هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
وقتی خانوم مدیر و مریمو تودلی میبینم ناخودآگاه خوشحال میشم نمیدونم چرا😂
-
@Soniaaa عزیزممم😂 قربونت🌱💙
-
@Cadillac نه نمی تونم وارد بشم نمی خوامم ذاتا تا کنکورم بیام 😂
اگه بعد کنکور این شرایط درست شد با اکانت دیگه میام کلا
آره آره خودمم 😂 -
@Soniaaa در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
وقتی خانوم مدیر و مریمو هانیه رو تودلی میبینم ناخودآگاه خوشحال میشم نمیدونم چرا😂
عزیزم🥺❤️
منم خوشحال میشم وقتی میبینمت 🥺❤️ -
@Soniaaa در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
وقتی خانوم مدیر و مریمو هانیه رو تودلی میبینم ناخودآگاه خوشحال میشم نمیدونم چرا😂
عزیزم🥺❤️
منم خوشحال میشم وقتی میبینمت 🥺❤️@Cadillac
😂😂😂
تو که عشقمی♥️ -
این پست پاک شده!
-
Gharibe Gomnam
اون موقع که کلا فقط با sign in with Google میشد اکانت زد
اون فرم الاخونه فقط برای ورود به اکانت بود@M-an
اخه امروزم اینجوری شد باز مجبور شدم با گوگل بیام -
@M-an
اخه امروزم اینجوری شد باز مجبور شدم با گوگل بیامGharibe Gomnam
اره دقیقا منم با گوگل لاگین کردم اون فرمه کار نکرد برام -
من میزارم میرم اینجا دیگه جای من نیست
من فقط ۲ ۳ ساعت نبودم
اومدم دیدم...😐
همه مثل افتاب پرست رنگ عوض کردین ای بابا -
Gharibe Gomnam
اره دقیقا منم با گوگل لاگین کردم اون فرمه کار نکرد برام@Soniaaa
خب دیگه منم همینو میگم با گوگل لاگین کنی میاد -
@Soniaaa
خب دیگه منم همینو میگم با گوگل لاگین کنی میادGharibe Gomnam
چرا عصبانی فقط حرفتو تایید کردم 😂 -
Gharibe Gomnam
چرا عصبانی فقط حرفتو تایید کردم 😂@Soniaaa
عصبانی نیستم -
@Soniaaa
عصبانی نیستمGharibe Gomnam
مشخصهچیزی شده؟
-
کاش دلخوشیها بسیار بود و جادوی احساسات و عشق، میان تمام آدمها جریان داشت و هیچکس غمگین نبود.
کاش بیدغدغه میخندیدیم و بیمنت میبخشیدیم و بیفکر میخوابیدیم و غرق در آرامش و اشتیاق، بیدار میشدیم...
کاش مشکلات، اندک بود و رنجها محدود بود و نگرانیها در سطحیترین لایههای احساسات آدمی اتفاق میافتاد.
کاش اتفاقات خوبی میافتاد و خبرهای خوبی میرسید و شادیِ بیاندازهای را جشن میگرفتیم.
طوفان🚶🏻
-
Gharibe Gomnam
مشخصهچیزی شده؟
@Soniaaa
نه خوبم
کلاس ریاضی بودم برگشتنی داشتم میرفتم قلمچی پاسخنامه رو بگیرم حس کردم یکی پشتمه از سر کوچه اش تا خود قلمچی یه ۱۰۰ متر ۵۰ متر راهه
بعد دیدم هی طرف داره از پشت نزدیک تر میشه هیچ بعد فهمیدم نفس های یک مرده
حالا سرعتمو تندتر کردم فقط ۳۰ متر با قلمچی فاصله داشتم تقریبا شروع کردم ایت الکرسی خوندن بعد هی تودلم میگفتم خدایا الان من نمیخوام بمیرم🤣🤣🤣
بعد از کنارم رد شد منم رفتم تو قلمچی
اینم یه خاطره از امروز گفتم بدونی عصبانی نیستم
این چند روزه خیلی فشار روم بود شاید واسه همونه که فکرمیکنی عصبی ام حالا بگم چرا بود یانه😂 -
@Soniaaa
نه خوبم
کلاس ریاضی بودم برگشتنی داشتم میرفتم قلمچی پاسخنامه رو بگیرم حس کردم یکی پشتمه از سر کوچه اش تا خود قلمچی یه ۱۰۰ متر ۵۰ متر راهه
بعد دیدم هی طرف داره از پشت نزدیک تر میشه هیچ بعد فهمیدم نفس های یک مرده
حالا سرعتمو تندتر کردم فقط ۳۰ متر با قلمچی فاصله داشتم تقریبا شروع کردم ایت الکرسی خوندن بعد هی تودلم میگفتم خدایا الان من نمیخوام بمیرم🤣🤣🤣
بعد از کنارم رد شد منم رفتم تو قلمچی
اینم یه خاطره از امروز گفتم بدونی عصبانی نیستم
این چند روزه خیلی فشار روم بود شاید واسه همونه که فکرمیکنی عصبی ام حالا بگم چرا بود یانه😂Gharibe Gomnam
باشه آروم باش😂😂
تصور میکنم اینارو داری رودررو تعریف میکنی روده بر میشم😂😂 -
Gharibe Gomnam
باشه آروم باش😂😂
تصور میکنم اینارو داری رودررو تعریف میکنی روده بر میشم😂😂@Soniaaa
😂😂الان اگه دوستام بودن از خنده روده بر میشدن
بعد حالا ببین -
Michael Vey اصن گیرایی عالیی😂❤
maryam111 یا خدا:face_with_tears_of_joy:

