هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
یچیز جالب
ریشامو زدم
رفتم زیر دوش
آب ها رفتن
تانکی خالی بود
تا ۵...۵ونیم نمیان
با اب تو یخچال صورتمو شستم
و حواسم باشه تا قبل از هشت برم حموم چون ۸ میرن تا ۶ صبح فردا
راستی خوزستانم و ۱۲ تا سد داریم -
با همهی حالِ بدی که این چند روز داشتم
از دوشنبه شروع شد و تا دیروز که اوج حال بدم بود و دیگه نتونستم تحمل کنم...
با همهی حرصی که توی جلسهی دوشنبه خوردم و از رفتنم پشیمون شدم
الان که فکرشو میکنم چقد خوب شد که رفتم...
فقط واسه یه چیز...
میگفت از بچه های شهرمون بهم پیام دادن که واقعی داره ظهور میشه ها...
چه کار کنیم؟...
یعنی میشه ماهم یارش باشیم؟..
"بهش گفتم باید بگردیم و تلاش کنیم جامونو توی اون۳۱۳نفر پیدا کنیم...
اینکه غصه نداره...
فقط باید بدوییم..."و با تمام حرصی که اون روز خوردم و تمام حسای بدی که این چند روز داشتم
ولی خداروشکر که رفتم و یه سری چیزا برام یادآوری شد... -
الحمدالله...
-
خدا رحم کنه بهمون...
-
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم...
-
چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی وای از شب تارم...
-
[audio/68Yff6aQnW-ow-NgREWqQKkd.mp3]
=))) -
-2147483648_-212910.mp4
امیدوارم درست بخوام...:seedling:


