S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
راه ابریشم الا -
شروع از صفر تستیmobina_m
سلام مبینا. خوشحالم که اینجایی.یکُم اینکه تلاش کن روال کار با فضای انجمن رو یاد بگیری و اگر سؤالی و پرسشی داری، خودت موضوع (تاپیک) ایجاد کنی تا هم جواب سؤالاتت یکجا و مرتب باشه و هم دیگران سؤالت رو ببینن و پاسخ بدن.
من حالا به اینخاطر که تقریبا محتوای همین موضوع هم با پرسشت یکیه جواب میدم اینجا.برای راه ابریشم، بهترین کار اینه که هم توی سایت آلا تمام محتوایی که قابل دیدنه رو برای بررسی دوره ببینی، هم اینکه توی انجمن همین عبارت رو جستجو کنی و موضوعاتی که دیگران ایجاد کردن و پاسخ گرفتن رو بخونی. قطعا کمک کنندهست... و اگر سؤالی داشتی باز توی انجمن بپرس تا بچهها و افراد مربوطه بهت جواب بدن.
و فقط هم به راه ابریشم بسنده نکن. تلاش کن یه تحقیق جامعی بکنی از تمام مؤسسات و بعد از یه مقایسهٔ درست و جامع نتیجه بگیری.
درمورد اینکه کی شروع کنی، توی همین تاپیک و تاپیکای مشابه (مثلا درمورد دیر شدن و استرس و اضطراب و شروع کردن) پاسخها و راهکارهایی هست. باید حوصله کنی، بخونی و بگردی تا به نتیجه برسی. مطالب زیادی برای گفتن هست. با هربار تکرار کردنش ممکنه بخشی ازش رو نگیم و جا بیفته.من فکر میکنم مهمتر از خوندن، مرور کردنه. مهم نیست چطور میخونی و چقدر میخونی. حتما و حتما باید مطالبی که خوندی رو مرور کنی تا این مطالب توی بلندمدت در ذهنت بمونن. نه برای کوتاه مدت. چیزهایی مثل جعبه لاینتر، نرم افزار انکی و موارد مشابه بسیار به مرور کردنت کمک خواهد کرد.
-
شروع از صفر تستیKiana 5
«چقدر» که کلا سؤال درستی نیست. ولی مهم اینه که خودت رو خسته نکنی. نرسی به جایی که رمق و جون یک لحظه نگاه کردن روی صفحهٔ کاغذ رو هم نداشته باشی. به زندگیت برسی، تفریح در کنارش داشته باشی و تلاش کنی زندگی کنی. نه اینکه به بهونهٔ درس خوندن خودت، تمایلاتت و شادیات رو بکشی و از بین ببری.ولی اگه بحث کمی و مقداری میکنی، به نظر من توی تابستون سال دهم در کمترین حالت، سه ساعت کفایت میکنه. اما بازم بستگی به شخص خودت و توان و میل خودت به درس خوندن داره. خودت باید تصمیم بگیری.
متوجه «تایمر» هم نشدم که قضیه چیه.کنکور ما عمومی هم داشت و من به لطف عمومیای بالای ۵٠ قبول شدم. تخصصیام واقعا خبری نبود. کنکور ما هم معروف شد بهخاطر سختی ریاضیش. ابایی ندارم از درصدای کمم... میگم بهت که ریاضی فیزیک و شیمی رو بهترتیب ۱۴، ۷ و ۱٠ زدم. حالا بیشتر متوجه میشی که چرا میگم بهخاطر عمومیا قبول شدم. 😂
اما برای منابع، ریاضی رو تقریبا از خرداد (تیر کنکور داشتم) به واسطهٔ دوستی نشستم از اول تا آخر کلاسای آریان حیدری رو روی سرعت سهبرابر دیدم. =)))))) ولی خب معلم خفنیه و اگر توان مالیشو داری پیشنهاد میکنم سال دوازدهم باهاش کلاس برداری.
فیزیکم با ملاکیان دوره خریدم که پیشنهاد نمیکنم. فیزیک اگه کلاس میخوای بری استاد میرحسینی بسیار بهتره.
برای شیمی هم یه کتاب جامع خیلی سبز داشتم که خیلی کتاب خوبی بود.
اما منابع رو بهتره از بچههایی که بعد من کنکور دادن بپرسی چون تغییرات داشته قطعا همهچیز. -
فارسی دوازدهم|سودای عشقجدای از این، یه بخش زیادی از مبانی دستور زبان و قوانینش در ساختار ادبیات درسی مدارس حذف شده و خیلی چیزها رو نمیخونید.
درواقع توی چارچوبی که خارج از دبیرستان و دروستونه، قوانین دربرگیرندهتر و جامعترن. اما مسئله اینه که عملا کسی که جزوهای در زمینهٔ ادبیات نوشته و دستوری رو بررسی کرده، عملا نظریهپردازی کرده و براساس نگاهی که به دستور و ساختار جملات داشته، اینا رو تقسیم بندی کرده. لزوما به این معنی نیست که حتما باید تمام و کمال «جواب نهایی» همون باشه و خود شخص تو میتونی به عنوان دانشآموزی که سواد چیزی رو داره، با بخشی از مبانی کتابت مخالفت کنی و نظر جدیدی رو منطبق با قواعد ارائه کنی. این اتفاقا زیبایی ادبیاته. نه منظر ترسناکش. هزاربار تاحالا گفتهم... ادبیات ریاضی نیست که حتما و بیشک دو دوتا بشه چهارتا... و این چیز ترسناکی نیست. -
فارسی دوازدهم|سودای عشقHako
توی دستور زبان خیلی اوقات، خیلی چیزا قطعی نیست عسل.
گاهی چیزهایی همپوشانی پیدا میکنن و این چیز عجیب و اضطرابآوری نیست. صرفا کافیه جسارت فکر کردن و اشتمال بر قواعد و قوانین رو داشته باشی تا بتونی تصمیم درستتری بگیری. -
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشقدر فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق گفته است:
Hako
ولی خب بستگی به خوانش داره.که منظورم اینه که بعید نیست ترکیبِ «به عشق در» هم درست باشه.
توی لغتنامهها هم جستجو کردم اما ترکیب «سامان نیستن» و «سامان نبودن» پیدا نکردم. نیاز به حرف اضافهٔ «به» یا «در» داره. اما باز بستگی به خوانش داره و دیدگاه شخصی که میخونه. -
فارسی دوازدهم|حقیقت عشقHako خواهش میکنم. ❤
-
فارسی دوازدهم|سودای عشقHako
چون ادبیات و دستور زبانه. =)))
جای دعوا و بحث و گفتگوئه. -
فارسی دوازدهم|سودای عشقHako
«در کل» بدون که هیچکدوم برتری ندارن و بنا به دیدگاههای دستوری متفاوتی قابل توجیهن.
من اگر باشم، خود رو مفعول ذکر میکنم و ترک کردن رو فعل مرکب.
درحالت دیگه میشه کل ترک خود رو گروه مفعولی ذکر کرد و فعل رو فعل مرکب درنظر نگرفت. همینطور که تو میگی. چون مفعولِ جمله، در این نوع گفتن، تبدیل شده به ترکِ خود کردن.
اما حالت سوم، اینکه ترکِ خود کردن رو گروه فعلی بگیریم، چندان محبوب و درست نیست. -
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشقHako
من ترکیبِ «در سامان نبودن» رو بیشتر ترجیح میدم به ترکیبِ «سامان نبودن».
ولی خب بستگی به خوانش داره. -
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشقHako
به هر حال حرف اضافهست. اما بیش از اونکه به متمم نیاز داشته باشی، به نهاد نیاز داری برای جمله. -
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشقHako
فارسی صحبت کن منم بفهمم =))) -
فارسی دوازدهم|سودای عشقHako
گرداندن رو اسنادی گرفته. پس برای حل این قضیه مجبور بوده مسند براش تعبیه کنه.
بیش از اونکه گرداندن معنی اسنادی و شدن بده، در معنی چرخوندن و تغییر دادن به کار رفته.
حتی اگر اسنادی هم در نظر بگیریمیش، نمیشه وقتی «به رنگِ خود» خودش یه ترکیبه، اجزاشو از هم جدا کنیم و به زور بهشون نقش فرو کنیم.
حتی در اون صورت، کلِ «به رنگ خود» یه گروه مسندیه. قابل جداسازی نیست. هرچند که به کل با اسنادی بودن جمله مخالفم. -
فارسی دوازدهم|سودای عشقHako
چون «جوابی» نیست. گفتم... هردو میتونه درست باشه. -
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشقHako در فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق گفته است:
در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست
با جان بودن به عشق در سامان نیستکسی در عشق قدم مینهد که جانی برای او نیست (جانی ندارد). عشق به سرزمین یا ورطهای تشبیه شده که درونش میشه قدم گداشت.
جملهٔ مرکب، جملهٔ اول پیرو و جملهٔ دوم پایه.
در عشق گروه متممی
قدم نهادن گروه فعلی
جانی (ی پسوند جنس) گروه نهادی
برای او متمم
نیست در معنی وجود ندارد، اسنادی نیست.
با جان بودن به عشق، در سامان نیست
با جان بودن، گروه نهادی
به عشق (در سرزمین عشق) گروه متممی قیدی
در سامان گروه مسندی
نیست فعل اسنادی -
فارسی دوازدهم|حقیقت عشقHako
سلام.«مسند هم میتونه باشه» نه. بلکه چون فعل اسنادیه پس اصلا نیاز به مسند داره. نه متمم. اما چون گروه اسمی حالت متممی داره، پس میشه متمم اسنادی ذکر کرد.
-
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشقسلام.
Hako در فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق گفته است:
در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست
کَش ---> کهاَش ---> که برایِ او
یا حتی میشه «اَش» رو درمواردی پرش ضمیر هم درنظر گرفت. -
فارسی دوازدهم|حقیقت عشقHako
سلام.
هیچوقت دو کلمه مسند نیستن. همیشه هستهٔ گروه اسمی نقش اصلی رو داره و مابقی براش صفت یا مضافالیهن و گروه اسمی رو شکل میدن. -
فارسی دوازدهم|سودای عشقHako
سلام.
(عشق) هرجا که رسد، سوزد (سوزانَد) و به رنگ خود گرداند.
(عشق) هرجا که رسد، به رنگ خود گرداند.کسی را به رنگ خود گرداندن، یعنی کسی رو تغییر بدی.
خود را به رنگ کسی گرداندن، یعنی از کسی تقلید کنی.
که خب طبیعتا خیلی باهمدیگه فرق دارن.اینجا منظور نویسنده اینه که عشق هرکجا برسه، همهچیز رو از بین میبره و جز خودش چیزی باقی نمیذاره.
گرداندن فعله و «به رنگ خود» متمم فعلیه. البته فکر میکنم شما متمم فعلی نمیگید. صرفا بدونید متممه. چراییشم که مشخصه. حرف اضافه داره. -
فارسی دوازدهم|سودای عشقHako
سلام.یکم اینکه جملهٔ
اینجا گروه مفتولی ترک خود هستش
غلطه. «هستن» مصدر اسنادی نیست و باید از «استن» استفاده کنی. باید بنویسی «گروه مفعولی ترک خوده».
دوم اینکه هکسرهها (خود م. الیه در حالت اولیه متنه) و نیمفاصلهها (روانتر، نمیافته) رو توی نوشتنت رعایت کن تا ما هم بفهمیم چی مینویسی. =)))) اگر بنا به دید اول، اینا مرتبط با سؤالت نیست، باید بگم به هر حال اینجا تاپیک ادبیاته و باید درمورد ادبیات حرف زد و یاد داد.
سوم اینکه بستگی داره «فعل» رو چی درنظر میگیری. اگر ترک کردن رو فعل مرکب درنظر بگیری، «خود» تبدیل میشه به مفعول. اما اگر کل عبارت رو فعل درنظر بگیری، «ترک خود کردن» باهم گروه فعلیه. هردو حالت میتونه درست باشه. هیچکدوم برتری به دیگری نداره. اما بهتره که دستور رو، به نسبت چیزی که درحالت اولیه هست یاددداشت کنیم.
اما اگر توی امتحان یا جایی اومد، من اگر باشم هر دوحالت رو مینویسم تا مصحح بفهمه من از هردو آگاهی دارم.