E.B.BUTTERFLY
سلام. درمواجهه با سؤال اولت، متوجه اینکه چرا این سؤال برات پیش اومده نمیشه. مصرع همینجوریش مرتبه و تمام مصرع، به جز فعلش، گروه مسندیه.
«چرا» هم میتونه قید پرسش باشه.
E.B.BUTTERFLY
سلام. درمواجهه با سؤال اولت، متوجه اینکه چرا این سؤال برات پیش اومده نمیشه. مصرع همینجوریش مرتبه و تمام مصرع، به جز فعلش، گروه مسندیه.
«چرا» هم میتونه قید پرسش باشه.
msoq sharif
سلام.
درواقع یذره پیچیدگی داره و دلیلش اینه که اینجا داریم میگیم چه کسی مانند نی، زهری مشاهده کرد؟
اینجوری نیست که بگیم نی مانند زهری است. نوع تشبیه با اون تشبیه معمولی که میشناسید فرق داره. وارد تعریف تشبیهش نشید. اما بدونید که درواقع تشبیهش نوعش فرق داره. اینجا درواقع داریم میگیم هیچ زهری مثل نی اونقدر زهر نیست!
احساس میکنم یکم سخته...
بیا فرض کنیم سادهش کنیم:
مثل من مرد کجا دیدی؟
یعنی هیچ مردی به اندازهٔ من مرد نیست. پس درواقع، مرد داره به من تشبیه میشه. نه که من به مرد.
درواقع انگار که یه چیزی از چیز دیگه برتر و بالاتره. برای همین، اون چیزی که برتره، میشه مشبه، اون یکی که پائینتره و داره تلاش میکنه به اونی که بالاتره برسه، میشه مشبه به.
(حقیقتا اسم نوع تشبیه رو دقیقا خاطرم نیست)
E.B.BUTTERFLY
اگه منظورت از «کلمهٔ اول» کلمهایه که قبل از واو عطف اومده، بله. دقیقا همینطوره.
سلام.
چون دو کلمه فقط زمانی میتونن به همدیگه معطوف بشن که از نظر دستوری نقش یکسان داشته باشن.
محیط و عالم پرور نقشهای یکسانی ندارن. یکی اسمه و یکی صفت.
این رو هم بگم. درواقع دوتا جمله بود داشته.
پادشاهی دانا و صاحب بصیرت و عالم پرور داشت.
محیطی آرام و آزاد داشت.
حالا، این دو جمله، یک جمله شده، فعل حذف شده به قرینهٔ لفظی، و به دنبالهٔ همین، یک جمله دو مفعول داره که توسط واو عطف مشخص میتونن بشن.
حتی به عبارتی نویسنده میتونه اعلام کنه این واو واو ربط هست و بین دو جمله اومده.
در کل که انواع برخورد متفاوت خواهد بود.
پس، یا واو، واو ربط باشه و دو جملهٔ مجزا با دو مفعول مجزا، یا واو واو عطف... و طبق قاعدهٔ یکسانی نقوش که توضیح دادم، محیط معطوف به پادشاه.
Aqua
خب ایشون هم یا از نظرشون «اول» صفت بوده و برای همین عملیات رو وصل کردن به هسته، یا اینکه به کل به نظرشون ترکیب اولِ عملیات ترکیب درستی نیست.
به هر حال، به نظر من، دست و پنجه نرم کردن با کلمات و عبارات و فهم خودتون، از پیروی کردن نظر شخصی مهمتره. چون ادبیات نظام دو دوتا چهارتا نیست و خیلی اوقات صرفا اینکه چه کسی از کدوم زاویه به دستور زبان نگاه میکنه حکم میکنه که نظرش چی باشه.
اما اگر میخواین پیرو نظرات کسی فکر کنین، توی چارچوب ادبیات دبیرستان، قطعا بهتره به آقای عبدالمحمدی تکیه کنید که درحال حاضر تدریس هم دارن.
Hg L 0
واللا اگر که اول رو صفتی برای لحظات درنظر بگیریم، خب اونوقت عملیات میشه مضافِ الیه صفت که گویا جزو چارچوب درسیتون نیست.
بنابراین، اگر خواستیم صفت بگیریمش، کلا باید عملیات رو وصل کنیم به هسته.
اما اگر خواستیم مضاف الیه درنظر بگیریمش، اونوقت عملیات وابستهٔ پسین برای اول خواهد بود.
