هرچی تو دلته بریز بیرون 2
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصد هایی است
که خبر می آرند از گل وا شده ی دورترین نقطه ی خاک
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می آید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیا یید که مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
negwin در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
یا حسین رگباری پشت هم عکس بارون کردی اینجارو
خخخخخخخخخ
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بنجامین باتن ( برد پیت ) : خنده داره که بعضی وقتا آدمایی تو زندگیت بودن
که سخت به خاطر میاریشون ولی بیشترین تاثیرو روت داشتن....سرگذشت عجیب بنجامین باتن-دیوید فینچر
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی
می کنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.
فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص!
اما حقیقت ندارد..
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی
کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،
اگر آدمِ ساختن بودیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را
مى ساختيم....#آنتوان_دوسنت_اکزوپری
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دوست داشتم عکاس بودم.کادر می بستم روی صورت دوست داشتنی های زندگیَم
میگفتم یک دو ...سیب!
(این سیبِ آخر را یک جوری می گفتم که لبخندشان از کادر بزند بیرون!)
و لبخندشان را...
تصویرِ مثبتِ زندگی بخششان را...
ثبت می کردم.
قاب می گرفتم
و می گذاشتم کنجِ طاقچه ی دلم...
اصلا شاید یک سبکِ نوینِ عکاسی خلق می کردم
به نامِ خنده ی حیات بخش. . .مهسا پناهی
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چرا اینقدر رفتین تو فاز فلسفی
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
جانانم..
میبینی چه هیاهوییست!؟
همه دغدغه پایان پاییز را دارند
آخرین پنجشنبه، جمعه، یلدا..ناراحتند که این پاییز هم گذشت
و یارشان نیامد!
نیامد که پاییزشان رویایی شود..
اما جان دل من
تو هروقت که خواستی بیا
من در انتظارتم..تو که بیایی، من فصل به نامت میکنم
ماهی به نام آمدنت..
و در تقویم دلم، آمدنت را ثبت میکنم
مگر پاییز چه دارد
که فصل تو نخواهد داشت؟
مهم آمدن توست..
حال هروقت که میخواهد باشد..دنیا کاف
-
نوشتهشده در ۲ دی ۱۳۹۶، ۷:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده