شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم
-
️طرف میاد مسجد نماز بخونه...
مُهرشو میذاره زمین داشته خیلی دقیق تنظیمش میکرده سمت قبله و هی کلی ور میرفته باهاشمعتاده کنارش بوده بهش میگه : حاژ آقا اومدی نماژ بخونی یا پنالتی بژنی؟!
-
طرف یه نیسان گوجه قاچاق میاره اهواز
گمرک دستگیرش میکنه
مدیر گمرک بهش میگه واسه جریمه باید یه جعبه گوجه بخوری!
یارو شروع میکنه به خوردن گوجه و داد میزنه:
آخ بمیروم سیت ممدلی ... بدبخت شدی ممدلی ... دهنت سرویسه ممدلی.مدیر گمرک بهش میگه: ممدلی کیه؟
میگه: ممدلی کاکامه با یه نیسان فلفل هندی
قاچاق پشت سروم داره میاد
-
لطیفه
عاقد: عروس خانم شما شاغلید؟
عروس خانم: بله حاج آقا.
عاقد: میشه بفرمایید به چه شغلی مشغولید؟
عروس خانم: معلمم.عاقد: تبارک الله عروس خانوم معلمی شغل انبیاست، خوب عروس خانم معلم چی هستین؟
عروس خانم: معلم رقص -
لطیفه
امروز سوار تاكسى شدم، به راننده گفتم: چقدر ميشه؟
گفت: نميدونم، هرچى مرامته بده!
بهش پونصد تومن دادمگفت: تف تو مرامت!!
-
نوشتهشده در ۲۲ بهمن ۱۳۹۸، ۵:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
طوری نسبت به مشکلات زندگیم بیخیالم که خودشون بعد یه مدت میگن ما که رفتیم ولی تو یه فکری به حال خودت بکن بدبخت...!
-
نوشتهشده در ۲۲ بهمن ۱۳۹۸، ۶:۰۴ آخرین ویرایش توسط Sharllot انجام شده
رفتم توی آشپزخونه دیدم یکی از بشقابای کثیف گفت داداش بیزحمت یه لحظه بیا اینجا
گفتم جونم امر بفرما
گفت اگه قرار نیست بشوریمون بگو تا تیمم کنیم -
نوشتهشده در ۲۲ بهمن ۱۳۹۸، ۶:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یادتونه کوچیک بودین همه آرزوتون این بود که بزرگ بشین
هر وقت خواستین برین بیرون هر وقت خواستین بیاین
هر کاری خواستین بکنین...
حالا چه خبر؟ خوش میگذره؟
-
نوشتهشده در ۲۲ بهمن ۱۳۹۸، ۶:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دوستانی که آیفون دارند منو راهنمایی کنند هرکاری می کنم با آیفون به اینترنت وصل نمیشم ...دکمشو که می زنم در حیاط باز میشه..
-
نوشتهشده در ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، ۱۲:۲۰ آخرین ویرایش توسط Zaraa انجام شده
اول مهر دوتا پیج کنکوری رو فالو کردم الان دیگه مشاورای کنکور ول کنم نیستن انقد فالوم میکنن
#اتفاق افتاده برام -
نوشتهشده در ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ۰:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دلخورم…
البته جيگرو قلوه هم اگه باشه ميخورم …
فکر کردي ناراحتم؟؟
نه بابا من کلا آدم شاديم…!! -
نوشتهشده در ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ۰:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
امروز هیچی نبود که بابام باهاش بهم گیر بده
اومد با اخم بهم گفت : خیللللللی
و رفت... -
نوشتهشده در ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ۰:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
واقعا همه بی فرهنگ شدن؛ صبح ساعت ۸ آشغالا رو از پنجره انداختم بیرون افتاد رو سر یه نفر.
اون وقت صبح وقت بیدار بودن نیست که تو تو خیابونی . -
نوشتهشده در ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ۰:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
جعفر با وانتش میزنه به یه بنز صفر،با کلی گریه و زاری و التماس رضایت می گیره
تو چهار راه بعدی دوباره میزنه به همون بنزه! سرشو از ماشین میاره بیرون میگه:برو برو منم!!...
-
نوشتهشده در ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ۰:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تیپ میزنی میری بیرون،سگم نیست برات هاپ هاپ کنه!!!
حالا کافیه ساعت 12 شب با شلوار کردی بری بیرون بخوای نوشابه بخری.
از عشق اولت گرفته تا استاد دانشگات و شهردار منطقه جلوت سبز میشن!
-
نوشتهشده در ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ۰:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چند روز پیش تا تو تاکسی نشستم دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش
۵ دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا ۲ نفر حساب کنین لطفاً!
من ، خجالت زده دستشو گرفتم و کلی باهاش کُشتی گرفتم که: توروخدا شرمنده نکنین!آخه این چه کاریه و این حرفا…
بعد اینکه پولو داد دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد و گفت: این هم مال این آقا!
تازه فهمیدم دفعه اول کرایه خودش و پسرش رو حساب کرده بود!
یعنی با آفتابه دوغ بخوری اینجوری خجالت نکِشی جلو ملت