هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
خمار خوابم ولی تا ظهر نباس بخوابم 😑🤧
-
یک امروز صبح ی رو اگر گذاشتن من به حال خودم باشمممم
نمی خواممم به چه زبونی بگم🚗🚗🚗🚗🚗
-
اون از صبح رفتن رو لغو کردم
زیر نیم ساعت همه چی بدتر شد رفته بودم بهتر بود
تا الان یک نیم ساعت درست دست خودم بود
راحت یک استراحت می کردم -
من چی بگم.
اخه.
نمی تونست بیاد کتابخونه
منم صبح نمی خواستم برم الانم نمی خوام بیام.
برای همین کسی نیومده.هییی روزگار.
-
شدیم به اراده دوستام
ارادهاز من گرفته شده.
انقدر که مصمم هستند.
من می دونم بدرد وکالت می خورد جوری قانع کننده و مصمم حرف می زنه.
هممون تابع ش یم. حتی من که به همین راحتی زیر بار نمی رم. -
هیچی کدوم از بچه ها انسانی ندیدم قدرت مدریت گروهی و قدرت بیانشون به اندازه دوستم بالا باشه.
نماینده کلاسمون بود چنان مدیرو معاونا قانع می کرد اونا هم پیرو حرفاش بودند
اگر تجربی نبود. و حقوق می خوند از خفن های وکالت می شد.
اون یکیم چنان هنرمنده. همیشه بهش می گم تو تجربی چ می کنی به یک سری شاخه ها تجربی علاقه داره ولی استعداد فوق العاده ش تو هنر
کار جدید ش نمایشگاه تهران رفته.
ادم می مونه واقعان چون راهیم نیست متاسفانه بعضا که ادم بره دنبال استعدادش فقط.
نیست.
منم که گیر کردم تو مسیر غلط.
راه برگشتیم نیست و لجبازی می کنم. اخرشم به هیچی ختم نمی شه. -
@Hamid-s در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@ariii
هیچگاه قرار نیست لذت ببریم مگر وقتی که مسیر رو دوست داشته باشیم و بدونیم چرا اینکارارو میکنیمصحیح
ولی بعضی وقتا آدم از این روند تکراری زندگیش خسته میشه
نیاز ب یسری تنوع داره@ariii
بالاخره این تنوع طلبی تو وجود و ذانت انسانه و دوست داره هعی چیزای جدید اونم به صورت کامل و عالی تجربه کنه -
هیچی کدوم از بچه ها انسانی ندیدم قدرت مدریت گروهی و قدرت بیانشون به اندازه دوستم بالا باشه.
نماینده کلاسمون بود چنان مدیرو معاونا قانع می کرد اونا هم پیرو حرفاش بودند
اگر تجربی نبود. و حقوق می خوند از خفن های وکالت می شد.
اون یکیم چنان هنرمنده. همیشه بهش می گم تو تجربی چ می کنی به یک سری شاخه ها تجربی علاقه داره ولی استعداد فوق العاده ش تو هنر
کار جدید ش نمایشگاه تهران رفته.
ادم می مونه واقعان چون راهیم نیست متاسفانه بعضا که ادم بره دنبال استعدادش فقط.
نیست.
منم که گیر کردم تو مسیر غلط.
راه برگشتیم نیست و لجبازی می کنم. اخرشم به هیچی ختم نمی شه. -
به کجا؟!
برای چی؟!
هی مطالب تکراری
چرا؟ -
از هم دیگه رگ گرفتیم😍😂
#کاملا بی مقدمه😂🚶🏻♀️
اولش خیلی استرس داشتم
یعنی وقتی سوزنو نزدیک پوستم آورد آرنجم میلرزید🥴
من تابه حال وقتی ازم خون میگرفتن نگاه نمیکردم
هیچ وقت!!!
