Zohaaaa
سلام. امیدوارم حالت خوب باشه.
قبل از هرچیز، میخوام بدونم مشکلت با مدرسه چیه؟
بهخصوص سال دهم. اگر سال دوازدهم بودی شاید راحتتر میپذیرفتم این حرف رو.
ولی سال دهم خیلی زوده برای این فکر و اقدام.
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
راه قانونی برای مدرسه نرفتن -
نتایج نهایی کنکور اومدکاش میشد حس و حال این تاپیک رو قاب کرد زد سر درِ آلاخونه.
امیدوارم درنهایتِ همهٔ قصههاتون دلشاد باشین بچهها. بقیهش مهم نیست. ❤
مبارکِ همهتون باشه.
دمِ همهتون گرم. -
نهاد یا مسند ؟mahdieh Ghoflsazan
سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه.
حقیقتا فکر نمیکنم نظر شما درست باشه.
امکان مسند گرفتن «جان» در مصرع «کان سوخته را جان شد و آواز نیامد» به هیچ شکل وجود نداره. چون اصلا فعل اسنادی نخواهد بود که بخواد مسندی داشته باشه.
تستی هم که در مصرع کامل این رو مسند گرفته باشه غیراستاندارد نیست. ابلهانهست (البته جدای از اینکه بچهها دیگه اصولا با تست سر و کار ندارن چون از کنکورشون حذف شده و فقط برای امتحان نهایی نیازش دارن که اونجا هم غیرممکنه سؤال و جوابی احمقانه درمقابلشون قرار بگیره و همهچیز منطبق با کتاب راهنمای معلمه). -
ادبیاتE.B.BUTTERFLY خواهش میکنم
-
ادبیاتE.B.BUTTERFLY
سلام.
پیرو سؤال اولت، حقیقتا مبنای حرفت به نظر من ایراد داره. ما زمانی میگیم حذف اتفاق افتاده، که از جمله چیزی کم باشه و حداقل قابل فهم باشه حفظش. درواقع وقتی حرف از حذف به قرینهٔ معنوی حرف میزنیم، یعنی به واسطهٔ معنا، ما متوجه میشیم چی حذف شده. اما تو اگر اینجا، این بیت رو بذاری جلوی کسی و قبل و بعدی ازش نباشه، خب عملا طرف نمیفهمه چخبره و داری چی میگی. پس حذف حتی قرینهٔ معنوی هم نداره. چون معنایی رو متبادر نمیکنه.
اینجا جمله فی ذاته تمام اجزاءش موجودن.
«از آنها که خونین سفر کردهاند»
اما، جمله چیزی بیشتر از این نیاز داره. پس حذف فعل نداریم. حذف ما درواقع اینطوره که جملهٔ پایهٔ این جملهٔ پیرو وجود نداره.
احتمال خیلی زیاد، این بیت با بیت قبلیش موقوف المعانی باشه. پس با این اوصاف، بازم نمیگیم حذف داریم. صرفا باقی عبارات توی این بیت نیومده. یا حالا اگر تک بیت رو بررسی میکنیم، دور از تمامیت شعر، خب بله. اینم میشه گفت که حذف داریم. ولی حذفی صعیف و سخت...
پس به نظر من، اول نمیگیم حذف داریم. میگیم بیت با بیت قبلی موقوف المعانیه و دنبال جملهٔ پایه در بیت قبلی میگردیم. در نگاه دوم، اینطور میشه گفت.
حذف نهاد هم که خب معمولا دیگه بهش اشاره نمیشه. استنباط خود من این بوده همیشه که در هر صورت نهاد با شناسهٔ فعلی وجود داره و هست. چه قبلش اومده باشه چه نیومده باشه، توی شناسهٔ فعلی وجود داره... ولی خب اینجا میتونین بگین حذف به قرینهٔ لفظی و به سبب جلوگیری از تکرار انجام شده.پیرو سؤال دومت
تولد جمهوری گل محمدی
تولد هستهست
جمهوری مضاف الیهی برای تولده
گل مضاف الیهی برای جمهوریه
محمدی هم صفتی برای گله -
ادبیاتE.B.BUTTERFLY خواهش میکنم
-
ادبیاتE.B.BUTTERFLY
این هم درسته.
اگر توی نظام درسی حال حاضرتون مسند در جایگاه متمم ندارین و نمیدونین چیه، باید به روش فرمول بیست رفتار کنین.
اگر میدونین، همون که خودت نوشتی درستتره.
و الا به نظر من حضور «ای» در انتهای «رشحه» بیدلیله.در هر حالت، شما هر دو شکل رو درنظر داشته باشین.
-
ادبیاتسلام. هر دو درستن.
