سلام
یه چند تا اشکال دارم لطفا اگر کسی بلده کمک کنه:upside-down_face:
یک ) نیم چون خاکیان آلوده گرد کدورت ها / صفای چشمه ی مهتاب دارد جان پاک من
بعد خاکیان درنگ یا کسره بیاریم ؟؟ هر دو معنی میدن... فکر کنم درنگ بهتر باشه
دو ) سَر و سِرّ جناس ناقص دارن ؟
سه ) مهر رخسار تو در دل نتوان داشت نهان
اینجا مهر ایهام داره ؟ مهر به معنای محبت که جواب میده ... مهر به معنای خورشید رو شک دارم... نهان داشتن رخسار چون خورشید در دل ، یکم بی معنی به نظر میاد
چهار ) به گفتار دانندگان راه جوی / به گیتی بپوی و به هر کس بگوی
پوییدن یعنی تلاش کردن ؛ به گیتی بپوی یعنی چی ؟
پنج ) معنی این ابیات رو هم دقیق دقیق نفهمیدم
الف ) این نیم کاره ماند و دل من ز کار شد ، کار آن کند که هست خداوندگار ما
ب ) چرا مهر خموشی از لب گفتار بردارم ، که روشن خانه ام زین روزن مسدود میگردد ( مصرع دوم پارادوکس داره ؟ )
پ ) صد گنج شایگان به بهای جوی هنر ، منت بر آن که میدهد و حیف بر من است
یه سوال هم از دستور مبحث واج
واژه های دو تلفظی رو چه جور تشخیص میدین ؟
جز اینکه مثلا در واژه بی آزار اگر حذف کنیم دوتا مصوت کنار هم میوفته پس بی آزار دو تلفظی نیست
من در تشخیص این واژه ها مشکل دارم
آیا راهی برای تشخیص هست یا شروع کنم یه لیست تهیه کنم رفته رفته که با اینا رو به رو میشم...؟؟ بعد هی مرور کنم
برای مثال خاورمیانه رو من نمیدونستم خاوَرِمیانه باید خوند
از طرفی اگر معیار تلفظ رسمی هست
چرا در واژه " بی دست و پا " ( صفحه 7 دریافت ) نمیخونیم " بی دست وَ پا " باید بخونیم " بی دستُ پا " ؟؟
حتما دلیل این هم اینه که " بی دست و پا " فقط یک تلفظ رایج داره ....
در این مورد راهنمایی کنید ممنون میشم