هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
@ها-نا در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
یادم رفته اسم درای بهشت چی بودن و دیگه داره میره رو مخم😐
جهنمو یادمه دَرَکه بود اسم دراشخب نه یادم اومد
به خودِ جهنم نه دراش! میگن دَرَکه
و به خود بهشت نه دراش! میگن دَرَجه
((((= -
فراموشت نمیکنم تا وقتی دوباره کلمات «سلام خوبی؟» رو ازت ببینم....
عجب روزی ... عجب ... -
@در-حال-بارگذاری در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
مامانم خطاب به من و داداشم: امروز ناهار میخام ماکارونی درست کنم، میخورین؟
من و داداشم: نه نمیخوریم یه چی دیگه درست کنالان رفتم تو اشپزخونه دیدم دوتا قابلمه رو گاز گذاشته
نگاشون کردم دیدم یکیش ماکارونی هست یکی دیگه هم استانبولی
گفتم مامان مرسی ک برا من و داداشم برنج درست کردی
گفت واسه تو نیست واسه داداشته
تو ماکارونی بخور...💔😐
بقران هیچوقت اینجور دلم نشکسته بود
منم بچه تونم اخه🗿چقدر بده بین بچه ها فرق میزارن این مدلی
تازه فرق گذاشتن مامانا بیشتر احساس میشه🫠 -
@ها-نا
نمیدونم😂😂 -
اینکه "مراقب خودم باشم" سخت ترین مسئولیتی بود که میتونستی بهم بدی(_:
-
@ها-نا در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
officer k
😂😂😂🤦♀️
تازه اسم کاربریتم میخوندم افرو جک😐🤦♀️😂😂آخه چرااااااااااااا😂😂😂😂😂😂😂😂
-
@ها-نا در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
officer k
😂😂😂🤦♀️
تازه اسم کاربریتم میخوندم افرو جک😐🤦♀️😂😂آخه چرااااااااااااا😂😂😂😂😂😂😂😂
-
@ها-نا
😂💔🏌🏻 -

که هر زمان پائیز شد و باران زد و خیابان مست شد؛ یاد من بیفتید.
🍁 . . -
خارجيا جمعه ها دلشون ميگيره يا يكشنبه ها؟
-
بزرگترین تفریح معمول در سراسر ایران:

-
در اقلیت بودن، حتی اقلیت یک نفره، مایه دیوانگی نیست.
_کتاب ۱۸۸۴ (جورج ارول)
-

-
در هزارتوی مغزم گمشدهای بود به اسمِ من ؛
من به دنبالِ من میگشت و من باید کمکش میکردم ! -
@Mr-Amir1
سلام
بله -
و شب دیگر کفاف آن همه اندوه را نمی داد،
به فکر تاریکی عمیقتری بود،
چیزی شبیه مرگ . . . -
برا آدم قدر نشناس، حتی بهش لطف هم کنی تبدیل میشه به وظیفه:)



