هرچی تودلته بریز بیرون7
-
Danial.al
بمولا فک کردم اولش توییDexterMoreRight من نمیشناسم ایشونو تو فالو داری 🤣🤣
-
Danial.al در هرچی تودلته بریز بیرون7 گفته است:
Succinate نصف ایران فاصله ست با مترو کار در نمیاد
برات قاره رو عوض میکنه نصف ایران چیه
-
DexterMoreRight من نمیشناسم ایشونو تو فالو داری 🤣🤣
-
Danial.al
پیاماش برا دو هفته پیشه
تنها استانی که اون موقع نتش وصل بود بوشهر بودDexterMoreRight بابا من بلو و پیام رسان ایرانیم کجا بود
-
DexterMoreRight بابا من بلو و پیام رسان ایرانیم کجا بود
-
خدایا من راجب ناراحتی که بروز نکرد و قورتش دادم با سکوتم راجبش باهات حرف میزنم🙂.
لطفا...🙂 -
یه رمان خونده بودم
یه بخشیش درباره یه شهر بود که مردمش هیچ حق انتخابی نداشتن
همه چیز برنامه ریزی شده بود و از رو برنامه خاص زندگی میکردن
رنگ لباس ها، غذا ها، مسیر هایی که باید رانندگی میکردن، نقاشی هایی که بچها میکشیدن، حتی افکارشون از رو برنامه مشخص بود
اجازه نداشتن طوری که دلشون میخواد زندگی کنن
هنوزم یادم میوفته تنگی نفس میگیرم. -
ما وارثان درد های بیشماریم...
-
بعضی وقتا شرایطی رو زندگی میکنی که از عمق فاجعه اش آنچنان خبر نداری ولی اگه فیلمی از زندگیت ساخته بشه و خودتو از دور ببینی گریه هات بند نمیاد...
-
Infinitie. A در هرچی تودلته بریز بیرون7 گفته است:
moBn آره چایی ریخت رو دیوار، شبیه یه فحش کوردی شد🚶♂️
فععععککک نکنم ولی
میخواستن بهت بگن اونم خیلی چای دوست دارهmoBn در هرچی تودلته بریز بیرون7 گفته است:
Infinitie. A در هرچی تودلته بریز بیرون7 گفته است:
moBn آره چایی ریخت رو دیوار، شبیه یه فحش کوردی شد🚶♂️
فععععککک نکنم ولی
میخواستن بهت بگن اونم خیلی چای دوست دارهآها
مبین شکر نخور🚶♂️
با چایی منظورمه، دیابت میگیری دور از جون -
Infinitie. A اقا حرفا قاطی شد نفهمیدم
این کار های کوچیکی که من دارم دربارش حرف میزنم زیرمجموعه یا در راستای رسیدن به اون تخصص اصلیه دیگه
مثلا زبان خوندن مثلا ورزش کردن یا کلی چیزای دیگ
.
عقب میمونی از وظایفی که بر دوش توعه
البته اینم بستگی به خودت داره که چه چیزهایی رو وظیفه خودت بدونی...
.
خواهش میکنمZahra.HD در هرچی تودلته بریز بیرون7 گفته است:
Infinitie. A اقا حرفا قاطی شد نفهمیدم
این کار های کوچیکی که من دارم دربارش حرف میزنم زیرمجموعه یا در راستای رسیدن به اون تخصص اصلیه دیگه
مثلا زبان خوندن مثلا ورزش کردن یا کلی چیزای دیگ
.
عقب میمونی از وظایفی که بر دوش توعه
البته اینم بستگی به خودت داره که چه چیزهایی رو وظیفه خودت بدونی...
.
خواهش میکنم🤧متوجه شدم چی میگی
صرفا حرفام نشخوار فکری بود، چندین تا مسئله داشت باهم تو مغزم ارتباط پیدا میکرد که کلا فکر کنم فعلا نتیجه ایی نمیتونم بگیرم ازش -
یه رمان خونده بودم
یه بخشیش درباره یه شهر بود که مردمش هیچ حق انتخابی نداشتن
همه چیز برنامه ریزی شده بود و از رو برنامه خاص زندگی میکردن
رنگ لباس ها، غذا ها، مسیر هایی که باید رانندگی میکردن، نقاشی هایی که بچها میکشیدن، حتی افکارشون از رو برنامه مشخص بود
اجازه نداشتن طوری که دلشون میخواد زندگی کنن
هنوزم یادم میوفته تنگی نفس میگیرم.در هرچی تودلته بریز بیرون7 گفته است:
اجازه نداشتن طوری که دلشون میخواد زندگی کنن
درواقع اصلا طور خاصی رو نمیتونستن تصور کنن برا زندگی کردن
از وقتی چشم باز کردن همین بود...





