هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
زهرا بنده خدا 2
والا شوهر چیه اصلن
-
یبار اون یکی خواهرم بیمارستان بستری بود.من و بابام و این یکی خواهرم رفتیم ملاقاتش.بعد اونجا اسباب بازی فروشی بود من و ابجیم به بابام گفتیم بخره برامون بابام نخرید
رفتیم ملاقات ابجیم دیدیم ابجیم برامون خریدهههه، بابامم اینو نمیدونست اصلن🥺🥺🥺 -
جوری که من تا ساعت ۳ قراره آلاحونه باشم تا حوصله ام سر نره
اون توپ توپ آبیا واسه اینه که حالت تهوع نگیرم
-
Blue28 منطقی بود
سخنی ندارم -
داداشم یه ماشین کنترلی داشت
من و دختر خالم میرفتیم تو اتاق بازیمیکردیم
اونو راه نمیدادیم🥺
چقد ظالم بودیم -
داداشم یه ماشین کنترلی داشت
من و دختر خالم میرفتیم تو اتاق بازیمیکردیم
اونو راه نمیدادیم🥺
چقد ظالم بودیم -
بچه امروز عجب اتفاقی افتاد
متاسفانه خوابگاه نیستم تا تحلیل تکنیکال انجام بدیم -
اصلا هر اتفاقی تو دانشگاه رخ میده رو بیاری تو خوابگاه، عجیب ترین تحلیل هارو و راه حل هارو دریافت میکنی
-
سم ترین حرکت عمرم این بود که
بعد از این فیلم چینی و کره ایا
چادر نماز مامانمو برمیداشتم به عنوان دامن استفاده میکردم و یه مدادم میزدم تو موهام
بانو بودم مثلا
بعد
یه بار دوست بابام اومده بود خونمون
همینجوری رفتم جلوش
به خدا من تو بچگیمم این حرکات ازم بعید بود
ولی فک کنم خیلی حس خاص بودن داشتم که این کار کردم