سلام.
اومدم یه سری حرفا باهاتون بزنم...
ما اینجا توی انجمن، توی قسمت "سوال مشاوره ای" موارد خیلی خیلی زیادی رو دیدیم که بچه ها میان و از حال و روزشون می نویسن و از ما کمک میخوان...
خیلی از بچه ها حالشون خوب نیست، یا نمیدونم نیاز به یه راهنمایی یا کمک دارن و و و و و...
اما گِلهٔ من اینجاس...
من بارها دیدم عزیزانی هستن که درجواب این بچه ها، میان مینویسن استخاره کن. آروم باش!!! تلاش کن. پاشو بلند شو غصه نخور الآن وقتش نیست. یا از این جملاتی که خودشون حتما فکر میکنن خیلی مفید و مؤثره.
ولی دوست من، این بنده خدا مگه خودش نمیتونست اینا رو به خودش بگه؟!
وقتی کسی یه همچین تاپیکی میزنه، از تو راهکار معقول میخواد. ازت یه راهی میخواد برای حل و فصل مشکلش. این راهایی که تو تلاش میکنی بذاری جلوش، شاید فقط در حد یه مسکن ساعتی عمل کنه (که حتی مطمئن نیستم در همون حد هم عمل کنه)
بارها و بارها دیدم.مثلا دوستی اومده بود تاپیک زده بود و از تجاوز صحبت میکرد و کمک میخواست که الآن با مشکلش چیکار کنه.
اونوقت اکثر جوابا این بود. "استخاره کن"!!!
استخاره چیه رفیق. این دوستمون توی یه خلاء روحی گیر کرده. کمک میخواد. پشتیبانی میخواد. استخاره؟! برای چی؟! برای کی؟! چی میشه تهش؟!
یا مثلا ما اینجا بچه های کنکوری رو داریم. اکثر مواقع بچه ها میان تاپیک میزنن از اینکه خسته شدن و شرایط روحی درست و درمونی ندارن و از ما کمک میخوان جهت رفع مسائلی که دارن.
حالا جوابا داره میگه مهم نیست. پاشو و ادامه بده.
دوست من، تو اصن مگه میدونی این قضیه برای اون تا چه حد بزرگه که میگی مهم نیست؟!
واقعا اگه مهم نبود چه دلیلی برای تاپیک زدن داشت؟!
یا مثلا یه حجم عظیمی از سوالات جملات انگیزشیه.
" بلند شو و با مسیرت ادامه بده. خودت را درگیر سنگ های راه مکن"
"اگر به روبرو نگاه کنی، خارهای زیر پایت را نمیبینی"
"پاشو تلاش کن. مهم اینه که دو سال بعد میفهمی چقدر همه چی خوبه"
نه به خدا اگه ذهنت خسته باشه هرچی هم تلاش کنی فقط میخوری توی دیوار. رس روح این بچه ها رو میکشید اینجوری... ما خودمون با حرفای خودمون و راهایی که اشتباهی میذاریم جلوی هم، همدیگه رو پیر میکنیم.
بچه ها تروخدا این جمله ها رو بس کنین.
اینا جملات قشنگین. واقعا هم جذابن.اما برای وقتی که حالت خوبه. نه وقتی که حالت اونقدر بده که دلت میخواد فحش بدی به زمین و زمان و از زندگی لفت بدی.
رفیق واقعا خودت وقتی توی نهایت حال بدت باشی این جمله ها آرومت میکنه؟! در جواب همون جملهٔ "پاشو ادامه بده"نمیخوای بگی"ولم کن بابا میخوام بشینم همینجا اصن"؟ نکنید اینکارو باهم.
کاری نکنید آدما وقتی باهاتون حرف میزنن فکر کنن گوش نمیدین و صرفا چندتا جملهٔ انگیزشی از چپ و راست حفظ کردین که همهش واسه همه تعریفش میکنین...
...
ضمنا
حالم هم خوبه
فقط این حرفا رو باید میزدم...♥
دانش-آموزان-آلاء
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
حالم خوب نیست... -
خوندن این تاپیک برای هر انجمنی ای واجبه!سلام:smiling_face_with_heart-eyes: :waving_hand_light_skin_tone:
رفقا تا اینجایی که با شما و این انجمن همراه بودم یه سری نکات و ریزه کاریایی رو دیدم که به نوبۀ خودم بهتر دونستم بیام ازشون صحبت کنم به امید اینکه حل و رفع بشن!
خب بریم سراغشون :face_with_raised_eyebrow:
:blue_circle: گروه دانش-آموزان-آلاء : یه نکتۀ خیلی خیلی مهمی که نیازه بگم اینه که تمامی انجمنیا به صورت پیشفرض توی این گروه عضون. شما زمانی که یه تاپیک جدید میذاری و سوالی داری یا نکته ای رو میخوای بگی، اول باید نگاه کنی ببینی که آیا مربوط به همۀ انجمنیا هست یا نه؟!:face_with_monocle:
من اگه رشتم تجربیه، تاپیک درمورد زیست میذارم نباید دانش آموزان آلا رو تگ کنم! چرا؟ :thinking_face: چون بچه های ریاضی و انسانی هم مابینشون هستن و عملا و صرفا یه آگاه سازی به دردنخور براشون میره توی لیست آگاه سازیاشون!
نه میتونن به من کمک کنن و نه براشون مطلب مفیدی داره!:frowning_face:
به جاش میتونم از تگ ها و منشنای رشتۀ مربوطۀ خودم استفاده کنم! مثل تجربیا یا هرچیزی که به خود بروبچ تجربی مربوطه!
:blue_circle: بسه عیزدلم بسه : یه بار تگ کردی کافیه دیگه قربونت برم! :grinning_face_with_sweat: :face_with_rolling_eyes: :heart_suit: نیاز نیست برای یه تاپیک شونصد بار کسی رو منشن یا تگ کنی!:grinning_face_with_sweat: اگه بلد بودن سر همون بار اول باور کن آگاه سازیِ براشون رفته پس جواب میدادن!:winking_face: اگه هم تاپیکی داری که هی داری روز به روز آپدیتش میکنی مطالب جدید توش میذاری، دلم میخواد بدونی که اگه کسی خوشش اومده بود و دلش میخواست پیگیری کنه میرفت اون زنگولۀ اون بالا رو فعال میکرد تا بخونه پیاما رو! نکن عزیز من نکن:heart_suit: :face_with_rolling_eyes:
:blue_circle: گروه های انجمن آلا : طبق چیزی که من متوجه شدم هنوز خیلی از رفقا نمیدونن اصلا گروها چین یا کجا میشه گروها رو پیدا کرد. گروه های انجمن هرکدومشون به طیف خاصی از دانش آموزا تقسیم بندی میشن که حالا مثلا یا مرتبط با رشتشونه یا مرتبط با سال تحصیلشون و غیره... عضو شدنش هم این شکلیه که شما میری داخل صفحۀ گروه ها و گروه های مرتبط رو میبینی و داخل هرکدوم دوست داشتی عضو میشی و افرادی هم تراز تو اونجا هستن که بهت کمک میکنن
:blue_circle: سوالم حل شده! : بارها دیدم که یه دوست عزیزی میاد یه تاپیک میزنه یه سوالی میپرسه و سوالش پاسخ داده میشه شادان و خوشحال صحنه رو ترک میکنه.
کجا قشنگ؟! :face_with_rolling_eyes: وایسا کارت دارم! فرم تاپیک رو عوض کن! وقتی سوالی دارین باید فرم تاپیک رو به حالت سوال دربیارین تا بچه ها هم زودتر متوجه بشن و زودتر بیان برای کمک! حالا بعد که سوال و مشکلتون حل شد باید برید فرم تاپیک رو به صورت حل شده دربیارید.
بزرگترین حُسن این قضیه اینه که وقتی شما سوالتون براتون حل شده، دیگه کسی نمیاد شروع کنه به جواب دادن و کلی تایپ کنه و فکر کنه و از وقتش بذاره بعد تازه بیاد ببینه عه! اینو که جواب دادن تموم شده! و عملا وقت و زمانش تلف بشه. وقتی زمان کسی رو تلف میکنین درواقع هم به اون ظلم کردین هم به بقیه! میتونست توی اون مدت بره به سوالای کسایِ دیگه ای پاسخ بده! نمیتونست...؟!
حالا چجوری این کارو بکنم؟:face_with_raised_eyebrow:
هر تاپیکی که میزنین یه دکمۀ تنظیمات اون بالا کنار عنوان تاپیک کنارش هست (این شکلی :gear: )
اول روی اون کلیک میکنین و فرم تاپیک رو به صورت سوال درمیارین
بعد هرموقع هم که سوال حل شد، دوباره روی همین تنظمیات میزنین و فرم تاپیک رو به صورت سوال حل شده درمیارین.:ballot_box_with_check:
:blue_circle: فالو و لایک : توی انجمن ما با هر فعالیتی که میکنیم اعتبار میگیریم. وقتی دوستی میاد و به سوال شما پاسخ میده، درواقع شما به عنوان حداقل جبران میتونین بیاین و کامنتش رو لایک کنین صرفا! این دیگه کوچکترین کاره! حالا بعد اون شخص با اعتبارش میتونه یه سری کارهایی انجام بده و براش سود داشته باشه. فالو رو نمیدونم! ولی خجالت هم نکشین رفقا اگه از اطلاعات کسی خوشتون اومد، اگه دیدین یکی هست که یکم حالیشه چهارتا چیز میدونه، یا اصن همینجوری خوشت اومده فقط! فالو کن رفیقِ من کسی ناراحت نمیشه باور کن!
@M-an
sohrab
همیار
به عنوان پیشنهاد میخوام بگم که میشه برای اعتبارا امتیازای خیلی ویژه تری هم درنظر گرفت. یکی اینکه مثلا اعتبار توی سایت آلا با میزان مشخصی از پول برابری کنه و بشه باهاش یه سری چیزا رو خرید.
این شکلی هم آمار بچه های انجمنی میره بالا چون دیگه خودتون میدونین چرا! و هم اینکه حجم خیلی بالاتری از اطلاعات مفید درسی وارد سایت میشه و بازدید میره بالا که هرچه بالاتر بودن اینا به نفع ما و شما هم هست!
اگر که شما هم نکته ای دارین که نیازمند گفتنه بنویسین...:heart_suit:
رعایت کنینا:slightly_frowning_face: :neutral_face:
الکی سر سری فقط نخونین رد شینا :neutral_face: :face_with_raised_eyebrow:
موفق باشید همه تون:heart_suit:
دانش-آموزان-آلاء
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا
ریاضیا
تجربیا
انسانیا
دوازدهم
یازدهم
دهم -
به آخر خط رسیده!shirin norouzi
خوب گوش کن منو! خوبِ خوبِ خوب!
بذار گربه رو همینجا دم حجله برات بکشم. الزاما اونی که از دهم شروع کرده رتبه ش بی نظیر نمیشه. مهم نیست از کی شروع کنی! مهم اینه که تا کِی دووم بیاری... اینو همیشه یادت باشه! خیلی از بچه ها مثه خودِ من از بعد عید شروع کردن. رتبه هاشونم جوری هست که دندون بهش گیر کنه. پس، دیگه واقعا نمیخوام جمله ای مبنی بر "دیر شده" یا " زمان ندارم" و امثالهم ببینم.
من میدونم که اوضاع اینجا خوب نیست. من میفهمم که خیلی از ماها، داریم به زور توی رشته هایی فعالیت می کنیم که انتخاب اولمون نیست. من میفهمم وقتی عاشق نقاشی باشی ولی مجبور باشی بری انسانی بخونی یعنی چی! من میفهمم وقتی میگی هدفم یه چیز دیگه س ولی راهم یه چیز دیگه س یعنی چی. من واقعا معنی جملۀ "درست رو بخون، علاقه ت رو هم درکنارش ادامه بده" رو میفهمم...
ولی یه سوالی ازت دارم، به پول فکر می کنی و آینده ای که فکر میکنی هیچ لذتی ازش نمی بری، یا آینده ای که دوسش داری ولی شاید با بی پولی محض سر بشه کنار میای...؟ میتونی کنار بیای؟ میتونی بجنگی سر علایقت؟ سر خواسته هات؟ میتونی تا ته ته ته راه، جا نزنی و نگی "ای کاش اصلا این راهو انتخاب نمی کردم"؟
بشین منطقی فکر کن. با خودت کلنجار برو و بجث کن و تهش، اگه جوابت به تمام این سوالات من "بله" بود، بدون ذره ای مکث، اون کاری رو بکن که دوست داری.
من دوستانی دارم، که تئاتر کار میکنن. از اواخر سال 98 که کرونا وارد این مملکت شد، اجازۀ اجرای تمامی تئاترای کشور لغو شد. به عبارتی تقریبا دو سال میشه که بچه های تئاتری ما بیکارن. از اون طرف بچه های نویسنده خیلی وقته بهشون بی توجهی میشه. از سمت دیگه ای...
ولی کی می مونه توی این وضعیت؟ اونی که از ته ته ته ته قلبش، به این کار علاقه داره. اونی که به تمام سوالاتی که من پرسیدم، جواب "بله" داده و مثه شیر، پشت تمام علایقش ایستاده تا آخرین نفسش...
سخته. ذره ای شک نکن توی این کشور شاغل شدن توی هر زمینه ای جز پزشکی و مهندسِ گردن کلفت بودن، سخته. ولی اگه دلت میخواد و دوسش داری؛ چرا که نه؟!
آدمی که علاقه داره، همیشه یه راهی پیدا می کنه.
ولی خب اگه جوابت "نه" بود، باید بگردی. باید بگردی دنبال یه زمینۀ دیگه. یه چیز دیگه ای که برای اون بجنگی...
درمورد تستا هم باید بگم تو هنوز اول راهی. ما همه مون عبارت "من نمی تونم. من همه رو غلط میزنم! یه آزمون مسخره رو نتونستم" رو می شناسیم. ولی باور کن هرچی بیشتر غلط بزنی، بیشتر یاد میگیری...
هرچی بیشتر شکست بخوری،بیشتر تشنه ای واسه بردن. نیازی نیست همین الآن همۀ دروس رو صد درصد بزنی.
منی که شاید خیلیا معتقد باشن ادبیاتم خوبه، یهو که از زیر بوته یه سری اطلاعات ادبیاتی درنیاوردم! باور کن من اولین آزمونی که دادم ادبیاتم رو منفی زدم!!! ولی مهم اینه که بخوای. مهم اینه که اگه اشتباه کردی، درست رو هم یاد بگیری! اونوقت تو دیگه هرگز از اون راه اشتباهی استفاده نمیکنی...
سال دیگه، روز دهم مرداد،اگه زنده باشم، منتظر رتبۀ عالی کنکورت هستم :heart_suit: -
وزن اشعار و افاعیل عروضی به زبان سادهسلام بچهها. ☺️😍
مدتها بود تو فکرش بودم که به یه شکل و نحو ساده و راحتی بتونم بهتون توی یادگرفتن افاعیل عروضی و تشخیصش کمک کنم.
اصن شاید براتون سؤال بشه که یادگرفتن افاعیل عروضی به چه درد اونایی میخوره که ریاضی و تجربیان؟ 🙄
خب درجواب این سؤال باید بگم که جدای از بحث علاقه، دونستن وزن اشعار به شدت توی خوانش کمکتون میکنه و به دنبال اون توی تست قرابت میتونید راحتتر از قبل تست بزنید.از همینجا میخوام اعلام کنم که شاید این تاپیک خیلی طولانی بشه، خوندنش هم وقت زیادی ازتون بگیره، وسطش خسته بشین یا حتی فکر کنید که خیلی وزن شعر چیز سخت و عجیب غریبیه.🤯 شاید در درجهٔ اول سخت به نظر برسه ولی اگه با صبر و حوصله وقت بذارید، اگه توضیحات رو متوجه نشدید، چند بار بخونید، یه چند بار که تمرین کنید، دیگه دستتون میاد که باید چیکار کنید.
راستی! تا تریبون دستمه، اینم بگم که اگه از نظر عزیزانی که بیشتر از من میدونن، توی توضیحات و استفاده از کلماتم اشتباهی بود و نیاز به اصلاح داشت، عذرخواهی میکنم♥🤝🏻 و خوشحال میشم اگه باهام درمیون بذارنش.خب دیگه حرف زدن بسه.تریبونو از دسترسم خارج کنید.
بریم سراغش👀
اول از همه باید باهم معنیِ «واج» رو یاد بگیریم:
واج کوچکترین واحد صوتی زبان است که میتواند در معنای کلمات، تغییر ایجاد کند.
ما دو نوع واج داریم:
واج صامت و واج مصوت
واج صامت اون دسته از واجهاییان که خودشون به خودی خود نمیتونن از خودشون صدا تولید کنن و حتی توی لغت هم به معنی بیصدا یا ساکت هستن.
واج مصوت هم اون دسته از واجهاییان که تولید صدا میکنن.
واجهای مصوت شیشتا هستن:
ــَ ــِ ــُ آ او ای
به سه تای اول مصوت کوتاه و به سه تای دوم مصوت بلند میگن.ما در حالت کلی تمامی کلمات رو به هجاهایی تقسیم بندی میکنیم. حالا اصلا هجا چیه؟
هجابندی کردن همون کاریه که از دوران ابتدایی یادش گرفتیم. خیلیامون هم تحت عنوان بخش بندی میشناسیمش. مثل هجابندی کلمهٔ الفبا که میشه: اَ-لِف-با
خب ما خیلی از این هجابندیا رو بلدیم. ولی شاید هنوز متوجه نشدیم که این کار دقیقا بر چه اساسی انجام میشه. حالا باید بهتون بگم هجا ترکیبی از کلماته که فقط یدونه مصوت داخلشون باشه.
حالا برگردید و دوباره هجاهای «الفبا» رو بخونید. اگه دقت کنید، میبینید که هر هجا دقیقا یدونه مصوت داره و نه بیشتر.
خب اینا مقدماتی بود برای بحث اصلیمون. 😁
فهمیدن وزن شعر برای ما سه مرحله داره.
🔵مرحلهٔ اول:
طبق معمول مرحلهٔ اول خوندنِ صحیحه. به عنوان مثال این بیت رو بخونید.
مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت
یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت
اینم خوانشِ صحیحش:
مَرجانِ لَبِ لَعلِ تو مر جانِ مَرا قوت
یاقوت نِهَم نامِ لَبِ لَعلِ تو یا قوت
🔵مرحلهٔ دوم:
مرحلهٔ دوم برای ما میشه تقطیع هجایی شعر و تقسیم کردنش به هجاها. یه نکتهای رو اینجا باید راجبش حرف بزنم. وقتی که ما بخوایم وزن شعری رو پیدا کنیم، باید اون شعر رو به صورت لفظی بنویسیمش. یعنی همونجوری که کلمات رو بیان میکنیم،بنویسیمش. یعنی چی؟ مثلا همین بیتو درنظر بگیرین. نوشتارش این شکلی میشه:
مَرجانِ لبِ لَعلِ تُ مَر جانِ مَرا قوت
یاقوت نَهَم نامِ لَبِ لَعلِ تُ یا قوت
به این نوع نوشتار هم «خط عروضی» میگن.
الآن باید بریم برای هجا بندی این بیت:
مَر جا نِ لَ بِ لَع لِ تُ مَر جا نِ مَ را قوت
یا قوت نَ هَم نا مِ لَ بِ لَع لِ تُ یا قوت
ما الآن بیت رو هجابندی کردیم.
حالا اگه به این هجاها دقت کنیم، میبینیم که شامل بخشهای یک حرفی، دوحرفی و حتی سه حرفیان.
ما این هجاها رو به این شکل تقسیمبندی میکنیم:کوتاه (با علامت U نشان میدهیم):
صامت + مصوت کوتاه (مثل لَ، بِ، شُ)بلند (با علامت _ نمایش میدهیم):
صامت + مصوت بلند (مثل جا، رو، بی)
صامت + مصوت کوتاه + صامت (مثل لَع، پَر، سِن)کشیده (با علامت _U نمایش میدهیم):
صامت + مصوت کوتاه + صامت + صامت (مثل بُرد)
صامت + مصوت بلند + صامت (مثل کار)
صامت + مصوت بلند + صامت + صامت (مثل راست)حالا میخوایم اون شعر خودمون رو بیاریم و توسط این علامتها، علامت گذاری کنیم.

یه سری نکته درمورد شعرمون (:red_circle:) و خارج از شعرمون (:black_circle:) :
🔴 باید بدونیم که ما معمولا توی ابیات توالی سه هجای کوتاه (UUU) رو نداریم و اگه جایی مثل این بیت به چنین چیزی برخورد کردیم، حتما شک کنید به این توالی و یکی از اون هجاها بسته به وزن شعر، باید تبدیل به هجای بلند بشه.
🔴 کسره (ــِ) جزو واجهاییه که هم میتونه هجای بلند تولید کنه و هم هجای کوتاه.
🔴 شاعر میتونه به جای آوردن هجای «بلند-کوتاه» از یه هجای کشیده استفاده کنه.
🔴 شاعر میتونه آخر مصرع به جای آوردن یه هجای بلند، یه هجای کشیده بذاره. ولی هنوز وزنش رو بلند معرفی میکنیم.
:black_circle: حتما حواستون باشه که ما اینجا به شکل ظاهری کلمات هیچ کاری نداریم و فقط و فقط با شکل گفتاریشون کار داریم.
:black_circle: کلماتی مثل «آب» که اولشون یه همزه دارن، به صورت «ئاب» نوشته میشن.
:black_circle: اگه واج «ای» دقیقا آخر هجا و قبل یه واج دیگهای بیاد، میتونه هجای کوتاه یا بلند درست کنه.
:black_circle: اگه واج «او» در پایانِ هجا و قبل از واج دیگهای یا قبل از همخوان «ی» بیاد، میتونه هجای کوتاه یا بلند درست کنه.
:black_circle: این تکواژها میتونن هم هجای کوتاه بسازن و هم هجای بلند:
میانجیِ « ــِ »
میانجیِ «و»
میانجیها و ضمایر پرسشی «که، چون، چه»
تکواژهایی که به حرفِ «ـه» ختم بشن.
ضمیر «تو»
شمارهٔ «دو»
:black_circle: شاعر میتونه در ابتدای مصرع، به جای زنجیرهٔ «کوتاه-کوتاه-بلند-بلند» از زنجیرهٔ «بلند-کوتاه-بلند-بلند» استفاده کنه.(اگه معنی زنجیره رو هنوز نمیدونید و براتون سؤاله، در ادامه توضیح داده میشه)
اینم از این...راستش ما تا اینجا وزن شعر رو تا سر حد کنکور تشخیص دادیم و میتونیم تستمون رو با آرامش وجود بزنیم. اما اگه میخوایم بیشتر بدونیم و درمورد خود افاعیل عروضی و اسامیشون هم بدونیم، من همچنان توضیحاتی رو میدم.
🔵مرحلهٔ سوم:
مرحلهٔ سوم رو تحت عنوان تقطیع به ارکان و افاعیل عروضی میشناسیم. معمولا وقتی میخوایم چیزی رو به صورت مشخص و واحدی بلد باشیم، براش اسمگذاری و یا نمادگذاری میکنیم. توی وزن شعر هم این کدگذاریا رو داریم. به این تقسیمبندیا توی شعر میگیم «رکن».
دوباره بریم سراغ شعر خودمون:

همونجوری که میبینید، این شعر ما چهارتا «رکن» داره. دو تا رکن با چهار هجا و دو رکن با سه هجا.
رکنها یک قسمتی، دو قسمتی، سه قسمتی، چهار قسمتی و به ندرت پنج قسمتی هستن.
ممکنه براتون سؤال شده باشه که چرا رکنها رو به صورت سه تا چهارتایی و یه دوتایی تقسیم بندی نکردیم؟
صبوری کنید. جلوتر توضیح میدم.
خب ما « _ _ U» رو تحت عنوان «مفعول»،«U _ _ U » رو تحت عنوان «مفاعیل» و «U _ _» رو تحت عنوان «فعولُن» میشناسیم.
پس وزن ما میشه:«مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولُن».
اینم تصویرِ اوزان پرکاربردی که برای کنکور و اکثر ابیات و اشعار نیازه یاد بگیرید.

حالا بریم سراغ سؤالی که پرسیدید. بحثی که اینه که توی تقسیم بندیای اشعار، خب یکی از مکافاتایی که وجود داره، اینه که یک شعر میتونه به چندین صورت تقسیم بندی بشه. معمولا توی اینجور اشعار، میگن اون وزنهایی رو انتخاب و یاد میکنیم که به هم نزدیکتر باشن. و در ضمن ما میتونیم وزن شعر خودمون رو تحت عنوان «مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع لُن» هم بشناسیم.من دیگه هیچ توضیحی ندارم که بدم و حرفام تموم شد.☺️ امیدوارم که این تاپیک به دردتون بخوره و بتونید با استفاده ازش، به وزن اشعار پی ببرید و دیگه وزن شعرا براتون چیز سخت و سنگین و وحشتناکی نباشه.
موفق باشید بچهها♥
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
ریاضیا
تجربیا
راه-ابریشمی-ها-ادبیات -
نتایج نهایی کنکور اعلام شدبا خوشحالی تک تکتون خوشحال میشم و با غم هرکدوم، غمگین...
خوشحالم برای همهٔ رفقایی که تونستن به چیزی که میخوان برسن و توی مسیر پیشِرو برای همهشون آرزوی موفقیت دارم. (تگ نمیکنم کسیو... چون یکی دوتا هم نیستین ماشالا) و مطمئن باشن که این تازه شروع قصهس...
و دلم میخواد به همهٔ اونایی که این بار موفق نشدن، بگم در درجهٔ اول تمام زندگی کنکور نیست، در درجهٔ دوم هرکه طاووس خواهد، جور هندوستان کشد. اگه چیزی رو میخواین، هرگز دست از تلاش نکشین...هرگز.
امیدوارم موفقیت همهتونو ببینم♥ -
انتخاب رشتهسلام بچهها.
من یه چرخی داخل تاپیکای موجود انجمن زدم، دیدم که هیچ تاپیکی برای هدایت توی مبحث انتخاب رشته وجود نداره.
صرفا در حد تجربهٔ خودم میخواستم که این نکات رو باهاتون درمیون بذارم.
برای بحث انتخاب رشته، در درجهٔ اول خود سازمان سنجش یه دفترچهای رو توی سایتش آپلود میکنه که داخل اون اسامی دانشگاها شهر به شهر با رشتههای موجود داخلش نوشته شده که حتما نیازه که دانلود کرده و آماده داشته باشیدش.
وقتی که بخواید انتخاب رشته کنید، شما میتونید صد و پنجاهتا انتخاب داشته باشید.
