هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
@roghayeh-eftekhari در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
ramses kabir حافظطط خوندین بی من؟
اصا چیزی نخوندم ک بی شما باشه ها
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شدهramses kabir مهم اینه شعر خوندین بی من هم شما هم فاطمه
-
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@roghayeh-eftekhari
بده حالا تفره نرو -
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
حانیه تا کی بیداری؟
-
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@roghayeh-eftekhari تا ۲ ۳ دیقه دیگ ک مسواک بزنم
-
ramses kabir مهم اینه شعر خوندین بی من هم شما هم فاطمه
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@roghayeh-eftekhari به جونِ خودم خبر ندارم در مورد چی حرف میزنین
من اومدم اینجا شانس مسخره امون یهو یکی از دوستان فاز بحث و دعوا گرفتش منم دیگ رفتم
و تا جایی ک میدونم شعری حداقل این دو س شب رد و بدل نشده -
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۰ آخرین ویرایش توسط M Tg انجام شده
@roghayeh-eftekhari d
-
@roghayeh-eftekhari به جونِ خودم خبر ندارم در مورد چی حرف میزنین
من اومدم اینجا شانس مسخره امون یهو یکی از دوستان فاز بحث و دعوا گرفتش منم دیگ رفتم
و تا جایی ک میدونم شعری حداقل این دو س شب رد و بدل نشدهنوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهramses kabir در جریانش هستم بیخیالش شما اهمیت ندین چون اهمیت نداره
-
@roghayeh-eftekhari به جونِ خودم خبر ندارم در مورد چی حرف میزنین
من اومدم اینجا شانس مسخره امون یهو یکی از دوستان فاز بحث و دعوا گرفتش منم دیگ رفتم
و تا جایی ک میدونم شعری حداقل این دو س شب رد و بدل نشدهنوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهramses kabir کدوم دوستان؟
-
ramses kabir کدوم دوستان؟
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده! -
این پست پاک شده!
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهramses kabir حالا اسمشو بگو دیگ
-
این پست پاک شده!
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
۳۵ تا پیام کی حال داره چک کنه
-
ramses kabir حالا اسمشو بگو دیگ
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده! -
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۲:۳۳ آخرین ویرایش توسط Zeinab Siri انجام شده
هی شرمساری شرمساری شرمساری
جز شرمساری از خودت چیزی نداری
هی ناامیدی ناامیدی ناامیدی
از هیچکس حتی خودت خیری ندیدی
هی تنگ دستی تنگ دستی تنگ دستی
چشماتو رو هرچی دلت می خواست بستی
هی آستین بردی به چشمای نجیبت
دستات خجالت میکشیدن توی جیبت
چون زیر بار دوستی جون کنده بودی
از مهره های گردنت شرمنده بودی
هرچی بهت تقدیم شد دوز و کلک بود
قلبت شکست از بس که دستت بی نمک بود
هی صبر کردی صبر اما بی علاجه
از صبر کردن روحتم بد هاج و واجه
بارون حریف شر شر چشم ترت نیست
سقفی که باید باشه بالای سرت نیست
با این و اون نجنگ فرار کن ...فرار
از مردم دو رنگ فرار کن... فرار
هی لقمه توی خون زدی تا زنده موندی
عمری دم از بارون زدی تا زنده موندی
هی سیب نارس چیدی از باغ بهشتت
دیدی که راضی نیستی از سرنوشتت
چون زیر بار دوستی جون کنده بودی
از مهره های گردنت شرمنده بودی
هرچی بهت تقدیم شد دوز و کلک بود
قلبت شکست از بس که دستت بی نمک بود
با این و اون نجنگ فرار کن فرار
از مردم دو رنگ فرار کن فرار -
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۳:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
الکی الکی عالیه
-
نوشتهشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۲۳:۳۱ آخرین ویرایش توسط __chakisaldva__ انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۲ مهر ۱۴۰۰، ۰:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
fatemeh8181 دو رقمی شدنت مبارک دادا