-
AMIR 8 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
@m-an چرا حالا پروفایل جدیدم نیومد؟
مدیر........ @M-an
AMIR 8 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
AMIR 8 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
@m-an چرا حالا پروفایل جدیدم نیومد؟
مدیر........ @M-an
چرا جواب نمیدید
-
AMIR 8 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
@m-an چرا حالا پروفایل جدیدم نیومد؟
مدیر........ @M-an
-
_Sajjad_ سلام راستی
-
_Sajjad_ دنبال یه انیمیشنی بودی
خواستم بگم اسمش پیشگوییه قورباغه ها بود -
_Sajjad_ دنبال یه انیمیشنی بودی
خواستم بگم اسمش پیشگوییه قورباغه ها بود -
AMIR 8 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
بچه ها مدیر فقط ایشون( @M-an )هستن؟
کس دیگه ای مدیر نیست؟برو تو گروه زیر(برا اینکه تگ نشن فاصله گذاشتم
@ ادمین
با کسانی کهمدیر انجمنن اشنا شو
ولی مدیر اصلیمون که از همه چی خبر دارن ایشونن
@ M-an -
داستان یکی از آشنایانِ
ملقب به جزیره
جزیره ای تک و تنها ، در دوردست ها و خلوت های اقیانوسِ آرام ، غرق شد
جزیره تنها بود
سیگار نمیکشید خدارا شکر
جزیره تنها بود
تنهایی هم کشش بود و هم رانش
یعنی نه جامعه او را میخواست
و نه دیگر او جامعه را
جزیره بیچاره ...
جزیره را گفتند
"خبر خوب ! حدس بزن! خبر خیلی خوب!"
جزیره نگاهی انداخت
هنوز نه وصال داشت نه مرگ را
چه خبرِ خوبی می توانست باشد آخر؟
جزیره با لبخند پاسخ داد : " هیچ .. "
جزیره خوشش می آمد ! از کثافات اتوکشیده خوشش می آمد.
می فهمید که بد است ؛ اما در پستوهای مغزش.. نه در قلب تکیده اش
و از این حبّ متنفر بود ! حب به کثافت چه دلخوشی دارد؟
جزیره به قول خودش، آنچه از جمیع امراض قلبی بود ، نیافت که در قلب نیافته باشد
جزیره کودکی نکرد! چرا که پدرو مادرش عاقل بودند! به او یاد داده بودند دعوا نکند
از طرفی ، مسوولان مدرسه اش هم گلابی بودند کم و بیش ؛ ناظم های بی ارزه ...
از طرفی ،همکلاسی هایش آزار داشتند..
آری جزیره زجر میکشید و اعتراض نمیکرد
این احمق ها این طور دوست داشتند ؟
جزیره ، از دو یا سوم دبستان
( دقیقش را خاطرم نیست از خود جزیره بپرسید اگر خواستید)؛
تا پایان راهنمایی
همه ی دوران ها انگار کسی ، یا بعضا کسانی ، را گذاشته بودند تا آزار دهد او را
جزیره در همان بچگی اش ، خواست از نو آغاز کند...
اما هربار ، هرجا ؛ درهر محیطی انگار نمیشد که نمیشد که نمیشد...
مسخره اش میکردند ، پشتش حرف میزدند..
یکبار ، دیدند جزیره را آنها ، به جرم خندیدن ؛ انگار خنده اش پتکی باشد بر سرشان
کمی بعد کسی گفت فلانی هرچه از دهنش درآمد گفت..
جزیره ی بیچاره ...
جزیره ابتدای دبیرستان را ،نفسی چند آسوده کشید
آنهایی که زجرشان درد عمیق داشت رفته بودند
" دوستان " رفته بودند
جزیره مانده بود تک و تنها
و چند آشنا
و چند تا از آنها که زجرشان دردِ عمیق نداشت ، جزیره تحمل میکرد
یادش هست جزیره
آنهایی که بدگویی میکردند رفته بودند
جزیره دو دوست داشت
یکی بابت قدمت آشنایی
یکی بابت قدمت شباهت جان ها
سفر! سفر های مدرسه
کوپه های شش نفره ، یا چار ... یادش ؛ نیست
جزیره میخواست با آن دو دوستش باشد
آنها هم تلاش کردند از برای جلب رضایت باقی ساکنان بالقوه ی کوپه
آنها اما خوششان نمی آمد ...
نظراتشان بعضا به گوش جزیره رسیده بود..
-- : بی مزه است !شوخی های بی مزه میکند..
-- : او بیاید خودت را راه نمیدهیم !( خطاب به یکی از آن دو دوستش)
جزیره تلاشش را کرد! او بین خود و بقیه را فرد به فرد اصلاح رفتار کرد
اما آنها میترسیدند.. میترسیدند رفتار خوبِ در خلوتشان را ، در معرض عام هم داشته باشند
انگار مد شده بود با جزیره بد رفتار شود
جزیره یاد گرفت ؛ یادش دادند عده ای ؛
جزیره کمی ؛ خیلی خیلی کم ؛ فهمید
فهمید نمیفهمد ؛ فهمید خیلی ها از بقیه هم نمیفهمند..
جزیره شد متفر!
به قول خودش .. :
"من متنفرم ..
و متنفرم که متنفرم"
جزیره تنها بود
غمگین بود
یادش میرفت اما ! انگار روحش را فراموشی میدادند
جزیره قوی شده بود
نگاهش ترس داشت ، هیبتی داشت
اما دلش ، دل بیچاره اش
کوچک بود و پاره پاره و لرزان
آخر از خودش متنفر بود
جزیره دوست دارد بازی کند
اما کسی را برایش ندارد
داشته باشد اگر ...
اشیاق ندارد ؛ به محض شروع انگار شور و شوقش کور میشود
اشتیاق داشته باشد اگر ...
بدنش کشش قبل را ندارد
به قولش ،
"انسان بودن درد دارد
نفس کشیدن درد دارد
بودن درد دارد
مردم نمیفهمند"
جزیره
مثل تکه گوشتی بود
که قصابها وحشیانه آن را دریده اند
جزیره
وسواس داشت
جزیره
اعصاب نداشت
جزیره میخندد
اما بعید به نظر میرسد
دیگران از آن سوی اقیانوس دردش را ببینند
جزیره برای " یارو " قریب به این مضامین تعریف میکرد
( این را خودم از زبانش شنیدم ):
" امسال تقریبا کسی تولدم را تبریک نگفت "
جزیره را دورادور میشناسم
و به شما خبر میدهم
تقریبا هیچ وقت
بجز اندکی ، هیچ کسی
عید ها را به او تبریک نمیگوید ؛ مگر در جواب تبریک ...
جزیره تابحال چند بار دیده ام تو را
جزیره نفس بکش_Sajjad_ در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
داستان یکی از آشنایانِ
ملقب به جزیره
جزیره ای تک و تنها ، در دوردست ها و خلوت های اقیانوسِ آرام ، غرق شد
جزیره تنها بود
سیگار نمیکشید خدارا شکر
جزیره تنها بود
تنهایی هم کشش بود و هم رانش
یعنی نه جامعه او را میخواست
و نه دیگر او جامعه را
جزیره بیچاره ...
جزیره را گفتند
"خبر خوب ! حدس بزن! خبر خیلی خوب!"
جزیره نگاهی انداخت
هنوز نه وصال داشت نه مرگ را
چه خبرِ خوبی می توانست باشد آخر؟
جزیره با لبخند پاسخ داد : " هیچ .. "
جزیره خوشش می آمد ! از کثافات اتوکشیده خوشش می آمد.