این انتخابا به چه معنیه؟
وقتی نوبت به شما و انتخابهای شما میرسه، اول از همه اولویت اولتون رو میبینن. اگه هنوز جای خالی توی اون رشته و اون دانشگاه وجود داشته باشه، شما پذیرفته میشین. اگه وجود نداشته باشه، میرن سراغ اولویت دومتون... و همینطور به ترتیب تا آخرین انتخاب شما پیش میرن. تا حدی که یا یه جایی قبول بشین، یا دیگه تمام ۱۵۰ انتخابتون پر شده باشه...پس در درجهٔ اول این نکته رو همینجا ببندم.
حتما و حتما اولویتهاتون رو درست مشخص کنید. یه موقع اولویت سومتون براتون محبوبتر از اولویت اولی نباشه که توی فرم پر کردید...
حالا برای بحث انتخاب رشته ما فقط دوتا اولویت برامون مهمه. دانشگاه، رشته.
اول بریم سراغ دانشگاه.
اولویت دانشگاه یعنی اینکه مثلا یه شخصی میخواد فقط و فقط توی دانشگاه صنعتی شریف درس بخونه. براش مهم نیست چه رشتهای... فقط و فقط صنعتی شریف.
خب این آدم چیکار میکنه؟ میاد تمام مواردی که باید پر کنه رو فقط با توجه به این پر میکنه که داخل دانشگاه صنعتی شریف درس بخونه.
اولویت دوم میشه رشته. مثل خود من که اولویتم معماری بود. حالا این آدم چیکار میکنه؟ خب میاد رشتهای که میطلبه رو نگاه میکنه، اسامی دانشگاههایی که رشتهش رو تدریس میکنن رو درمیاره از همون دفترچهٔ سازمان سنجش و حالا براساس اینکه درس خوندن توی کدوم شهرها براش اولویت دارن، اینا رو اولویت بندی میکنه.
...
حالا مثلا یه کسی رو داریم... که دلش معماری میخواد، اولویت دومش هم شهرسازیه. یعنی جفتشون رو دوست داره اما معماری رو بیشتر.
دلشم میخواد تهران و اصفهان درس بخونه... بیشتر تهران.
این آدم چجوری باید اولویت بندی کنه؟
فرض کنیم این اولویت بندی اون آدم باشه (اسم دانشگاه ننوشتم.صرفا اسم شهر نوشتم):
معماری-تهران
معماری-اصفهان
شهرسازی-تهران
شهرسازی-اصفهان
خب ممکنه اینجا بگه حله دیگه. همین عالیه. یا ممکنه یذره فکر کنه... بگه من اینکه تهران درس بخونم، نسبت به رشتهٔ معماری برام اولویت داره. پس من میام اولویت اولم رو میذارم براساس شهر و دانشگاه... نه رشته.
و اونوقت به این شکل میشه تقسیم بندیش:
معماری-تهران
شهرسازی-تهران
معماری-اصفهان
شهرسازی-اصفهان
...
این صرفا یه مثال بود برای اینکه متوجه بشین اگه این دوتا خواستم باهمدیگه ادغام بشن و درگیر بشن چجوری باید حلشون کرد...
...
اگه سؤال و حرفی بود، درخدمتم♥
دانش-آموزان-آلاء
بچه-های-ریاضی-کنکور-1401
بچه-های-تجربی-کنکور-1401 -
حالم خوب نیست...دانش-آموزان-آلاء
بچه ها، من هدفم از زدن این تاپیک، دقیقا خلاف اون شکلی که توی کامنت پیش رفت؛ صرفا و فقط درمورد صحبت از خدا و دین موقع دلداری دادن نبود.
من درمورد استفادهٔ الکی از جملات انگیزشی خیلی خیلی خیلی تأکید بیشتری داشته و دارم♥🙌🏻
حتی با اینکه دقیقا زیر پست خودم هم نمونه ش دیده شد😂🤷🏻♂️
اما مهم تر از اون ما همه مون می بایست به عقاید هم احترام بذاریم. من به هیچ وجه معنی اهانت رو برای دفاع از دین خودمون متوجه نمیشم!
من خودم دوستای مسیحی زیاد دارم. ولی واقعا هروقت بحث دین بشه، باهم راجب تفاوت ادیان حرف میزنیم و کلی هم برامون بحث جالبه. بدون ذره ای اهانت. بدون اینکه هی بخوایم به زور اعتقادمونو چبپونیم توی مغز یکی دیگه...!
اگه تو دینداری، با عملت زیبایی دینت رو نشون بده. با فحاشی کسی به جایی نرسیده دوست من♥
موفق باشین♥🖐🏻 -
مشکل@kosar-mottaghi
@M-an
سلام.
مدیرجان این وضعیتی که الآن برای انجمن چیده شد، هرچند خیلی کمک میکنه به اینکه این مکان و سایت صرفا برای تحصیل دانش آموزان باشه، اما خیلی معایب هم داره! خصوصی بنده درحال حاضر پر بود از بچه هایی که می اومدن و سوالاتی میپرسیدن که وااااقعا تاپیک زدن برای اونجور سوالات شاید خنده دار می بود! یا حتی اینکه شاید نمیخواستن سوالشون توی محیط عمومی باشه و ترجیح میدادن با من به صورت دوستانه مطرحش کنن تا اینکه بخوان به دید همه بذارن و همه ازش مطلع بشن!
درحال حاضر با این حرکتی که زدین و امکان چت خصوصی از ما گرفته شد، این مشکل پیش میاد که هی همه اینور اونور اگه بخوان باهم صحبت کنن چون نمیتونن برن خصوصی، هی آیدی اینستا و تلگرام و از این داستانا میگیرن و اصن غوغا میشه!
این یه نکته!
بعد اینکه اصن به خدا این میزان از اعتبار مورد نیاز ظلللللللللمه
من خودم نزدیک چهار ماهه اینجا هستم دارم فعالیت میکنم تا جایی هم که بتونم روزی یه بار رو میام که اگه کمکی از دستم برمیاد انجام بدم
بعد با همۀ این تفاسیر، من درحال حاضر 312 تا اعتبار دارم!
خب دیگه من تا بیام به 4000 برسم که فسیل شدم مدیرجان :)
حداقل کاش یه فکر دیگه ای برای پیامای خصوصی بکنین
اینجوری واقعا ایده آلش نیست... -
خوندن این تاپیک برای هر انجمنی ای واجبه!@danial-hosseiny
رفقا یه نکتۀ دیگه ای که لازم میدونم بگم اینکه اگه عکسی رو آپلود میکنین، لطفا به حالت افقی باشه!
چون یکی مثل من که با سیستم میاد توی سایت نمیتونه صفحۀ سیستم رو بچرخونه و سوال رو بخونه!
باید سیو کنه و بره با کلی دنگ و فنگ سوال رو ببینه تا بتونه کمک کنه!
در کل اینکه عکس اگه به حالت افقی باشه خیلی بهتر خواهد بود:heart_suit:
دانش-آموزان-آلاء
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا -
تفاوت_____
سلام.
من روی ترتیب سؤالت پاسخ نمیدم. روی ترتیبی پاسخ میدم که میدونم بهتر یاد میگیری.
بریم سراغ سؤالت:
۱) تشبیه
خب تشبیه متشکله از چهار جزء:
مشبه، مشبهبه، وجه شبه، ادات تشبیه
وجه شبه یعنی اون عاملی که باعث شده ما دو چیز رو به همدیگه شبیه درنظر بگیریم
ادات هم یعنی کلماتی مثلِ مانند، مثل، همچون و...
مثلا
آن مرد مانند سرو، بلند قامت است.
مرد میشه مشبه
مشبه به میشه سرو
مانند ادات تشبیهه
بلند قامت بودن، وجه شبهه. چیزی که بین هردوی اینها مشترک بوده و باعث شده ما بتونیم این دو رو به همدیگه شبیه کنیم.
۲) استعاره
جدای از اینکه هر تشخیصی استعارهس ولی هر استعارهای تشخیص نیست؛ استعاره یعنی اینکه از قبل یک تشبیهی وجود داشته، اما ما درنهایت بخشی از اون رو آوردیم.
دو نوع استعاره داریم: مصرحه و مکنیه
اسماشون شاید یکم سخت باشه اما نترسین 😂🤝🏻
• استعارهٔ مصرحه: مصرحه از صریح میاد. صریح یعنی واضح. ما خیلی از اوقات متوجه اینکه این واژه داره ساز ناکوکی توی بیت میزنه و احتمالا استعاره داره میشیم.
توی این نوع استعاره، ما از کل تشبیه، فقط مشبهبه رو میاریم.
مثلا این بیت از حافظ:
نرگسش عربدهجو و لبش افسوسکنان
نیمهشبه دوش به بالین من آمد، بنشست
نرگس استعاره از چشم
درواقع اصل قضیه این بوده:
چشم مانند نرگس است.
باز مثلا این بیت از وحشب بافقی:
شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟
اینجا آتش استعاره از عشقه
اصل قضیه این بوده:
عشق مانند آتش، جانسوز است
توی مثالای بالا، توی بیت اول، ما در نگاه اول اگه از معنی سر در بیاریم، به هر حال متوجه میشیم که واژهٔ نرگس واژهٔ عجیبیه توی این بیت و احتمالا خیلی زیاد باید معنی دیگری داشته باشه.
• استعارهٔ مکنیه: استعارهٔ مکنیه، استعارهایه که ما برعکس قبلی عمل میکنیم. اینجا مشبه و وجه شبه رو میاریم. تا به تشبیه ما دلالت کنن و خبر بدن که یه استعارهای اینجا هست.
مثلا
در نابستهی احسان گشادهست
به هرکس آنچه میبایست دادهست
اینجا احسان به خونهای تشبیه شده که در داره.
یعنی بیت در دل خودش یک تشبیهی داره که با معنی کردن و دونستن معنی باید بهش رسید.
اصل تشبیه این بوده:
احسان مانند خانهایست که در دارد.
پس درواقع استعارهٔ مکنیه، جوریه که باید در دل خود بیت به صورت کنایهوار و پنهان به دنبالش گشت.
۳) اضافهٔ تشبیهی یعنی یک ترکیب دو کلمهای که در دل خودش تشبیهی داره.
مثلا قلعهٔ آرزو، دریای محبت
قلعهٔ آرزو ---> آرزو مانند قلعه است.
دریای محبت ----> محبت مانند دریاست.
که حالا در ادامه میتونی دنبال اینکه وجه شبه این دوتا چی بوده که شاعر یا نویسنده این دوتا رو به همدیگه شبیه کرده بنویسی.
پس اضافهٔ تشبیهی، کما اینکه با اسمش هم میتونه یادت بمونه، یک اضافه و ترکیبه که در دل خودش یه تشبیه داره. مشبه و مشبهبه یک ترکیب رو باهمدیگه ساختن.
۴) اضافهٔ استعاری (که نپرسیدی ولی دیگه در تکمیل بحث میگم)
اضافهٔ استعاری، اضافه و ترکیبیه که مشبه و وجه شبه رو داره.
مثلا
دست فلک
اینجا فلک به انسانی تشبیه شده که دست داره.
یا مثلا این بیت از حافظ:
کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
رخ اندیشه اضافهٔ استعاریه.
اندیشه به انسانی تشبیه شده که رخ و چهره داره.
زلف سخن هم همینطور.
• نکتهٔ مهم و گفتنی اینه که هر تشخیصی یه نوع استعارهٔ مکنیهس. اما برعکسش صدق نمیکنه. چرا؟!
مثلا این بیت از اقبال لاهوری
موجِ ز خود رفتهای، تیز خرامید و گفت
هستم اگر میروم، گر نروم نیستم
ما اینجا تشخیص داریم. موج داره حرف میزنه. اما درواقع و در بطن قضیه، ما از قبل موج رو به انسانی تشبیه کردیم که توان حرف زدن داره. پس ما درواقع استعاره داریم. از نوع مکنیه. (مشبه اومده و وجه شبه)
و تمام ♥🙌🏻 -
نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۱ آلایی هامیبینم که همهتون ترکوندینا :)))))))
-
نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۱ آلایی هاFaez Fateminia
ولی برای من به شخصه مهم نیست چند شدی.
همین مهمه که دلت از خودت راضی باشه... ♥ -
حالم خوب نیست...amirmohammad shakeri
ما هم خودمونو مذهبی میدونیم رفیق.
ولی خیلی فرق هست بین مذهب و تعصب...
...
منم با پی نوشتت موافقم.
بیشتر برام این مهمه که حرفمو زدم و چند نفر خوندن☺️♥ -
مشکل@m-an
مدیرجان من حرفام رو زدم.
افزایش اعتبار اونم به چهارهزار اصلا کار جالبی نیست
چهار هزار خیلی اعتبار بالاییه
حداقل راه آسونتری برای اعتبار گرفتن پیش پامون میذاشتید تا بتونیم اعتبار بگیریم بعد اعتبارا رو افزایش میدادین!
اون دوستان عزیزی که تا قبل این میرفتن توی قسمت بحث آزاد تاپیک میزدن، درحال حاضر اونقدری اعتبار دارن که همچنان بتونن همونجاها تاپیک بزنن و حرف بزنن!
منی که به شخصه تاحالا یه پیام هم اونجا ندادم اعتبارم به این روزه!
وگرنه اعتبار اون رفقامون هیچ مشکلی نداره!
لااقل یه فکری بکنین برای کسب اعتبار بعد اعتبار رو یهو به این حد عجیب برسونین!
اعتبار چهارهزار کسب کردن اونم یکی یکی اصلا کار شدنی ای نبوده و نیست! خودتون هم میدونین!
من میدونم که شما محض نظم دارین این کارا رو میکنین!
اما یکم تبصره هم نیازمنده این حرکتی که دارین میزنین
لااقل دیگه کف کَفِش برای همیارا باید یه فکر دیگه ای کرد!
من این حد بندی رو قبول دارم برای هدفمندی
ولی به صورت معقول...!
یه بحث دیگه ای هم که دلم میخواد بگم اینه که از نظر بنده هیچوقت با محدود کردن، چیزی حل نمیشه!
از هر طرفی که فشار گذاشته بشه، از یه طرف دیگه درز میکنه!
تا وقتی خود بچه ها نخوان تغییر کنن، هرچی بیشتر محدود بشن هیچ فرقی براشون نداره!
اونایی که از قبل رعایت میکردن، رعایت میکنن، اونایی هم که رعایت نمیکردن رعایت نمیکنن!
مهم اینه که خودشون بخوان... -
تحلیل امتحان نهایی فارسی یازدهم - قلمرو فکری


نگاه که میکنم، سؤالی رو نیازی نیست که توضیح اضافهتر بدم. اما حتما به نمونه سؤالات نگاه کنید بچهها. آگاهی داشته باشید از اینکه با چی طرف خواهید بود بهتون کمک میکنه.
اگر سؤالی بود بپرسید بچهها
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
دانش-آموزان-آلاء
یازدهم
دوازدهم
-
تو رو خدا نرو پزشکیبحث دانش آموختن کلا عوض شده.
دلیلش شده پول درآوردن.
تقصیر هیشکی هم نیست!
مردم به شدت توی مشکلات دست و پنجه نرم میکنن و باعث شده که دنبال پول دویدن تبدیل به یه فرهنگ بشه.
نه ولش کن برو مهندس شو درکنارش اونم ادامه بده.
نه ولش کن برو دکتر شو در کنارش اونم ادامه بده.
مشکل این نیست که آدما دنبال پولن.
مشکل اینه که متاسفانه حقیقت اینه که باقی رشته ها کم دیده میشن و تمام توجه و تمرکز روی پزشکا و مهندساس...
هرکاری غیر از این دوتا توی ایران واقعا هزاران هزاران سختی داره...
هزاران هزار...
در کل حرفم اینه که تا پایه درست نشه نمیتونی کج بودن ساختمون رو درست کنی...
همینقدر کج میره بالا... -
سجعسلام.
توی این تاپیک میخوام براتون کلهم اجمعین سجع رو آموزش بدم که دیگه نه من ترس این رو داشته باشم که بلدین یا نه، نه خودتون.
باید بگم که از یک جایی به بعدِ این معلومات مختص بچههای انسانیه. پس از همین الآن بگم. اگه میخواین بگین که ما که رشتهٔ فلانیم چرا باید اینا رو بخونیم، باید بدونین که همیشه دونستن بهتر از ندونستنه. همونطور که امسال توی آزمون نهایی بچهها سؤال سجع اومد و بچهها بلدش نبودن.
بریم سراغ توضیحات:
🔵 خود واژهٔ سجع به معنای آواز فاخته و قمریه.
🔵 به نثری که سجع داشته باشه، میگیم نثر مُسَجَّع یا آهنگین.
🔵 نثر آهنگین نثریه که مثل شعر از موسیقی و قافیه برخورداره. یعنی چی؟ نمونههاش رو توی کتاب با نثرهای سعدی زیاد دیدین.
«منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت»
ما سه نوع سجع داریم:
سجع مطرف، متوازی و متوازن.
(بچهها حواستون باشه کسی از بچههای تجربی و ریاضی انتظار نداره اسم سجعها رو بلد باشن. من فقط میخوام اینا رو با اسم و منظم یاد بگیرین تا قاطی نکنین. اینکه سجع رو بشناسین و تشخیص بدین عبارتی سجع داره مهمه. نه اینکه دقیقا اسمش رو هم بیان کنین)
توضیحات هرکدوم از سجعها:
🟢 سجع متوازی:
سجع متوازی زمانی اتفاق میوفته که کلمات سجع هم در وزن یکسان باشن و هم در قافیه (حروف پایانی)
(اگه براتون سواله که وزن چیه، مقدمات تاپیکی که من درمورد وزن دارم رو بخونین 👇🏻
https://forum.alaatv.com/post/2473397 )
مثلا:
باران رحمت بیحسابش همه را رسیده و خوان نعمت بیدریغش همهجا کشیده.

با توجه به عکس دقت کنین بچهها:
۱) پس دقیقا انگار با یک بیت شعر و درواقع دو مصرع مواجهیم. برای همین کلمات رو زیر هم نوشتم.
۲) توی این جملات «رحمت و نعمت»،«همهجا و همه را» و «کشیده و رسیده» سجع متوازی دارن.
۳) کلمات «خوان و باران» و «بیدریغش و بیحسابش» هم سجع دارن ولی سجع متوازی نه. (جلوتر متوجه میشین چه نوع سجعی دارن)
🟢 سجع مطرف:
سجع مطرف زمانی اتفاق میوفته که کلمات فقط از لحاظ حروف قافیه یکسان باشن و از لحاظ وزنی، وزن یکسانی نداشته باشن.
مثلا:
محبت را غایت نیست. از بهر آنکه محبوب را نهایت نیست.

با توجه به تصویر دقت کنین بچهها:
۱) «غایت و نهایت» سجع مطرف ایجاد کردن. چون وزنشون یکی نیست ولی حروف پایانیشون قافیه ایجاد میکنه.
۲) «نیست» مثل ردیف شعری عمل میکنه.
۳) عبارت «از بهر آنکه» در جملهٔ اصلی رو ننوشتم. چرا؟ چونکه قیده. لزومی نداره بنویسیمش. میخوایم سجع دو عبارت رو بررسی کنیم.
۴)«محبوب و محبت» هیچ سجعی ندارن.
🟢 سجع متوازن:
سجع متوازن زمانی اتفاق میوفته که کلمات وزنشون یکی باشه ولی حروف پایانی یکسانی نداشته باشن.
مثلا
گاه از دیدن خط مکتوب مُنتعش و گاه از ندیدن روی مطلوب مُشتعل

با توجه به تصویر دقت کنین بچهها:
۱) کلمات «مشتعل و منتعش» و «خط و روی» دارای سجع متوازن هستن.
۲) کلمات «مطلوب و مکتوب» دارای سجع متوازی هستن.
این سه نوع سجع و تمام.
دیگه با دونستن این موارد، باید بتونین در مقابل نثرهایی که چشمتون بهش میخوره، آمادهٔ پیدا کردن سجع باشین و سجع براتون چیز عجیب و دور از ذهنی نباشه.
میتونین به عنوان تمرین، سجعهای عبارت «منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت» رو توی کامنتای پست بنویسین.
موفق باشین ♥
دانش-آموزان-آلاء
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
دوازدهم
یازدهم
دهم
-
افسردگی و کنکورSana Asadi 1
سلام. راستشو بخوای افسردگی توی جامعهٔ امروزی ما یه بیماری تقریبا همه گیره. اغلب ایرانیا دارن کم و بیش باهاش دست و پنجه نرم می کنن و فقط حدش کم و زیاد داره.
شاید این حرفی که من میزنم زیاد به مزاج همه خوش نیاد. اما توی ایران واقعا از بین هر ۱٠٠٠ تا مشاور و روانشناس،یکی اون وسط خوب درمیاد.یکی که اول خوب گوش میده، میفهمه و دقیقا تشخیص میده که باید به تو چی بگه. از کجا شروع کنه و به کجا ختم کنه. بقیه همه صرفا با تجویز قرص و دارو و پیچیدن نسخه های عجیب و غریب سعی میکنن بیمارا رو درمان کنن که این بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله س تا حل کردنش!
من به عنوان یه دوست، میتونم بهت پیشنهاد کنم با یه فرد صمیمی که بهش اعتماد داری، راجب مسائلت حرف بزنی.از دردا و مشکلاتت و فکرای توی سرت بگی و خالی بشی.اونقدرررررررر بگی تا دیگه چیزی برای گفتن نداشته باشی... و باور کن که همیشه گفتن غم، نصف سنگینی روی دوشت رو کم میکنه... بعد از گفتن و تخلیه شدن و دیدن حس همدردی،نوبت به این میرسه که اصلاح کنیم.اگه قراره با چیزی کنار بیایم،کنار بیایم. اگه قراره چیزی رو حل کنیم،حل کنیم و تمامی موارد دیگه. درحال حاضر اینجوری که به نظر میاد تو با یه حجم عمیقی از افکاری که توی ذهنت جا گرفتن و خیلی وقته از گفتنشون میترسی، داری دست و پنجه نرم میکنی که اگه اینجوری باشه اصلا خوب نیست...
میتونم راهای دیگه ای رو هم بهت پیشنهاد کنم! مثه گوش دادن به موسیقی یا سرگرم کردن خودمون با فیلم و کتاب یا رفتن به کلاسایی که بهشون علاقه داریم و چسبیدن به هنرایی که برامون جذابن و و و و. ولی خب میدونم که اینا صرفا شبیه استامینوفن برای بدن درد عمل میکنن! و به محض اینکه استامینوفن تموم میشه،دوباره همه چیز شروع میشه...
یا اگه نظرت با من مخالفه و حس میکنی روانشناس خیلی بیشتر میتونه کمکت کنه، تو به عنوان یه دختر نوجوون، میتونی بشینی خیلی شیک و مجلسی به نزدیکترین فردت توی خانواده راجب مسئله ای که وجود داره بگی تا از اون کمک بخوای برای جلب رضایت بقیه. اگه خودت میترسی با خانواده مطرح کنی و فکر میکنی که اونا درمیان میگن چرت و پرت میگی و الکیه، اون شخص راحت تر میتونه راضیشون کنه. حتی اگه باز هم نشد، میتونی بهشون بگی اگه خیلی معتقدن تو داری چرت میگی، دستتو بگیرن یه جلسه ببرنت پیش روانشناس و بعد جلسه روانشناس خودش براشون توضیح بده که وضعیت تو چجوریه.
تو امسال سال به شدت حیاتی ای رو داری و اگه روح آماده نباشه برای انجام کاری،عملا جسم هیچوقت تن به هیچ کاری نمیده...
امیدوارم که بالاخره یه راه نجاتی پیدا کنی.
حتی اگه خواستی، میتونی با خودم راجب مسائل و درگیریا صحبت کنی و تا آخرین حد توانم بهت کمک میکنم که از این اوضاع دربیای...
خیلی حرف زدم. ببخشید که طولانی شد. اما به نظرم لازم بود♥ -
افسردگی و درس!!مریم ملک محمدی
sara cherry
حرف اولم صرفا به مریم خانم هستش و بعد با جفتتون کار دارم...
شما همینکه به خاطر افسردگی ای که ازش حرف میزنید میرید دکتر خیلی خوبه و خیلی کمکتون میکنه و همچنان اینو ادامه بدید و روند درمان رو کامل کنید تا همه چیز خوب و عالی بشه. چون تا وقتی روح خسته باشه، جسم حوصلهٔ هیچی رو پیدا نمیکنه...
بعد از اون هم تلاش کنین یه سری علاقه مندی هایی رو درکنار درس ادامه بدید تا همه چیز روی روال قشنگ و جذابی پیش بره
اما از اینجای حرفم به بعد رو به جفتتونه. بچه ها، باور کنید هیچوقت دیر نیست🤦🏻♂️
من نمیدونم دیگه به چه زبونی باید بگم. بابا اصن من خودم از عید شروع کردم به خوندن!!!
از عید!!! رتبمم خوب شده. جوری شده که بالاخره خودم راصی بودم و منتظر اعلام نتایجم.
باور کنید همینکه شما توی تابستون دارید درس میخونید نسبت به هشتاد درصد داوطلبا زودتر شروع کردید!!! نکتهٔ مهم این نیست که کی شروع میکنی. مهم اینه که تا کی دووم بیاری...
خودتون برید تاپیکای بچه های پارسالو ببینید.
طرف از سال دهمش برای کنکورش داشت میخوند. ولی بعد عید پارسال خسته شده بود. خب این به چه دردی میخوره؟؟؟
مهم اصن اون آخرشه... مهم اون امیده س. مهم خسته نشدن تهشه...
هی هرروز بشینی به خودت بگی وای دیر شد دیر شد. آره! خب واقعا تهش دیر میشه!
هرروزت با وای دیر شد دیر شد میگذره و تهش هیچ کاری نمیکنی. چون همشو با استرس انجام میدی...! به درد هیشکی هم نمیخوره.
من الآن به تمام دوستای کنکوری خودم گفتم به هیچ وجه تابستون رو به خودشون سخت نگیرن و تلاش کنن از تابستون بیشتر به عنوان تفریح استفاده کنن و بعد ذره ذره بکشونن خودشونو سمت درس. اینقدر استرس الکی به خودتون وارد نکنین.
به خدا بچه هایی رو داشتیم که اردیبهشت شروع کردن به خوندن... من اصن اینکارو پیشنهاد نمیکنم. به هیچ وجه! ولی میخوام بدونید اینی که هی دارید استرس به خودتون وارد میکنید، کاملا الکی و بی معنیه. به هیچ دردی نمیخوره و تازه اشتباه هم هست. دیر نیست. به هیچ وجه دیر نیست.
ما همه مون از برنامه هامون عقب می افتیم و افتادیم و خواهیم افتاد. ولی اصن خاصیت برنامه همینه که باید قابل جبران باشه... میرسونید خودتونو. نگرانش نباشین♥ -
حالم خوب نیست...نگار سلیمانی
کاش لاأقل محتوای خود تاپیک رو تمام و کمال میخوندید!