-
چند سوال...Aqua
استفاده از هوش مصنوعی برای جواب دادن به سؤالات دستور زبان و معنی شعر و ادبیات فارسی وحشتناکترین خبط و خطاییه که میتونین در حق خودتون بکنین. -
نوع راAnzw 18
در بر گرفتن یه فعل مرکبه. یه جزئش رو که نمیشه ازش گرفت و دادش به یه گروه اسمی.بعدم، معنی بیربطه.
به خلعت نوروزی، قبای سبز ورق را در برِ درختان گرفته.
نمیشه فعل رو از گرفتن تبدیل به کردن کرد. کجا همچین اجازهای وجود داره؟
اگر میشد، بله. معنی میتونست صحیح باشه.
عبارتِ در برِ کسی گرفتن، بیمعنیه.
اما در بر گرفتن، یعنی در آغوش گرفتن.ولی بازم، راهنمای معلم کتابتون رو نگاه کنید. اگر واقعا همچین حرکت وحشتناکی زدن که دیگه نظر دوستان رو روی چشم بذارید و گریه کنید.
-
نوع راکما اینکه توی اون جملهای که نوشتن، معلوم نیست رای فک اضافه برای کدوم ترکیب به کار رفته.
-
نوع راAqua
استدلالشون صحیح نیست. جملهٔ ساخته شده درنهایت بیمعنیه. -
نوع رارای مفعولیه.
درختان را به خلعت نوروزی، قبای سبز ورق در بر گرفته.
قبای سبز ورق یعنی برگ
خلعت جامهای بوده که میبخشیدن پادشاهامیشه:
قبای سبز ورق، به (عنوان) خلعت نوروزی درختان را در بر گرفته. -
از کجا میشه فهمید؟Hg L 0 خواهش میکنم
-
مجاز و کنایهدیگه واللا وقتی ادبیات دبیرستان، یه گوشهای از ادبیات بیرون از دبیرستانه، این حجم از تفاوت توی نوشتار و ساختار پیش میاد.
درستترین کاری که میتونین بکنین، پیش رفتن با کتاب راهنمای معلمه. بهترین منبع برای شما توی قطعی شدن مطالب، همونه. -
ادبیاتE.B.BUTTERFLY
من عددش یادم نیست (فکر میکنم چیزی حدود هشتتا یا بیشتر) اما ما خیلی بیشتر از دو نوع جناس داریم.جناس ناهمسان خودش میتونه بیشتر از صرفا یه واج (حرف) باشه.
-
ادبیاتE.B.BUTTERFLY
سلام. براساس قواعد کتاب ادبیاتتون بله. جناسش غلطه. -
مجاز و کنایهmsoq sharif
سلام. حقیقتا هردوی اینها که نوشتی هم کنایه بودن. نمیدونم چرا نوشتی مجاز.تفاوت کنایه و مجاز، درواقع عمیقتر از عبارت بودن یا نبودنه. چرا که یه جاهایی هم صرفا یه تک کلمه میتونه کنایه بسازه.
راحتترین نوع توضیح دادن، اینه که بگیم مجاز یکسری علایق مشخصی داره و به نسبت اون علایق و ارتباطاتی که بین کلمات هست، ما مجاز داریم... نیازی نیست شما بلدشون باشین. ولی من مثال میزنم... مثلا علاقهٔ کلیت... یعنی ما درمورد کل حرف میزنیم ولی درمورد جزء حرف زدیم! مثلا بگیم «به افتخار او یک ایران از جا بلند شد». منظورمون مردم ایران بوده.
یا برعکس همین، علاقهٔ جزء رو داریم. مثلا این عبارت سعدی:
«پیش دیوار آنچه گویی هوش دار
تا نباشد در پس دیوار گوش»
منظور از گوش، انسانه دیگه، پس یه جزء رو گفتیم و با کل کار داریم.حالا توی کنایه چطوریه؟ اولا که این ارتباط وجود نداره. ثانیا کنایهها معمولا عبارتن. ثالثا خیلی جاها ممکنه به عنوان القاب به کار رفته باشن که حتی شبیه استعاره باشن. مثلا فرض کن بگیم: «ماردوش هزارسال بر ایران حکومت کرد.» خب ماردوش کنایه از ضحاکه. نه استعارهست، چون تشبیهی پشتش نیست، نه مجازه. چون علاقهای پشتش نیست. ماردوش یک صفت بوده از ضحاک... ما جدا آوردیمش، پس برامون کنایه میسازه.
-
از کجا میشه فهمید؟Hg L 0
خب چونکه مقدماتی یک نوع صفته.
من حقیقتا این اسامیای که حفظید و استفاده میکنید رو حفظ نیستم.
اما مقدماتی، یک صفته برای اینکه یه ویژگی از دانشسرا رو داره مطرح میکنه. -
از کجا میشه فهمید؟Hg L 0 شاید اشتباه لفظی بوده.