به نظر من، چون اول اینجا معنیِ آغاز و شروع میده، به صورت مضاف الیه باهاش رفتار کردن منطقیتره و برای همین عملیات میتونه مضاف الیه مضاف الیه باشه.
Hg L 0
من ولی احساس میکنم میشه عملیات رو وابستهٔ پسین برای اول هم درنظر گرفت.
اولِ عملیات میتونه به معنای به معنای ابتدای عملیات باشه.
Aqua
متوجهم. ولی وقتی جمله اسنادیه و مسند داشتن جمله ارجحیت داره به متمم داشتنش، دیگه کار الکیه حرف زدن و پرسش طراح سؤال درمورد متمم.
الی ایحال، همین که واقف باشین بهش، کفایت میکنه.
Aqua
خب اصلا چرا باید به این گفت متمم وقتی مسنده؟!
Hg L 0
سلام. اگر تا این حد میتونی تشخیص بدی، همین رو به رخ مصحح بکش.
ولی اصلا همچین چیزی رو من متوجه نمیشم. متمم در جایگاه مسند دیگه چیه؟
Hg L 0 خواهش میکنم
Hg L 0
حقیقتا نمیدونم...
در کل که حفظشون نکن. با مثال یادشون بگیر.
من همیشه میگم برای بچهها که مصرحه رو با لقبها حفظ کنید. تمام لقبها، یه نوع استعارهٔ مصرحهن... مثلا اگه دوستت رو به فلان لقب صدا میکنی، درواقع توی جمله داری استعارهٔ مصرحه به کار میبری... و وقتی این قاعده رو بدونین دیگه باهمدیگه قاطی نمیکنین.
Hg L 0
سلام.
نمیدونم تشخیص دادن نوع استعارهها از نظام درسیتون حذف شده یا خیر. اما حتی اگر حذف شده هم بلد باش که دونستنش ضرری نداره.
من اینجا قبلا پاسخ دادهم: https://forum.alaatv.com/topic/63204/تفاوت/11?_=1746867114821
نقطه
من موافقم با حرفای میترا و به نظرم به جواب رسیدید.
حذف یحتمل توی اون درس، برای این بوده که کاری توی نمودار وابسته وابسته نمیکرده، پس حذف کردن که با کلمات کمتری مواجه باشن و چیز کمتری رو بررسی کنن.
نقطه
خب... در درجهٔ اول که... بله. من فقط توی یه حالت گفتم مضاف الیهِ مضاف الیه هست و از ابتدا هم میدونستم تو با حکومت مشکل داری. ولی همه چیز رو از پایه مطرح کردم.
اما خب باهات درحال حاضر و بعد از رد شدن حالت دوم، باهات همنظرم. اما برام سؤاله که آیا واقعا صفت مضاف الیه حذف شده؟
نقطه
درواقع میشه با مار غاشیهٔ حکومت سرهنگها با طرق مختلفی مواجه شد.
میشه کل مار غاشیه رو یک عبارت کنایی درنظر گرفت (پس تشکیل یک کلمه میدن نه دو کلمه) و حکومت رو مضاف الیه و سرهنگها رو مضاف الیهِ مضاف الیه.
میشه غاشیه رو صفتی برای مار درنظر گرفت و بعد حکومت رو مضاف الیه غاشیه و سرهنگها رو مضاف الیه حکومت. یا حتی سرهنگها رو دوباره میشه مستقیما به خود مار غاشیه متصل کرد. مار غاشیهٔ سرهنگها.
و حتی میشه حکومت رو کلا مضاف الیه برای غاشیه درنظر نگرفت. همونطور که میترا اینطور فکر میکنه.
مارِ غاشیهٔ حکومت، احتمالا اشاره به شخصی داره که در حکومتی، نقش گزنده داره و آدم درستی نیست. همونطوری که مار غاشیهٔ سرهنگها هم میتونه همین معنی رو بده.
معنیش غلط یا اشتباه نیست... معنی داره.
حتی اگر مار رو درنظرت حذف میکنی، غاشیهٔ حکومت هم باز میتونه معنی بده. غاشیه به عنوان صفت جانشین اسم اومده، معنیِ مار میده و مارِ حکومت معنا داره.
حتی اگر به عنوان صفت جانشین اسم هم باهاش برخورد نکنین، غاشیه خودش معنی میده و معنی پوشش و زینپوش داره. بازم معنی میده.
نقطه
حکومت میتونه مضاف الیه غاشیه هم باشه میترا. هردو نوع برخورد درسته.
Anzw 18 خواهش میکنم ♥🤝🏻
Anzw 18
دقیقا =)))