رومو میکردم اون طرف🥴
حتی همین پارسال🥴من که نشستم رگمو پیدا کنن و بچه ها ازم خون بگیرن
مسئول آزمایشگاه گفت تو که اصن رگ نداری 😐
(اصلا پیدا نبودن)
کسی نمیتونه بگیره فک کنم فقط خودم بتونم و خواست گارو رو باز کنه😐
بچه ها رگمو لمس کردن
گفتن یه خورده لمس میشه
ممکنه بشه گرفت
🥴😂(دیگه این لحظه آرنجم می لرزید ولی به روی خودم نیاوردم)
خلاصه یکی این مسئولیت خطیر رو بر عهده گرفت
ضدعفونی کرد
باز رگمو گم کردن(چون پیدا نبود باید فقط جاش تو ذهنش میموند🥴🤦🏻♀️)
دوباره پیداش کرد و استاد گفت دیگه نمیخواد ضدعفونی کنی😐
خلاصه اومد
سرنگو وارد کرد
زاویه اش بد بود
رفت زیر پوست
استاد گفت درش بیار ولش کن!(فک کرد نمیتونه و منم چون دستام یخ کرده بود خواستن اذیتم نکنن مثلا)
من:نه بزن
سرنگو در آورد
از اول زد
و رفت تو رگ😁
بعدم پنبه گذاشت و آخرش کبود شد
الانم خون جمع شده اونجا
دستمو خم کنم یه کم درد میاد
ولی الان دیگه رگ و حومهاش قشنگ مشخصه😂
ولی باورم نمیشد باور اول اصلا بتونیم رگ بگیریم😁 -
سلام
-
@ABR_DJ خوبم مرسی تو چطوری
-
@ABR_DJ خداروشکر
تو هم همینطور -
خب رگ گرفتنِ سم خودمم بگم😂🚶🏻♀️
یکی دیگه از بچه ها نشست
رگش از من بدتر😐
اونم استاد خواست گاروشو باز کنه
گفتم دارم لمسش میکنم
میگیرم(نمیدونم چرا یهو شجاع شده بودم امروز😐😂🚶🏻♀️البته چارهای هم نداشتم😑😂)
دستش تپلی بود
رگش اصلاا پیدا نبود
ولی خوب لمس میشد
خلاصه ضدعفونی کردم و باز از استرس جاشو گم کردم🥴( فقط حس کردم که گمش کردم ،میترسیدم سرنگو اشتباهی وارد کنم)
باز پیداش کردم
ضدعفونیِ مجدد
گذاشتم خشک شد
و مرحلهی سخت ماجرا
ورود سوزن به رگ😐
جامو عوض کردم
دستمو به کمک استاد تنظیم کردم
و با زاویه حدودا ۳۰درجه
با موفقیت وارد زیر پوست شدم😑😐
بعد استادم اینجوری بود که با ۳۰ درجه برو تو رگ با ۳۰ درجه!
من تو ذهنم:خب ۳۰درجه اسسسسسسسس
درش آوردم
که قشنگ توضیح بده چیکار کنم بعد وارد کنم
دستمو گرفت گذاشت لب پوستش و گفت ۳۰درجه
من:😑😑و مجدد کار قبلمو کردم(استرس گرفته بودم و فقط ۳۰درجهشو میشنیدم😑🤦🏻♀️)
خلاصه دفعه سوم خودم تجربه کردم که باید چه کار کنم😑
من با ۳۰ درجه پوستو که ۳میلی متر سوراخ میکردم زاویه رو کمتر میکردم😑
درحالی که رگش دور تر از این حرفا بود😐
با ۳۰درجه فرستادم جایی که نمیدونستم دقیقِ یا نه! و تا کجا باید بره😑
بعد سفت بود حس میکردی کلا تو عضله ای و خواهی بود تا همیشه😑(خیلی بد بود اینجاش😑)
بعد یهو اون سفتیِ تموم شد و حسکردم رفته تو رگ
و خونم که وارد بالای سوزن شد مطمئن شدم
پنبه رو گذاشتم و سرنگو کشیدم😐🤦🏻♀️
#حس انجامِ عمل قلب باز دارم😐😂 -
یکی از بچه ها
کلا فرار میکرد😂
نه رگ میداد
نه می گرفت
خلاصه یکی از دخترا که رگش خوب بود داوطلب شد بهش رگ بده(رگش هم پیدا بود هم ضربان داشت)
بعد اصن سمممم😂🚶🏻♀️
حقم داشت
همون لحظه استاد رسید و مجبور شد جلویِ استاد خودمون رگ بگیره
ضدعفونی کرد با نیم کیلو الکل😂🚶🏻♀️
اشتباه سرنگو گرفت
دوسه بار اون خانم مسئول آزمایشگاه که به ما کمک میکرد
دستشو تنظیم میکرد
باز استرس می گرفت
از اول😂
استادمون:بچه هاا 🥺مگه من همین الان نگفتم ۳۰درجه😐🤦🏻♂️
ما:😁😂🤦🏻♀️
خلاصه رگو پیدا کرد و نیم کیلو هم خون گرفت😂
بعد گفتن اکی
گارو رو باز کن و تموم
اونم باز کرد و سرنگو کشید و سرنگِ رو به هوا،ول کرد رفت🤣😂❤
ما همه:عه عه عه عهههه😳😰
استاد گفت پنبه بذارررر خونش رفت🤦🏻♂️😑
اومد کل پنبهای که یه تیکه اونجا بود رو برداشت و الکل زد😂🤦🏻♀️که قشنگ بسوزه😂
خلاصه خانمه خودش تو دستش پنبه بود گذاشت رو دستش😂❤
#رگ گیر ،همون سمِّ کلاس و خوابگاه بود😂❤ -
دوستان عزیز سلام
کسی اینجا دانشجوی فرهنگیان هست؟!
لطفا یکی برای طرح درس نوشتن منو یاری کنه
ممنون میشم ..



