هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
همه از اول همینو میگن
مورد داشتیم یه خواهری موقعی که گفتن بچه به دنیا اومده و داداش دار شدی
3 ساعت داشته گریه میکرده
ولی متاسفانه الان کانپستوااااال اذیتاین داستان برگرفته از یک اتفاق واقعی است
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده@0Farzam0
حقیقتش من وقتی که خواهرم به دنیا اومد خییلی خوشحال بودم
من دوستام که خواهر کوچیکتراز خودشون دارن پشیمونن
تازه من خواهرم تا ۸ ماهگی میگفتن پسره
و الانم واقعا حس میکنم پسرای همسن خودش اروم تر هستن
یه مواقعی کفرمو درمیاره
بارها گوشیمو وسط شارژ کنده
دفتر کلاسوری که تازه خریده بودم رو جلدشو پاره کرد
مداد رنگی ۳۶ رنگمو که عاشقشون بودم همه رو کوچیک کرد
یه عروسک که بال داشت و فرشته بود رو خراب کرد
دوبار تو خلال دندون کرد تو بینیم خون اومد
دماغشو میماله به روسری من و لباس من
جزوه هامو خط خطی میکرد
سال نهم که کتابامو گرفتم همون اول کتاب مطالعاتمو جلدشو پاره کرد
تو خونه دارم راه میرم دستشو قلاب میکنه دور مچ پام ول نمیکنه راه بره
و الانا که دعوامون میشه هر فنی که یاد گرفتیم رو هم میزنیم همو لگد میزنیم -
اعتیاد به شیرخشک بد ترینه
چون یجوری چاق میشی
دیگه از در رد نمیشی -
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۲ آخرین ویرایش توسط Danial.al انجام شده
کسی جمعه درس نمیخونه
مشاورا ببین عزیزم راز موقعیت جمعه خوندنه
... -
@Ali-Valicheki من روانشناسم
با نوع تایپ شما به راز های درون شما پی میبرم
☻ هر خط یه چیز مینویسی یعنی میخوای بحثو طول بدی
سواره از پیاده خبر نداره دیگه همین که سوار باد ها و آب ها شدی و پیاده های خشکسالی رو نمیبینی خیلی هنرهنوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده@_POUYA_
خیر روانشناس...صرفا بخش بندیه حرفمه آقای زرنگ
.
جمله آخر خود را ترجمه کنید -
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد
خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیدهام•مولانا•
-
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ma-a
اهههه چطوری شیرخشک میخورین
خواهرم داشت واقعا نمیتونستم بخورمش اون موقع ها الانم خوشم نمیاد -
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
الانم داشت جزوه هامو خط خطی میکرد از اتاق پرتش کردم بیرون
-
من ی ترکیب سمی هم دوست دارم کره پاستوریزه و شکر و نون لواش تازه
از کره و عسل خوشمزه تره -
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دیگه یه بار زبون خوش دوبار زبون خوش سه بار زبون خوش اعصابم خورد شد بابا
-
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@_POUYA_ درستش همینه
-
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Ali-Valicheki معنای لغوی این متن غیر ممکن میباشد
معنای اصطلاحی این عمر و پیچیدگی این متن هم ازینه که باور کنید شما سواره و ما پیاده هستیم ☻ -
ولی من هنوز اون کارتونو پیدا نکردم
هنوز تو مغزمه :// -
@Infinitie-A این ربطی به اون نداره
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
انجام هرگونه تلاشی برای منحرف کردن ذهن از درس🤌
-
@Ali-Valicheki معنای لغوی این متن غیر ممکن میباشد
معنای اصطلاحی این عمر و پیچیدگی این متن هم ازینه که باور کنید شما سواره و ما پیاده هستیم ☻نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@_POUYA_
طبق گفته هام این برعکس بودااا -
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
این هفته پیش رو یکی از هفته های خیلی خیلی سخته
-
انجام هرگونه تلاشی برای منحرف کردن ذهن از درس🤌
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Infinitie-A اینفینیتی سوتی تازه چ آورده ایی برایمان
-
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Ali-Valicheki چیزی از راکتور معکوس کننده WF شنیده اید؟
-
نوشتهشده در ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۶:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@_POUYA_
نه۰_۰