هرچی تو دلته بریز بیرون 2
-
بهترین خاطرات روزهای قبل عید بود میخواستیم تعطیلش کنیم .....: )
-
:joy: ما یه سری قرار گذاشتیم نیایم مدرسه قبل عید بود چند نفر رفته بودن وقتی بعد تعطیلات دیدمشون میگفتن مدیر اومده زندانیشون کرده :joy: که فرار نکنن اینا هم
:joy: از تفریحات دوران خوشمونم این بود بچه ها چسب و چوب و اینا میریختن تو قفل مدرسه که فردا نریم مدرسه -
بهترین خاطرات روزهای قبل عید بود میخواستیم تعطیلش کنیم .....: )
alisoltany خخخ همیشه چهارشنبه بود که میخواستم بیخ شیم نریم
-
آخ مدرسه. خلاص شدم ینی دلم اصلا تنگ نمیشه برا مدرسه
-
انقدر مدیرمون سخت گیر بود هر هفته عین بچه ها ناخونامونو نیگا میکرد نکبت روانی اه اه حالم بهم میخوره ازش دیوونه
-
انقدر مدیرمون سخت گیر بود هر هفته عین بچه ها ناخونامونو نیگا میکرد نکبت روانی اه اه حالم بهم میخوره ازش دیوونه
Masoumeh در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
انقدر مدیرمون سخت گیر بود هر هفته عین بچه ها ناخنومانو نیگا میکرد نکبت روانی اه اه حالم بهم میخوره ازش دیوونه
:joy:
-
Masoumeh در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
انقدر مدیرمون سخت گیر بود هر هفته عین بچه ها ناخنومانو نیگا میکرد نکبت روانی اه اه حالم بهم میخوره ازش دیوونه
:joy:
alisoltany در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
Masoumeh در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
انقدر مدیرمون سخت گیر بود هر هفته عین بچه ها ناخنومانو نیگا میکرد نکبت روانی اه اه حالم بهم میخوره ازش دیوونه
:joy:
نخند بچه عع خخخخ انگار زندانی بودیم جوری مانتو شلوارا رو چک میکرد انگار مواد جاساز کردیم توش خخخخخ
-
alisoltany در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
Masoumeh در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
انقدر مدیرمون سخت گیر بود هر هفته عین بچه ها ناخنومانو نیگا میکرد نکبت روانی اه اه حالم بهم میخوره ازش دیوونه
:joy:
نخند بچه عع خخخخ انگار زندانی بودیم جوری مانتو شلوارا رو چک میکرد انگار مواد جاساز کردیم توش خخخخخ
Masoumeh در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
alisoltany در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
Masoumeh در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
انقدر مدیرمون سخت گیر بود هر هفته عین بچه ها ناخنومانو نیگا میکرد نکبت روانی اه اه حالم بهم میخوره ازش دیوونه
:joy:
نخند بچه عع خخخخ انگار زندانی بودیم جوری مانتو شلوارا رو چک میکرد انگار مواد جاساز کردیم توش خخخخخ
:joy:
-
تو این شرایط 4 سال درس خوندم تو اون مدرسه غلط بکنم دلم تنگ شه پروندمونم ندادن بریم یه جا دیگه خدایی عین اسرا بودیم خخخخخ
-
دوستان اگر فایل صوتی رو گوش دادید مربوط به تاپیک آموزش روش های تند خوانی نظرتونو بگید
-
مدرسه نبودید شماها زندان ابوغُریب بودید :smile:
-
ناظم منو بزنه پشتش چکو میخوابونم صورتش..
مخصوصا اگر الکی بزنه..
حالا سر درس بزنه فدا سرم... ناراحت نمیشم اصلا. -
:joy: ما یه مدیر داشتیم ناخن نگاه میکرد بعد هر کی ناخن داشت حتی یه ذره تا گریه نکنه میزد :joy:
یعنی هر جا نگاه میکردی داشت ناخن میجوید :joy: یکی قیچی اورده بود برای کاردستی از اون استفاده میکرد :joy:_MILAD_ در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
:joy: ما یه مدیر داشتیم ناخن نگاه میکرد بعد هر کی ناخن داشت حتی یه ذره تا گریه نکنه میزد :joy:
یعنی هر جا نگاه میکردی داشت ناخن میجوید :joy: یکی قیچی اورده بود برای کاردستی از اون استفاده میکرد :joy:منم همیشه یه ناخن گیر میاوردم تو صف میگرفتم لا مصب همیشه یادم میرفت جمعه ها بگیرم
-
مدرسه نبودید شماها زندان ابوغُریب بودید :smile:
alisoltany در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
مدرسه نبودید شماها زندان ابوغُریب بودید :smile:
ای گفتی خخخخخ
-
آقا میلاد پی ویتو باز کن یه لحظه

