مهم ترین صفحات کتاب ادبیات کنکور!
-
کلمات هم آوا و مشابه کنکوری ادبیات
امهال:مهلت دادن/ اِهمال:سستی کردن در کارها
اناء:کوزه/ عـناء:درد و رنج
اثاث:اسباب و وسایل/ اساس:پایه، بُن
انتساب:نسبت داشتن/ انتصاب:منصوب کردن
آزار:اذّیت/ آذار:ماه اوّل بهار(از ماههای رومی)
ازار:شلوار، لنگ/ عِذار:چهره
الغا:لغو کردن/ اِلقا:یاد دادن، آموختن
ارتجاع:بازگشتن/ اِرتجا:امیدواری
برائت:بیزاری/ براعت:برتری
بهِل:بگذار، رها کن/ بِحِل:حلال کن
اثرات:جمع«اثر»، نشانه ها/ عَثَرات:جمع«عثرة»، لغزشها
اسیر:گرفتار/ عَصیر:شراب/ اَثیر:کرهی آتش
ذلالت:خواری/ ضَلالت:گمراهی
ثمَر:میوه/ سَمَر:افسانه، داستان
بغَل:آغوش/ بَقل:سبزی و تره بار
تعویذ:بازوبند/ تعویض:عوض کردن
حلم:خواب/ حِلم:بردباری
حارث:کشاورز/ حارس:نگهبان
زکّی:پاک، پارسا/ ذَکّی:باهوش
سوری:گل سرخ/ صوری:ظاهری
صفیر:صدای گلوله/ سَفیر:فرستاده
-
این پست پاک شده!
-
اشعارهم مفهوم باابیات درس۱پیش دانشگاهی
۱)اهنگ درازشب رنجوری مشتاق/ باان نتوان گفت که بیدارنباشد
۲)حال شب های مراهمچومنی داندوبس/توچه دانی که شب سوختگان چون گذرد
۳)پیرمیخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش/ که نگوحال دل سوخته باخامی چند
۴)هرکه دراین حلقه نیست زنده به عشق/ براونمرده به فتوای من نمازکنید
۵)هرگزنمیردانکه دلش زنده شدبه عشق/ ثبت است برجریده ی عالم دوام ها
۶)کسی رادراین بزم ساغردهند/ که داروی بیهوشییش بیشتردهند
۷)ازتن دوست درسرای مجاز/ جان برون ایدونیایدراز
۸)که باشم من که مانم یانمانم/ توراخواهم که درعالم بمانی
۹)چندت کنم حکایت شرح این قدرکفایت/ باقی نمیتوان گفت الابه غمگساران -
مهم ترین لغات املایی ۲و۳وپیش دانشگاهی
قسمت سوم
صلابت-صواب(درست٬شایسته)-ضلالت(گمراهی)-ضماد-ضیافت-ضیعت-طرازاول-طراوت-طنین قاطع-طوع(اطاعت کردن)-طوفان-طومار(نامه)-طویله-طیلسان(ردا-جامه بلندوگشاد)-عاق(ازاردهنده پدرومادر)-عاکفان کعبه-عباوقبا-عبث-عبوس(اخمو)-عشرات(لغزش ها)-عندلیب-عیوق-غالب-غالیه-غایت القصوی(کمال مطلوب)-غبطه-غدرناجوانمردان-غرامت-غریب-غضنفر-غلغله-
غواص-غول اسا-فراق(دوری٬جدایی)-فراغ(اسودگی)-قاپوچی-قالب-قدار(قمه٬شمشیر)-دغن(ممنوع)۰قراضه-قریب(نزدیک)-قریحه-قفا-قلاکردن(شیطنت کردن)-بچه قنداقی-قیه(جیغ)-کهر(رنگ سرخ مایل به تیره)-لاغ (طنز)-لئيم(پست وفرومایه)-ماحضر-متأثر-محتسب-محاق(احاطه شده-پوشیده شده-حالت ماه در۳شب اخرماه قمری که اززمین دیده نمیشود).پادشاه عشق براقلیم دل چون دست یافت/ کشورخودرابه دست خویش ویران میکند
-
ابیات هم مفهوم بادرس۲ادبیات پیش
۱)من نکردم خلق تاسودی کنم/ بلکه تابربندگان جودی کنم
۲)یکی رابرسربنهدتاج وتخت/ یکی رابه خاک اندراردزتخت
۳)پس پرده ببیندکارهای بد/هم اوپرده پوشدبه الای خود
۴)پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد
۵)خودنه زبان دردهان عارف مدهوش/حمدوثنامی کندبلکه موسی براعضا -