می فهمید که بد است ؛ اما در پستوهای مغزش.. نه در قلب تکیده اش
و از این حبّ متنفر بود ! حب به کثافت چه دلخوشی دارد؟
جزیره به قول خودش، آنچه از جمیع امراض قلبی بود ، نیافت که در قلب نیافته باشد
جزیره کودکی نکرد! چرا که پدرو مادرش عاقل بودند! به او یاد داده بودند دعوا نکند
از طرفی ، مسوولان مدرسه اش هم گلابی بودند کم و بیش ؛ ناظم های بی ارزه ...
از طرفی ،همکلاسی هایش آزار داشتند..
آری جزیره زجر میکشید و اعتراض نمیکرد
این احمق ها این طور دوست داشتند ؟
جزیره ، از دو یا سوم دبستان
( دقیقش را خاطرم نیست از خود جزیره بپرسید اگر خواستید)؛
تا پایان راهنمایی
همه ی دوران ها انگار کسی ، یا بعضا کسانی ، را گذاشته بودند تا آزار دهد او را
جزیره در همان بچگی اش ، خواست از نو آغاز کند...
اما هربار ، هرجا ؛ درهر محیطی انگار نمیشد که نمیشد که نمیشد...
مسخره اش میکردند ، پشتش حرف میزدند..
یکبار ، دیدند جزیره را آنها ، به جرم خندیدن ؛ انگار خنده اش پتکی باشد بر سرشان
کمی بعد کسی گفت فلانی هرچه از دهنش درآمد گفت..
جزیره ی بیچاره ...
جزیره ابتدای دبیرستان را ،نفسی چند آسوده کشید
آنهایی که زجرشان درد عمیق داشت رفته بودند
" دوستان " رفته بودند
جزیره مانده بود تک و تنها
و چند آشنا
و چند تا از آنها که زجرشان دردِ عمیق نداشت ، جزیره تحمل میکرد
یادش هست جزیره
آنهایی که بدگویی میکردند رفته بودند
جزیره دو دوست داشت
یکی بابت قدمت آشنایی
یکی بابت قدمت شباهت جان ها
سفر! سفر های مدرسه
کوپه های شش نفره ، یا چار ... یادش ؛ نیست
جزیره میخواست با آن دو دوستش باشد
آنها هم تلاش کردند از برای جلب رضایت باقی ساکنان بالقوه ی کوپه
آنها اما خوششان نمی آمد ...
نظراتشان بعضا به گوش جزیره رسیده بود..
-- : بی مزه است !شوخی های بی مزه میکند..
-- : او بیاید خودت را راه نمیدهیم !( خطاب به یکی از آن دو دوستش)
جزیره تلاشش را کرد! او بین خود و بقیه را فرد به فرد اصلاح رفتار کرد
اما آنها میترسیدند.. میترسیدند رفتار خوبِ در خلوتشان را ، در معرض عام هم داشته باشند
انگار مد شده بود با جزیره بد رفتار شود
جزیره یاد گرفت ؛ یادش دادند عده ای ؛
جزیره کمی ؛ خیلی خیلی کم ؛ فهمید
فهمید نمیفهمد ؛ فهمید خیلی ها از بقیه هم نمیفهمند..
جزیره شد متفر!
به قول خودش .. :
"من متنفرم ..
و متنفرم که متنفرم"
جزیره تنها بود
غمگین بود
یادش میرفت اما ! انگار روحش را فراموشی میدادند
جزیره قوی شده بود
نگاهش ترس داشت ، هیبتی داشت
اما دلش ، دل بیچاره اش
کوچک بود و پاره پاره و لرزان
آخر از خودش متنفر بود
جزیره دوست دارد بازی کند
اما کسی را برایش ندارد
داشته باشد اگر ...
اشیاق ندارد ؛ به محض شروع انگار شور و شوقش کور میشود
اشتیاق داشته باشد اگر ...
