سلام رفیق؛
هیچ کسی تورو نمیتونه به اندازه من درک کنه!
من سال دهم دقییییقا مثل تو بودم، فقط بجاش من میخواستم ترک تحصیل کنم و شروع به یادگیری لینوکس و برنامه نویسی کنم...
ولی خب بعد از یه مدت طولانی که با پدر و مادرم حرف زدم به این نتیجه رسیدم که رفتن به دانشگاه و داشتن تحصیلات آکادمیک چقد خوبه، اونم توی یه دانشگاه تاپ!
+دوستای جدیدی پیدا میکنی که اوناهم به برنامه نویسی علاقه دارن
+خدمات بی نهایتی که به دانشجو ها میدن
+خوابگاه رو که دیگه نگم
+کانکشن زدن و نوشتن مقاله های علمی که میتونه باعث بشه اپلای کشور های مختلف رو بگیری
+اعتماد به نفست صعود میکنن
+آشنایی با اساتید کار درست و معروف
+خوندن کتابای خفن در کتابخونه
+ایجاد تیم و شروع پروژه های گروهی
+و در آخر شایدم عاشق شدن!!
نمیدونم دیگه خودت میدونی؛
فقط کسی روت اسلحه نگرفته که چیکار کنی یا نکنی،
همچی دست خودته ولی بدون که خیلی کیف میده...