هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
چه من نبودم دو نفر از اعضای قدیمی انجمن آنلاین شدن
منتظر رفتن من بودن یعنی؟ -
amir ahmadi
احححسنت -
@roghayeh-eftekhari خوب بود، بد نبود
یادم میاد، چرا یادم نیاد
سلامتی خبر خاصی نیست -
@roghayeh-eftekhari خوب بود، بد نبود
یادم میاد، چرا یادم نیاد
سلامتی خبر خاصی نیست -
@infinitie-a در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
%(#000000)[لطفاً این متن رو بخونید!]
آیا نظر همه افراد محترمه؟
آیا بشر فکرش باید آزاد باشه؟
این طومار رو میخوام اختصاص بدم به سوال بالا!
اول از همه یه سوال ازتون دارم!
بنظر شما آیا این حرف درسته که آدم باید هر روزش بهتر از دیروزش باشه؟و هر روز به یه نحوی رشد کنه؟و البته موانع رشد رو از خودش کنار بزنه؟
قطعا بله!
هر ادمی توی زندگیش باید به فکر رشد خودش باشه!
حالا که این مقدمه رو قبول کردید بحث رو شروع میکنیم
هرجا بنظرتون حرفم جای بحث داشت و نقد میشد بهش وارد کرد، لطفا بگید!
نظر افراد بازتابی از افکار و عقاید اونهاست
عقیده از ریشه "عقده" به معنی گره میاد، عقیده به باوری میگن که با دل ما پیوند و گره خورده و ما میخوایم اون رو به دو دسته تقسیم کنیم:
۱.یه سری از عقاید ما از روی تفکر و تعقل و منطق ما منشاء میگیرن
۲.یه سریاشون از عقل و منطق نیستن، بلکه دلبستگی ها و راحت طلبی ها و سلایق هستن که تصمیمات دلی و احساسی ما لقب گرفتن!
حالا با توجه به سوال اصلی، آیا هردوی این عقاید، قابل قبول هستن؟ به کدوم دسته از این عقاید اشکال وارده؟ و باید توی انسان باشن؟
احتمالا با خودتون میگید که دسته دوم بهشون اشکال وارده و باید از زندگی آدم حذف بشن!
بله درست میگید! چرا که این عقاید اغلب دست و پای فکر انسان رو میبنده!جلوی فعالیت فکر و آزادی تفکر انسان رو میگیره! باعث ایجاد تعصب و بستن چشم به روی اشتباهات و گاها، باری به هر جهت بودن، میشه!
و همین سبب جلوگیری از رشد انسان میشه!
ولی حالا که ما میگیم بشر باید فکرش آزاد باشه و آزادی تفکر داشته باشه، شامل عقیده به این معنا هم میشه؟؟؟
قطعا نه! مشکل همین جاست! از یک طرف این دیدگاه مطرح هست که فکر و عقل بشر باید آزاد باشه ولی از طرف دیگر همون افراد میگن عقیده هم آزاده!!
هر چیزی هم که بشر خودش برای خودش بخواد هم قابل احترامه! و ما حق بی احترامی به اون رو نداریم!
نه خیر! قابل احترام نیست! و حتی باید با این نوع عقیده (که از روی تفکر نیست) مبارزه بشه!
سوال: حتی اگه برای از بین بردن این عقیده، مجبور به استفاده از زور و اجبار بشیم؟ بله الان متوجه میشید چرا!
به دو دلیل خیلی مهم:
۱.ما انسانیم انسان به دنیا اومدیم و اگر قراره انسان باقی بمونیم، باید انسانیت داشته باشیم، باید یاد بگیریم که به همدیگر کمک کنیم! چه از نظر فیزیکی و چه فکری!
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند، آدمی!
یک بچه ۷-۸ ساله رو فرض کنید، از رفتن به مدرسه ممانعت میکنه! آیا نباید مجبورش کرد که بره مدرسه؟!حتی اگر خودش نخواد، ما نباید به اجبار ببریمش؟؟
(البته اینکه اجبار برای بچه در چه حد باشه و جوری نباشه که بچه کلا لجبازی کنه، هم مهمه ولی فعلا مورد بحث ما نیست)
صددرصد باید اجبار کرد! چون بچه صلاح خودش رو نمیدونه!
آیا کودکی که میخواد دستشو ببره تو آتش، ما نباید جلوشو بگیریم؟نباید به اجبار دستشو بکشیم کنار؟حتی اگر گریه کنه؟
معلومه که اینکارو انجام میدیم! چرا؟چون صلاح اش رو میخوایم و اون بچه صلاح خودش رو نمیدونه! ولی ما میدونیم!
اون بچه مدرسه ای یا اون کودک، حق نداره که بیاد بگه:((نه ولم کن، تو صلاح من رو نمیدونی!)) حق نداره، چون بی تجربس! و افق ذهنش محدوده! ولی افراد بزرگتر از اون که تجربه بیشتری دارن، این رو میدونن!
سوال: ایا فقط بچه ها اینطورن و ذهنشون محدوده؟ قطعا نه!
یه معتاد رو به زور میبرن کمپ ترک اعتیاد!
ایا معتاد عقل بالغ نداره؟چرا داره ولی صلاح خودش رو در اون لحظه نمیدونه!!ولی وقتی همین معتاد بهش کمک بشه، همین بچه مدرسه ایی و همین کودک، بهشون کمک بشه
و متوجه اشتباه خودشون بشن،. حتی ازت تشکر هم میکنن!
و هزاران هزار مثال دیگه میشه زد که آدما صلاح خودشونو نمیدونن، ولی در برابر تغییر مقاومت میکنن! که اشتباهه!
دلیل دوم:
۲.بخاطر خودمون!
یه سوال میپرسم:
آیا ما دوست نداریم از جانب اجتماع و جامعه اطراف خودمون، دارای آزادی و امنیت باشیم؟
آیا دوست نداریم که کسی از بیرون آزادی و امنیت مارو سلب نکنه؟ مارو استعمار نکنه؟ قطعا دوست داریم!
اصن یک سری ها میگن اگر مردم به عقاید همدیگر احترام میگذاشتن، در دنیا دیگه هیچ جنگ و خونریزی پیش نمیاد! و دنیا میشه گل و بلبل! ولی آیا این درسته؟ نه!
ولی این چه ربطی به بحث داره؟
ربطش اینجاست که آزادی و امنیتی که ماها از جانب اجتماع به دنبالش هستیم، به جز با از بین رفتن عقاید سلیقه ایی و دلبستگی های انسان بدست نمیاد!
چون تا وقتی ادم یاد نگیره که خودش رو کنار بزنه و از میل ها و خواسته های خودش دست برداره، هیچوقت نمیتونه (نه اینکه نخواد) جوری رفتار کنه که ازادی بقیه رو سلب نکنه
یعنی چه؟
یعنی خواسته ها و امیال درونی انسان، تا وقتی انسان از نظر فکری، قدرتمند نشه، غالبا بر عقل و منطق انسان (که عقاید دسته اول و درست ادمی رو تشکیل میدن) غلبه داره!
کمااینکه در گذشته میبینیم که در چند صد سال اخیر، کشورهای قوی، ازادی کشورهای ضعیفتر رو سلب میکردن و اونارو استعمار میکردن و از منابع اونها برای خودشون استفاده میکردن!
خب یه سوال پیش میاد! اونم اینه که: چرا؟؟
قطعا این موضوع که ((من نباید آزادی کشور دیگری رو سلب کنم)) موضوع پیچیده ایی نبوده، و به درک و شعور مردم قبل از ماهم میرسیده، ولی چرا شاهد جنگ و استعمار و خونریزی بودیم؟
چون این اعمال، ریشه در سودجویی و منفعت طلبی انسان داره! و سودجویی و منفعت طلبی دوتا از هزاران هزار خواسته ی انسان هست که سبب چنین اتفاقاتی میشه!
سوال: آیا حتی الان که شعار آزادی آزادی، شده شعار هر کشور و هر اُم قمری، آیا واقعا این ازادی هست؟ و یا اینکه، نه ازادی نیست و فقط سلب ازادیه و فقط فرمش عوض شده؟
بله درسته! ازادی نیست!
همانطور که گفتیم، تا آدم درست نشه، و خودش رو نزنه کنار و امیالش رو کنترل نکنه، آزادی بدست نمیاد!
الان هم سلب آزادی فقط فرمش عوض شده، محتوا همون محتواس!!
هرچی قانون پیشرفت کنه، قانون شکنی هم به تناسب، پیشرفت میکنه، سلب آزادی هم زیرکانه تر میشه، سودجویی و منفعت طلبی هم هوشمندانه تر و مخفیانه تر میشه!
جنگ ها هم بی سر و صدا تر و مهلک تر میشن!!
دوستان صحبت های بنده، ربطی به ایران نداره، من کلی دارم میگم دارم روی اندیشه و نوع تفکر بحث میکنم، که مختص به نوع بشره، و محدود به ایران نیست!
حالا بزارید یه جمله معروف بگم:
مسئولین جامعه، بازتابی از مردم هستن...
این جمله یعنی چی؟ تا حالا فکر کردید چرا ما مشکل اقتصادی داریم؟(فعلا خودمون رو دارم میگم)
دلیلش یه چیزه!
اینکه بعضی مسئولین، روی خودشون و امیال خودشون کنترل ندارن! ولی چرا ربطی به مردم داره؟
ربطش اینه:
آیا شمای نوعی هم در حد خودت، روی امیالت کنترل داری؟
آیا شما هم در حد خودت از مال مردم دزدی میکنی؟
اگر روی خودت کنترل نداری و جنس رو گرون میفروشی، آیا حق داری به کار اون مسئول مربوطه اعتراض کنی؟
صد در صد میتونی اعتراض کنی!
ولی خودتم خودت رو درست کن!
اون مسئولی که شده مسئول و اختلاس کرده، یکی بوده مثل من و شماها، احتمالا درسش رو خونده، کنکور داده دانشگاه رفته، و حالا در اون حدی که دستش رسیده، از مال مردم کنده و دزدی کرده! اون کارش اشتباه بوده و باید جلوش گرفته بشه و مجازات بشه، ولی تو هم حواست باشه که تو جایگاه و مقام فعلیت، مرتکب همچین خطایی نشی!
چون، بِدون، اگر الان با وضع فعلی ات، و در حد خودت، از مال مردم، دزدی میکنی، مطمئن باش توی این خصیصه، هیچ فرقی با اون مسئولی که ۳ میلیارد اختلاس کرده، نداری!
تو فقط دستت نرسیده! اگر دستت میرسید شاید بیشتر هم بر میداشتی! هردو از میل درونی و اشتباهتون که منشا اش از منطق نبوده پیروی کردید!!
همه کارها و اعمال ما توی جامعه به نحوی بازتاب دارن، تا خودمون رو تغییر ندیم و نسازیم، جامعه ساخته نمیشه!
اونی که معتاد بوده، وجودش سبب تبلیغ برای اعتیاد میشه و باید بهش کمک بشه که درمان بشه و صد البته باید جلوی کارش هم گرفته بشه!
جامعه مثل خانوادس...
نمیشه همه مسئولیت ها رو دوش یه نفر باشه
یه نفر باید سفره پهن کنه، یکی غذا درست کنه، یکی ظرفا رو بشوره، همه باید مسئولیت داشته باشن و شونه خالی نکنن
باید رو خودشون کار کنن که این مفهوم رو بپذیرن!
نمیشه یکی از بچه ها سهمیه خوراکی داداششو بخوره و برای اون چیزی نذاره! همونطور که توی کشور داریم همچین چیزایی رو میبینیم!
باید عدالت باشه، تنها راهش هم درست شدن من و تو و باقی افراد جامعه است!چون ماها مسئولین جامعه امون هستیم
در آخر اینکه...
میان عالم و جاهل تفاوت این قدرست
که این کشیده عنان باشد آن گسسته مهار!#پدر_طومار
amir ahmadi
نقل قول نزن -
amir ahmadi
باشه اونام بازی دارن
اولی ..
__chakisaldva__ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
amir ahmadi
باشه اونام بازی دارن
اولی ..
دقیقا همین حالتم
نایسسسسس
-
@roghayeh-eftekhari خسته ی فکری
نه جسمی -
amir ahmadi
نقل قول نزن__chakisaldva__ باشه باشه باشه
-
@roghayeh-eftekhari خسته ی فکری
نه جسمی -
__chakisaldva__ رسیدن به ۵۰ گل در لیگ پرتغال
-
.اینی که رفت چک زد تو گوش استاندار جرئت حقیقت بازی میکرده؟
× پتانسیل ×
" -
@roghayeh-eftekhari خیلی ممنونم، فکر نکنم
-
%(#000000)[لطفاً این متن رو بخونید!]
آیا نظر همه افراد محترمه؟
آیا بشر فکرش باید آزاد باشه؟
این طومار رو میخوام اختصاص بدم به سوال بالا!
اول از همه یه سوال ازتون دارم!
بنظر شما آیا این حرف درسته که آدم باید هر روزش بهتر از دیروزش باشه؟و هر روز به یه نحوی رشد کنه؟و البته موانع رشد رو از خودش کنار بزنه؟
قطعا بله!
هر ادمی توی زندگیش باید به فکر رشد خودش باشه!
حالا که این مقدمه رو قبول کردید بحث رو شروع میکنیم
هرجا بنظرتون حرفم جای بحث داشت و نقد میشد بهش وارد کرد، لطفا بگید!
نظر افراد بازتابی از افکار و عقاید اونهاست
عقیده از ریشه "عقده" به معنی گره میاد، عقیده به باوری میگن که با دل ما پیوند و گره خورده و ما میخوایم اون رو به دو دسته تقسیم کنیم:
۱.یه سری از عقاید ما از روی تفکر و تعقل و منطق ما منشاء میگیرن
۲.یه سریاشون از عقل و منطق نیستن، بلکه دلبستگی ها و راحت طلبی ها و سلایق هستن که تصمیمات دلی و احساسی ما لقب گرفتن!
حالا با توجه به سوال اصلی، آیا هردوی این عقاید، قابل قبول هستن؟ به کدوم دسته از این عقاید اشکال وارده؟ و باید توی انسان باشن؟
احتمالا با خودتون میگید که دسته دوم بهشون اشکال وارده و باید از زندگی آدم حذف بشن!
بله درست میگید! چرا که این عقاید اغلب دست و پای فکر انسان رو میبنده!جلوی فعالیت فکر و آزادی تفکر انسان رو میگیره! باعث ایجاد تعصب و بستن چشم به روی اشتباهات و گاها، باری به هر جهت بودن، میشه!
و همین سبب جلوگیری از رشد انسان میشه!
ولی حالا که ما میگیم بشر باید فکرش آزاد باشه و آزادی تفکر داشته باشه، شامل عقیده به این معنا هم میشه؟؟؟
قطعا نه! مشکل همین جاست! از یک طرف این دیدگاه مطرح هست که فکر و عقل بشر باید آزاد باشه ولی از طرف دیگر همون افراد میگن عقیده هم آزاده!!
هر چیزی هم که بشر خودش برای خودش بخواد هم قابل احترامه! و ما حق بی احترامی به اون رو نداریم!
نه خیر! قابل احترام نیست! و حتی باید با این نوع عقیده (که از روی تفکر نیست) مبارزه بشه!
سوال: حتی اگه برای از بین بردن این عقیده، مجبور به استفاده از زور و اجبار بشیم؟ بله الان متوجه میشید چرا!
به دو دلیل خیلی مهم:
۱.ما انسانیم انسان به دنیا اومدیم و اگر قراره انسان باقی بمونیم، باید انسانیت داشته باشیم، باید یاد بگیریم که به همدیگر کمک کنیم! چه از نظر فیزیکی و چه فکری!
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند، آدمی!
یک بچه ۷-۸ ساله رو فرض کنید، از رفتن به مدرسه ممانعت میکنه! آیا نباید مجبورش کرد که بره مدرسه؟!حتی اگر خودش نخواد، ما نباید به اجبار ببریمش؟؟
(البته اینکه اجبار برای بچه در چه حد باشه و جوری نباشه که بچه کلا لجبازی کنه، هم مهمه ولی فعلا مورد بحث ما نیست)
صددرصد باید اجبار کرد! چون بچه صلاح خودش رو نمیدونه!
آیا کودکی که میخواد دستشو ببره تو آتش، ما نباید جلوشو بگیریم؟نباید به اجبار دستشو بکشیم کنار؟حتی اگر گریه کنه؟
معلومه که اینکارو انجام میدیم! چرا؟چون صلاح اش رو میخوایم و اون بچه صلاح خودش رو نمیدونه! ولی ما میدونیم!
اون بچه مدرسه ای یا اون کودک، حق نداره که بیاد بگه:((نه ولم کن، تو صلاح من رو نمیدونی!)) حق نداره، چون بی تجربس! و افق ذهنش محدوده! ولی افراد بزرگتر از اون که تجربه بیشتری دارن، این رو میدونن!
سوال: ایا فقط بچه ها اینطورن و ذهنشون محدوده؟ قطعا نه!
یه معتاد رو به زور میبرن کمپ ترک اعتیاد!
ایا معتاد عقل بالغ نداره؟چرا داره ولی صلاح خودش رو در اون لحظه نمیدونه!!ولی وقتی همین معتاد بهش کمک بشه، همین بچه مدرسه ایی و همین کودک، بهشون کمک بشه
و متوجه اشتباه خودشون بشن،. حتی ازت تشکر هم میکنن!
و هزاران هزار مثال دیگه میشه زد که آدما صلاح خودشونو نمیدونن، ولی در برابر تغییر مقاومت میکنن! که اشتباهه!
دلیل دوم:
۲.بخاطر خودمون!
یه سوال میپرسم:
آیا ما دوست نداریم از جانب اجتماع و جامعه اطراف خودمون، دارای آزادی و امنیت باشیم؟
آیا دوست نداریم که کسی از بیرون آزادی و امنیت مارو سلب نکنه؟ مارو استعمار نکنه؟ قطعا دوست داریم!
اصن یک سری ها میگن اگر مردم به عقاید همدیگر احترام میگذاشتن، در دنیا دیگه هیچ جنگ و خونریزی پیش نمیاد! و دنیا میشه گل و بلبل! ولی آیا این درسته؟ نه!
ولی این چه ربطی به بحث داره؟
ربطش اینجاست که آزادی و امنیتی که ماها از جانب اجتماع به دنبالش هستیم، به جز با از بین رفتن عقاید سلیقه ایی و دلبستگی های انسان بدست نمیاد!
چون تا وقتی ادم یاد نگیره که خودش رو کنار بزنه و از میل ها و خواسته های خودش دست برداره، هیچوقت نمیتونه (نه اینکه نخواد) جوری رفتار کنه که ازادی بقیه رو سلب نکنه
یعنی چه؟
یعنی خواسته ها و امیال درونی انسان، تا وقتی انسان از نظر فکری، قدرتمند نشه، غالبا بر عقل و منطق انسان (که عقاید دسته اول و درست ادمی رو تشکیل میدن) غلبه داره!
کمااینکه در گذشته میبینیم که در چند صد سال اخیر، کشورهای قوی، ازادی کشورهای ضعیفتر رو سلب میکردن و اونارو استعمار میکردن و از منابع اونها برای خودشون استفاده میکردن!
خب یه سوال پیش میاد! اونم اینه که: چرا؟؟
قطعا این موضوع که ((من نباید آزادی کشور دیگری رو سلب کنم)) موضوع پیچیده ایی نبوده، و به درک و شعور مردم قبل از ماهم میرسیده، ولی چرا شاهد جنگ و استعمار و خونریزی بودیم؟
چون این اعمال، ریشه در سودجویی و منفعت طلبی انسان داره! و سودجویی و منفعت طلبی دوتا از هزاران هزار خواسته ی انسان هست که سبب چنین اتفاقاتی میشه!
سوال: آیا حتی الان که شعار آزادی آزادی، شده شعار هر کشور و هر اُم قمری، آیا واقعا این ازادی هست؟ و یا اینکه، نه ازادی نیست و فقط سلب ازادیه و فقط فرمش عوض شده؟
بله درسته! ازادی نیست!
همانطور که گفتیم، تا آدم درست نشه، و خودش رو نزنه کنار و امیالش رو کنترل نکنه، آزادی بدست نمیاد!
الان هم سلب آزادی فقط فرمش عوض شده، محتوا همون محتواس!!
هرچی قانون پیشرفت کنه، قانون شکنی هم به تناسب، پیشرفت میکنه، سلب آزادی هم زیرکانه تر میشه، سودجویی و منفعت طلبی هم هوشمندانه تر و مخفیانه تر میشه!
جنگ ها هم بی سر و صدا تر و مهلک تر میشن!!
دوستان صحبت های بنده، ربطی به ایران نداره، من کلی دارم میگم دارم روی اندیشه و نوع تفکر بحث میکنم، که مختص به نوع بشره، و محدود به ایران نیست!
حالا بزارید یه جمله معروف بگم:
مسئولین جامعه، بازتابی از مردم هستن...
