-
-
نوشتهشده در ۳ اسفند ۱۳۹۸، ۱۹:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
همش از کشتن کاظم میگین
کی ابوالفضل رو میکشه:/
(ابوالفضل جوکارشون)
-
-
-
-
اکالیپتوس در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
sandiiii میدونی مشکل چیه پیوسته خوندن خیلی بده ادم تبدیل به یه موجود بی اراده بشه و ادامه بده
الان بخاطر اعتصابم هم خوشحالم هم ناراحت
خوشحال واسه اینکه الان دارم لااقل روزی ۴-۵ ساعت مفید درس میخونم
ناراحت چون هنوز گشنمهنوشتهشده در ۳ اسفند ۱۳۹۸، ۱۹:۵۵ آخرین ویرایش توسط اکالیپتوس انجام شدهsandiiii
تخمه
جدی یاد انجمن اومدن خودم میندازی ولی بعدا یه چیزی رو متوجه میشی که به خاطر هدف و قبولیت حتی اگه یه چیزی رو خیلیم دوسش داشتی به خاطر خودت باید ازش دور بشی شاید الان بهترین حسای دنیارو داری اینجا ولی اگه ایندتو خراب کنی حس شیرینش قاطی تلخی میشه
باور و تلاش همین . چن روزم از همه چی دل بکنی و هر روز بخونی بقیش حل میشه باید درک کنی...
اینم بدون هیشکی براش مهم نیس چی باعث نرسیدنت و خراب کردنت شده فقط نرسیدنت رو میبینن
خودت برا خودت مهم باش
تو سال اولته من سال سوومه ببین پشت موندن خیلی بده من همون سال اول 20 اردیبهشت طی یه اتفاقی شوق خوندن پیدا کردم تازع فهمیدم عه من کنکوریمرتبمم شد یازده هزار تجربی تو همه ی این سالام فهمیدم هیچوقت پیوسته نخوندم با اراده نبودم و البته بی مغز با دو تا قلب
خدایی سال اولم خیلی درگیر کلاس و اینام بودم یه سال رفتم ولی دریغ از یبار درست خوندنشون
همه اینا وسیلن به شخص بستگی داره
-
-
نوشتهشده در ۳ اسفند ۱۳۹۸، ۱۹:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@valkyr-rock تکراری میزارین
یکم خلاقیت -
milad saeedi در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
sandiiii در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
نظر منم اینه که آدمایی که شلخته ان
نسبت به بقیه باهوش ترن
چون توی شلوغ ترین محیط یادشون هست
که وسایلشون کجاست
میدونم همه شلخته اینیه شعری بود اولیا شلخته دومیا پاتخته سومیا رعیسن و ...
من تو همون شلختگی موندم ولو بعد فارغ التحصیلی
البته باید واسه عملیات خونه تکونی آماده بشم تلافی یک سالو از جونم در میارن مادر گرامی
من تو خونه تکونی نقشی ندارم
چون تا میام کار کنم یه چیزی میشکنه
پارسال تا رسیدم تو آشپزخونه یه لیوان شکستsandiiii در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
milad saeedi در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
sandiiii در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
نظر منم اینه که آدمایی که شلخته ان
نسبت به بقیه باهوش ترن
چون توی شلوغ ترین محیط یادشون هست
که وسایلشون کجاست
میدونم همه شلخته اینیه شعری بود اولیا شلخته دومیا پاتخته سومیا رعیسن و ...
من تو همون شلختگی موندم ولو بعد فارغ التحصیلی
البته باید واسه عملیات خونه تکونی آماده بشم تلافی یک سالو از جونم در میارن مادر گرامی
من تو خونه تکونی نقشی ندارم
چون تا میام کار کنم یه چیزی میشکنه
پارسال تا رسیدم تو آشپزخونه یه لیوان شکستدر عوض کل مسوولیت خونه تکونی را یک تنه باید بر دوش بکشم
چقدر به آبجیم زور گفتم تو خونه بود الآن نبودش قشنگ حس میشه.
من دو هفته آخر عملیات دارم تو خود عید استراحت -
مستان این خرابات هنگامهٔ جنونند
از ظرف ما مپرسید دریاکش سرابیمدریا کشه سراب ......چ جالب
-
-
sandiiii
تخمه
جدی یاد انجمن اومدن خودم میندازی ولی بعدا یه چیزی رو متوجه میشی که به خاطر هدف و قبولیت حتی اگه یه چیزی رو خیلیم دوسش داشتی به خاطر خودت باید ازش دور بشی شاید الان بهترین حسای دنیارو داری اینجا ولی اگه ایندتو خراب کنی حس شیرینش قاطی تلخی میشه
باور و تلاش همین . چن روزم از همه چی دل بکنی و هر روز بخونی بقیش حل میشه باید درک کنی...
اینم بدون هیشکی براش مهم نیس چی باعث نرسیدنت و خراب کردنت شده فقط نرسیدنت رو میبینن
خودت برا خودت مهم باش
تو سال اولته من سال سوومه ببین پشت موندن خیلی بده من همون سال اول 20 اردیبهشت طی یه اتفاقی شوق خوندن پیدا کردم تازع فهمیدم عه من کنکوریمرتبمم شد یازده هزار تجربی تو همه ی این سالام فهمیدم هیچوقت پیوسته نخوندم با اراده نبودم و البته بی مغز با دو تا قلب
خدایی سال اولم خیلی درگیر کلاس و اینام بودم یه سال رفتم ولی دریغ از یبار درست خوندنشون
همه اینا وسیلن به شخص بستگی داره
نوشتهشده در ۳ اسفند ۱۳۹۸، ۱۹:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاکالیپتوس در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
sandiiii
تخمه
جدی یاد انجمن اومدن خودم میندازی ولی بعدا یه چیزی رو متوجه میشی که به خاطر هدف و قبولیت حتی اگه یه چیزی رو خیلیم دوسش داشتی به خاطر خودت باید ازش دور بشی شاید الان بهترین حسای دنیارو داری اینجا ولی اگه ایندتو خراب کنی حس شیرینش قاطی تلخی میشه
باور و تلاش همین . چن روزم از همه چی دل بکنی و هر روز بخونی بقیش حل میشه باید درک کنی...
اینم بدون هیشکی براش مهم نیس چی باعث نرسیدنت و خراب کردنت شده فقط نرسیدنت رو میبینن
خودت برا خودت مهم باش
تو سال اولته من سال سوومه ببین پشت موندن خیلی بده من همون سال اول 20 اردیبهشت طی یه اتفاقی شوق خوندن پیدا کردم تازع فهمیدم عه من کنکوریمرتبمم شد یازده هزار تجربی تو همهی این سالام فهمیدم هیچوقت پیوسته نخوندم با اراده نبودم و البته بی مغز با دو تا قلب
خدایی سال اولم خیلی درگیر کلاس و اینام بودم یه سال رفتم ولی دریغ از یبار درست خوندنشون
ساقه طلایی
اوهوم حق باتوعه
همش میترسم نرسم بهش و انجمن بشه مقصر
نمیخام حس خوبم نسبت به اینجا عوض بشه
الانم سعی میکنم کمش کنم
ولی خب بعضی روزا کم و زیاد میشه
امسال بهش میرسیم
تو دکتر
من مهندس -
-
-
sandiiii در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
milad saeedi در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
sandiiii در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
نظر منم اینه که آدمایی که شلخته ان
نسبت به بقیه باهوش ترن
چون توی شلوغ ترین محیط یادشون هست
که وسایلشون کجاست
میدونم همه شلخته اینیه شعری بود اولیا شلخته دومیا پاتخته سومیا رعیسن و ...
من تو همون شلختگی موندم ولو بعد فارغ التحصیلی
البته باید واسه عملیات خونه تکونی آماده بشم تلافی یک سالو از جونم در میارن مادر گرامی
من تو خونه تکونی نقشی ندارم
چون تا میام کار کنم یه چیزی میشکنه
پارسال تا رسیدم تو آشپزخونه یه لیوان شکستدر عوض کل مسوولیت خونه تکونی را یک تنه باید بر دوش بکشم
چقدر به آبجیم زور گفتم تو خونه بود الآن نبودش قشنگ حس میشه.
من دو هفته آخر عملیات دارم تو خود عید استراحتنوشتهشده در ۳ اسفند ۱۳۹۸، ۱۹:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شدهmilad saeedi در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
sandiiii در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
milad saeedi در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
sandiiii در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
نظر منم اینه که آدمایی که شلخته ان
نسبت به بقیه باهوش ترن
چون توی شلوغ ترین محیط یادشون هست
که وسایلشون کجاست
میدونم همه شلخته اینیه شعری بود اولیا شلخته دومیا پاتخته سومیا رعیسن و ...
من تو همون شلختگی موندم ولو بعد فارغ التحصیلی
البته باید واسه عملیات خونه تکونی آماده بشم تلافی یک سالو از جونم در میارن مادر گرامی
من تو خونه تکونی نقشی ندارم
چون تا میام کار کنم یه چیزی میشکنه
پارسال تا رسیدم تو آشپزخونه یه لیوان شکستدر عوض کل مسوولیت خونه تکونی را یک تنه باید بر دوش بکشم
چقدر به آبجیم زور گفتم تو خونه بود الآن نبودش قشنگ حس میشه.
من دو هفته آخر عملیات دارم تو خود عید استراحت
کاش قدر خواهرا رو بیشتر بدونید:(
کی گوش میده آخه -
-
-
اکالیپتوس در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
sandiiii
تخمه
جدی یاد انجمن اومدن خودم میندازی ولی بعدا یه چیزی رو متوجه میشی که به خاطر هدف و قبولیت حتی اگه یه چیزی رو خیلیم دوسش داشتی به خاطر خودت باید ازش دور بشی شاید الان بهترین حسای دنیارو داری اینجا ولی اگه ایندتو خراب کنی حس شیرینش قاطی تلخی میشه
باور و تلاش همین . چن روزم از همه چی دل بکنی و هر روز بخونی بقیش حل میشه باید درک کنی...
اینم بدون هیشکی براش مهم نیس چی باعث نرسیدنت و خراب کردنت شده فقط نرسیدنت رو میبینن
خودت برا خودت مهم باش
تو سال اولته من سال سوومه ببین پشت موندن خیلی بده من همون سال اول 20 اردیبهشت طی یه اتفاقی شوق خوندن پیدا کردم تازع فهمیدم عه من کنکوریمرتبمم شد یازده هزار تجربی تو همهی این سالام فهمیدم هیچوقت پیوسته نخوندم با اراده نبودم و البته بی مغز با دو تا قلب
خدایی سال اولم خیلی درگیر کلاس و اینام بودم یه سال رفتم ولی دریغ از یبار درست خوندنشون
ساقه طلایی
اوهوم حق باتوعه
همش میترسم نرسم بهش و انجمن بشه مقصر
نمیخام حس خوبم نسبت به اینجا عوض بشه
الانم سعی میکنم کمش کنم
ولی خب بعضی روزا کم و زیاد میشه
امسال بهش میرسیم
تو دکتر
من مهندس -
شمع را در بزم بهر سوختن آورده است
فكر انجامم مكن گر ديدهاي آغاز من