Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دروس
  3. زبان انگلیسی
  4. 📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
از دهم هیچی بلد نیستم..
N
سلام بچه ها من الان یازدهم ریاضیم نمونه دولتی میرم ولی دهم رو اصلا تست و تمرین نکردم الان هیچی بلد نیستم، یه ماه از تابستون مونده ولی مدرسه ی ما یازدهم رو شروع کرده و تو تابستون داریم میریم مدرسه. هیچ کدوم از دری های دهم رو بلد نیستم و هیچ سوالی ازشون نمیتونم حل کنم چیکار کنم؟ دوست دارم مهندسی قبول شم توی دانشگاه تهران. ولی چون دهم رو نخوندم احساس میکنم همه چیز تموم شده. یکی دقیق راهنماییم کنه که چیکار کنم✨️🥲
سوال مشاوره ای
طبق معمول
آب هویج نعشهآ
طبق معمول من فرجه ها رو خراب کردم یه هفته فرصت دارم 14 شهریور ویروس و فارما دارم 15 شهریور ژنتیک 17 شهریور پاتولوژی برنامه ام اینه که 4 روز ، روزی 50 صفحه ژنتیک بخونم یکشنبه تموم میشه 200 از 270 ویروس رو تا بکشنبه 80 درصدش رو تموم کنم درسنامه پروگنوز 10 از 14 و تستاش🥲 دوشنبه جبرانیه*برای ویروس * ترجیحا تست سه شنبه فارما رو شروع میکنم جمعه مرور ویروس و فارما تکلیف ویروس هم تا قبل از شروع امتحانا انجام بدم
سوال مشاوره ای
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
تست از کجا بیارم؟
fatemeh_168F
دوستان یه منبع میخوام برای تست زدن میخوام تست های خیلی خوب و استاندارد باشه و اسون هم نباشه خلاصه که خودتونم راضی باشید ازش
سوال مشاوره ای
حرکات لوله گوارش
دوپامیند
دوستان شبکه یاخته عصبی موجود در لایه های ماهیچه و زیر مخاط در حلق ، ابتدای مری و بنداره خارجی مخرج وجود نداره. چرا؟ چون این قسمت ها دارای ماهیچه اسکلتی هستند که فاقد شبکه عصبی اند ؛ اون ماهیچه صاف بود که شبکه عصبی داشت. خب اینا به کنار. حرکات کرمی از حلق شروع میشن. به عبارتی در کتاب تست بیان شده که حرکات کرمی و قطعه هر ۲ در اثر تحریک یاخته های عصبی دیواره لوله به وجود میان. ولی ما که توی حلق شبکه عصبی نداریم که بخواد یاخته هاش تحریک شه . چون یاخته هاش اسکلتی ان. پس‌ چطوری حرکات کرمی که از حلق شروع میشن و در اثر تحریک یاخته های عصبی ایجادن؟ میشه اینو برام روشن کنید ممنونتونم @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء
زیست شناسی
کافه پولونیا2(تبادل نظر برا درس خوندن)
fatemeh_168F
سلاممممممم بچه ها شما چجوری درس میخونید ؟
سوال مشاوره ای
یک منبع برای ریاضی
دوپامیند
بچه ها اگه یه منبع فقط برای ریاضی کار کنیم درصد بالایی نمیگیرم تو کنکور؟ من ای کیو کار میکنم. رو همین یکی تمرکز کنم کمه؟ چون امروز شنیدم میگن یه منبع کافی نیست برا درصد بالا وقت ندارم آخه برا چند منبعی شدن😐💔 @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء
سوال مشاوره ای
ازمون تیز هوشان
fatemeh_168F
دوستانی که در امتحان تیز هوشان نهم به دهم شرکت کردند میشه بگید ازمون چجوریه و چقد باید برای تیزهوشان وقت گذاشت و از چه منابع و تست هایی استفاده کرد که بتونه باعث قبولی من بشه؟؟؟ من واقعا به این مشاوره نیاز دارم لطفا بهم کمک کنید مرسیییییییییی
سوال مشاوره ای
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
ماز
fatemeh_168F
سلام میگم که ماز از کی برم خوبه؟ برای قبولی تیزهوشان موثره؟ کسی هست که شرکت کرده و نتیجه گرفته باشه؟ ممنون میشم اونایی که رفتن بهم مشاوره بدن
سوال مشاوره ای
برا تست و امتحانا چه کتابایی میخرید؟
fatemeh_168F
سلامی دوباره دوستان برای متوسطه اول کتابای پیشتاز خیلی سبز خوبه ؟؟؟
مشاوره تحصیلی
چطوری تست میزنید؟
00muzan000
سلام دوستان.خوبید یا نه؟امیدورام زندگیتون پر معنی باشه. یه سوالی برام پیش اومده بود.من رشتم تجربیه.میخوام این تابستون یه عالمه تست از دهم بزنم چون تو طول سال نزدم. بعد یه مشکلی پیش اومد:من پارسال برا نمونه تیزهوشان کتاب 32 استانو خریده بودم.توش پر آزمونه اگه نمدونید.بعد من اومدم از اول که خریدمش رو کتاب تستارو زدم و نوشتم خلاصه روش جوابا و... . بعد نزدیکای آزمون نمونه تیزهوشان میخواستم بیام آزمونای اولشو دوباره بزنم که دیدم اَی داد بیداد.کتاب سیاهه باید پاک کنم.خلاصه هر روز با بی حوصلگی فقط پاک میکردم و وقتمو میگرفت. بعد الان موندم که تو کتاب تستایی که دارم آیا گزینه هارو بزنم؟تحلیل بنویسم براشون؟نکته ای چیزی بنویسم؟یا سفید نگه دارم کتابو برا دوازدهم. آخه دیدم خیلیا میان رو کتاباشون نکته مینویسن و... .سردرگمم یکم.بعد موندم اصلا دوازدهم وقت میشه دوباره به دهم سر زد و تست زد یا نه.کتابامم از اول سال هیچی توشون ننوشتم بخاطر این دیدگاهم.تستاشو بعضیاشونو که زدم تو یه برگه دیگه و کلا جدا.بعد اینجوری خیلی شبیه سازم نمیشه چون تو کنکور رو خود تستا حل میکنی.خودمم خیلی دوست دارم تستارو روشون حل کنم و نکته توشون بنویسم ولی میترسم مث پارسال بشم خدای نکرده.خلاصه که گفتم بیام سراغ شما.از تجاربتون کمک بگیرم. نظرتون چیه؟ بعد یه بحث دیگه هم هست علامت گذاشتن برا تستا.اینم نمدونم که چه علامتایی باید کنار تستایی که زدم بزارم.بعد هر کدوم معنیش چی باشه و تستاش چطوری باشن و چطوری مرور کنم باهاشون تستارو.تو اینم راهنماییم میکنین؟ سوال آخرمم اینه که من با اینکه تجربی ام ولی علاوه بر پزشکی علاقه زیادی به برنامه نویسی دارم.یه دوره هم دارم که نسبتا طولانی هست از پایتون.زبان هم خیلی مهمه و میخوام برا دوران دانشگاه انشاالله کلمه زیادی بلد باشم به مشکل نخورم.این دوتا رو میخواستم بدونم تو تابستونا میشه خوند؟زبان یه کتابی دارم 1100 واژه که باید بدانید.کتاب خوبیه دوست دارم حداقل یکمشو بلد باشم.پایتونم خیلی مهم نیست ولی اگه بشه خیلی خوبه.نمیخوام که کاملم یاد بگیرم یکم میخوام به یاد گذشته که کد میزدم دوباره کد بزنم.اصلا تو این دوسال برا اینا وقت هست؟تو زمانای استراحتم هم باید بخونم اینارو نه؟ تو تابستون روزانه چقد باید بخونم از نظر خودتون؟من الان میتونم روزی 10 ساعت بخونم.یه بار از8 تا 1 و یه بارم از 5 تا 10.انقد کافیه؟کمش کنم یا بیشتر؟خودم مفاهیمو نسبتا بلدم فقط باید مرور کنم و تست بیشتر بزنم. برای دو سال دیگه هم ماز رو دارم که خودش برنامه زیاد داره. ببخشید زیاد شد .عذر خواهم واقعا.ولی ممنون میشم یه کمک ریز بهم بکنین. با تشکر دانشجویان-پزشکی دانشجویان-پیراپزشکی دانشجویان-درس-خون تجربیا
سوال مشاوره ای
ماز یا قلمچی؟
X
سلام بچه ها وقت بخیر من ورودی یازدهمم میخوام ازمون آزمایشی ثبت نام کنم یجا میگن ازمون های قلمچی به کنکور شبیه تر اند یجای دیگه نوشته بودن که آزمون های ماز استاندارد تر اند و... حقیقتش نمیدونم کدوم آزمون ازمایشی رو برم بین این دوتا گیر کردم اگر میشه منو راهنمایی کنید ممنونم💖
سوال مشاوره ای
تیزهوشان
fatemeh_168F
لام من یه دختر کلاس هشتمیم و تازه وارد اینجا شدم راستش هدفم معدل بیست و قبولی تیزهوشانه در رشته تجربی ولی خبببب چ عرض کنم بعضی ها میگن نرو تجربی نرو تیزهوشان فلان میشی بهمان میشی ولی اینو میدونم که عقیده دیگران نباید برام مهم باشه هااااااا ولی خب یدفه دلم هررررییی خالی شد که من نباید برم تیزهوشان و اینها و الان ازاونایی که در تیزهوشان دهم قبول شدن خواهش میکنم بیان بهم کمک کنن و منو به عنوان شاگردتتون بدونید و بگید ک چجوری میخوندید چقد وقت میزاشتید چ ازمونایی رو حل میکردید و چه کتابایی رو تهیه میکردید واینهااااا با تشکرررر مرسی که راهنماییم میکنیدددد ماچ به کلتون
سوال مشاوره ای
مدرسه غیر حضوری
دوپامیند
دوستان من دوازدهمی هستم و میخوام امسال مدرسه نرم چون واقعا معلما افتضاااحن اینطوری بگم که دانشجوی بهداشت انصرافی ، معلم ریاضیمون بود بعد امسال گفتم غیر حضوری بخونم که تایم بیشتری برا خوندن داشته باشم و اون ۶ ساعت سیو شه ولی میترسم از اینکه عقب بمونم از بقیه یا نمیدونم از اینکه دوستام نیستن و قراره تنهایی بخونم میترسم میشه اگه تجربه ای دارید بگید لطفا بنظرتون غ حضوری مفید تر نیستش؟ اگه تنبلی کنم خونه نخونم چی؟؟ وای
سوال مشاوره ای
تیزهوشان
زهره طاهریز
سلام من پارسال به دلایلی نتونستم تو ازمون ورودی تیزهوشان شرکت کنم الان میرم دهم رشتمم تجربیه و تو یه مدرسه دولتی درس میخونم وقتی فهمیدم تقریبا همه رتبه های برتر کنکور تو مدارس سمپاد درس خونده بودن خیلی پشیمون شدم که چرا شرکت نکردم و شانسمو امتحان نکردم حالا نمیدونم ازمون میان پایه تیزهوشان دهم به یازدهم برگزار میشه یانه و برای شرکت تو این ازمون باید چه کتابایی بخونم و سوال دیگه ای داشتم اینه که مدارس نمونه دولتی بهترهن یا تیزهوشان؟؟ دوستان لطفا اگه اطلاع یا تجربه ای از ازمون میان پایه ای دهم به یازدهم سمپاد دارین لطف کنین و منو راهنماییم کنین 🙏
سوال مشاوره ای
فقط برای خودم!
HakoH
این تاپیک برای دل خودمه چون 1405 کنکور دارم خواستم بعد از این 2 سال که کنکور دارم تلاشمو بکنم اگه صعنتی شریف در اومدم که هیچ در نیومدم برم بمیرم من از سگ کمترم اگه شریف در نیام... پ.ن ممنون میشم بعد دوسال یه ریپی بزنی و بهم تبریک بگی ک.ه سگ شدم یا قبول شدم !
مشاوره تحصیلی
محاسبات
دوپامیند
سلام سلام ببخشید دوباره سوال دارم . من این معادله رو به ۲ روش حل کردم و جواب ها مختلف شدن. روش اول اومدم طبق اولویت ضرب از پرانتز شروع کردم . بعد پرانتز که جوابش دراومد عدد پشت رو زینتش کردم روش دوم اومدم اول عدد پشت پرانتز رو ضرب کردم تو عدد جلویی. سپس کل جواب رو در پرانتز بعدی (حلم رو ببینید متوجه میشید) بعد جوابا مختلف شد. چرا؟ جواب درس سوال روش دومی بود ولی مگه ما نباید اول پرانتز رو حساب کنیم. بعد ضرب؟ مگه پرانتز اولویت نبود؟ چرا همچین شد؟
ریاضی تجربی
Q محاسباتی
دوپامیند
سلام بچه ها توی اینجا چرا ۳ تا ۴/۳ پی باهم خط زد؟! نهایت ۲ تا ۴/۳ پی رو میشد از بالا و پایین ساده کرد و خط زد. مگه غیر اینه؟ په چرا یارو اون یکی هم ساده کرد! اون یکی با چی ساده میشه؟ اصن مگه میشه؟
فیزیک

📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده زبان انگلیسی
translateengliashترجمهزبان انگلیسی
38 دیدگاه‌ها 12 کاربران 1.9k بازدیدها 10 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • elhame.HE آفلاین
    elhame.HE آفلاین
    elhame.H
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط elhame.H انجام شده
    #10

    متن جایگزین
    جان زندگی میکند پیش مادرش ترجیحا دریک‌خانه بزرگوقتی مادرش فوت کرد خونه خیلی برای جان بزرگ شدو ب همین دلیل  خرید یکی از خانه های کوچک اونور خیابونو.اون داشت یک ساعت زیبای قدیمی در خانه اول.و وقتی یک مرد اومد وسایلو ببره خونه جدید.جان فکری کرد و گفت من اجازه نمیدم تو حمل کنی ساعت قشنگ قدیمی و با ماشین به دلیل این که اون میشکنه و تعمیراون خیلی گرونه به همین دلیل مرد شروع ب بلند کردن ساعت کرد و اونو حمل کردبا بازوهاش درجاده.خیلی خطرناک بود ب همین دلیل اون ۲یا ۳ساعت برای استراحت توقف میکرد..به طور ناگهانی پسربچه ای درامتداد جاده وایساد ومدت کمی به جان نگاه کرد.وگفت توخیلی احمقی اینطور نیست!چرا خرج نمیکنی نگاهتو ب جز به چیزهای که دوسداری

    Don't be scared to close your eyes

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    2
    • mariiaM آفلاین
      mariiaM آفلاین
      mariia
      دانش آموزان آلاء
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #11

      part 2
      http://uupload.ir/files/fab9_1534680475395-_-resized.jpg
      هری در حالی که قرمز بود، خودروی خود را در از چراغ های مترحک متوقف نمیکرد،او به ماشین دیگری اصابت کرد. هری چرید و رفت. یک پیرمرد در ماشین بود. او بسیار ترسناک بود و به هری گفت:"چه کار میکنی؟ تو تقریبا من را کشتی!"
      بله،هری پاسخ داد:"من خیلی متاسفم." او یک بطری را از ماشینش بیرون آورد و گفت:"بخورید. سپس احساس خوبی خواهید داشت. او به مرد ویسکی(نوشیدنی الکلی) داد و مرد آن را نوشید،اما بعد او دوباره فریاد زد: "تو تقریبا من را کشتی!
      هری دوباره بطری را به او داد و پیرمرد بسیاری از ویسکی را نوشید. سپس او لبخند زد و به هری گفت:"متشکرم. حالا حالم خیلی بهتر است. اما چرا نوشیدن نداری؟"
      اوه،خب هری جواب داد:"من هیچ وقت ویسکی نمیخوام. من قصد دارم اینجا بنشینم و منتظر پلیس باشم."

