هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
خیلییی مسخرست گریهعو بودن گگگگ
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۳۹ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMichael Vey من تا 15 سالگی همینجوری بودم
هیچوقت یادم نمیره
تابستون سال ۹۹ تو مغازه بودیم علی صبوری داشت یه موتور کولر درست میکرد، منم داشتم یه موتور کولر دیگه رو تعمیر میکردم بعد یکی از مشتری های بدحساب اومد صد هزار تومن کارت کشید بعد بخاطر سیم های کارت خوان ارتباط برقرار نشده بود و عملیات انتقال ناموفق بود
بعد چند دقیقه علی رفت کارتخوان رو نگاه کرد دید ناموفق بوده شروع کرد به بد و بیراه گفتن و مغازه رو ریختن به هم
من هم بهم شوک وارد شده بود و هم نمیدونستم چی بگم چون مشکل از سیم های کارت خوان بود و بعدازظهر همون روز من کارت کشیده بودم و همه چیز اوکی بود
همون موقع یکی دونفر اومدن تو مغازه بعد هنوز علی داشت بد و بیراه میگفت منم میخواستم جلوشون حفظ ظاهر کنم چشمام پر شده بود ولی انقدر لبمو گاز گرفتم که یه موقع اشکام نریزه
اون شب ختم بخیر شد ولی از اون شب به بعد دیگه زود گریهم نگرفت تو موقعیت های حساس -
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خو اخه برم چی بگم
بگم من همونیم ک تو مصاحبه قلمچیت تبریک گفتم و گفتم عهه همکلاسی؟
️
خیلی ضایعهه
بعد مثلا فک کن یبار ک اینو ب طرف بگی بعدش مجبوری همش بخاطر همین آشنایی دادنه ب طرف سلام بدی
در صورتی ک تو تو چشم هیچ یک از همکلاسیای پسرت حتی نگاه هم نمیکنی چه برسه به اینکه سلام کنی
بعد هی بیای فقط ب اون سلام بدی
مسخره و دارک میشه اونوقت قضیهقبول داری؟ @AmirBarsam
-
@AmirBarsam بگو اشکالی نداره
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMichael Vey
ماجرای فیلم اینه که یه فرد پولدار میمیره بعد نه بچه ای دور و برشه نه به کسی خوبی کرده فقط اونایی که دور و برش بودن میرن پول میدن به چند نفر که سردسته اینا حمید لولایی هست و بهشون میگن واسه مراسم طرف بیایین گریه کنید که آبروش حفظ بشه
حالا اینا خوب گریههاشونو میکنن بعد معلوم میشه طرف اصن نمرده فقط علايم حیاتیش خیلی کم بوده و تشخیص اشتباه دادن برا مرگش -
خو اخه برم چی بگم
بگم من همونیم ک تو مصاحبه قلمچیت تبریک گفتم و گفتم عهه همکلاسی؟
️
خیلی ضایعهه
بعد مثلا فک کن یبار ک اینو ب طرف بگی بعدش مجبوری همش بخاطر همین آشنایی دادنه ب طرف سلام بدی
در صورتی ک تو تو چشم هیچ یک از همکلاسیای پسرت حتی نگاه هم نمیکنی چه برسه به اینکه سلام کنی
بعد هی بیای فقط ب اون سلام بدی
مسخره و دارک میشه اونوقت قضیهقبول داری؟ @AmirBarsam
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMichael Vey آره
من پیشنهاد میکنم تو شروع کننده ارتباط با جنس مخالف نباش
حالا خودتم از وضعیت خبر داری ولی خب طرف کلی فکر میکنه که شاید از تبریک گفتنه تا همین آشنایی دادنه قصدی نیتی چیزی پشتشه -
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من بودم اون کوهی که به چشمای تو کوچیکه
-
Michael Vey من تا 15 سالگی همینجوری بودم
هیچوقت یادم نمیره
تابستون سال ۹۹ تو مغازه بودیم علی صبوری داشت یه موتور کولر درست میکرد، منم داشتم یه موتور کولر دیگه رو تعمیر میکردم بعد یکی از مشتری های بدحساب اومد صد هزار تومن کارت کشید بعد بخاطر سیم های کارت خوان ارتباط برقرار نشده بود و عملیات انتقال ناموفق بود
بعد چند دقیقه علی رفت کارتخوان رو نگاه کرد دید ناموفق بوده شروع کرد به بد و بیراه گفتن و مغازه رو ریختن به هم
من هم بهم شوک وارد شده بود و هم نمیدونستم چی بگم چون مشکل از سیم های کارت خوان بود و بعدازظهر همون روز من کارت کشیده بودم و همه چیز اوکی بود
همون موقع یکی دونفر اومدن تو مغازه بعد هنوز علی داشت بد و بیراه میگفت منم میخواستم جلوشون حفظ ظاهر کنم چشمام پر شده بود ولی انقدر لبمو گاز گرفتم که یه موقع اشکام نریزه
اون شب ختم بخیر شد ولی از اون شب به بعد دیگه زود گریهم نگرفت تو موقعیت های حساسنوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Michael Vey نه علیرضا صبوری
رفیق بابام بود مغازه تعمیر وسایل جوش و برش داره -
Michael Vey
ماجرای فیلم اینه که یه فرد پولدار میمیره بعد نه بچه ای دور و برشه نه به کسی خوبی کرده فقط اونایی که دور و برش بودن میرن پول میدن به چند نفر که سردسته اینا حمید لولایی هست و بهشون میگن واسه مراسم طرف بیایین گریه کنید که آبروش حفظ بشه
حالا اینا خوب گریههاشونو میکنن بعد معلوم میشه طرف اصن نمرده فقط علايم حیاتیش خیلی کم بوده و تشخیص اشتباه دادن برا مرگشنوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@AmirBarsam اههه پس راست میگفتی
منم میتونستم برم تو اون مراسمه
-
@AmirBarsam اههه پس راست میگفتی
منم میتونستم برم تو اون مراسمه
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMichael Vey
به جای حمید لولایی تو بهشون باد میدادی چجوری گریه کنند
البته فیلمه فک کنم خیلی قدیمیه مال دهه هشتاده -
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اون کی بود اون که دوستت داشت
بگو واقعا کی بود کی
حالش مثل قبل نشد از وقتی با تو روبرو شد -
Michael Vey آره
من پیشنهاد میکنم تو شروع کننده ارتباط با جنس مخالف نباش
حالا خودتم از وضعیت خبر داری ولی خب طرف کلی فکر میکنه که شاید از تبریک گفتنه تا همین آشنایی دادنه قصدی نیتی چیزی پشتشهنوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من بودم آی دیوونه حیف یادت نمیمونه
یادت رفته این آدم یه روز دیوونت بود -
Michael Vey نه علیرضا صبوری
رفیق بابام بود مغازه تعمیر وسایل جوش و برش دارهنوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@AmirBarsam میگمم
-
@AmirBarsam اوهوممم
اینا این مکالممون بود زیر مصاحبش تو سایت قلمچینوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMichael Vey
اوهوم
من باشم ابن ریسکو نمیکنم -
Michael Vey
به جای حمید لولایی تو بهشون باد میدادی چجوری گریه کنند
البته فیلمه فک کنم خیلی قدیمیه مال دهه هشتادهنوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۴۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@AmirBarsam اره
البته من تو اون موقعیتا گریم نمیگیره
سر چرت و پرت فق گریم میگیره
نمونش گریه جواد عزتی ک فرستادم -
Michael Vey
اوهوم
من باشم ابن ریسکو نمیکنمنوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@AmirBarsam اوفف منممممم
عمرا اگ سلاممم کنمممم عمممراااااااا -
@AmirBarsam اره
البته من تو اون موقعیتا گریم نمیگیره
سر چرت و پرت فق گریم میگیره
نمونش گریه جواد عزتی ک فرستادمنوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMichael Vey
خب تو به درد اون نقش نمیخوری -
@AmirBarsam اوفف منممممم
عمرا اگ سلاممم کنمممم عمممراااااااانوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMichael Vey کار خوبی میکنی
-
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۵۱ آخرین ویرایش توسط Michael Vey انجام شده
ای خدا ولی خدایی
من کی باید با پسرای کلاسمون سلام کنم
اوف خدایی هنوزم نمیدونم کدومشون ادم حسابین کدومشون لاشی
فقط یکیشونو میدونم ک هیز و اشغاله تو پیوی همه از جمله من اومده
اه خیلی رو مخه.. همش همه رو خیییره نگاه میکنه -
نوشتهشده در ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۲۱:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بد کاری دستم میدی، از تو دستم میری
میدونم آخرشم میمونه باهام دلگیری
نمیذاره تاثیری رو دل تو اصلا
اینکه من وابستم، تو بری میترسم