هرچی تودلته بریز بیرون7
-
_ Reza _ محارم؟
S.daniyal hosseiny استغفر... پس چی
-
Maaah
پاک؟ یه خط چشمه به مولا. درمورد شونه کردن مو که حرف نمیزنیم =)))))S.daniyal hosseiny بنده با توجه به تجربیات اندکی که در این زمینه دارم، مایل به ادامه بحث با توجه به خطر از راه بهدر شدن توسط اقای حسینی نیستم
-
این چه جملهبندیعه
-
_ Reza _ محارم؟
S.daniyal hosseiny وایییی




بهش میخوره اصن؟ -
S.daniyal hosseiny بر چی هیس؟
واقعن متاسفمممم، تصورات خوب داشتمممممم -
S.daniyal hosseiny حاجی دهنت سرویس انتظار اینو نداشتم


Ramos9248
یه بار با ون داشتم میرفتم، همممممه دانشجو دختر.
من اصن اومدم بالا یهو یه حسی بود انگار که هم من خندهم گرفته بود هم اونا. یه جایی مونده بود اون آخر، یهدونه صندلی رانندهها اضافه میکنن به ردیف آخر که صندلی نیست. صرفا سکوئه.
همه دوطرف خانوم نشسته بودن، دیگه من دیدم خیلی اوضاع خیطه، بعد یکیشون جابجا شد نشست اونجا، من نشستم گوشه، تکی.
بعد اینا هی میخندیدن. من متوجه شدم این دختره که جاشو داد به من، تا الآن چهاربار جاش عوض شده.
بعد دیگه هی ادامه میدادن به هیرهیر تیرتیر، رسید به جایی که یهو یکیشون یه پاکت شیر از توی کیفش درآورد گفت بِچا شیر میخورین؟ و یهو همه زدن زیر خنده.
من در عجب مونده بودم که این بشر دقیقا چرا یه شیر پاکتی برداشته برده دانشگاه.
🤌
و به این دختره کنار دستم گفتم این واقعا یه شیر پاکتی توی کیفش داشت؟ بعد دیگه متوجه شدم همهشون شیر دارن.


آزمایشگاه داشتن گویا. میخواستن آزمایش کنن. بعد بهش میگفتم باشه حلا. شیر میبردی. پاکتیییییی... بعد تازه یکیشون موزم داشت درآورده بود هی میگفت موز بخورین بچهها. باز شیر بزنین. -
_ Reza _
دانیال شروعش کرده 🫴
-
S.daniyal hosseiny بر چی هیس؟
واقعن متاسفمممم، تصورات خوب داشتممممممMaaah
خب میگفتم آیناز هیس باشه که تصورات خوب بمونه دیگه. عجبا. -
S.daniyal hosseiny استغفر... پس چی
_ Reza _
سؤال شد صرفا
|


شعردانه



اصن برنمیتابم