      بزرگ فکر کن
      " تقدیر" تقویم افراد عادی است …
      و
      "تغییر" تدبیر افراد عالی …

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • A آفلاین
        A آفلاین
        Ali 1
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Ali 1 انجام شده
        #12

        http://uupload.ir/files/a7j_۲۰۱۸۰۸۱۹_۱۸۱۰۰۹.jpg
        لن 30 سالش بود و موهای خیلی بلندی داشت. او در شهر بزرگی زندگی می کرد اما یکسالی بود که اونجا کاری پیدا نکرد بنابراین
        به یک شهر کوچکی رفت و دنبال کار می گشت او به شهرهای زیادی رفت اما کسی اونو نمیخواست
        او یه دوست قدیمی رو ملاقات کرد و دوستش بهش گفت اینجا مردم از موهای بلند خوششون نمیاد. دوستش بهش گفت
        چرا به یک آرایشگاه نمیری ؟ او میتونه موهات رو کوتاه کنه و میتونی چند تا کار پیدا کنی لن به آرایشگاه رفت و گفت:
        لطفا" بیشتر موهام رو کوتاه کن آرایشگر شروع کرد او برای مدت طولانی موهاش رو کوتاه کرد و سپس از لن پرسید
        برای مدت کوتاهی تو ارتش بودی؟ لن گفت بله بودم لن جواب داد چرا اینو پرسیدی؟ آرایشگر گفت بخاطر اینکه کلاهت رو پیدا کردم

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        1
        • 999 آفلاین
          999 آفلاین
          99
          اخراج شده
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #13

          قسمت7
          0_1534691387324_Screenshot_2018-08-19-19-34-39.png
          مایک در کشور زندگی میکرد، و یک باغچه بزرگ داشت. او سبزیجات و چند مرغ چاق را پرورش می داد.او تخم مرغ ها و گوشت آن ها را می فروخت واز فروش آن ها پول زیادی به دست می آورد.همسایه مایک نیز یک باغچه بزرگ داشت و او نیز سبزیجات و مرغ های چاق در آن داشت. یک حصار سیم( فنس) بین باغچه ها بود اما خیلی کهنه و قدیمی بود و مرغ ها گاهی اوقات حفره ای در فنس پیدا می کردند و از درون آن می رفتند. مایک ، یک فنس جدید بین باغچه خودش و باغچه همسایه اش می خواهد. بنابراین آقای بیگز آمد تا آن را بسازد. مایک به او گفت : لطفا فنس را از چوب محکم بساز . من یک حفره در آن می خواهم آن را به اندازه کافی بزرگ بساز که مرغ هایم وارد باغ همسایه ام شوند و سبزیجات او را بخورند اما برای او خیلی کوچک باشد که نتوانند به باغ من بیایند و سبزیجات من را بخورند!

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          2
          • D آفلاین
            D آفلاین
            Dr.Reyhaneh
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Dr.Reyhaneh انجام شده
            #14

            Hey! :))my lovely topic
            can i help you Mr? :))

            هی! تاپیک مورد علاقه من... :))
            می تونم کمکتون کنم جناب؟ :))

            همیشه یادت باشه، یه زمانی هم، باید زندگی کنی!

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            1
            • 3 آفلاین
              3 آفلاین
              3فاطمه2
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #15

              پارت 8
              زمستان بود.و خانوم هرمان ،میخواست برای انجام بسباری از خریدهایش تا روز شنبه منتظر بماند. هنگامی ک او(منظور خانوم هرمان)به مغازه ها نگاه میکرد همسرش هم همراهش بود و پول خرید ها رو پرداخت میکرد و بسته های خرید را با خود حمل میکرد.و جلوی مغازه ها بامیستاد و میگفت نگاه کن جو این زیبا نیست؟؟؟

              او سپس جواب داد :همه ای حق باارزش این چقدر است؟؟و اون هزینه را با پول خود پرداخت میکرد .
              وقتی ک انها از اخرین فروشگاه بیرون امدند هوا تاریک شده بودو اقای هرمان خسته شده بود و در فکر یک نوشیدنی خوب در کنار یک اتش گرم در خانه بود. ناگهان همسرش نگاهی ب اسمان کرد و گفت :نگاه کن جو چ ماه زیبایی
              و جو بدون وقفه گفت:و سوال کرد همه ای حق با ارزشش چقدر است.؟؟
              ببخشیدا اگه مشکلی داره من زبانم خوب نیست در ضمن یکم کم و زیادشده اونم چون جمله ای جایگزین خوب پیدا کنم برای همون.

              اقا من رفتم مدیر اخراجم کن

              _ 1 پاسخ آخرین پاسخ
              2
              • 3 3فاطمه2

                پارت 8
                زمستان بود.و خانوم هرمان ،میخواست برای انجام بسباری از خریدهایش تا روز شنبه منتظر بماند. هنگامی ک او(منظور خانوم هرمان)به مغازه ها نگاه میکرد همسرش هم همراهش بود و پول خرید ها رو پرداخت میکرد و بسته های خرید را با خود حمل میکرد.و جلوی مغازه ها بامیستاد و میگفت نگاه کن جو این زیبا نیست؟؟؟

                او سپس جواب داد :همه ای حق باارزش این چقدر است؟؟و اون هزینه را با پول خود پرداخت میکرد .
                وقتی ک انها از اخرین فروشگاه بیرون امدند هوا تاریک شده بودو اقای هرمان خسته شده بود و در فکر یک نوشیدنی خوب در کنار یک اتش گرم در خانه بود. ناگهان همسرش نگاهی ب اسمان کرد و گفت :نگاه کن جو چ ماه زیبایی
                و جو بدون وقفه گفت:و سوال کرد همه ای حق با ارزشش چقدر است.؟؟
                ببخشیدا اگه مشکلی داره من زبانم خوب نیست در ضمن یکم کم و زیادشده اونم چون جمله ای جایگزین خوب پیدا کنم برای همون.

                _ آفلاین
                _ آفلاین
                _F_SSU_
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #16

                MATAN
                no problem : )
                Im not good in english too : )
                its better that you use photo of part 8

                اشکالی نداره
                منم زبانم زیاد خوب نیست
                بهتر بود که عکسِ قسمت انتخابی تون رو هم میذاشتین : )
                .
                .
                انشاالله دفعه بعدی بزارین🙂

                3 1 پاسخ آخرین پاسخ
                3
                • ShameS آفلاین
                  ShameS آفلاین
                  Shame
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #17

                  0_1534705799362_1534680409740-_-resized (1).jpg

                  پارت 1

                  دیو! در کارخانه ای کار میگرد او همیشه صبح ها ساندویچ (برای خودش )درست میکرد.
                  بعد او ازدواج کرد پس فکر کرد الان زنم ازین به بعد برام ساندویچ میزاره .
                  روز اول زنش براش چند تا ساندویچ درست کرد و وقتی که دیو به خونه برگشت همسرش پرسید ازش ساندویچ ها چی شدن؟
                  اوه بله ... ولی تو برای من دو تا که نون گذاشته بودی فقط!
                  روز بعدش خانم جانش براش 4 تا ساندویچ درست کرد ولی دیو جان! بازم گفت که 4 تا کافی نیست(برای من).
                  روز سوم دختره براش 8 تا ساندویچ گذاشت ولی همون مقدارم براش کافی نبود پس روز بعدی یعنی روز چهارم زنش براش یه تکه بزرگ نون گذاشت و یه تیکه بزرگ گوشت رو گذاشت داخلش(بدون تیکه تیکه کردن).
                  عصری زن از شوهرش پرسید غذا چه طور بود؟
                  اوه بله جانم .. 2 تیکه نون که کافی نیست...

                  هیچ کس کامل نیست حتی خود تو

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  4
                  • _ _F_SSU_

                    متن جایگزین

                    ⚀توجه :
                    part 11
                    (هرکسی میخوان این قسمت رو ترجمه کنن ، ریپلای بزنن و اعلام کنن)

                    D آفلاین
                    D آفلاین
                    Dr.Reyhaneh
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #18

                    @F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه :) گفته است:

                    متن جایگزین

                    ⚀توجه :
                    part 11
                    (هرکسی میخوان این قسمت رو ترجمه کنن ، ریپلای بزنن و اعلام کنن)

                    نت در یه شهر کوچیک تو انگلستان زندگی می کنه. اون همیشه تعطیلاتش رو هم در انگلستان می گذرونه, اما سال قبل، اون با خودش فکر کرد که "من هیچوقت بیرون از این کشور نبودم. همه ی دوستان من به اسپانیا می رن، و این کار رو خیلی دوست دارن، پس امسال من هم به همونجا می رم."
                    اون در ابتدا به مادرید رفت و در هتل کوچیکی برای چند روز اقامت داشت. در صبح روز اول اون بیرون رفت تا پیاده روی کنه. در انگلستان مردم در سمت چپ رانندگی می کنن، اما در اسپانیا اون ها در سمت راست رانندگی می کردن. نت این مسئله رو فراموش کرده بود، و هنگامی که در امتداد یه خیابون شلوغ حرکت می کرد، یه دوچرخه به اون برخورد کرد و افتاد.
                    نت برای چند ثانیه روی زمین افتاده بود و بعد بلند شد و گفت:" من کجام؟"
                    مرد سالخورده ای که در طرف دیگه ی خیابون نقشه می فروخت و برای اولین بار نت رو ملاقات می کرد گفت:" نقشه ی شهر می خواید آقا؟"

                    همیشه یادت باشه، یه زمانی هم، باید زندگی کنی!

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    1
                    • M.anM آفلاین
                      M.anM آفلاین
                      M.an
                      مدیر
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط M.an انجام شده
                      #19

                      @F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه :) گفته است:

                      متن جایگزین

                      پارت 15
                      طی جنگ جهانی دوم سفر با هواپیما دشوار بود زیرا برای افراد مهم دولتی و ارتشی صندلی‌ها لازم بود.

                      اقای براون در طول جنگ برای دولت کار می‌کرد او یک غیرنظامی بود و کار بسیار سری انجام می‌داد بنابراین هیچ‌کس حق نداشت بفهمد که او چه قدر مهم است مگر چند نفر .

                      یک روز او مجبور شد به ادینبورگ پرواز کند تا در آنجا برای چند نفر برتر سخنرانی کند اما یک افسر ارتش مهم در دقیقه آخر به فرودگاه آمد و صندلی اقای براون به او داده شد و او نتوانست برای سخنرانی اش به شهر پرواز کند.

                      تا وقتی که به شهر نرسیده بود مامور عالی‌رتبه پی برد که مردی که صندلی او را گرفته بود یکی از سخنران هایی بود که به شهر آمده بود تا سخنرانی او را بشنود.

                      نکته : یک اشکال تایپی در متن کتاب هست : plane رو planc نوشته
                      کلمه سخت یا نا آشنای این متن برای من : civilian بود که به معنی غیر نظامی هست
                      به نظرم اگه کلمه های نا آشنای متن رو مشخص کنیم خوب میشه

                      چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                      _ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                      2
                      • elhame.HE آفلاین
                        elhame.HE آفلاین
                        elhame.H
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط elhame.H انجام شده
                        #20

                        متن جایگزین
                        مارک به سلمانی رفت و میخاست موهاشو کوتاه کنه اما وقتی از انجا خارج شد از نتیجه کار خوشحال نبود.وقتی که دوستش جرج اونو دید خدید و گفت.چ کارکردی با موهات مارک!مارک گفت من رفتم مدل شدم دریک سلمانی جدید امروز.دراول ب نطرامد که اون راضی نبود. حتی خیلی بدرتر!جرج موافقت کرد.گفت بله فکر درستیه ب مارک گفت چرا دریک وقت دیگهنمیری ارایشگاه و نگاه کنی ب ارایشگرهایز که مو کوتاه میکنن و پیداکنی ارایشگری روکه موهاتو اینطور خراب کرده.و بگی که چ کسی ماهمو اینطور خراب کرده.و مارک تکرار کرد اون حتما احمق بوده.!اوه نه این پاسخ درستی نیست.فکرمیکنید چ کسی کوتاه کرده موهای این مردو؟اون خودش نمیتونه کوتاه کنه.میتونه؟<br>
                        شخص دیگری موهاشو کوتاه کرده و اون باید بد ارایشگری باشه.باید بگی کی موهاشد کوتاه کرده

                        Don't be scared to close your eyes

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        2
                        • romisaR آفلاین
                          romisaR آفلاین
                          romisa
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #21

                          پارت 140_1534907664471_زبان ترجمه.jpg
                          آقای جانسون یه مرد پیر پولدار بود. اون توو یه خونه بزرگ با کلی خدمتکار زندگی میکرد اما همسرش مرده بود و اون هیچ بچه ای نداشت.
                          بعدش اون ناگهانی مرد و مردم گفتن خدمتکاراش اونو به خاطر پولش کشتن.
                          اما خدمتکاراش گفتن نه اون خودکشی کرده
                          پلیس اومد و از خدمتکارا سوالای زیادی پرسید و بعد چن هفته یه محاکمه بزرگ وجود داشت. 2 وکیل مشهور و چندین شاهد مهم وجود داشت.
                          اون روز (روز محاکمه ) یکی از وکیلها به یه شاهد گفت به من بگو اقای جانسون با خودش حرف میزد وقتی تنها بود ؟
                          شاهد فورا جواب داد: نمیدونم.
                          وکیل با عصبانیت تکرار کرد : نمی دونی ؟ اما تو بهترین دوستش بودی ، نبودی ؟چرا نمی دونی ؟
                          خدمتکار جواب داد : چون من کنارش نبودم وقتی که تنها بود.

                          بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          2
                          • _ _F_SSU_

                            0_1535014853663_english-language-learners_blog.jpg

                            سلام به آلاییهای %(#e84bb6)[گل]!

                            خوبین ؟ حال و احوالتون رو به راهه ؟
                            امیدوارم که روبه راه باشه !متن جایگزین
                            میخوایم یک کار %(#4b4be8)[گروهی] یا بهتر بگم ،
                            %(#52e84b)[دسته جمعی] انجام بدیم ؛ 😉
                            و زبان انگلیسیمون رو %(#c724b4)[تقویت] کنیم :smiling_face_with_sunglasses:

                            حتما میپرسین چه کاری متن جایگزین
                            یه کار باحال :face_savouring_delicious_food:
                            ترجمه ی داستانها و متون انگلیسی :smiling_face_with_sunglasses: و ...

                            چه طوری متن جایگزین
                            میگم بهتون :face_savouring_delicious_food:
                            ما اینجا یک کتاب یا یک نوشته رو انتخاب میکنیم و بسته به نوع کتاب بین خودمون تقسیم بندیش میکنیم متن جایگزین متن جایگزین

                            امیدوارم که برای هممون مفید واقع بشه متن جایگزین

                            متن جایگزین و اما چندتا %(#d55ced)[نکته] :

                            متن جایگزین. زدن این تاپیک‌، دالِ بر بلد بودن من نیست متن جایگزین
                            هدف اینه که کنار هم یادبگیریم .

                            متن جایگزین. برای تقویت و یادگیری هرچه بیشتر زبان ، و تثبیتش در ذهن ما
                            میدونیم که مکالمه نقش بسزایی داره.
                            پس میتونید [اختیاری]
                            حرفهاتون رو در این تاپیک به انگلیسی بگید ،متن جایگزین
                            چون موضوع اصلی "ترجمه" هست
                            لطفا برای مکالمه ای که انجام میدید ، ترجمه هم لحاظ کنید .متن جایگزین
                            ( از جمله قوانین اتاق فرمان هم هست :smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes: )

                            متن جایگزین. پیشاپیش از حضورتون تشکر میکنم : %(#31cc67)[بسیار متشکرم !] متن جایگزین

                            دانش-آموزان-آلاء
                            خیرین-کوچک-دریا-دل
                            فارغ-التحصیلان-آلاء

                            0_1535015139448_r30_9850552791024fb0696c9d83487a5581.jpg

                            EHSAN75E آفلاین
                            EHSAN75E آفلاین
                            EHSAN75
                            اخراج شده
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #22

                            _F_SSU_ در 📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟ گفته است:

                            سلام به آلاییهای گل
                            خوبین ؟ حال و احوالتون رو به راهه ؟
                            امیدوارم که روبه راه باشه : )

                            میخوایم یک کار گروهی یا بهتر بگم ،
                            دسته جمعی انجام بدیم ؛ 😉
                            و زبان انگلیسیمون رو تقویت کنیم .

                            چه کاری ؟
                            ترجمه ی داستانها و متون انگلیسی و ...

                            چه طوری ؟
                            یک کتاب یا یک نوشته رو انتخاب میکنیم ،بین خودمون تقسیم بندیش میکنیم ،
                            بسته به نوعِ کتاب ...

                            امیدوارم که برای هممون مفید واقع بشه 🙂

                            📎چندتا نکته :

                            1. زدن این تاپیک‌، دالِ بر بلد بودن من نیست 🙂
                              در کنار هم میخوایم ، یادبگیریم .

                            2. برای تقویت و یادگیری هرچه بیشتر زبان ، و تثبیتش در ذهن ما
                              میدونیم که مکالمه نقش بسزایی داره.
                              پس میتونید [اختیاری]
                              حرفهاتون رو در این تاپیک به انگلیسی بگید ،
                              چون موضوع اصلی "ترجمه" هست
                              لطفا برای مکالمه ای که انجام میدید ، ترجمه هم لحاظ کنید .
                              ( از جمله قوانین اتاق فرمان هم هست 🙂)

                            3. پیشاپیش از حضورتون تشکر میکنم : بسیار متشکرم !

                            دانش-آموزان-آلاء
                            خیرین-کوچک-دریا-دل
                            فارغ-التحصیلان-آلاء

                            It's perfect👌

                            _ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                            1
                            • EHSAN75E EHSAN75

                              _F_SSU_ در 📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟ گفته است:

                              سلام به آلاییهای گل
                              خوبین ؟ حال و احوالتون رو به راهه ؟
                              امیدوارم که روبه راه باشه : )

                              میخوایم یک کار گروهی یا بهتر بگم ،
                              دسته جمعی انجام بدیم ؛ 😉
                              و زبان انگلیسیمون رو تقویت کنیم .

                              چه کاری ؟
                              ترجمه ی داستانها و متون انگلیسی و ...

                              چه طوری ؟
                              یک کتاب یا یک نوشته رو انتخاب میکنیم ،بین خودمون تقسیم بندیش میکنیم ،
                              بسته به نوعِ کتاب ...

                              امیدوارم که برای هممون مفید واقع بشه 🙂

                              📎چندتا نکته :

                              1. زدن این تاپیک‌، دالِ بر بلد بودن من نیست 🙂
                                در کنار هم میخوایم ، یادبگیریم .

                              2. برای تقویت و یادگیری هرچه بیشتر زبان ، و تثبیتش در ذهن ما
                                میدونیم که مکالمه نقش بسزایی داره.
                                پس میتونید [اختیاری]
                                حرفهاتون رو در این تاپیک به انگلیسی بگید ،
                                چون موضوع اصلی "ترجمه" هست
                                لطفا برای مکالمه ای که انجام میدید ، ترجمه هم لحاظ کنید .
                                ( از جمله قوانین اتاق فرمان هم هست 🙂)

                              3. پیشاپیش از حضورتون تشکر میکنم : بسیار متشکرم !

                              دانش-آموزان-آلاء
                              خیرین-کوچک-دریا-دل
                              فارغ-التحصیلان-آلاء

                              It's perfect👌

                              _ آفلاین
                              _ آفلاین
                              _F_SSU_
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #23

                              EHSAN75
                              thanks .

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              3
                              • M.anM M.an

                                @F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه :) گفته است:

                                متن جایگزین

                                پارت 15
                                طی جنگ جهانی دوم سفر با هواپیما دشوار بود زیرا برای افراد مهم دولتی و ارتشی صندلی‌ها لازم بود.

                                اقای براون در طول جنگ برای دولت کار می‌کرد او یک غیرنظامی بود و کار بسیار سری انجام می‌داد بنابراین هیچ‌کس حق نداشت بفهمد که او چه قدر مهم است مگر چند نفر .

                                یک روز او مجبور شد به ادینبورگ پرواز کند تا در آنجا برای چند نفر برتر سخنرانی کند اما یک افسر ارتش مهم در دقیقه آخر به فرودگاه آمد و صندلی اقای براون به او داده شد و او نتوانست برای سخنرانی اش به شهر پرواز کند.

                                تا وقتی که به شهر نرسیده بود مامور عالی‌رتبه پی برد که مردی که صندلی او را گرفته بود یکی از سخنران هایی بود که به شهر آمده بود تا سخنرانی او را بشنود.

                                نکته : یک اشکال تایپی در متن کتاب هست : plane رو planc نوشته
                                کلمه سخت یا نا آشنای این متن برای من : civilian بود که به معنی غیر نظامی هست
                                به نظرم اگه کلمه های نا آشنای متن رو مشخص کنیم خوب میشه

                                _ آفلاین
                                _ آفلاین
                                _F_SSU_
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #24

                                @M-an در 📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟ گفته است:

                                کلمه سخت یا نا آشنای این متن برای من : civilian بود که به معنی غیر نظامی هست
                                به نظرم اگه کلمه های نا آشنای متن رو مشخص کنیم خوب میشه

                                موافقم

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                2
                                • 3 آفلاین
                                  3 آفلاین
                                  3فاطمه2
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #25

                                  0_1534845615467_lirm_۲۰۱۸۰۸۲۰_۲۲۱۶۱۷.jpg
                                  پارت12
                                  جیمی وقتی ک یه پسر بچه بود.اون ساعت مچی و ساعت های دیگه رو خیلی دوست داشت. اون وقتی 18 ساله شد برای خدمت ب ارتش رفت و پس از یک سال شروع به اموزش و درست کردن ساعت مچی ها کرد تعدادی از دوستانش ساعت مچی های شکسته را پیش او میاوردند و او برایشان درست میکرد و کاپیتان او درمورد کارر او شنیدته بود و پیش او رفت و گفت ساعت سازمان دیده بانی خراب شده میتوانی ان را تعمیر کنی لطفا؟ جیمی گفت بله اقا من میتوانم پس از چند روز ان را درست کنم کاپیتان.
                                  افسر پرسید من چقدر ب شما مدیون هستم؟گجیمی جواب داد و گفت یک پوند اقا.سپس او هم جعبع ای کوچکی را از جیبش بیرون اورد و گفت در اینجا 3 چرخ از ساعت شما هست من نمیتونم پیدا کنم مکانی برای انها زمانی من همه چیزو ببه عقب برگردوندم.

                                  اقا من رفتم مدیر اخراجم کن

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  3
                                  • _ آفلاین
                                    _ آفلاین
                                    _F_SSU_
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط _F_SSU_ انجام شده
                                    #26

                                    الاییهای گل که در ترجمه شرکت میکنن ،
                                    با توجه به نظر خوبی که داده شد
                                    بیایید از این به بعد کلماتِ جدید رو هم پایین ترجمتون بزارین.
                                    کار هم حرفه ای تر بشه 😎 !

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    3
                                    • Sorna2S آفلاین
                                      Sorna2S آفلاین
                                      Sorna2
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #27

                                      منم هستم

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      2
                                      • Sorna2S آفلاین
                                        Sorna2S آفلاین
                                        Sorna2
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط mohammadhassan انجام شده
                                        #28

                                        کاپیتان محتاط یک کشتی کوچک بایستی در امتداد یک خط ساحلی جدید که آن را نمیشناخت حرکت میکرد پس به دنبال یک ملوان زبده میگشت تا او را راهنمایی کند او به ساحل بندری که کشتی در آن مستقر بود رفت و تصور کرد که یک ماهیگیر محلی یکی از آنهاست(منظور یکی از ملوانان)و چون او(ماهیگیر) به پول نیاز داشت قبول کرد.کاپیتان او را به اتاق کنترل کشتی برد و به او اجازه داد تا کشتی را هدایت کند
                                        پس از نیم ساعت کاپیتان شک کرد که شاید او نمیداند چه کار میکند و یا نمیداند کجا میرود پس پرسید <مطمئنی که تو یک ملوان ماهر هستی؟>
                                        و او پاسخ داد<بله قطعا من سنگ جای تمام سنگ های اینجا رو میشناسم>
                                        ناگهان یک صدای ناگهان آمد و صخره ای به کف کشتی برخورد کرد
                                        و ماهیگیر اضافه کرد<این هم یکی از اوناست>

                                        متن جایگزین

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        2
                                        • romisaR آفلاین
                                          romisaR آفلاین
                                          romisa
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط romisa انجام شده
                                          #29

                                          متیو هابز 16 سالش بود . به مدت 5 سال توو یه مدرسه درس خوند و همیشه یه شاگرد بد بود. اون تنبل بود و با بقیه شاگردا دعوا می کرد ، با معلما بی ادب بود و از قوانین مدرسه پیروی نمی کرد . مدیر مدرسه سعی می کرد که با کاراش سازش کنه و بهتر رفتار کنه اما هیچوقت موفق نشد و این بدترین چیز بود.
                                          همزمان که متیو بزرگتر میشد یه تاثیر بد روی بچه های کوچیکتر میذاشت. سپس سرانجام متیو مدرسه رو ترک کرد . سعی کرد یه شغل توو یه شرکت بزرگ بگیره . مدیر شرکت به مدیر مدرسه نوشت تا پیداکنه چیزی که راجبه متیو بتونه بگه.
                                          مدیر مدرسه میخواست صادق باشه اما اون هم چنین نمیخواست خیلی احمق باشه. بنابراین اون نوشت : اگه شما میخواید که متیو هابز براتون کار کنه ، شما خیلی خوش شانسید
                                          0_1535367756350_2cub_۲۰۱۸۰۸۲۲_۱۵۵۱۲۱.jpg

                                          بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          2
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع