-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۸ آبان ۱۳۹۹، ۱۵:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۸ آبان ۱۳۹۹، ۱۵:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
همه آبادنشینان ز خرابی ترسند
من خرابت شدم و دم به دم آبادترم
-
-
نوشتهشده در ۸ آبان ۱۳۹۹، ۱۵:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
شاید
ِ من عروسکی از چوب است
مثل قصه پینوکیو محبوب است
چه دماغی دارد این بیچاره
از بس که نوشت"حالِ من خوب است..." -
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۸ آبان ۱۳۹۹، ۱۶:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ۷:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
قاصدک هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
️ اخوان ثالث
️
-
نوشتهشده در ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ۱۸:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چشم و ابرویِ خشن از بس که میاید به تو
گاه ادم عاشق نامهربانی میشود- |
|
- |
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ۱۲:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو
باز آی که تا به خود نیازم بینی
بیداری شب های درازم بینی
نی نی غلطم که خود فراغ تو مرا
کی زنده رها کند که بازم بینی
هر روز دلم در غم تو زارتر است
وز من دل بی رحم تو بیزارتر است
بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفا دارتر است
خود ممکن آن نیست که بر دارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل
گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می دارم دل
در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است
از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است
من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه حدیث ما بود دراز
دل تنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آن کز غم هجران تو بر جان من است
ای نور دل و دیده و جانم چونی
ای آرزوی هر دو جهانم چونی
من بی لب لعل تو چنانم که مپرس
تو بی رخ زرد من ندانم چونی
افغان کردم بر آن فغانم می سوخت
خامش کردم چو خامشانم می سوخت
از جمله کران ها برون کرد مرا
رفتم به میان و در میانم می سوخت
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
مولانا
ببخشید طولانیه...ولی از نظرخودم خیلی قشنگهدانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ۴:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده! -
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۳۹۹، ۱۴:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
دوست عزیزم هانیه جانم..برای تولدم این تندیس قشنگ از نیما یوشیجو هدیه گرفت با رمان زیرش..که شاید حرف دل خییلامون باشه..شعر نیمایی نیما..فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۳۹۹، ۱۷:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۶ آبان ۱۳۹۹، ۱۰:۱۴ آخرین ویرایش توسط Marzie khanoom انجام شده
-
سلام به یاران جــان
به %(#ff00ff)[کـــافه میـــم] خوش اومدین..
توی انجمن جای همچین تاپیکی خالی بود
دعوتتون میکنم که اینجا %(#00ffff)[متــن های ادبــی] بفرستین
ما نمیتونستیم توی تاپیک شعــردانه متن ادبی بفرستیم
توی تاپیک خــــودنویس هم نمیتونستیم چون مخصوص دست نوشته های خودمونه
و توی تاپیک هرچی تودلته بریز بیرون هم نوشته ها گم میشدن
همگی خوش اومدین..
%(#0000ff)[اسپم ممنوعه]
و اینکه از مدیر عزیز هم درخواست دارم که تاپیک رو قفل نکنن
@M-an
%(#7f7fff)[_________________________________]
خب خب
دعوت میکنم از :
خانوم
dlrm
اکالیپتوس
revival
گونش
@Saahaar
@sheyda-fkh
@دانش-آموزان-آلاء
@دانش-آموزان-نظام-جدید-آلاای در
️م نشسته
از تو کجا گریزم -
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ۱۷:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ۱۷:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
آه دکتر
بره ام گرگی بود در لباس بره… من ازش میخوانم گوش کن یک ذره…:///
آه دکتر سر من درد بزرگی شده است؛ :|
بره لعنتی ام عاشق گرگی شده است!
سرد شد از تن من دل به خیابان زد و رفت؛
گرگ من بره نچنگیده به باران زد و رفت!
آه دکتر لب او صبر و ثباتم میداد؛
بوش وقت سحر از غصه نجاتم میداد
آه مردم! #نفست گم شده باشد، سخت است… :|
نفست "همدم مردم شده باشد"؛ سخت است… :|
آه دکتر سر من درد بزرگی دارد…
بره ام میل به بوسیدن گرگی دارد! :|دکتر این بار برایم__ نم باران بنویس؛
__ دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس__ :|
بره ام گرگی بود در لباس بره؛
من ازش میخوانم گوش کن یک ذره… :=/
بره ای زوزه کشید و دل گرگم ترکید؛
وسط خنده شدن بغض بزرگم ترکید
وسط خنده شدن گریه بغل کرد مرا!
طعم مشروب در این مساله حل کرد مرا… :=/
وسط خنده به دیوار حسودی کردم؛:|
به لبش بر لب سیگار حسودی کردم!+به جهانم که پر از حسرت آزادی بود؛
- به وجودم که تمامش خلاء شادی بود
وسط گریه شدن خنده فراموشم شد؛
:=/
بغض آمد بغلم کرد هم آغوشم شد…:|
بغلم کرد و منم مردی خوشبخت شدم؛ :|
مرد دیوانه ی گیجی وسط ترس شدم
«وسط خنده غمی کنج جهانم افتاد»:=/
بغض آمد بغلم کرد به جانم افتاد…
آه دنیای پر از بغض و غریبی دارم؛
گریه هرجاست از آن سهم و نصیبی دارم :|«««خنجر دوست ترین ها به خدا تیز تر است!
- خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است…»»»
بدنم کم شود از عطر تنش میگریم
یک دل سیربه تنها شدنش میگریم
+بعد آرام به تنها شدنم میخندم:=/
+به __قرار است از او دل بکنم __میخندم :|
آه برخیز از این حادثه بیرون بزنیم
+عشق را توی سر لیلی و مجنون بزنیمبعد با هم بنشینیم و به غم فکر کنیم
:|
- به جدا بودنمان از تن هم فکر کنیم :=/
#به بغل کردن تنهاییمان قبل از خواب
#دیدن حال تماشاییمان قبل از خواب- به غم کاش که میشد به عقب برگردیم:|
صبح بیرون بزنیم از هم و شب برگردیم
به فراموشیمان بعد هم آغوش شدن ://
به هم آغوشیمان قبل فراموش شدن ://به __ کمی سرد شوی غصه #مرا میمیرد __
:=)
به _ کمی سرد شوم قلب تو هم میگیرد _
وقت خوبیست برای به لبت برگشتن
باز مهتاب شدن توی شبت برگشتن
وقت خوبیست برای دل من را بردن:|
با دوتا چای هلی قند لبم را خوردن
وقت خوبیست بیا باز هم آغوشی را
دور کن از سرمان فکر فراموشی را :|پ.ن: ی سری از آهنگا هرچی هم که باشه بازم نمیشه از متنش گذشت...
:|
شاید جاش اینجا نباشه اما حس میکنم جای متن این اهنگ تو این تایپیک خالی بود:|
https://music-fa.com/download-song/17126/
# - به وجودم که تمامش خلاء شادی بود
-
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ۹:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ۱۲:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده