Hg L 0
سلام. اگر تا این حد میتونی تشخیص بدی، همین رو به رخ مصحح بکش.
ولی اصلا همچین چیزی رو من متوجه نمیشم. متمم در جایگاه مسند دیگه چیه؟
Hg L 0
سلام. اگر تا این حد میتونی تشخیص بدی، همین رو به رخ مصحح بکش.
ولی اصلا همچین چیزی رو من متوجه نمیشم. متمم در جایگاه مسند دیگه چیه؟
Hg L 0 خواهش میکنم
Hg L 0
حقیقتا نمیدونم...
در کل که حفظشون نکن. با مثال یادشون بگیر.
من همیشه میگم برای بچهها که مصرحه رو با لقبها حفظ کنید. تمام لقبها، یه نوع استعارهٔ مصرحهن... مثلا اگه دوستت رو به فلان لقب صدا میکنی، درواقع توی جمله داری استعارهٔ مصرحه به کار میبری... و وقتی این قاعده رو بدونین دیگه باهمدیگه قاطی نمیکنین.
Hg L 0
سلام.
نمیدونم تشخیص دادن نوع استعارهها از نظام درسیتون حذف شده یا خیر. اما حتی اگر حذف شده هم بلد باش که دونستنش ضرری نداره.
من اینجا قبلا پاسخ دادهم: https://forum.alaatv.com/topic/63204/تفاوت/11?_=1746867114821
نقطه
من موافقم با حرفای میترا و به نظرم به جواب رسیدید.
حذف یحتمل توی اون درس، برای این بوده که کاری توی نمودار وابسته وابسته نمیکرده، پس حذف کردن که با کلمات کمتری مواجه باشن و چیز کمتری رو بررسی کنن.
نقطه
خب... در درجهٔ اول که... بله. من فقط توی یه حالت گفتم مضاف الیهِ مضاف الیه هست و از ابتدا هم میدونستم تو با حکومت مشکل داری. ولی همه چیز رو از پایه مطرح کردم.
اما خب باهات درحال حاضر و بعد از رد شدن حالت دوم، باهات همنظرم. اما برام سؤاله که آیا واقعا صفت مضاف الیه حذف شده؟
نقطه
درواقع میشه با مار غاشیهٔ حکومت سرهنگها با طرق مختلفی مواجه شد.
میشه کل مار غاشیه رو یک عبارت کنایی درنظر گرفت (پس تشکیل یک کلمه میدن نه دو کلمه) و حکومت رو مضاف الیه و سرهنگها رو مضاف الیهِ مضاف الیه.
میشه غاشیه رو صفتی برای مار درنظر گرفت و بعد حکومت رو مضاف الیه غاشیه و سرهنگها رو مضاف الیه حکومت. یا حتی سرهنگها رو دوباره میشه مستقیما به خود مار غاشیه متصل کرد. مار غاشیهٔ سرهنگها.
و حتی میشه حکومت رو کلا مضاف الیه برای غاشیه درنظر نگرفت. همونطور که میترا اینطور فکر میکنه.
مارِ غاشیهٔ حکومت، احتمالا اشاره به شخصی داره که در حکومتی، نقش گزنده داره و آدم درستی نیست. همونطوری که مار غاشیهٔ سرهنگها هم میتونه همین معنی رو بده.
معنیش غلط یا اشتباه نیست... معنی داره.
حتی اگر مار رو درنظرت حذف میکنی، غاشیهٔ حکومت هم باز میتونه معنی بده. غاشیه به عنوان صفت جانشین اسم اومده، معنیِ مار میده و مارِ حکومت معنا داره.
حتی اگر به عنوان صفت جانشین اسم هم باهاش برخورد نکنین، غاشیه خودش معنی میده و معنی پوشش و زینپوش داره. بازم معنی میده.
نقطه
حکومت میتونه مضاف الیه غاشیه هم باشه میترا. هردو نوع برخورد درسته.
Anzw 18 خواهش میکنم ♥🤝🏻
Anzw 18
دقیقا =)))
Anzw 18
سلام آیناز.
راستش تنها راهش اینه که وزن عروضی رو بشناسی...
من تاپیکی دارم برای وزن و برای شناختن وزنی که نیاز دارین برای فهم مسائل اینچنینی، کافیه تا مورد دوم اون تاپیک رو بخونی.
این نکته هم بسیار مهمه... توی اون جمله، خط روی ط تشدید داره و اینو باید بهش توجه کنید.
گاه از ندیدن خطّ مکتوب منتعش
توضیحات بیشتر از اون تاپیک باعث گیجتر شدنت میشه. همون رو بخونی پاسخت رو میگیری.
@لیلی_
متشکرم. امیدوارم خودت حالت خوب باشه.
خواهش میکنم
@لیلی_
سلام. اینا رو همیشه گفتهن ولی ما که ندیدیم عملی کنن.
کار هم از مهمکاری عیب نمیکنه.
اما اینم بگم... منطقی نیست که شما آرایه و دستور رو درس به درس بخونی.
آرایه و دستور رو باید به صورت موضوعی بخونی، خودشون رو یاد بگیری، بعد توی دروست استفاده کنی و توی مطالب و دروس پیداشون کنی و متوجهشون بشی.
روند رو برعکس طی نکن.
Hg L 0 خواهش میکنم
Hg L 0
این مثالی که شما میزنی کیلومترها با سؤالی که پرسیدی تفاوت داره.
این سؤال، مرتبط میشه به تاریخ ادبیات و نه متن اصلی درس. مفهومی از دل دروس هست، اما هر چهار گزینه مرتبط با تاریخ ادبیاته.
به صورت واضحتر، این اتفاق در تاریخ ادبیات به صورت واقعی اتفاق افتاده و کلا دیدار مولانا و عطار دیدار مهمی در تاریخ ادبیات ماست. این مورد بیش از اینکه مفهومی از دل دروس باشه، نکتهای از تاریخ واقعی ادبیاته.
کسی از شما نمیخواد واو به واو متن کتاب رو حفظ کنید. مسابقهٔ کتابخوانی هم شرکت نکردین که ازتون بپرسن فلانی در فلان تاریخ به فلانکس چه جملهای را گفت.
سؤالات کارگاههای کتاب، مفهومیان. نیازه به مفاهیم آشنا باشید اما نیاز نیست چیزی رو حفظ کرده باشین. اما اینی که میپرسین، اصلا تاریخ ادبیاته.
درنهایت، تاریخ ادبیات رو باید حفظ کرد، مفاهیم کارگاهها و پاسخها رو باید یاد گرفت.
Hg L 0
سلام. نیازی به حفظ کردن نیست.
وقتی توی جواب دادن به خود سؤال کتاب، دسترسی به متن درس داری، سر جلسه هم این امکان رو برات فراهم میکنن. کسی قرار نیست متن درس حفظ کنه برای پاسخ دادن به یه سؤال. اما حدودی، پاسخها رو یاد بگیر.
مثلا با خوندن مورد ب، من یاد این بیت هم افتادم:
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهٔ کار به نام من دیوانه زدند
Hg L 0 خواهش میکنم ♥
Hg L 0
ببخشید ولی من واقعا متوجه نشدم چی نوشتین... اکثرا هم جملاتی که «هست» توشون داره برام قابل فهم نیست.
اما به هر حال، نگاه به معنای دیدگاه و نگرشه و متفکر به معنای یک صفت و نه به عنوان یک اسم اومده.
اگه متفکر رو اسم بگیریم و به دنبالهٔ اون نگاه متفکر رو یک شخصیت درنظر بگیریم، واقعا تشخیص نابهجاییه.
فرض کنین یعنی نویسنده داره میگه تو یک نگاهی داری که انسان متفکریه و در افق اون انسان میشه فلان افکار رو دید!
در افق یک انسان؟!
خیر... حالا اینطور درنظر بگیریم:
در امتدادِ نگاه متفکرانهش، افق های روشن تدبیر ملک و رعیت پروری را میخواند.
الآن قضیه درسته... متفکرانه توصیفی نه برای نگاه بلکه برای شخصیتیه که اون نگاه رو داره. هرچند که توی ترکیب با نگاه اومده... اما توصیفیه برای شخصیت فردی که نویسنده داره درموردش صحبت میکنه. نگاه اون شخص به زندگی متفکرانهست. نه که نگاهش متفکر باشه...
در نهایت به نظر من، درنظر گرفتن متفکر به عنوان اسم و نگاه متفکر به عنوان ترکیب اضافی به جای وصفی و تشخیص گرفتن ترکیب نگاه متفکر، اصلا پسندیده نیست...
Hg L 0
سلام.
در درجهٔ اول یادآوری میکنم هر تشخیصی استعارهست. پس ما مسئلهای با استعاره بودن تشخیصایی که گفتی نداریم.
اما درمورد اضافهٔ استعاری بودنشون...
نگاهِ متفکر
متفکر مانند انسانی است که نگاه دارد.
آیا به نظرت این جمله و تشبیه منطقیه که از توش استعاره دربیاریم؟ قطعا خیر.
چون متفکر فی ذاته خودش انسانه. دیگه تشبیه نداره
(البته که در نظر گرفتن واژهٔ متفکر به معنای یک انسان و درواقع به شکل اسم، به جای واژهٔ متفکرانه که یک صفته و اینجا دومی درستتره، باز هم مفهوم جمله درست نیست).
من حقیقتا با تشخیص گرفتن نگاه متفکر این جمله هم مشکل دارم و نمیدونم چرا کتابت این کار رو کرده.
شاید به خاطر وجود واژهٔ متفکر بوده... درحالی که اینجا منظور نگاهِ متفکرانهٔ یه انسانه. تشخیص گرفتنش برای من عجیب بود. درحالی که امتداد داشتن نگاه و اینکه در امتداد نگرش شخص، افقی دیده شده... داره نگرش انسانی رو به یه دشت وسیع تشبیه میکنه. این در ذهن من استعارهای رو داره میسازه. نه تشخیص.
به هر حال...
اضافه استعاری اولی منحله. چون جملهٔ تشبیهِ ساخته شده بیدر و پیکره.
پهلوی این کشور
به خاطر وجود واژهٔ این، و بیشتر از دوتا بودن واژهها، کلا قضیه منتفیه (حداقل در حد و اندازهٔ دبیرستان).
اما اگر فرض کنیم «این» وجود نداره.
کشور مانند انسانیست که پهلو دارد.
اینجا منطقی میتونست باشه و درست. اما پیشنهاد میکنم این رو هم اضافهٔ استعاری درنظر نگیرید.
کما اینکه تشخیص درسته و کشور اینجا استعاره داره.
S.a.b.a
موفق باشی. خواهش میکنم.