**ابیات هم مفهوم بادرس ۴ادبیات پیش دانشگاهی **
۱)مطربان رفتندوصوفی درسماع/عشق رااغازهست انجام نیست
۲)راهیست بحرعشق که هیچش کناره نیست /ان جا جز انکه جان سپارندچاره نیست
۳)عشق ان شعله ایست کوچون برفروخت/هرچه جزمعشوق باقی رابسوخت
۴)چون مرغ دلم به دام هستی درشد/چندان که تپیدبندمحکم ترشد
۵)نازپرورده تنعم نبردراه به دوست/عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
۶)اگرت ارزوی کعبه بودبردل /چه شکایت کنی ازخارمغیلانش
۷)بگفت ازعاشقی کارت سخت زاراست/بگفت ازعاشقی خوشترچه کاراست -
ابیات هم مفهوم بادرس ۵پیش دانشگاهی
۱)فدای جان توگرجان من طمع داری/غلام حلقه به گوش ان کندکه فرمایند
۲)سعدیاگربه جان خطاب کند/ترک جان گوی ودل بدست ار
۳)سرم ازخدای خواهدکه پایش اندرافتد/که دراب مرده بهترکه درارزوی ابی
۴)حرفی نکوترازالف قامت یارنیست/خوشترزعاشقی به جهان کارنیست
۵)عاشق شوارنه روزی کارجهان سراید/ناخوانده درس مقصوددرکارگاه هستی -
مهم ترین ابیات هم مفهوم بادرس ۶پیش دانشگاهی
۱)باهرکه خبرگفتم ازاوصاف جمیلش/مشتاق چنان شدکه چون من بی خبرافتاد
۲)دلارام بردلارامجوی/لب ازتشنگی خشک برطرف جوی
۳)جمله معشوقستوعاشق پرده ای/زنده معشوقستوعاشق مرده ای
۴)چون ذره گرچه حقیرم ببین به دولت عشق/که درهوای رخت چون مهره پیوستم
۵)به شادی واسایش وخواب وخور /ندارندکاری دل افگارها
۶)نشان عاشقی رخسارزرداست /نشانش اشک گرم واه سرداست
۷)دست ازمس وجودچومردان ره بشوی /تاکیمیای عشق بیابی وزرشوی -
ابیات هم مفهوم بادرس ۱۱پیش دانشگاهی
۱)ماسیه گلیمان را جزبلانمیشاید/بردل بهایی نه هربلا که بتوانی
۲)کی کندعاشق نگاهی برجهان /زان که عاشق راجهانی دیگراست
۳)طره پریشانش دیدم وبه دل گفتم/این همه پریشانی برسرپریشانی
۴)گرنبودی عشق تاشوریده راحالی دهد/دردورنج زندگانی هیچ درمانی نیست
۵)درزلف چون کمندش ای دل هیچ که انی /سرها بریده بینی بی جرم وبی جنایت
۶)برگ درختان سبزدرنظرهوشیار/هرورقش دفتریست معرفت کردگار
۷)همه سلامت نفس ارزوکندمردم/خلاف من که به جان خردهربلایی را
۸)اگرچه توجورکنی رای مادگرنشود/هزارشکربگویم هربلایی را -
ابیات هم مفهوم بادرس ۱۵پیش دانشگاهی
۱)بلای ادمی باشدزبانش/که دروی بسته شدسودوزیانش
۲)ان به که نظرباشدوگفتارنباشد/تامدعی درپس دیوارنباشد
۳)یک دسته گل دماغ پرور/ازخرمن صدگیاه بهتر
۴)سخن اگرچه باشدچواب زلال/زتکرارخیزدغبارملال
۵)بگویم گرت هوش اندرسراست/سخن هرچه کوته بودبهتراست
۶)پس کس نگوییم چیزی نهفت/که درپیش رویش نیاریم گفت
۷)پیش دیوارانچه میگویی هوش دار/تانباشددرپس دیوارگوش
۸)خاموشی به که ضمیردل خویش /باکسی گفتن وگفتن مگوی
۹)نقدجان رالب خاموشی نگهبان باشد/رخنه مملکت دل لب خندان باش
۱۰)سخن کم گوی تادرکارگیرند/که دربسیاربدبسیارگیرند -
آثار مشابه در تاریخ ادبیات (قسمت۱):
آتش خاموش:سیمین دانشور/ شبلی در آتش:علیرضا قزوه