بدنش کشش قبل را ندارد
به قولش ،
"انسان بودن درد دارد
نفس کشیدن درد دارد
بودن درد دارد
مردم نمیفهمند"
جزیره
مثل تکه گوشتی بود
که قصابها وحشیانه آن را دریده اند
جزیره
وسواس داشت
جزیره
اعصاب نداشت
جزیره میخندد
اما بعید به نظر میرسد
دیگران از آن سوی اقیانوس دردش را ببینند
جزیره برای " یارو " قریب به این مضامین تعریف میکرد
( این را خودم از زبانش شنیدم ):
" امسال تقریبا کسی تولدم را تبریک نگفت "
جزیره را دورادور میشناسم
و به شما خبر میدهم
تقریبا هیچ وقت
بجز اندکی ، هیچ کسی
عید ها را به او تبریک نمیگوید ؛ مگر در جواب تبریک ...
جزیره تابحال چند بار دیده ام تو را
جزیره نفس بکشچقدر جزیره شبیه منه:|
البتا بعضی قسمت ها:)
ذهن نویسندگی قشنگی دارید -
AMIR 8 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
بچه ها مدیر فقط ایشون( @M-an )هستن؟
کس دیگه ای مدیر نیست؟برو تو گروه زیر(برا اینکه تگ نشن فاصله گذاشتم
@ ادمین
با کسانی کهمدیر انجمنن اشنا شو
ولی مدیر اصلیمون که از همه چی خبر دارن ایشونن
@ M-anZaraa در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
AMIR 8 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
بچه ها مدیر فقط ایشون( @M-an )هستن؟
کس دیگه ای مدیر نیست؟برو تو گروه زیر(برا اینکه تگ نشن فاصله گذاشتم
@ ادمین
با کسانی کهمدیر انجمنن اشنا شو
ولی مدیر اصلیمون که از همه چی خبر دارن ایشونن
@ M-anچشم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام ...اینجا از هرچی اذیتتون میکنه بگید وبزارین تخلیه شین...از موانع درس خوندنتون بگید تاباهم براش راه حل پیداکنیم....برعکس از خوشحالی هاتون هم بگید...از چیز هایی بگید که باعث شده باعلاقه وقتتون رو صرف مطالعه کنید...موفق باشید وامیدوارم تاروز کنکور کلی اتفاقای خوب براتون بیفته که شمارو به سمت پیروزی ببره...
رعایت قوانین تاپیک برای همه الزامی می باشد
بحث سیاسی، اعتقادی و تنش زا ممنوع
پرسیدن سوال درسی و مشاوره ای ممنوع
پرهیز از توهین و بی احترامی و استفاده از الفاظ نامناسب
پرهیز از قرار دادن متن ، آهنگ و... با محتوای نامناسب
مواظب شوخی هاتون باشید هر شوخی مناسب محیط انجمن نیست
همه ی گویش ها و زبان ها برای همه ما آلایی ها با ارزش هستند پس برای احترام به هم فقط فارسی صحبت کنید
سبز باشید و سربلند
سلااامممم
هممون گاهی عکس هایی رو میبینیم که شادی برای قلبمون به همراه دارن
گاهی بعضی عکسا یادآور یه خاطره خوبن
بعضی عکسا خنده روی لبمون میارن و بعضی اشک تو چشامون...
بعضی عکسا یادآور آدم هایی هستن که دوستشون داریم
بنظر عکسا روح دارن و حسشون به ما منتقل میشه...
بعضیاشون خیلی کیوت و با نمکن
بعضیاشون غمگینن
بعضیا بی حس و بی حالن
بعضیا خیلیی شادن
اینجا گالریِ عکسایی ک دوسشون داریم یا یه چیزی رو برامون زنده میکنن
دوست داشتین یه متن خوشگلم زیرش بنویسین..
دعوت میکنم از :
@دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
@بچه-های-تجربی-کنکور-1402
@بچه-های-تجربی-کنکور-1401
@ریاضیا @تجربیا @انسانیا
@بچه-های-تجربی-کنکور-1403 (شما یه سر کوچولو بزنین کافیه خوشحال میشیم)
و هر کس دیگه ای که دوست داره شرکت کنه
منتظر عکس های زیباتون هستم
سلام دوستان عزیز ️
بنظرم یه زندگی تک بعدی خیلی بده یعنی اینکه فقط درس هدف زندگیتون باشه ...
