هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چون بالاخره همین جوون چه بخواد چه نخواد، تحت این فشار میره، هرچی مااها بزرگتر بشیم، مگه چقد قراره تو خونه ننه بابامون باشیم؟ تازه هرچی بزرگتر میشیم، مسئولیت یه همسر و احتمالا فرزند هم میاد رو دوشمون
تازه تو بزرگسالی مشکلات خانوادگی و پدر و مادر هم هستن:| -
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
از لحاظ مالی نیاز دارم الخلیفی بخواد باهام قرارداد ببنده
-
@dr-aryan بزرگ شدن!
حالا با اینکه از این حجم از سختی و خستگی خوشم نمیاد
ولی همینکه یه نوجوون 17 18 ساله به خاطرش فشار زندگی تو ایران، مجبوره برای کاراش برنامه ریزی یاد بگیره، خیلی براش مفیده:/
یه چی مثه همین که میگن ادم تو سختی شکوفا میشه
با اینکه خودم خوشم نمیاد:|نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@infinitie-a چمدونم حالا منم وارد فضای فلسفی شدم خیلی غلیظ شد
-
از لحاظ مالی نیاز دارم الخلیفی بخواد باهام قرارداد ببنده
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده__chakisaldva__ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
از لحاظ مالی نیاز دارم الخلیفی بخواد باهام قرارداد ببنده
از لحاظ فنی باید اینجوری بشه که بارسا بهم ابراز علاقه کنه پاریس بیاد طبق معمول بازیکن مورد علاقه بارسارو بخره
۹۹ درصد قراردادم میدم بهشون -
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۳۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-aryan
خوب شد وارد نشدی
داشتم تو ذهنم مطلب آماده میکردم، در برابر متنی که میخوای بنویسی، طومار بدم -
@dr-aryan
خوب شد وارد نشدی
داشتم تو ذهنم مطلب آماده میکردم، در برابر متنی که میخوای بنویسی، طومار بدمنوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@infinitie-a ن ن راحت باش امشب حس هیچی ندارم حتی حوصله فیلم دیدن هم ندارم
-
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
باید طومارَرو بدم:/
اینطور نمیشه، بحث جذابیه -
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-aryan اوکی
-
باید طومارَرو بدم:/
اینطور نمیشه، بحث جذابیهنوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده@infinitie-a ولی حسش نیس:/
از طرفی، مطلبی که اومده تو ذهنم، داغه:| نمیخوام بپره یه وخ -
@infinitie-a ولی حسش نیس:/
از طرفی، مطلبی که اومده تو ذهنم، داغه:| نمیخوام بپره یه وخنوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده@infinitie-a مطلبو یه جا مینویسم، بعدا طومار میدم:/
-
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چند گریزی ای قمر
هر طرفی ز کوی من؟- مولانا...
- مولانا...
-
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۲۰:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
از لحاظ روحی احتیاج دارم یکیو واگذار کنم به ابلفضل
-
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۲۰:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
:||||
-
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۲۰:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چ سکوتی
-
@dr-aryan
خوبم مرسی می گذرونم...
خداروشکر خوبن دیگه باید پیش برم با درسا انتخاب دیگه ای نیست -
نوشتهشده در ۱ شهریور ۱۴۰۰، ۲:۱۱ آخرین ویرایش توسط Infinitie. A انجام شده
اسمشو بزارم غبطه یا حسادت؟
-
zeinab dehghani
خداروشکر که خوبی
منم خوبم می گذرونم شکرخدا
اره بابا بگو️
بدمم بیاد دیگه حقیقته کنکوری شدمنوشتهشده در ۱ شهریور ۱۴۰۰، ۲:۲۹ آخرین ویرایش توسط zeinab dehghani انجام شده@sania-andiravan در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
zeinab dehghani
خداروشکر که خوبی
منم خوبم می گذرونم شکرخدا
اره بابا بگو️
بدمم بیاد دیگه حقیقته کنکوری شدمهمیشه خوب باشی سانیا
اره حقیقت ک هست... اما خب اگه دوست نداشته باشی اینجوری خطاب بشی؛کسی بهت نمیگه:)
وخب مطمئن باش که دوران قشنگیه...
با همه ی سختی هاش؛بازهم لذت بخش و دلنشینه...
بهش خوب و باعشق نگاه کن؛تا اون هم باهات خوب باشه -
نوشتهشده در ۱ شهریور ۱۴۰۰، ۲:۳۶ آخرین ویرایش توسط zeinab dehghani انجام شده
این ایام یکی از قشنگترین متن و عکس همزمانی ک دیدم و به دلم خیلی نشست،این شعر بود به همراه یه عکس از حرم امام حسین(علیه السلام)
هنوز دایره چرخ بود بی پرگار
که طوق عشق تو را برگلوی مابستند
خب حقیقتن که برای هرآدمی،حقیقت داره.
یادمه دفعه اولی ک این بیت شعر رو خوندم؛توی تستای قرابت معنایی بود.حوالی ماه دی...
وبه خودم گفتم این شاعر دیگه چقدر از جون و دل معشوقش رو دوست داره..اصن معشوقش یعنی خودش...
ودیدن این بیت؛کنار اون عکس...خیلی دلنشین تر کرده بود شعر رو.. -
نوشتهشده در ۱ شهریور ۱۴۰۰، ۲:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هنوز دایره ی چرخ بود بی پرگار
که طوق عشق تو را بر گلوی ما بستند
••••••• -
نوشتهشده در ۱ شهریور ۱۴۰۰، ۲:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خوش ان گروه که برداشتند بارجهان
وزین محیط،دل یک حباب نشکستند
°°°°°
این یکی بیت هم توی تستای قرابت دیده بودم..
ولی دو شب پیش بعد از مراسم،دونفر دعواشون شد و یکیشون ک خیلی آرومتر بود،این رو برای طرف مقابلش باصدای بلند خوند و معذرت خواهی کرد و رفت!
هیعی...