اسرار التّوحید:محمّد بن منوّر/ اسرار نامه:عطار نیشابوری
اسکندرنامه:نظامی گنجوی/ آیینهی اسکندری:امیرخسرو دهلوی/ خردنامهی اسکندری:جامی
انسان واسرار شب:عبّاس خلیلی/ یادگار شب:مرتضی شفق کاظمی
با دماوند خاموش:سیاوش کسرایی/ دماوندیّه(قصیده):ملکالشّعرایبهار
الأیّام:طهحسین/ الأعلام:خیرالدّین زِرِکلی
اخلاقالأشرف:عبید زاکانی/ اخلاق محسنی:ملّاحسین واعظ کاشفی
منبع: @tarikhadabiat
-
تو املا حواست به اینا باشه
فراغ:آسایش
فراق:جدایی
قربت:نزدیکی
غربت:دوری
گذاشتن:قراردادن،وضع کردن
گزاشتن:اداکردن،به جای آوردن
ضیاع:آب و زمین کشاورزی
ضیاء:روشنایی
متبوع:کسی که از او اطاعت می شود
مطبوع:دلپذیر،خوشایند
سفیر:فرستاده
صفیر:بانگ،صدا
نقض:شکستن
نغز:خوب و نیکو@tarikhadabiat
-
روش شمارش جمله دربیت و...
۱)ابتداافعال جمله رادرنظرمیگیریم .
۲)حذف افعال به قرینه لفظی ومعنوی رادرنظرمیگیریم .
۳)شبه جمله ها ومناداها نیزجمله به حساب میایند.
۴)پرسشی تاکیدی که نیازبه جواب نداشته باشد ویابه عبارت دیگر سوال مثبت وجواب منفی داشته باشدویاسوال منفی جواب مثبت باشد====>سوال+وجواب ----->>مگرشیراسب سوارمیشود؟؟؟!
====>سوال -وجواب+---->>مگرخدامارامیبیند؟؟؟!
مثال کلی : ای خدابرماترحم کن بردوستان مانیز....
ای خدا-ترحم کن-بردوستان نیز(ترحم کن=حذف به قرینه معنوی)====۳جمله دارد.توضیحات ارائه شده توسط استادم دکتررضائیان میباشد.
-
لف ونشر...
هرگاه دویاچندکلمه ابتدا درجمله ای بیاورندودرادامه برای هریک ازانها کلمه ای بیاورند که باکلمه اول متناسب است به ان لف ونشرمیگویند.
مثال:
به مستی گاه چشم میبوسم ٬گاه لبت
پیش مستان هیچ فرق ازپسته وبادام نیست.(چشم =بادام٬لب=پسته)
مثال۲:
چه بایدنازش ونالش برادباریواقبالی (نازش=ادبار٬نالش+اقبال) -
کنایه
کاربرد گروهی ازکلمات در۲معنی دورونزدیک راکنایه گویند.
درکنایه هرگزمعنی نزدیک کلمه مدنظرنیست وفقط معنی دورمهم است.
مثل: درپوست خودنگنجیدن(کنایه ازشادی وخوشحالی)
تذکر:معمولا درکنایه فعل وجوددارد.(ازپاافتادن کنایه ازناتوانی٬برجای بودن کنایه ازبی تفاوتی وبی قراری)
تذکر: وقتی کلمات درکناریکدیگرقرارمیگیرن وارایه کنایی میسازند معنی عادی خودراازدست میدهند ومعنی اصطلاحی به خودمیگیرند.
درترکیبات زیراعضای بدن درمعنای واقعی خود به کارنرفتند.
چشم پوشیدن (کنایه ازنادیده گرفتن -صرف نظرکردن)/به گردن گرفتن (کنایه ازپذیرفتن). -
جزوه آرایه های ادبیات عالیه حتما استفاده کنید قول میدم نتیجه بگیریدباخوندنش .
@دانش-آموزان-آلاء
بخاطر دست خطم اگه خوب نیست معذرت میخوام -
جزوه آرایه های ادبیات عالیه حتما استفاده کنید قول میدم نتیجه بگیریدباخوندنش .
@دانش-آموزان-آلاء
بخاطر دست خطم اگه خوب نیست معذرت میخوام -
فااطمه چه عالی من یکمم تو ادبیات گیر داشتم مخصوصا همین ارایه حتما شما درصد بالایی دارین تو این درس