اهمیت دادن به ورزش و تناسب اندام و کلی هدف دیگه مثلا خوانندگی دوبلوری و هر استعداد دیگه ای ک دارید در کنار درس باعث میشه ک تک بعدی نباشید و اگه درس رو ازتون بگیرن دیگ حوصله تون سر نمیره و دنبال کارای بیهوده نمیرید چون هدف ( های ) دیگه ای هم دارید :))
اینجا میتونید برای هرکاری ک در این جهت کمکتون میکنه هدف گذاری کنید و پیشرفتتون رو ثبت کنید یطورایی مثل گزارشکار درسی ولی کلی تر ...
@دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
@تجربیا
@ریاضیا
حس میکنم تایپک بامزه ای
وقتی بچه بودین دوست داشتین چی بشین؟ چیکار کنید؟ چی چیزی شما رو هیجان زده میکرد؟
چقدر برای تبدیل شدن بهش نزدیک شدین ؟
الان که دانشجویان حسرت میخورین؟
یا مثلا یه کرمی دارین که برین سراغش مثل کار کردن توی روزنامه ؟
اقااااا اصلا اینو به من بگین
دوست دارین چه فعالیت هایی داشته باشین به جز شغل و اینا ؟
مثلا رقصنده باله شدن یا مثلا شمشیر بازی ، چینی یادگرفتن ، ولاگر شدن ، یه برنامه تلوزیونی ساختن
یا حتی به پدر یا مادر خوب شدن
از چیزایی که ذوق زده تون میکنه ولی جرئت دنبال کردنش رو ندارین یا فعلا وقتش رو ندارین بگین
سلام به یاران جــان
به %(#ff00ff)[کـــافه میـــم] خوش اومدین..
توی انجمن جای همچین تاپیکی خالی بود
دعوتتون میکنم که اینجا %(#00ffff)[متــن های ادبــی] بفرستین
ما نمیتونستیم توی تاپیک شعــردانه متن ادبی بفرستیم
توی تاپیک خــــودنویس هم نمیتونستیم چون مخصوص دست نوشته های خودمونه
و توی تاپیک هرچی تودلته بریز بیرون هم نوشته ها گم میشدن
همگی خوش اومدین..
%(#0000ff)[اسپم ممنوعه]
و اینکه از مدیر عزیز هم درخواست دارم که تاپیک رو قفل نکنن
@M-an
%(#7f7fff)[_________________________________]
خب خب
دعوت میکنم از :
@خانوم
@dlrm
@اکالیپتوس
@revival
@گونش
@Saahaar
@sheyda-fkh
@دانش-آموزان-آلاء
@دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
خبببب سلاممم چطورین؟
خیلی یهویی ایده ان تاپیک به ذهنم رسید و راستش رو بخواید اصلا چک نکردم ببینم یه همچین چیز فعالی داریم یا نه:)))))
ماجرا از چه قراره؟
آقا اگه هررررر نکته گرامری، اصطلاح، ضرب المثل، لغت یا هرررررررررر چیزِ اینجوریِ انگلیسیِ جالبی خوندین یا بلد بودین بیایین اینجا با هم دیگه به اشتراک بذاریم هر از گاهی🫠
اینکه چقدر و مطلب و نکته ساده است یا پیچیده است واقعا واقعا فرقی نداره و مشکلی ایجاد نمی کنه... خلاصه اینکه راحت باشین...
راحت و فعاااااااااال
دعوت می کنم از: همه تون:)
-کنارهم کلی چیز میز یاد میگیرم:)
@دانش-آموزان-آلاء
@دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
@تجربیا
@انسانیا
@ریاضیا
@همیار
@فارغ-التحصیلان-آلاء
خب با یه چالش خوب اومدم سراغتون
نفر اول ٬ %(#ff0000)[بیست حقیقت] از خودشو میگه و بعد ٬ نام کاربری کسی که میخوادو زیر پستش تگ میکنه .
من ( یا اگه خواست خودش ) به اون کاربر آدرس اینجا رو پ.خ میدیم و باخبرشون میکنیم که شما ازشون چی خواستین ؛ این به این معنیه که به گفتن بیست حقیقتِ خودش دعوت شده(البته امیدوارم تگا برای همه کار کنن )
پس اونم میاد و بیستای خودشو میگه و نام نفر بعدی رو زیر پستش میاره تا دوباره....
حـــــالا موضوع اصلی اینجـاست ؛ خیلیا شاید بگن.. بیست حقیقت از چی ؟
این بیست حقیقت میتونه راجب %(#0099ff)[خودتون] ٬ %(#e100ff)[اعتقاداتتون] به %(#00ccff)[موضوعات مختلف] ٬ %(#9900ff)[علاقتون به جایی]٬ کسی ٬ انجام کاری ٬ چیزی یا شایدم %(#00ff09)[استعدادا و طـــرز فکرو]...... باشه ! در کل چیزایی که فکر میکنید جالبه بقیه راجبتون بدونن....درسته اولش شاید آسون نباشه ٬ اما خوب میشه یه نگاهی به نکته ها وچیزایی که از خودمون میدونیم بندازیم.
**اگه بیشتر از یه بار دعوت شدین میتونین بیستای دیگه بنویسین ( که یکم سخته ) یا فقطـــ بیاین و اسم کاربری رو که میخواین بنویسین یا اصلا کلا کاری نکنین
پس همتون بیست حقیقتِ خودتونو آماده کنین که شاید شما هم به رو کردنش دعوت بشین !
خب به عنوان نفر اول دعوت میکنم از آدمین هامون خب هر کدوم خواستید تشوریف بیارید
@alireza_ysf75 @فااطمه @بهاره @M.an
اخراج نشوم صلوات
نمیدانم در کدام سیاره، یا در کدام ستارهای.
نمیدانم ...
نمیدانم در آسمان هایی، یا در زمین؛ مرا میبینی؟ یا نمیبینی...
حتی نمیدانم مرا تا به حال دیدهای، شنیدهای یا نه...
من هم تو را ندیدهام.
نمیدانم کیستی،
و با این حال میشناسمت. از رویِ عکس ها نه؛ از روی نوشته ها و گفته ها میشناسمت.
صدایت کردم :«مادرم!»
جوابی نیامد.
غمگین بودم، اما آرام شدم.
انگار بودی. اما دور بودی. جایی که بهتر از پیشِ من بود، بودی!
صدایت کردم«مادرم!
بیا،
مرا هم بردار،
با خودت ببر.
اینجا، کسی برایِ من، "مادر" نیست!
اینجا، هر روز مرا میکُشند،
از پشتِ در هایی که باز نمیشوند.»
سلام
یه پیام با این منوان اومد که ابلاغیه قضایی علیه شما صورت گرفته برای پیگیری و مشاهده روی لینک بزنید...
روی لینک زدیم و خواسته شد که اپلیکیشن عدالت همراه رو دانلود کنیم
وارد برنامه که شدیم خواسته شد برای مشاهده ابلاغیه یه مبلغی پرداخت کنیم( تو گوگل که درموردش خوندم گفته بود برای مشاهده ابلاغیه هیچ مبلغی پرداخت نمیشه!)
مشخصات کارت بانکی رو واردکردیم ولی پیام رمز الکترونیکی نیومد
ممکنه کلاهبرداری باشه؟
اینکه مشخصات رو وارد کردیم مشکلی پیش میاد؟
باز سرچ که کردم درموردش گفته بود همچین پیام هایی اگه معتبر باشه فاقد لینک هست .
پول از کارت برداشت نشده. ممکنه کلاهبرداری نباشه؟
اگه کلاهبرداریه الان باید چیکار کنیم؟اگه کسی اطلاعی داره ممنون میشم کمک کنه🫠