بعد هم در حقیقت تو بازم «را» رو تبدیل کردی به «به» که اون هم یه حرف اضافهست. خودت فکر میکنی فک اضافه ساختی، درحالی که بازم تبدیلش کردی به حرف اضافه. صرفا چون فعلت رو تغییر دادی، دیگه به حرف اضافهٔ «برای» نیازی نداشتی.
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
فارسی دوازدهم|نی نامه -
فارسی دوازدهم|نی نامهHako
داری شعر رو «ترجمه» میکنی. نباید برای بررسی دستور زیانِ شعر، شعر رو ترجمه کرد. چون به خطا میری. مثلا یکی از خطاها اینه که جملهٔ اصلی اسنادیه اما جملهٔ نهایی تو نیست.
بعد هم وقتی با فکِ اضافه مواجهی، یعنی با ترکیب (موصوف وصفت یا مضاف و مضاف الیه) مواجهی. الآن توی این چیزی که تو نوشتی، «هیچکسی» با «دیدِ جان» ترکیبی نساخته. -
فارسی دوازدهم|نی نامهHako
ادبیات، پس از مدتها =)))
هرچند که من «خانوم» نیستم ولی سلام. متشکرم. امیدوارم حالت خوب باشه.تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دیدِ جان دستور نیستراستش از لحاظ دستوری، خیلی اوقات توی اشعار مولانا با این پیچیدگیها مواجه میشیم چون اصولا مولانا اشعارش رو به عبارتی بداهه میگفته و انگار که ذوقی با شعر برخورد میکرده. برای همین خیلی جاها خیلی از این نقشای دستوری درهم میشن و باید روی خیلی از قواعد پافشاری نکرد. به هر حال... چیزی که مهمه، توی اینجور تقسیمها و در آوردن نقشها، اولویت همیشه برای ما اینه که هیچ کلمهای بیکار و زائد نباشه یا درواقع حالت قیدی پیدا نکنه. در پایان حالتی رو انتخاب میکنیم که کلماتِ کمتریش نقش قیدی یا مشابه پیدا میکنن.
لیک برای کسی دیدِ (دیدنِ) جان دستور نیست
لیک دیدِ (دیدنِ) جانِ کسی دستور نیست
به نظر من، اگر معنی اینه که کسی بایسته نیست که کسی حتما به درون خودش نگاه کنه و جان و تن رو از هم مجزا ببینه، حالت دوم از لحاظ دستوری و زبانی غلطه. وقتی دیگه با ترکیبِ «دیدِ جانِ کسی» سر و کار داریم، به این معنی نیست که شخص به خودش نگاه کنه و جان خودش رو ببینه. بلکه بیرونیه. شخص نه به خودش، بلکه باید به دیگران نگاه کنه و جان رو مشاهده کنه (کمی فلسفی شد اما خب... وقتی مولانا میخونیم همینه).
برای دستور نبودن یا دستور نیستن هم معنایی پیدا نکردم که مشخص میکنه طبیعتا فعل مرکب نیست و دستور نقش مسند گرفته.درنهایت، فک اضافه نیست و حرف اضافهست.
-
!!!لطفا کمکم کنید!!!00MUZAN00
خواهش میکنم. موفق باشی. ❤ -
!!!لطفا کمکم کنید!!!سلام رفیق. خوشحالم اینجایی.
یکی اینکه یه زحمتی بکش. توی همین دسته بندی سؤالات مشاورهای جستجویی بکن و بگرد دنبال کسی که دغدغه و نگرانیهاش شبیه خودت بوده و راهکارهای بچهها رو بخون. این قطعا کمکت میکنه. مطمئنا نمیتونی کسی رو پیدا کنی که در جزئیات یه دغدغهٔ یکسان با تو داشته باشه. اما کلیات پرسشها میتونه یکی باشه.
دوم اینکه کلا استرس و نگرانی کم و به اندازهش خوبه اما از یه حدی به بعد به هیچ دردی نمیخوره. بریزش دور. تو از سال دهمت دغدغهٔ تست داری. درحالی که خیلیای دیگه شاید نهایتا فکر آزمونای پایان ترمشون باشن (و یا حتی نباشن) و سال دوازدهم بخوان به این مسائل فکر کنن. پس تو به نظر من خیلی جلوتری. البته این جلوتر بودن خودشم به نوعی میتونه آسیب باشه. چون زودتر شروع کردن هیچ اهمیتی نداره. استمراره که مهمه. اگه از جایی به بعد خسته بشی از درس خوندن، چون خودت رو از زندگی انداختی، اونوقت دیگه نه درس میخونی نه زندگی میکنی. پس این رو نه صرفا برای کنکورت، بلکه برای کل کارایی که میکنی میگم، استمرار مهمتر از هرچیز دیگهست.
سوم اینکه راهکارها زیادن. تو هم قرار نیست فقط با چشم و گوش بسته یکیشو بگیری و تا تهش ادامه بدی. تو موظفی به نسبت شخصیت و اصول و باید و نبایدهای خودت، راهکارها رو شخصی سازی کنی، آزمون و خطا کنی و به یه «بهترین راهکار برای من» برسی. توضیح با مثالش اینطوری میشه. یکی با پنج ساعت خوابیدن راحته و بعد پنج ساعت سرحال پامیشه درس میخونه. یکی مثه من اگه هشت ساعت خواب نره تموم روز خوابالو و بیحواسه. پس لزوما یه راهکار وجود نداره. آزمون و خطا کردن پیشنهادا و راهکارا خیلی مهمه.
چهارم اینکه فعلا برای تو، باید آزمونهات مهمتر از تست زدن باشه. نمیگم تست نزن. اما اولویت بندی رو فراموش نکن.
پنجم، یکی از مهمترین کارایی که باید توی دوران کنکور کرد، مرور کردنه. تو ممکنه تابستون کل سال دهمت رو هم بخونی بذاری اونطرف، پر پر باشی از اطلاعات و عالی. اما ممکنه پنج شش ماه دیگه یه کلمهشم یادت میاد. مرور بسیار بسیار اهمیت داره. خلاصهنویسیها مهمن و جزو لطهاییان که میتونی با درس خوندنای حال حاضرت به خودت بکنی. در کنار درس خوندنت برای امتحاناتت و هرچه و هرچه، خلاصهنویسیهایی رو برای دروست داشته باش که سال آخر به کارت بیان. مرور کردن با جعبه لاینتر میتونه بهت کمک کنه. یکی از بهترین برنامهها (اپلیکیشن) برای این کار Ankiــه که روی سیستم و حتی گوشی هم میتونی نصبش کنی، باهمدیگه هماهنگشون کنی و ازش استفاده کنی. اینطوری کار میکنه که تو براش اطلاعات تعریف میکنی و اون مثل مرور کردن فلش کارت، برات برنامهٔ مرور کردن میچینه.
فعلا همینا. حتما بگرد توی سؤالات این دسته بندی، اگه باز پرسشی موردی داشتی، بپرس ازم. -
به بچه های تجربی کمک میکنمخوش برگشتی سعید. ❤
-
شروع از صفر تستیسلام.
با این وضعیت استرسی که تو داری، کلا نمیشه قدم از قدم برداشت. نگران نباش. خیلی هم خبری نیست.
تو سال یازدهمی و همین که از الآن نگرانی «کنکور» داری و ذهنت درگیرشه خودش گویاست که از بقیه پیشتری.
فکر نکن بقیه از بدو ورود به سال دهم شروع میکنن بکوب درس بخونن.
من سال ۴٠٠ کنکور دادم (اون موقع بحث تأثیر معدل مثل الآن نبود). اما خود منم تقریبا از اسفند سال دوازدهمم شروع کردم به تست زدن و خوندن برای کنکور و تا قبلش صرفا برای امتحانا میخوندم. خلاصه میخوام اینطوری بهت بگم که بیهوده اضطراب به خودت راه نده و هی افکاری توی این حیطه که دیر شد و بقیه رفتن من موندم و وای چی و چی رو از خودت دور کن.
رشتهٔ ریاضی اونقدرها هم مثل رشتهٔ تجربی، رقابت چنان وحشتناکی نداره و قبولیش راحتتره. به هر حال باید تلاش کنی، اگر امکان مالیش رو داری، کلاسای اساتید درست و حسابی رو ثبت نام کنی؛ که البته محدودن، فقط چندتاشون خوبن و بقیه صرفا کاسبن، نه معلم.
برای امتحانای نهاییت حتما و حتما صد خودت رو بذار تا بالاترین نمره رو بگیری و اگه از الآن تست زدن رو شروع کنی، بهتره. اما اگر نکردی هم فکر نکن دنیا به آخر رسیده. برای تست زدن و چیره شدن روی اصول تست زدن میتونی سال دوازدهم وقت بیشتری بذاری.درحال حاضر بهترین کمکی که میتونی به خودت بکنی اینه که سال به سال دروس هرسال رو کامل بخونی و مسلط باشی بهشون. حتی اگر شده در حد امتحان نهایی. و از فصلهای متفاوت کتابهات، جزوههای خلاصهنویسی شده دربیاری تا در آینده این خلاصه نویسیا به کارت بیان و مرور راحتتری رو برات رقم بزنن. اصولا آدمیزاد هرچی هم درس بخونه، باز نیاز به مرور داره چون تقریبا همهچیز رو فراموش میکنه. حتی اگر امسال خط به خط کتابای درسیت رو حفظ باشی، هیچ توجیهی نیست که سال آینده هم حفظشون کنی. پس فکر نکن حتما خوندن مهمه. مرور کردن بسیار مهمتره.
راهکار و پیشنهاد زیاده. هرکسی به نسبت تجربیات خودش راهکار متفاوتی ارائه میکنه. میتونی نظر چندین نفر رو بشنوی، قدمقدم با هر نظر پیش بری و ببینی کدومش بیشتر به کارت میاد، به شخصیتت میخوره و پیادهش کنی. مشاور گرفتن رو توصیه نمیکنم. هرکس قصد کنه برات برنامهریزی کنه، بهت بگه این ساعت پاشو اون ساعت بخواب، هیچ کمکی قرار نیست بهت بکنه. اما کسی مثل پشتیبان آزمون یا شخصی که اصول یادگیری و مطالعه رو بهت یاد بده گزینهٔ خوبیه.
چیزایی بود که به ذهنم رسید. باز اگر پرسشی داشتی بپرس تا بهت جواب بدم. -
هنوز تو رشته ای که می خونم شک دارم7a8d6823b448f5
سلام رفیق.
فکر نکن مرغ همسایه غازه. هزاران هزار دکتر و پرستار و چی و چی هم داریم که به قول خودت در حال سگ دو زدنن.
منم رشتهم ریاضی بوده. الآن سال آخر کارشناسی معماری دانشگاه هنر اصفهانم و دارم دفاع میکنم (صرفا میگم که بدونی اهل درس بودم و هستم). رشتهت به درد میخوره، درآمد هم توش داره. رشتههای بسیار زیاد مهندسی داریم که هم درآمد دارن و هم بازار کار. اگر فکر میکنی کلی مهندس و فلان دور و برت میبینی که بیکارن، دلیلش خیلی چیزاست. نه صرفا «رشته».
جدای از همهٔ اینا، باید دنبال «علاقه»ت بری. نه درآمد. چون لزوما دنبال درآمد رفتن، درآمد داشتن رو به ارمغان نمیاره.
وقتی علاقه داشته باشی به کاری که میکنی، میتونی توش پشتکار و جدیت داشته باشی و خود به خود به سمت درآمد هم سوق داده میشی. اگر کاری رو میکنی که دوستش داری، زمان رو احساس نمیکنی و همین منجر به پشتکار و ادامه دادن میشه. اما اگر علاقه پشت کاری نداشته باشی، هرچقدرم که پولساز باشه، باز به درد تو نمیخوره چون نمیتونی درست انجامش بدی. دو سه روز که انجامش دادی و احساس کردی درآمدی برات به همراه نداره، یواشیواش دلتو میزنه، ازش خسته میشی و میخوای بذاریش کنار. درحالی که پشتکار داشتن توی هر کاری، نتیجهٔ خودش رو هم به همراه خواهد داشت. -
گسسته دوازدهمHako موفق باشی =)))
-
گسسته دوازدهمHako
دو روز تمام ذهن منو درگیر کرده بود. 🚶♂️ -
گسسته دوازدهم -
گسسته دوازدهمآها... یه نکتهٔ دیگه. چرا اصلا توی حرفایی که زدم و جوابی که دادم توانها رو لحاظ نکردم؟ چون توان روی زوج و فرد بودن اثری نداره. عدد اگه زوج یا فرد باشه و به توان برسه، هنوز زوج و فرد بودن خودش رو حفظ میکنه.
-
گسسته دوازدهمHako
خب... پس بسم الله الرحمن الرحیم. 😂
اول این رو بگم اگه این سؤال به این سنگینی توی کنکور میومد خودم وقتمو تلف نمیکردم براش.نگاه کن، یه تفاوت خیلی بزرگ این سؤال داره با سؤال کتابت و اونم اینه که پرانتزها توان دارن. رمانی که پرانتزها توان دارن، دیگه نمیشه از اون برهان خلف استفاده کرد و درنهایت این بحث رو مطرح کرد که مجموع صفره. چرا؟ وقتی توان وجود نداره، بالأخره هر عددی یه بار مثبته، یه بار منفی... و همهٔ اینا میان و باهمدیگه جمع میشن و تموم میشن میرن. ولی وقتی بحث توان وسط بیاد، دیگه فقط یدونه از اون عدد وجود نداره. اعداد به توان میرسن و اوضاع خیلی فرق میکنه.
حالا... زوج یا فرد بودن n علاوه بر اینکه توان پرانتز آخر رو برای ما مشخص میکنه، کار مهمش اینه که بهمون نشون میده مجموعاً چندتا جمله وجود داره و اینا تعدادشون زوجه یا فرد. این کاریه که زوج یا فرد بودن n برای ما انجام میده. اگر فرد باشه، تعداد جملههای حاضر فرد خواهند بود و اگر زوج باشه، تعداد جملهها حاضر زوج.بیا فرض کنیم n یک باشه. یعنی کلا یدونه عدد وجود داره. این اگر زوج باشه یا فرد، جواب پرانتز صفر میشه. چون همون عددِ حاضر منهای خودش میشه و جوابِ صفر به ما تحویل میده. پس فعلا و با این اوصاف، اگر n فرد باشه، جواب زوجه.
از اینجا به بعد، هی تبصره و تفکر و قصه میاد وسط. پس اول همهش رو شرح میدم.
ما فقط و فقط درصورتی میتونیم جواب نهاییمون رک فرد تحویل بگیریم که هیچ پرانتزی خروجیِ زوج نداشته باشه. درسته؟ خب، پرانتزها، داخلشون تفریح داره صورت میگیره. در چه صورتی حاصل یه تفریح زوجه؟ درحالی که تفریق دوتا زوج رو داشته باشیم یا دوتا عدد فرد رو. در غیر این صورت، حاصل پرانتز فرد خواهد بود.
بیا فرض کنیم n دو و زوج باشه: پس ما در این صورت باید یه سری عدد داشته باشیم که بذاریم توی پرانتزا. کاری به اینکه اعداد چندن و اینا نداریم. فقط درمورد زوج یا فرد بودنشون بحث میکنیم.
زوج، زوج: طبیعتا تفریق پرانتزا زوج میشه
زوج، فرد: جواب نهایی این میتونه صفر باشه، یا یه عدد فرد.
فرد، فرد: جواب نهایی این طبیعتاً یه عدد زوجه.
پس اگر n و تعداد جملههای حاضر در عبارت زوج باشه، دیگه حکم قطعی نداریم. اگر n زوج باشه، جواب هم ممکنه فرد دربیاد و هم زوج. پس هر دو گزینهای که n درونشون زوج باشه، خط میخورن.میمونه دو گزینهٔ یک و دو.
اگه n سه باشه:
زوج، زوج، زوج: که خب مطلقاً جواب زوجه.
زوج، زوج، فرد:
هرکاریش هم بخوای بکنی تا توی پرانتزی دوتا عدد زوج نیفتن و جوابش زوج نشه، بازم نمیتونی و بالأخره جواب یکی از پرانتزا زوج میشه:
(فرد-زوج)(زوج-زوج)(فرد-زوج)
پس درنهایت پرانتز دومی باعث میشه که جواب تمام حاصلضربها زوج بشه.
زوج، فرد، فرد:
هرکاریش هم بخوای بکنی تا توی پرانتزی دوتا عدد فرد نیفتن و جوابش زوج نشه، بازم نمیتونی و بالأخره جواب یکی از پرانتزا زوج میشه.فرد، فرد، فرد: که خب مطلقاً جواب پرانتزا زوجه.
پس... درحالتی که n و تعداد جملههای حاضر فرد باشه، به ناچار، هرکاری هم بخوای بکنی، باز یکی از پرانتزها قطعاً و حتماً جوابشون زوج خواهد بود و جواب نهایی عبارت رو در حاصلضرب زوج میکنن.
پس جواب زوج خواهد بود، به شرط آنکه n فرد باشد. -
گسسته دوازدهمعملا جواب تست توی ذهن من و براساس سبک سنگین من میشه گزینهٔ ۱... ولی جواب و راهکار و حل مسئله اونقدر پیچیدهست که کلی توضیح و تشریح نیاز داره و کلا از راه برهان خلف هم به دست نمیاد توی طرز نگاه من. عملاً این سؤال از دیروز که گذاشتیش رفته تو مخم... حالا اگه جواب درسته که بعد بگو تا ذهنیتم رو برات شرح بدم. اگه هم نبود و پاسخنامه رو داری، بهم بگو قضیه چیه.
-
گسسته دوازدهمدر گسسته دوازدهم گفته است:
ممکنه n برابر با سه باشه ولی اعداد انتخابی ما سه عدد پنج رقمی باشن اصلاً.
مگه اینکه من سؤال رو متوجه نشده باشم و واقعا منظور طراح اینه که شما هر عددی رو که انتخاب کردی، اونوقت از یک که اولین عدد طبیعی باشه، تا n، جزو اعداد انتخابی شما قرار میگیرن. که در اون صورت باز یکم برام منطقی جلوه میکنه چرا زوج و فرد بودن n بهعنوان مشخص کنندهٔ توان پرانتزها و تعداد جملات، میتونه برای ما مهم باشه.
ولی در غیر این صورت برای من این مطلب واقعا گنگه. -
گسسته دوازدهممن چهار سالی از این فضا دور بودهم... خیلی چیزها رو از یاد بردهم طبیعتا. ولی چیزی که برای خود من توی سؤال ۳۹ پیشبرنده نیست، اینه که زوج یا فرد بودن n چه اثری میتونه توی ماهیت پرانتزها داشته باشه.
n خودش تبدیل به توانِ پرانتزهای ما شده. توان توی زوج یا فرد شدن عدد، عملا بیمعناست. زوجها رو زوج نگه میداره و فردها رو فرد. اما چیزی که باعث میشه سؤال بدتر بپیچه توی خودش، اینه که دیگه نمیشه از راهبرد برهان خلف استفاده کرد و مجموع پرانتزها رو برابر با صفر گرفت. چرا که دیگه اینجا اعداد به توان میرسن و مجموعشون باهمدیگه لزوماً برای ما تکلیف مشخصی نداره.
برای همین متوجه نمیشم که زوج یا فرد بودن n لزوماً چی رو برای ما پیش خواهد برد. نه برای ما تعداد پرانتزها رو مشخص میکنه، نه برای ما تکلیف نهایی توی زوج و فرد بودن پرانتزها رو مشخص میکنه، نه اینکه اعداد انتخاب ما اعدادی هستن که به ترتیب از یک انتخاب بشن تا n. اعداد اعداد تصادفیان. لزوماً n هر عددی هم که باشه، به این معنی نیست که از یک تا n توی اعداد ما حضور دارن. ممکنه n برابر با سه باشه ولی اعداد انتخابی ما سه عدد پنج رقمی باشن اصلاً. -
گسسته دوازدهمسلام. مگه سؤالت درمواجهه با سؤال ۳۹ نبود؟
-
تغییر رشته تحصیلیsalvaamiri
تا جایی که من اطلاع دارم، برای این کار شما باید برای ثبت نام کنکور انسانی اقدام کنین و همچنین برای تولید سوابق تحصیلی دروس تخصصی انسانی... درواقع باید امتحان کتبی خرداد رو هم در کنار کنکور بدید. چون تأثیر معدل درحال حاضر اثر قطعی ۶٠درصد روی قبولی شما داره و شما بدون نمرات دروس تخصصی انسانی نمیتونید قبولیای هم داشته باشید. -
تغییر رشته تحصیلیsalvaamiri در تغییر رشته تحصیلی گفته است:
من میخوام حقوق بخونم ولی دیپلم من تربیت بدنی نظام قدیم هست چه جوری میتونم شروع کنم
سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه.
برای اینکه بچهها پیامتون رو ببینن، بهتره بچهها رو نامیاد (منشن) کنید.
انسانیا
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا -
یکی کمکم کنه ... چطوری پیش برم؟سلام. امیدوارم حالت خوب باشه.
بچهها رو نامیاد (منشن) کن تا ببینن سؤالت رو.
تجربیا
دانش-آموزان-آلاء
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا