بیاد واسه اطلاعات بیشترت گفتم
کلمه ها رو جا به جا کن (اولی با دومی) و درست بگیر بره -
براعت یا برائتجفتش یکی هستش
-
ایهام ، مجاز و استعاره های پرکاربرد -
ایهام ، مجاز و استعاره های پرکاربردتو این بخش برای جمع بندی راحت و مرور شما هدیه ای در نظر گرفتیم
امیدوارم بهتون کمک کنه
%(#ff0000)[استعاره]دشت: مردم
شهر: مردم
پولاد، آهن: شمشیر
گل: یار
کهنه کتاب: جهان
ورم :برآمدگی
کافور :برف
مادر سرسپید :کوه دماوند
نیستان :عالم معنا
مها: یار (ماه)
نگارا: یار (نگار)
صنما: یار (صنم)
بتا: یار (بت)
بهارا: یار (بهار)
عندلیب: عاشق
عناب، لعل، یاقوت، شکر و قند: لب
نور چشم: فرزند
غنچه خندان: یار
بت: یار
گل: رخ
سنبل: موی
گلا: یار
نرگس: ستاره / چشم
آب: اشک
جویی روان: اشک
شاخ صنوبر: یار
سرو: یار
ماه: یار
تیر، ناوک، نیزه :مژه
دود: آه و ناله
زندان: دنیا
کاروانسرا :دنیا
بازار :دنیا
قفس: دنیا
لؤلؤ لالا: اشک
ستاره تابان: یار
سرو روان: یار
گل زرد: خورشید
ملکا: یار (ملک)
آینه: دل
حُله: شعر
پسته، حقه لعل، غنچه :دهان
گل، خورشید، ماه گلبرگ: رخ
بادام :چشم
کمان، هلال، طاق، محراب :ابرو
پری: معشوق
چرخ، سقف، طاق مینا، گنبد مینا :آسمان
آتش: عشق
باغ :کشور
خورشید :سر محسن شهید
ماه :از سر محسن شهید
شیر ایرانشهر :رستم
گنج مروارید :دهان
دریا :خلقت
آفتاب خوبان :معشوق
چوگان :ابرو
چمن :دنیا
خانه :دل
دامگه: دنیا
صیاد :عشق
نقاش :خداوند
دامگه دیو :دنیا
مرغ گرفتار : شاعر
عناب : لب
ملک :خداوند
خلعت نوروزی: برگ
فرش زمردین: سبزه
مرغ سحر :نماد مدعی عشق
پروانه: نماد عاشق واقعی
خانه :ایران
دیو سپیدپای دربند:دماوند
ستوران :انسان های پست
%(#ff0000)[مجاز]
سر : قصد
گوش: انسان (تا نباشد در پس دیوار گوش)
خون: کشتن
سیر: بیزاری
حرف :سخن
پیمانه: آب و یا شراب درون آن
خاک: انسان (آنکه جان بخشید و ایمان خاک را)
صفرا: خشم
فردا :قیامت
هفت کشور :دنیا
حلق :دهان
زبان: سخن گفتن
دست: انگشت
عالم :مردم عالم
ایران :مردم ایران
آفتاب: نور آفتاب / نور خورشید
گز :تیر
سینه :انسان
دست :قدرت
لب :دهان
عیوق: مجاز آسمان
مرغ و ماهی: مجاز از گُل موجودات
پای تا سر :تمام وجود
نان :رزق و روزی
زبان :حرف و سخن
دم :لحظه و سخن
نگین :انگشتر
سرسپید :موی سپید
چشم :نگاه
مرد :انسان
دماغ :فکر و اندیشه
%(#ff0000)[ایهام]
یمین: دست راست – یمن برکت
یک زبان: بیرنگ و ریا و یک دل – استعاره از فتیله شمع
3یاقوت سرخ: استعاره از می – استعاره از لب
یاری: کمک و اعانت – رفاقت و دوستی
هیأت: صورت و شکل – علمی است که بدان افلاک دریافتی میشود.
هوا: آرزو و هوس / باد و نسیم
هندو: غلام سیاه / استعاره از زلف / سیاه
هم: نیز و همچنین / غم و اندوه
هستی: خودبینی، انا نیت / وجود – حیات – زندگی
هفتخانه: هفت پرده چشم / هفت پرده ساز
ولایت: سرزمین / حکومت کردن
وقوف: ایستادن / آگاهی – آگاه شدن
وفا: وفای به عهد / دراز شدن عمر
وجه: طریق / شیوه / چهره / پول
نیرنگ: رنگی که نگارگران زنند / نقشه و تصویری که به زگال بر کاغذ طرح کنند / حیله
نوبه: دوران و هنگام / ناله و فریاد
نوازش: مهربانی / نواختن آلت موسیقی
نوبهار: نوعی گل / فصل بهار / بتخانه و آتشکده
نوش: فعل امر / گوارا باد / شهد
نهاد: فعل / سرشت
نوا: پردهی موسیقی / ساز و برگ زندگی / گروگان سپاه و لشکر
نمونه: قسمتی و اندک از چیزی / شبیه و مانند
نگران: نگرنده - مضطرب
نگار: بت – صنم / نقش - معشوقه
نقش: صورت / فکر / رنگهای گوناگون / شکلها / اثر و نشان / قول و ترانه و تصنیف / دام شکار
نظم: ترتیب / شعر
نظر کردن: نگاه کردن / عنایت کردن
نزهت: تفرج و گردش / پاکیزگی و پاکدامنی
نزاع: جنگ و جدال / آرزومند گشتن ومشتاق شدن
ناموس: سرّ و راز / آبرو / بانگ و آواز و صدا و شهرت قاعده و قانون ابرو / خانهی راهب / مکر و حیله / خودپسندی / شریعت / عزت
نای: نی / گلو
ناکام: ناخواسته / کسی¬که کامروا نیست / بیاختیار
می باقی: باقیمانده شراب / میی که مستیاش ابدی است.
مگر: گویا / به تحقیق و حتماً / مثل اینکه / الا / شاید
مقام: پرده سرود را گویند. / جای اقامت / منزلت و رتبه
مردم: مردم چشم / آدمی
مدام: شراب / پیوسته
مایل: تمایل داشتن / خمیده
لاله: نوعی گل - چراغ
گونه: نوع - چهره
گلگون: اسب شیرین – گلرنگ و خونین
گشاده: مقابل بسته / شاد / آزاد و رها
گران: سنگین – پربها – دشوار – بزرگ و عظیم
کیمیای سعادت: کیمیای خوشبختی / کتاب غزالی
کیش: دین و آیین – جعبهی تیردان
کحل: مال بسیار / سنگ سرمه و سرمه
47- کرشمه: نغمهی کوچک 3 ضربی است. / ناز و غمزه / قصد و عمل
کام: آرزو / دهان
کج: ناراست / مُهرهی سفید کمقیمت
قوس: سبقت بردن / کمان / نام برجی در آسمان
قول: گفتار و گفته / تصنیف
فتنه: نام گنیزک بهرام گور / آشوب و نزاع
قلب: دل / سکه ناسره / وسط لشکر
قمری: نام یکی از پردههای موسیقی / دور قمری
قفا: پس گردن / پی و دنبال
قصور: کوتاهی / قصرها
قربان: فداشونده / تسمه تیردان
قرار: ثبات / شرط و پیمان
قصب: پارچه ابریشمی / نی و ساقهی نرگس و لاله
قصه: موی طرهی پیشانی / داستان
قُبله: بوسه / آنچه جاودگر بدان دل کسی به دیگری مایل کند.
قدر: اندازه و مقدار / سرنوشت
قانون: قاعده و رسم / نوعی آلت موسیقی
غبار: گرد / نوعی خط
غایت: علم و درفش / پایان و نهایت
غزاله: آهو / آفتاب
عین: چشم / عیناً
عهد: منزل معهود / روزگار / پیمان
عنقا: نام پرنده / نام نوایی است در موسیقی
عشوه: فریب / ناز و کرشمه
عشاق: عاشقان / پرده موسیقی
عراق: مقامی موسیقی است. / کشور عراق / کرانۀ نهر یا دریا
عارض: رخسار و روی / باران
رهزن: قاطع طریق – نوازنده ساز
صحرا: دشت و بیابان / خر مادهی سرخ با سپید آمیخته
صبر: شکیبایی / گیاهی تلخ
شوکت: تیغ – جاه و جلالت
شمه: بوی خوش / مقدار کم
شکسته: مجروح و خسته / گوشهای در دستگاه بیات ترک و ماهور چین و شکن زلف
شست: قلاب ماهیگیری / انگشت شست / زهگیر
شفا: نام کتاب بوعلی سینا / تندرستی
شکر: معشوق اصفهانی خسرو پرویز / ماده شیرین
شاهد: زیباروی / نام لحنی در موسیقی / و کسی که حاضر است
شام: شبهنگام / نام غذایی که شب خورند. / کشور شام
سهل: بیابان / آسان
سیاه: غلام / رنگ
سوری: نوعی از گل سرخ / شادی
سوز: سوختن / نام گوشهای در دستگاه سهگاه
صبا: باد صبا / نام آهنگی از آهنگهای موسیقی
سودا: اندیشه و خیال / سیاهی / شیفتگی و جنون
سمر: افسانه / مشهور
سفینه: کشتی: دفتر
سر و سهی: سرو کشیده / نام لحن یازدهم باربد
سرگشته: غلطان / حیران
سرگرم: مشغول / گرم شدن سر
سرکشی: نافرمان / سر افراشته
زیر: فریب / تار باریک / تخت و پایین / آلتی از موسیقی / ضد بم
زور: توانایی / ستم
ریش: محاسن / رخم
روی: امید / چهره / سطح / فلز
روشن: واضح / ضد خاموش
روزی: رزق / بهره / یک روزی
رود: رودخانه / آلت موسیقی
روان: روح – رایج / رونده
رنگ: نیرنگ / طرح / روش / لون / عیب و عار
رعنا: زیبا و خوشگل / نام گلی / احمق
راست: مستقیم / صدق و درست
دیده: چشم / آنچه دیده شده.
دور: گردش / نوبت / زمان / پیرامون
دوتا: خم / اصطلاح موسیقی / دو عدد
دم: لحظه / خون / نفس
دمیدن: طلوع کردن / روییدن / فوت کردن
دلکش: کشندهی دل / نام آهنگی از موسیقی
دلسیه: میانش سیاه است. / قسیالقلب
دستور: اجازه – وزارت (وزیر) / فرمان
دستان: مکر و حیله / پدر زال / سرود و نغمه و پرده
داغ: گرم / نشان / درد
خیل: لشکر / گروه اسبان
خویش: خود / فامیل
خلاصه: پاکیزهترین و خالصترین اجزاء / نتیجه
خطر: آفت / اهمّیّت
خراب: مستی / ویرانی
خدمت: بندگی / پیشگاه و جناب
حوصله: چینهدان مرغ / تاب و طاقت و صبر و شیکبایی
حقه: نیرنگ - دُرج
حاجب: ابرو – پردهدار
حال: وضع / زمان / هیات
چین: کشور چین / چین و شکن زلف و قبا
جناب: عنوانی برای بزرگان / درگاه و آستانه
تنعم: با پای برهنه راه رفتن / به ناز زیستن
تاب: توان / صبر / پیچوشکن
پیشانی: جزء فوقانی صورت / شوخی و گستاخی
پیران: پیران ویسه / پیرها
پروانه: اجازه / پروانه (حشرهی معروف) / گوشهای از دستگاه راست پنجگاه
بهار: فصل بهار / شکوفه / یکی از دستگاهها و ادوار ملایم موسیقی
بهر: برای – حصه و نصیب و بهره
بهشت: بگذاشت / جنت و مینو
بها: روشنی / قیمت هر چیز
بغداد: نام شهر / نام خط دوم از جام جم
باز: حیوان / دوباره / گشاده
بار: غم / سپیدی که بر روی زبان ایجاد شود. / سنگینی / سازی که مطربان زنند و یا نام سازی / اجازه پذیرایی عمومی
اقبال: روی آوردن / بخت
انتخاب: از ریشه کندن مو / برگزیدن
باده: یکی از مقامات موسیقی / شراب
اصفهان: نام شهر / یکی از چهار مقامهی اصلی موسیقی
افسانه: حکایت و داستان / ترانه / متن نادرست
افسرده: منجمد و یخ بسته / ملول و پژمرده
احتمال: تحمل / ظن و گمان
تماشا: حرکت کردن - دیدن
آهنگ: قصد / آواز
یاقوت: سنگ قیمتی / استعاره از شراب
قصارت: گازری / کوتاهی
مجموعه: جمعشده و گرد آمده / سینیِ مدور / سفینه و جنگ
فرصت: نام شعری شاعر / وقت و فرصت
باقی: بقیه / جاودان
%(#0066ff)[تقدیم به ساحت مقدس حضرت زهرا سلام الله علیه]
با تشکر از آقای دکتر صادقی وآقای دکتر حسین خانی -
رفع اشکال قسمت اولدریا دریایی برای شما بعید میدونم همچین سوالی بیاد
-
سوال 16 ادبیات کنکور 98 خارج از کشور@Z-H-Z پر+گشود+ه
-
رفع اشکال قسمت اولدوستان خسته نباشید
دوست دارم نظرتون رو راجع به تحلیل امروز بشنوم و اگر انتقاد و پیشنهادی هست بگید که برای تحلیل فردا برطرف کنم
ممکنه یه سری سوالات جا بمونه و من نبینم یا یادم بره بهتون جواب بدم
در آخر هر تحلیل این تاپیک رو میزنیم برای حل این مشکل
سوالاتی که براتون پیش اومده یا اگه چیزی رو متوجه نشدید یا توضیح بیشتر میخواید اینجا بپرسید تا باهم حل کنیمش -
سوال 16 ادبیات کنکور 98 خارج از کشور@Z-H-Z تحلیل رو بخون اگه بازم مشکل داشتی بگو
-
سوال 16 ادبیات کنکور 98 خارج از کشورپاسخ صحیح گزینه 4
سطح سوال: آسانعرشیان: عرش + ی + ان : اسم وندی / علمی: علم + ی : صفت وندی / دستبسته: دست + بست + ه :صفت وندی- مرکب
- بیتاب: بی + تاب :صفت وندی / جوشش: جوش + ـِ ش : اسم وندی / مشک به دوش: مشک + به + دوش :صفت وندی- مرکّب
- شکسته: شکست + ه : صفت وندی / بیدرد: بی + درد :صفت وندی / خطرکننده: خطر + کن + ـَ نده : صفت وندی- مرکّب
- تشنگی: تشنه + گی : اسم وندی / پر گشوده: پر + گشوده + ه : صفت وندی- مرکب / نیلیپوش: نیل + ی + پوش : صفتِ وندی- مرکّب
-
سوال 16 ادبیات کنکور 98 خارج از کشور@Z-H-Z اگه امسال کنکور داری و هنوز متوجه نشدی بنظرم بیخیالش شو چون دیگه وقتی باقی نمونده