این جمله یعنی چی؟ تا حالا فکر کردید چرا ما مشکل اقتصادی داریم؟(فعلا خودمون رو دارم میگم)
دلیلش یه چیزه!
اینکه بعضی مسئولین، روی خودشون و امیال خودشون کنترل ندارن! ولی چرا ربطی به مردم داره؟
ربطش اینه:
آیا شمای نوعی هم در حد خودت، روی امیالت کنترل داری؟
آیا شما هم در حد خودت از مال مردم دزدی میکنی؟
اگر روی خودت کنترل نداری و جنس رو گرون میفروشی، آیا حق داری به کار اون مسئول مربوطه اعتراض کنی؟
صد در صد میتونی اعتراض کنی!
ولی خودتم خودت رو درست کن!
اون مسئولی که شده مسئول و اختلاس کرده، یکی بوده مثل من و شماها، احتمالا درسش رو خونده، کنکور داده دانشگاه رفته، و حالا در اون حدی که دستش رسیده، از مال مردم کنده و دزدی کرده! اون کارش اشتباه بوده و باید جلوش گرفته بشه و مجازات بشه، ولی تو هم حواست باشه که تو جایگاه و مقام فعلیت، مرتکب همچین خطایی نشی!
چون، بِدون، اگر الان با وضع فعلی ات، و در حد خودت، از مال مردم، دزدی میکنی، مطمئن باش توی این خصیصه، هیچ فرقی با اون مسئولی که ۳ میلیارد اختلاس کرده، نداری!
تو فقط دستت نرسیده! اگر دستت میرسید شاید بیشتر هم بر میداشتی! هردو از میل درونی و اشتباهتون که منشا اش از منطق نبوده پیروی کردید!!
همه کارها و اعمال ما توی جامعه به نحوی بازتاب دارن، تا خودمون رو تغییر ندیم و نسازیم، جامعه ساخته نمیشه!
اونی که معتاد بوده، وجودش سبب تبلیغ برای اعتیاد میشه و باید بهش کمک بشه که درمان بشه و صد البته باید جلوی کارش هم گرفته بشه!
جامعه مثل خانوادس...
نمیشه همه مسئولیت ها رو دوش یه نفر باشه
یه نفر باید سفره پهن کنه، یکی غذا درست کنه، یکی ظرفا رو بشوره، همه باید مسئولیت داشته باشن و شونه خالی نکنن
باید رو خودشون کار کنن که این مفهوم رو بپذیرن!
نمیشه یکی از بچه ها سهمیه خوراکی داداششو بخوره و برای اون چیزی نذاره! همونطور که توی کشور داریم همچین چیزایی رو میبینیم!
باید عدالت باشه، تنها راهش هم درست شدن من و تو و باقی افراد جامعه است!چون ماها مسئولین جامعه امون هستیم
در آخر اینکه...
میان عالم و جاهل تفاوت این قدرست
که این کشیده عنان باشد آن گسسته مهار! -
amirh_hmyf قربونت داداش : )
-
خب
طبق معمول تا اومدم یچیز بنویسم خلافش ثابت شد
الان این وخامت اوضاعو نمیرسونه که میلان 3 بولونیا 2
ولی اینکه بولونیا 9 نفرس و دوتا گلشو وقتی زد که ده نفره شد یکم مفهومو میرسونه -
@roghayeh-eftekhari خیلی ممنونم، فکر نکنم
-
ولی این مشکلی که پیش اومده برام، یه جوری خنده داره
از طرفی شده خوره مغزم
از طرفی خنده داره و حس میکنم فقط واس منه
بدبختی اینه که نمیشه در موردش خیلی حرف زد
به قول رفیقم، دنیا دست به دست هم داده که من پاستوریزه بمونم
حتی الان نمیدونم کارم درسته یا نه -
@roghayeh-eftekhari خب حرف شما درسته، منافاتی هم با حرف من نداره
بحث اینه، عقل و منطق یه جاهایی حکم میکنه که من احساسی برخورد کنم، خب اونجا درسته چون باز هم منشاش از عقل و منطقه
اون تصمیم گیرنده ی اصلی نباید احساس باشه، نه اینکه کلا احساس نباشه
گرچه من تو متن هم نوشته بودم، اغلب باعث جلوگیری میشن! نه همشون! حواسم بود