کما اینکه توی اون جملهای که نوشتن، معلوم نیست رای فک اضافه برای کدوم ترکیب به کار رفته.
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
نوع را -
نوع راAqua
استدلالشون صحیح نیست. جملهٔ ساخته شده درنهایت بیمعنیه. -
نوع رارای مفعولیه.
درختان را به خلعت نوروزی، قبای سبز ورق در بر گرفته.
قبای سبز ورق یعنی برگ
خلعت جامهای بوده که میبخشیدن پادشاهامیشه:
قبای سبز ورق، به (عنوان) خلعت نوروزی درختان را در بر گرفته. -
از کجا میشه فهمید؟Hg L 0 خواهش میکنم
-
مجاز و کنایهدیگه واللا وقتی ادبیات دبیرستان، یه گوشهای از ادبیات بیرون از دبیرستانه، این حجم از تفاوت توی نوشتار و ساختار پیش میاد.
درستترین کاری که میتونین بکنین، پیش رفتن با کتاب راهنمای معلمه. بهترین منبع برای شما توی قطعی شدن مطالب، همونه. -
ادبیاتE.B.BUTTERFLY
من عددش یادم نیست (فکر میکنم چیزی حدود هشتتا یا بیشتر) اما ما خیلی بیشتر از دو نوع جناس داریم.جناس ناهمسان خودش میتونه بیشتر از صرفا یه واج (حرف) باشه.
-
ادبیاتE.B.BUTTERFLY
سلام. براساس قواعد کتاب ادبیاتتون بله. جناسش غلطه. -
مجاز و کنایهmsoq sharif
سلام. حقیقتا هردوی اینها که نوشتی هم کنایه بودن. نمیدونم چرا نوشتی مجاز.تفاوت کنایه و مجاز، درواقع عمیقتر از عبارت بودن یا نبودنه. چرا که یه جاهایی هم صرفا یه تک کلمه میتونه کنایه بسازه.
راحتترین نوع توضیح دادن، اینه که بگیم مجاز یکسری علایق مشخصی داره و به نسبت اون علایق و ارتباطاتی که بین کلمات هست، ما مجاز داریم... نیازی نیست شما بلدشون باشین. ولی من مثال میزنم... مثلا علاقهٔ کلیت... یعنی ما درمورد کل حرف میزنیم ولی درمورد جزء حرف زدیم! مثلا بگیم «به افتخار او یک ایران از جا بلند شد». منظورمون مردم ایران بوده.
یا برعکس همین، علاقهٔ جزء رو داریم. مثلا این عبارت سعدی:
«پیش دیوار آنچه گویی هوش دار
تا نباشد در پس دیوار گوش»
منظور از گوش، انسانه دیگه، پس یه جزء رو گفتیم و با کل کار داریم.حالا توی کنایه چطوریه؟ اولا که این ارتباط وجود نداره. ثانیا کنایهها معمولا عبارتن. ثالثا خیلی جاها ممکنه به عنوان القاب به کار رفته باشن که حتی شبیه استعاره باشن. مثلا فرض کن بگیم: «ماردوش هزارسال بر ایران حکومت کرد.» خب ماردوش کنایه از ضحاکه. نه استعارهست، چون تشبیهی پشتش نیست، نه مجازه. چون علاقهای پشتش نیست. ماردوش یک صفت بوده از ضحاک... ما جدا آوردیمش، پس برامون کنایه میسازه.
-
از کجا میشه فهمید؟Hg L 0
خب چونکه مقدماتی یک نوع صفته.
من حقیقتا این اسامیای که حفظید و استفاده میکنید رو حفظ نیستم.
اما مقدماتی، یک صفته برای اینکه یه ویژگی از دانشسرا رو داره مطرح میکنه. -
از کجا میشه فهمید؟Hg L 0 شاید اشتباه لفظی بوده.
-
تشبیهmsoq sharif خواهش میکنم ♥
-
از کجا میشه فهمید؟Hg L 0
سلام. خب کی گفته عالم صفته؟ 😂 -
ادبیات._.Zahra.K
درواقع عبارات عربی رو یک جمله یا شبه جمله درنظر میگیریم چون حالت کنایی باهاش برخورد میکنیم. -
ادبیات زمینه های مختلفسلام. نیازی نیست تا ایتا بری.
اخرای این تاپیک https://forum.alaatv.com/topic/34114/لقمه-ای-برای-ادبیات-کنکور/2?_=1747314377911 بچهها قبلا توضیح دادهن.
-
ادبیات._.Zahra.K
سلام. جوابتون درسته ولی ندیدم دلیلش رو بگین. دلیلش مهم، تر از جواب سؤالهخواجه عبدالکریم، خادم خاص شیخ ما، ابوسعید بود.
خواجه عبدالکریم نهاد
خادم خاص شیخ ما گروه مسندی
ابوسعید بدل از مسنددرواقع، خادم خاص شیخ ما، چون برنمیگرده به خواجه عبدالکریم بدل نیست. البته که در نگاه اول اینطور به نظر میاد به خاطر طولانی بودن جمله.
-
ادبیاتنقطه خواهش میکنم ♥
-
ادبیاتE.B.BUTTERFLY خواهش میکنم
-
ادبیاتنقطه
راستش اینجا جاییه که دیگه وارد بحث قاعدهٔ فعل مرکب میشیم...
ترک کردن میتونه از منظری فعل مرکب باشه یا اینکه فعل، اسنادی باشه و ترک رو مسندش درنظر بگیریم. برای همین «من» میتونه مفعولش باشه.
اما وقتی بگیم:
ترکِ من کن
اونوقت این «کن» به معنی «انجام بده» اومده. دیگه از شکل اسنادی بودن درمیاد. -
ادبیاتE.B.BUTTERFLY
خب تو اونوقت ترکیبِ ترکِ من و درواقع کسرهٔ میانجی بین دو کلمه رو حذف کردی و معادلی براش نساختی. همچین اجازهای نداری.ترکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا، همهش گروه مفعولیه.
(توی پیام قبلی نوشتم مسندی و اصلاح میکنم) -
تعداد جملهmsoq sharif
سلام درواقع، منادا رو درنظر گرفته...