هرچی تو دلته بریز بیرون 2
-
#مهم نیستی چون چیزی رو که نبایدمیشکستی
شکستینوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده@faezeh-lay اینو یادت رفت: #معلول :///
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۲ آخرین ویرایش توسط amirhossein7516 انجام شده
تو مترو دعوا شد، اون یکی گفت میزنم میکشمت دیه ت رو میدما!
اینوری گفت زر نزن، پول داشتی با مترو نمیومدی!- مترو رفت رو هوا از خنده
#شادی_روح
_مُردیم_کنکور - مترو رفت رو هوا از خنده
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
gollnar
نه دیگه معلول نیس اتفاقا خیلی هم زرنگه -
تو مترو دعوا شد، اون یکی گفت میزنم میکشمت دیه ت رو میدما!
اینوری گفت زر نزن، پول داشتی با مترو نمیومدی!- مترو رفت رو هوا از خنده
#شادی_روح
_مُردیم_کنکورنوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهamirhossein7516
خوب بود
- مترو رفت رو هوا از خنده
-
gollnar
نه دیگه معلول نیس اتفاقا خیلی هم زرنگهنوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@faezeh-lay در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
gollnar
نه دیگه معلول نیس اتفاقا خیلی هم زرنگهاِ؟ خب خداروشکر:))
شبتم قشنگ/ من برم -
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
@faezeh-lay در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
gollnar
نه دیگه معلول نیس اتفاقا خیلی هم زرنگهاِ؟ خب خداروشکر:))
شبتم قشنگ/ من برمنوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهgollnar اوک شبخوش ابجی
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خانومی تعریف میکرد:
من و همسرم با هم بگو مگو کردیم؛
از دست شوهرم ناراحت شدم و با سرعت از اتاق خارج شدم.لباسم رو از پشت گرفت و مانع خروجم شد.
در حالیکه من به شدت ناراحت بودم گفتم:
ولم کن...
بخدا نمیخوام حرفاتو گوش بدم؛
سعی نکن منو راضی کنی بمونم؛
من خیلی از دستت ناراحتم..
نمیخوام حتی صداتو بشنوم حتی یک کلمه، پس خواهش میکنم ولم کن...وقتی سرم رو به عقب برگردوندم دیدم پیراهنم به دستگیره درب گیر کرده و شوهرم سر جای خودش نشسته و از خنده روده بر شده..!
خدا هیچکسو اینجوری ضایع نکنه!
-
خانومی تعریف میکرد:
من و همسرم با هم بگو مگو کردیم؛
از دست شوهرم ناراحت شدم و با سرعت از اتاق خارج شدم.لباسم رو از پشت گرفت و مانع خروجم شد.
در حالیکه من به شدت ناراحت بودم گفتم:
ولم کن...
بخدا نمیخوام حرفاتو گوش بدم؛
سعی نکن منو راضی کنی بمونم؛
من خیلی از دستت ناراحتم..
نمیخوام حتی صداتو بشنوم حتی یک کلمه، پس خواهش میکنم ولم کن...وقتی سرم رو به عقب برگردوندم دیدم پیراهنم به دستگیره درب گیر کرده و شوهرم سر جای خودش نشسته و از خنده روده بر شده..!
خدا هیچکسو اینجوری ضایع نکنه!
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۰۷ آخرین ویرایش توسط faezehh.rr انجام شدهamirhossein7516
من جااون بودم برمیگشتم اونی ک داره پشت میخنده رو خفه میکردم
-
#مهم نیستی چون چیزی رو که نبایدمیشکستی
شکستی -
دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۱۰ آخرین ویرایش توسط یه زمانی آلایی انجام شده
-
اینقد ازاینا دوست دارررمممم
#بالن_ آرزوهانوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@dr-yassi اره منم عاشقشم هرسال چهارشنبه سوری میگیرم روشنش میکنم
-
کشتنم این دیوونه ها
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۱۸:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
human در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
فضای انجمن منفی شد ...
شاد باشیداه نذارین ازینا خب..اه اه اه