[image: 1753342167379-1000028075.jpg]
fold
تا کردن، تا خوردن
جمع کردن (لباس، دست، بازو...)
بسته شدن (مثل در یا دستها)
هم خوانواده های fold :
فعل (Verb) fold تا کردن / خم شدن / جمع کردن
اسم (Noun) fold تا، چین، خم
صفت (Adjective) folded تا شده، جمعشده
اسم مرکب folder پوشه (چیزی برای نگهداری کاغذهای تا شده)
فعل مرکب unfold باز کردن، گشوده شدن (داستان، نقشه...)
صفت foldable تا شدنی، قابلتا شدن