Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دروس
  3. زبان انگلیسی
  4. 📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟
به بچه های تجربی کمک میکنم
ForuharF
سلام دوستان سعید هستم از سال 99 با آلاخونه آشنا شدم و 1403 کنکور دادم الان دانشجو کارشناسی زیست شناسی سلولی و مولکولی دانشگاه مازندران هستم اگه بچه های تجربی نیاز به کمک داشتن، خوشحال میشم کمک کنم @تجربیا
سوال مشاوره ای
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
!!!لطفا کمکم کنید!!!
00MUZAN000
سلام دوستان.وقتتون بخیر.بنده تازه با آلا آشنا شدم و هنوز با ساختار آلاخونه آشنایی کامل ندارم.بنابراین اگه دیدین جایی سوتی دادم منو ببخشین.اما خب موضوع اصلی این نیست.دلم میخواست از افراد با تجربه یه راهنمایی ای بگیرم .بنده امسال دهم بودم و خب بخاطر وضعیت کشور و دلایل دیگه امسال نتونستم خوب و کامل برا کنکور دهم رو ببندم.معلمام هم خیلی خوب درس نمیدن و من همه جا دنبال فیلم آموزشی بودم تا با آلا آشنا شدم و خب یکم وضعیتم بهتره.معلما هم آروم درس میدن هم بعضی جاهارو درس نمیدن هم خیلی کم نکته میگن و کلا من امسال به نظرم از مدرسه خیلی کم بازدهی داشتم.خودمم یکم تنبلی کردم نخوندم.میخوام تابستون دهم رو مرور کنم و تست بزنم ولی خب دوتا مشکل برام پیش اومد:1.خیلی برای فیلم آموزشی دیدن و فهمیدن مفاهیم وقت کم دارم (چون تابستون دلم میخواد فقط تست بزنم)2.مدرسمون این آخر سالی داره اذیت میکنه و با یه عالمه امتحان و کلاسای بیخود و برنامه و.... خیلی وقتمو گرفته.تازه الان امتحانای نوبت هم یکم دیگه شروع میشه و برا اونا هم باید بخونم.آزمون های آزمایشی هم که انقد مدرسه بد درس داد که یک افت خیلی شدید داشتم . سردرگم شدم.نمیدونم اولویت هامو چطوری بچینم.برنامه ریزیم چطوری باشه.اول از چی شروع کنم تو این تایم کم.مثلا تا میام درس بخونم نمیدونم از چی شروع کنم.یه ربع فکر میکنم از چی شروع کنم فقط.انگیزم و اعتماد به نفسم به شدت پایینه.خیلی از دست خودم عصبانی و ناراحتم.همه اینا هر روز منو سردرگم تر میکنه.لطفا کسایی که تجربه دارن یه کمک ریزی بهم بکنن.ببخشید وقتتونو گرفتم ممنون میشم کمکم کنید.با تشکر.
سوال مشاوره ای
کنکور دوباره حین تحصیل
6
سلام عزیزان .من هنرستانی بودم و در امتحانات نهایی شرکت کردم تا سابقه تحصیلی ایجاد شه برام و کنکور بدم و کنکور هم دادم ولی سراسری قبول نشدم. با شرط معدل اومدم شمسی پور تهران کاردانی و ترم ۲ هستم. اگر بخوام دوباره کنکور ریاضی بدم باید چیکار کنم؟
سوال مشاوره ای
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
چگونه در دوران دانشجویی درس بخوانیم
RoverR
سلام و درود بر همه دانشجویان آلاخونه دوستان من از وقتی کنکورم تموم شده یک بار هم نشده که واقعا درس بخونم اصلا یادم رفته که درس خوندن چه شکلیه ترم اول هم که کلا مجازی شد امتحاناتمون باعث شد بدتر از درس فاصله بگیرم به قول یه دوستی اون قسمت از مغزم که مربوط به درس خوندنه رو از دست دادم اصلا هم هیچی برام مهم نیست انگار نه انگار قراره من امتحان بدم هیچکدوم از تکالیفم رو هم انجام نمی دم از اول ترم یه ذره هم درس نخوندم تو یه کلاس هم حاضر نبودم ( فیزیکی حاضر بودم ) یعنی گوش نمی دادم راهی برای بازگشت به صراط درس و مشق و تکلیف بهم یاد بدین شما چطوری بالاخره درس خوندین فکر نمی کردم یه روزی درس خوندن انقدر برام دشوار بشه @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی @f.nalist @هویججج @Maaah @Nilay @_-Psycho-_ @blue @mahdi.ek @Michael-Vey @Hhh-Hh و باقی دانشجویان درس خوان عزیز
دانشگاهی
گسسته|مربع لاتین
HakoH
Topic thumbnail image
گسسته
فیزیک دهم|تبدیل یکا
HakoH
Topic thumbnail image
فیزیک
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
فقط برای خودم!
HakoH
این تاپیک برای دل خودمه چون 1405 کنکور دارم خواستم بعد از این 2 سال که کنکور دارم تلاشمو بکنم اگه صعنتی شریف در اومدم که هیچ در نیومدم برم بمیرم من از سگ کمترم اگه شریف در نیام... پ.ن ممنون میشم بعد دوسال یه ریپی بزنی و بهم تبریک بگی ک.ه سگ شدم یا قبول شدم !
مشاوره تحصیلی
گسسته |پخش کردن مداد
HakoH
به چند طریق می توان ۵ مداد متفاوت را بین ۳ نفر توزیع کرد به شرط آن که به هر نفر حداقل ۱ مداد داده باشیم؟ @ریاضیا @دانش-آموزان-آلاء
گسسته
فیزیک دهم|چگالی
HakoH
Topic thumbnail image
فیزیک
واکنش فلز با اسید
HakoH
چرا فلزات در واکنش با اسید از کمترین ظرفیت خودشون استفاده میکنن؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
شیمی
رنگ اهک
HakoH
های وقتی به دریاچه ها اسید اهک اضافه می‌کنن آهک صورتیه یا کرمی ؟تو هر کتاب یه رنگه @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
فیزیک
R
سلاام من یه سوال داشتم خط مماسی که برای منحنی نمودار مکان_زمان میکشیم طولش چطوری تغییر میکنه، مثلا بعضی جاها بیشتره بعضی جاها کمتر این چطور مشخص میشه؟
فیزیک
داشته هامون 😍✨
در حال بارگذاری...د
سلام شبتون بخیر چطورین رفقا؟! میخام یه چالش بزارم، نمیدونم قبلا همچین تاپیکی بوده یا نه ولی خب من ایجاد کردم دیگه..!😁 رفقا بیاین یه متن بنویسیم و هر جملش با این کلمه شروع بشه: "چقده خوبه که.." و داشته هامونو بگیم و خدامونو واسه اینکه تو زندگیمون داریمشون شکر کنیم..!✨❤ مثلا متن خودم: چقد خوبه که میتونم واسه هدفام تلاش کنم... چقد خوبه که وسط ناامیدی زیاد، بازم امید دارم... چقد خوبه که عضو انجمن آلا هستم و کلی رفیق دارم... چقد خوبه که انسانیت درونمو حس میکنم.. چقد خوبه که پیتزا و شیرکاکائو با تی تاپ درمون دردامه... چقد خوبه که قیمه اختراع شده... چقد خوبه که میتونم برم بیرون و خونوادم و رفیقامو بغل کنم... چقد خوبه که سالمم... چقد خوبه که خونوادم کنارمن... چقد خوبه که میتونم خودمو کارامو انجام بدم... چقد خوبه که داداشم هوامو دارم... چقد خوبه که ... چقد خوبه که بدنیا اومدم...! :)))) خدا برای همه ی "چقد خوبه ها که" شکرت..! بیاین یبار هم که شده بجای نداشته هامون، داشته هامونو بگیم..! پ.ن: تاپیک رو زدم بخش مشاوره ای، چون فکر میکنم واسه روحیه مون خیلی خوب باشه..! @دانش-آموزان-آلاء @راه-ابریشم-پرو-زیست @تجربی @دوازدهم @ریاضی-فیزیک @انسانیا @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @راه-ابریشم-پرو-شیمی @راه-ابریشم-پرو-ریاضیات-ریاضی @راه-ابریشم-پرو-فیزیک-کازرانیان @راه-ابریشم-پرو-ریاضی-تجربی
سوال مشاوره ای
آلا
M
یادش بخیر سال 98-99 چقدر اینجا شلوغ بود . دیزاینش اون موقع بهتر بود ، چرا اینطوریش کردید اساتید ؟ اون موقع دوره اول نظام جدید بودیم فیلمای نظام قدیمارو از الا نگاه میکردیم. چت روم هم فکر کنم سال اولش بود. چقدر مفید بود برامون. دم همه مدیرا و معلمای آلا گرم. بچه‌ها اگر سوال مشاوره داشتید بپرسید تا جایی که بتونم کمک میکنم، درسی هم یه مقدار یادم مونده
سوال مشاوره ای
تاثیر معدل کنکور برای دانش آموزانی که دوازدهم فقط نهایی داشتن
D
سلام فارغ‌التحصیل 1401 هستم و میخواهم کنکور بدم آن زمان فقط دوازدهم نهایی بود و فقط همان نمره برگه هم تاثیر داشت در کنکور میخواستم بپرسم ماها یازدهم نهایی نبودیم چطور تاثیر معدل قطعی برامون لحاظ می شود دوباره باید امتحان بدیم یا فقط همان نمرات دوازدهم هست و آیا نمراتی که خود مدرسه هم امتحان گرفته مهم هست ؟ اون زمان نبود الان میخواستم بپرسم که تغییری کرده؟
سوال مشاوره ای
شروع از صفر تستی
Kiana 5K
سلام همگی من پایه یازدهم ریاضی هستم و سال ۱۴۰۶ کنکور دارم ، منطقه ۳ هستم، من امسال و سال دهم فقط تونستم در حد امتحانای مدرسه بخونم، و نتونستم خوب و کامل تست کار کنم چون میترسیدم تو امتحان نهایی یهو تستی بنویسم تراز های قلمچیم ما بین ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ هست کتاب تست هم دارم برای پایه یازدهم کلا قلمچی آبی دهم ریاضی و فیزیک و هندسه خیلی سبز یه شیمی جامع نشر الگو هم دارم تورو خدا کمکم کنید دارم از داخل از بین میرم..نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم.. معلممون میگه اگه نهایی ۱۹ به بالا بشین برین کنکور حتی ۳۰ درصد بزنین رشته تاپ قبولی من نمیدونم حرف کیو باور کنم
سوال مشاوره ای

📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده زبان انگلیسی
translateengliashترجمهزبان انگلیسی
38 دیدگاه‌ها 12 کاربران 1.8k بازدیدها 10 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • A آفلاین
    A آفلاین
    Ali 1
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Ali 1 انجام شده
    #12

    http://uupload.ir/files/a7j_۲۰۱۸۰۸۱۹_۱۸۱۰۰۹.jpg
    لن 30 سالش بود و موهای خیلی بلندی داشت. او در شهر بزرگی زندگی می کرد اما یکسالی بود که اونجا کاری پیدا نکرد بنابراین
    به یک شهر کوچکی رفت و دنبال کار می گشت او به شهرهای زیادی رفت اما کسی اونو نمیخواست
    او یه دوست قدیمی رو ملاقات کرد و دوستش بهش گفت اینجا مردم از موهای بلند خوششون نمیاد. دوستش بهش گفت
    چرا به یک آرایشگاه نمیری ؟ او میتونه موهات رو کوتاه کنه و میتونی چند تا کار پیدا کنی لن به آرایشگاه رفت و گفت:
    لطفا" بیشتر موهام رو کوتاه کن آرایشگر شروع کرد او برای مدت طولانی موهاش رو کوتاه کرد و سپس از لن پرسید
    برای مدت کوتاهی تو ارتش بودی؟ لن گفت بله بودم لن جواب داد چرا اینو پرسیدی؟ آرایشگر گفت بخاطر اینکه کلاهت رو پیدا کردم

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    1
    • 999 آفلاین
      999 آفلاین
      99
      اخراج شده
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #13

      قسمت7
      0_1534691387324_Screenshot_2018-08-19-19-34-39.png
      مایک در کشور زندگی میکرد، و یک باغچه بزرگ داشت. او سبزیجات و چند مرغ چاق را پرورش می داد.او تخم مرغ ها و گوشت آن ها را می فروخت واز فروش آن ها پول زیادی به دست می آورد.همسایه مایک نیز یک باغچه بزرگ داشت و او نیز سبزیجات و مرغ های چاق در آن داشت. یک حصار سیم( فنس) بین باغچه ها بود اما خیلی کهنه و قدیمی بود و مرغ ها گاهی اوقات حفره ای در فنس پیدا می کردند و از درون آن می رفتند. مایک ، یک فنس جدید بین باغچه خودش و باغچه همسایه اش می خواهد. بنابراین آقای بیگز آمد تا آن را بسازد. مایک به او گفت : لطفا فنس را از چوب محکم بساز . من یک حفره در آن می خواهم آن را به اندازه کافی بزرگ بساز که مرغ هایم وارد باغ همسایه ام شوند و سبزیجات او را بخورند اما برای او خیلی کوچک باشد که نتوانند به باغ من بیایند و سبزیجات من را بخورند!

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • D آفلاین
        D آفلاین
        Dr.Reyhaneh
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Dr.Reyhaneh انجام شده
        #14

        Hey! :))my lovely topic
        can i help you Mr? :))

        هی! تاپیک مورد علاقه من... :))
        می تونم کمکتون کنم جناب؟ :))

        همیشه یادت باشه، یه زمانی هم، باید زندگی کنی!

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        1
        • 3 آفلاین
          3 آفلاین
          3فاطمه2
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #15

          پارت 8
          زمستان بود.و خانوم هرمان ،میخواست برای انجام بسباری از خریدهایش تا روز شنبه منتظر بماند. هنگامی ک او(منظور خانوم هرمان)به مغازه ها نگاه میکرد همسرش هم همراهش بود و پول خرید ها رو پرداخت میکرد و بسته های خرید را با خود حمل میکرد.و جلوی مغازه ها بامیستاد و میگفت نگاه کن جو این زیبا نیست؟؟؟

          او سپس جواب داد :همه ای حق باارزش این چقدر است؟؟و اون هزینه را با پول خود پرداخت میکرد .
          وقتی ک انها از اخرین فروشگاه بیرون امدند هوا تاریک شده بودو اقای هرمان خسته شده بود و در فکر یک نوشیدنی خوب در کنار یک اتش گرم در خانه بود. ناگهان همسرش نگاهی ب اسمان کرد و گفت :نگاه کن جو چ ماه زیبایی
          و جو بدون وقفه گفت:و سوال کرد همه ای حق با ارزشش چقدر است.؟؟
          ببخشیدا اگه مشکلی داره من زبانم خوب نیست در ضمن یکم کم و زیادشده اونم چون جمله ای جایگزین خوب پیدا کنم برای همون.

          اقا من رفتم مدیر اخراجم کن

          _ 1 پاسخ آخرین پاسخ
          2
          • 3 3فاطمه2

            پارت 8
            زمستان بود.و خانوم هرمان ،میخواست برای انجام بسباری از خریدهایش تا روز شنبه منتظر بماند. هنگامی ک او(منظور خانوم هرمان)به مغازه ها نگاه میکرد همسرش هم همراهش بود و پول خرید ها رو پرداخت میکرد و بسته های خرید را با خود حمل میکرد.و جلوی مغازه ها بامیستاد و میگفت نگاه کن جو این زیبا نیست؟؟؟

            او سپس جواب داد :همه ای حق باارزش این چقدر است؟؟و اون هزینه را با پول خود پرداخت میکرد .
            وقتی ک انها از اخرین فروشگاه بیرون امدند هوا تاریک شده بودو اقای هرمان خسته شده بود و در فکر یک نوشیدنی خوب در کنار یک اتش گرم در خانه بود. ناگهان همسرش نگاهی ب اسمان کرد و گفت :نگاه کن جو چ ماه زیبایی
            و جو بدون وقفه گفت:و سوال کرد همه ای حق با ارزشش چقدر است.؟؟
            ببخشیدا اگه مشکلی داره من زبانم خوب نیست در ضمن یکم کم و زیادشده اونم چون جمله ای جایگزین خوب پیدا کنم برای همون.

            _ آفلاین
            _ آفلاین
            _F_SSU_
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #16

            MATAN
            no problem : )
            Im not good in english too : )
            its better that you use photo of part 8

            اشکالی نداره
            منم زبانم زیاد خوب نیست
            بهتر بود که عکسِ قسمت انتخابی تون رو هم میذاشتین : )
            .
            .
            انشاالله دفعه بعدی بزارین🙂

            3 1 پاسخ آخرین پاسخ
            3
            • ShameS آفلاین
              ShameS آفلاین
              Shame
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #17

              0_1534705799362_1534680409740-_-resized (1).jpg

              پارت 1

              دیو! در کارخانه ای کار میگرد او همیشه صبح ها ساندویچ (برای خودش )درست میکرد.
              بعد او ازدواج کرد پس فکر کرد الان زنم ازین به بعد برام ساندویچ میزاره .
              روز اول زنش براش چند تا ساندویچ درست کرد و وقتی که دیو به خونه برگشت همسرش پرسید ازش ساندویچ ها چی شدن؟
              اوه بله ... ولی تو برای من دو تا که نون گذاشته بودی فقط!
              روز بعدش خانم جانش براش 4 تا ساندویچ درست کرد ولی دیو جان! بازم گفت که 4 تا کافی نیست(برای من).
              روز سوم دختره براش 8 تا ساندویچ گذاشت ولی همون مقدارم براش کافی نبود پس روز بعدی یعنی روز چهارم زنش براش یه تکه بزرگ نون گذاشت و یه تیکه بزرگ گوشت رو گذاشت داخلش(بدون تیکه تیکه کردن).
              عصری زن از شوهرش پرسید غذا چه طور بود؟
              اوه بله جانم .. 2 تیکه نون که کافی نیست...

              هیچ کس کامل نیست حتی خود تو

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              4
              • _ _F_SSU_

                متن جایگزین

                ⚀توجه :
                part 11
                (هرکسی میخوان این قسمت رو ترجمه کنن ، ریپلای بزنن و اعلام کنن)

                D آفلاین
                D آفلاین
                Dr.Reyhaneh
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #18

                @F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه :) گفته است:

                متن جایگزین

                ⚀توجه :
                part 11
                (هرکسی میخوان این قسمت رو ترجمه کنن ، ریپلای بزنن و اعلام کنن)

                نت در یه شهر کوچیک تو انگلستان زندگی می کنه. اون همیشه تعطیلاتش رو هم در انگلستان می گذرونه, اما سال قبل، اون با خودش فکر کرد که "من هیچوقت بیرون از این کشور نبودم. همه ی دوستان من به اسپانیا می رن، و این کار رو خیلی دوست دارن، پس امسال من هم به همونجا می رم."
                اون در ابتدا به مادرید رفت و در هتل کوچیکی برای چند روز اقامت داشت. در صبح روز اول اون بیرون رفت تا پیاده روی کنه. در انگلستان مردم در سمت چپ رانندگی می کنن، اما در اسپانیا اون ها در سمت راست رانندگی می کردن. نت این مسئله رو فراموش کرده بود، و هنگامی که در امتداد یه خیابون شلوغ حرکت می کرد، یه دوچرخه به اون برخورد کرد و افتاد.
                نت برای چند ثانیه روی زمین افتاده بود و بعد بلند شد و گفت:" من کجام؟"
                مرد سالخورده ای که در طرف دیگه ی خیابون نقشه می فروخت و برای اولین بار نت رو ملاقات می کرد گفت:" نقشه ی شهر می خواید آقا؟"

                همیشه یادت باشه، یه زمانی هم، باید زندگی کنی!

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                1
                • M.anM آفلاین
                  M.anM آفلاین
                  M.an
                  مدیر
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط M.an انجام شده
                  #19

                  @F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه :) گفته است:

                  متن جایگزین

                  پارت 15
                  طی جنگ جهانی دوم سفر با هواپیما دشوار بود زیرا برای افراد مهم دولتی و ارتشی صندلی‌ها لازم بود.

                  اقای براون در طول جنگ برای دولت کار می‌کرد او یک غیرنظامی بود و کار بسیار سری انجام می‌داد بنابراین هیچ‌کس حق نداشت بفهمد که او چه قدر مهم است مگر چند نفر .

                  یک روز او مجبور شد به ادینبورگ پرواز کند تا در آنجا برای چند نفر برتر سخنرانی کند اما یک افسر ارتش مهم در دقیقه آخر به فرودگاه آمد و صندلی اقای براون به او داده شد و او نتوانست برای سخنرانی اش به شهر پرواز کند.

                  تا وقتی که به شهر نرسیده بود مامور عالی‌رتبه پی برد که مردی که صندلی او را گرفته بود یکی از سخنران هایی بود که به شهر آمده بود تا سخنرانی او را بشنود.

                  نکته : یک اشکال تایپی در متن کتاب هست : plane رو planc نوشته
                  کلمه سخت یا نا آشنای این متن برای من : civilian بود که به معنی غیر نظامی هست
                  به نظرم اگه کلمه های نا آشنای متن رو مشخص کنیم خوب میشه

                  چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                  _ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                  2
                  • elhame.HE آفلاین
                    elhame.HE آفلاین
                    elhame.H
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط elhame.H انجام شده
                    #20

                    متن جایگزین
                    مارک به سلمانی رفت و میخاست موهاشو کوتاه کنه اما وقتی از انجا خارج شد از نتیجه کار خوشحال نبود.وقتی که دوستش جرج اونو دید خدید و گفت.چ کارکردی با موهات مارک!مارک گفت من رفتم مدل شدم دریک سلمانی جدید امروز.دراول ب نطرامد که اون راضی نبود. حتی خیلی بدرتر!جرج موافقت کرد.گفت بله فکر درستیه ب مارک گفت چرا دریک وقت دیگهنمیری ارایشگاه و نگاه کنی ب ارایشگرهایز که مو کوتاه میکنن و پیداکنی ارایشگری روکه موهاتو اینطور خراب کرده.و بگی که چ کسی ماهمو اینطور خراب کرده.و مارک تکرار کرد اون حتما احمق بوده.!اوه نه این پاسخ درستی نیست.فکرمیکنید چ کسی کوتاه کرده موهای این مردو؟اون خودش نمیتونه کوتاه کنه.میتونه؟<br>
                    شخص دیگری موهاشو کوتاه کرده و اون باید بد ارایشگری باشه.باید بگی کی موهاشد کوتاه کرده

                    Don't be scared to close your eyes

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    2
                    • romisaR آفلاین
                      romisaR آفلاین
                      romisa
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #21

                      پارت 140_1534907664471_زبان ترجمه.jpg
                      آقای جانسون یه مرد پیر پولدار بود. اون توو یه خونه بزرگ با کلی خدمتکار زندگی میکرد اما همسرش مرده بود و اون هیچ بچه ای نداشت.
                      بعدش اون ناگهانی مرد و مردم گفتن خدمتکاراش اونو به خاطر پولش کشتن.
                      اما خدمتکاراش گفتن نه اون خودکشی کرده
                      پلیس اومد و از خدمتکارا سوالای زیادی پرسید و بعد چن هفته یه محاکمه بزرگ وجود داشت. 2 وکیل مشهور و چندین شاهد مهم وجود داشت.
                      اون روز (روز محاکمه ) یکی از وکیلها به یه شاهد گفت به من بگو اقای جانسون با خودش حرف میزد وقتی تنها بود ؟
                      شاهد فورا جواب داد: نمیدونم.
                      وکیل با عصبانیت تکرار کرد : نمی دونی ؟ اما تو بهترین دوستش بودی ، نبودی ؟چرا نمی دونی ؟
                      خدمتکار جواب داد : چون من کنارش نبودم وقتی که تنها بود.

                      بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      2
                      • _ _F_SSU_

                        0_1535014853663_english-language-learners_blog.jpg

                        سلام به آلاییهای %(#e84bb6)[گل]!

                        خوبین ؟ حال و احوالتون رو به راهه ؟
                        امیدوارم که روبه راه باشه !متن جایگزین
                        میخوایم یک کار %(#4b4be8)[گروهی] یا بهتر بگم ،
                        %(#52e84b)[دسته جمعی] انجام بدیم ؛ 😉
                        و زبان انگلیسیمون رو %(#c724b4)[تقویت] کنیم :smiling_face_with_sunglasses:

                        حتما میپرسین چه کاری متن جایگزین
                        یه کار باحال :face_savouring_delicious_food:
                        ترجمه ی داستانها و متون انگلیسی :smiling_face_with_sunglasses: و ...

                        چه طوری متن جایگزین
                        میگم بهتون :face_savouring_delicious_food:
                        ما اینجا یک کتاب یا یک نوشته رو انتخاب میکنیم و بسته به نوع کتاب بین خودمون تقسیم بندیش میکنیم متن جایگزین متن جایگزین

                        امیدوارم که برای هممون مفید واقع بشه متن جایگزین

                        متن جایگزین و اما چندتا %(#d55ced)[نکته] :

                        متن جایگزین. زدن این تاپیک‌، دالِ بر بلد بودن من نیست متن جایگزین
                        هدف اینه که کنار هم یادبگیریم .

                        متن جایگزین. برای تقویت و یادگیری هرچه بیشتر زبان ، و تثبیتش در ذهن ما
                        میدونیم که مکالمه نقش بسزایی داره.
                        پس میتونید [اختیاری]
                        حرفهاتون رو در این تاپیک به انگلیسی بگید ،متن جایگزین
                        چون موضوع اصلی "ترجمه" هست
                        لطفا برای مکالمه ای که انجام میدید ، ترجمه هم لحاظ کنید .متن جایگزین
                        ( از جمله قوانین اتاق فرمان هم هست :smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes: )

                        متن جایگزین. پیشاپیش از حضورتون تشکر میکنم : %(#31cc67)[بسیار متشکرم !] متن جایگزین

                        دانش-آموزان-آلاء
                        خیرین-کوچک-دریا-دل
                        فارغ-التحصیلان-آلاء

                        0_1535015139448_r30_9850552791024fb0696c9d83487a5581.jpg

                        EHSAN75E آفلاین
                        EHSAN75E آفلاین
                        EHSAN75
                        اخراج شده
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #22

                        _F_SSU_ در 📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟ گفته است:

                        سلام به آلاییهای گل
                        خوبین ؟ حال و احوالتون رو به راهه ؟
                        امیدوارم که روبه راه باشه : )

                        میخوایم یک کار گروهی یا بهتر بگم ،
                        دسته جمعی انجام بدیم ؛ 😉
                        و زبان انگلیسیمون رو تقویت کنیم .

                        چه کاری ؟
                        ترجمه ی داستانها و متون انگلیسی و ...

                        چه طوری ؟
                        یک کتاب یا یک نوشته رو انتخاب میکنیم ،بین خودمون تقسیم بندیش میکنیم ،
                        بسته به نوعِ کتاب ...

                        امیدوارم که برای هممون مفید واقع بشه 🙂

                        📎چندتا نکته :

                        1. زدن این تاپیک‌، دالِ بر بلد بودن من نیست 🙂
                          در کنار هم میخوایم ، یادبگیریم .

                        2. برای تقویت و یادگیری هرچه بیشتر زبان ، و تثبیتش در ذهن ما
                          میدونیم که مکالمه نقش بسزایی داره.
                          پس میتونید [اختیاری]
                          حرفهاتون رو در این تاپیک به انگلیسی بگید ،
                          چون موضوع اصلی "ترجمه" هست
                          لطفا برای مکالمه ای که انجام میدید ، ترجمه هم لحاظ کنید .
                          ( از جمله قوانین اتاق فرمان هم هست 🙂)

                        3. پیشاپیش از حضورتون تشکر میکنم : بسیار متشکرم !

                        دانش-آموزان-آلاء
                        خیرین-کوچک-دریا-دل
                        فارغ-التحصیلان-آلاء

                        It's perfect👌

                        _ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                        1
                        • EHSAN75E EHSAN75

                          _F_SSU_ در 📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟ گفته است:

                          سلام به آلاییهای گل
                          خوبین ؟ حال و احوالتون رو به راهه ؟
                          امیدوارم که روبه راه باشه : )

                          میخوایم یک کار گروهی یا بهتر بگم ،
                          دسته جمعی انجام بدیم ؛ 😉
                          و زبان انگلیسیمون رو تقویت کنیم .

                          چه کاری ؟
                          ترجمه ی داستانها و متون انگلیسی و ...

                          چه طوری ؟
                          یک کتاب یا یک نوشته رو انتخاب میکنیم ،بین خودمون تقسیم بندیش میکنیم ،
                          بسته به نوعِ کتاب ...

                          امیدوارم که برای هممون مفید واقع بشه 🙂

                          📎چندتا نکته :

                          1. زدن این تاپیک‌، دالِ بر بلد بودن من نیست 🙂
                            در کنار هم میخوایم ، یادبگیریم .

                          2. برای تقویت و یادگیری هرچه بیشتر زبان ، و تثبیتش در ذهن ما
                            میدونیم که مکالمه نقش بسزایی داره.
                            پس میتونید [اختیاری]
                            حرفهاتون رو در این تاپیک به انگلیسی بگید ،
                            چون موضوع اصلی "ترجمه" هست
                            لطفا برای مکالمه ای که انجام میدید ، ترجمه هم لحاظ کنید .
                            ( از جمله قوانین اتاق فرمان هم هست 🙂)

                          3. پیشاپیش از حضورتون تشکر میکنم : بسیار متشکرم !

                          دانش-آموزان-آلاء
                          خیرین-کوچک-دریا-دل
                          فارغ-التحصیلان-آلاء

                          It's perfect👌

                          _ آفلاین
                          _ آفلاین
                          _F_SSU_
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #23

                          EHSAN75
                          thanks .

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          3
                          • M.anM M.an

                            @F_SSU در قسمت بندیِ ترجمه :) گفته است:

                            متن جایگزین

                            پارت 15
                            طی جنگ جهانی دوم سفر با هواپیما دشوار بود زیرا برای افراد مهم دولتی و ارتشی صندلی‌ها لازم بود.

                            اقای براون در طول جنگ برای دولت کار می‌کرد او یک غیرنظامی بود و کار بسیار سری انجام می‌داد بنابراین هیچ‌کس حق نداشت بفهمد که او چه قدر مهم است مگر چند نفر .

                            یک روز او مجبور شد به ادینبورگ پرواز کند تا در آنجا برای چند نفر برتر سخنرانی کند اما یک افسر ارتش مهم در دقیقه آخر به فرودگاه آمد و صندلی اقای براون به او داده شد و او نتوانست برای سخنرانی اش به شهر پرواز کند.

                            تا وقتی که به شهر نرسیده بود مامور عالی‌رتبه پی برد که مردی که صندلی او را گرفته بود یکی از سخنران هایی بود که به شهر آمده بود تا سخنرانی او را بشنود.

                            نکته : یک اشکال تایپی در متن کتاب هست : plane رو planc نوشته
                            کلمه سخت یا نا آشنای این متن برای من : civilian بود که به معنی غیر نظامی هست
                            به نظرم اگه کلمه های نا آشنای متن رو مشخص کنیم خوب میشه

                            _ آفلاین
                            _ آفلاین
                            _F_SSU_
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #24

                            @M-an در 📌چه قدر بلدین ترجمه کنین ؟ گفته است:

                            کلمه سخت یا نا آشنای این متن برای من : civilian بود که به معنی غیر نظامی هست
                            به نظرم اگه کلمه های نا آشنای متن رو مشخص کنیم خوب میشه

                            موافقم

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            2
                            • 3 آفلاین
                              3 آفلاین
                              3فاطمه2
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #25

                              0_1534845615467_lirm_۲۰۱۸۰۸۲۰_۲۲۱۶۱۷.jpg
                              پارت12
                              جیمی وقتی ک یه پسر بچه بود.اون ساعت مچی و ساعت های دیگه رو خیلی دوست داشت. اون وقتی 18 ساله شد برای خدمت ب ارتش رفت و پس از یک سال شروع به اموزش و درست کردن ساعت مچی ها کرد تعدادی از دوستانش ساعت مچی های شکسته را پیش او میاوردند و او برایشان درست میکرد و کاپیتان او درمورد کارر او شنیدته بود و پیش او رفت و گفت ساعت سازمان دیده بانی خراب شده میتوانی ان را تعمیر کنی لطفا؟ جیمی گفت بله اقا من میتوانم پس از چند روز ان را درست کنم کاپیتان.
                              افسر پرسید من چقدر ب شما مدیون هستم؟گجیمی جواب داد و گفت یک پوند اقا.سپس او هم جعبع ای کوچکی را از جیبش بیرون اورد و گفت در اینجا 3 چرخ از ساعت شما هست من نمیتونم پیدا کنم مکانی برای انها زمانی من همه چیزو ببه عقب برگردوندم.

                              اقا من رفتم مدیر اخراجم کن

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              3
                              • _ آفلاین
                                _ آفلاین
                                _F_SSU_
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط _F_SSU_ انجام شده
                                #26

                                الاییهای گل که در ترجمه شرکت میکنن ،
                                با توجه به نظر خوبی که داده شد
                                بیایید از این به بعد کلماتِ جدید رو هم پایین ترجمتون بزارین.
                                کار هم حرفه ای تر بشه 😎 !

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                3
                                • Sorna2S آفلاین
                                  Sorna2S آفلاین
                                  Sorna2
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #27

                                  منم هستم

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  2
                                  • Sorna2S آفلاین
                                    Sorna2S آفلاین
                                    Sorna2
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط mohammadhassan انجام شده
                                    #28

                                    کاپیتان محتاط یک کشتی کوچک بایستی در امتداد یک خط ساحلی جدید که آن را نمیشناخت حرکت میکرد پس به دنبال یک ملوان زبده میگشت تا او را راهنمایی کند او به ساحل بندری که کشتی در آن مستقر بود رفت و تصور کرد که یک ماهیگیر محلی یکی از آنهاست(منظور یکی از ملوانان)و چون او(ماهیگیر) به پول نیاز داشت قبول کرد.کاپیتان او را به اتاق کنترل کشتی برد و به او اجازه داد تا کشتی را هدایت کند
                                    پس از نیم ساعت کاپیتان شک کرد که شاید او نمیداند چه کار میکند و یا نمیداند کجا میرود پس پرسید <مطمئنی که تو یک ملوان ماهر هستی؟>
                                    و او پاسخ داد<بله قطعا من سنگ جای تمام سنگ های اینجا رو میشناسم>
                                    ناگهان یک صدای ناگهان آمد و صخره ای به کف کشتی برخورد کرد
                                    و ماهیگیر اضافه کرد<این هم یکی از اوناست>

                                    متن جایگزین

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    2
                                    • romisaR آفلاین
                                      romisaR آفلاین
                                      romisa
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط romisa انجام شده
                                      #29

                                      متیو هابز 16 سالش بود . به مدت 5 سال توو یه مدرسه درس خوند و همیشه یه شاگرد بد بود. اون تنبل بود و با بقیه شاگردا دعوا می کرد ، با معلما بی ادب بود و از قوانین مدرسه پیروی نمی کرد . مدیر مدرسه سعی می کرد که با کاراش سازش کنه و بهتر رفتار کنه اما هیچوقت موفق نشد و این بدترین چیز بود.
                                      همزمان که متیو بزرگتر میشد یه تاثیر بد روی بچه های کوچیکتر میذاشت. سپس سرانجام متیو مدرسه رو ترک کرد . سعی کرد یه شغل توو یه شرکت بزرگ بگیره . مدیر شرکت به مدیر مدرسه نوشت تا پیداکنه چیزی که راجبه متیو بتونه بگه.
                                      مدیر مدرسه میخواست صادق باشه اما اون هم چنین نمیخواست خیلی احمق باشه. بنابراین اون نوشت : اگه شما میخواید که متیو هابز براتون کار کنه ، شما خیلی خوش شانسید
                                      0_1535367756350_2cub_۲۰۱۸۰۸۲۲_۱۵۵۱۲۱.jpg

                                      بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      2
                                      • romisaR آفلاین
                                        romisaR آفلاین
                                        romisa
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط romisa انجام شده
                                        #30

                                        هری یه صبح پیش مادرش اومد وقتی که مادرش درحال صبحونه خوردن بود به مادرش گفت هیچ کی توو مدرسه منو دوس نداره مادر ، نه معلما نه دانش آموزا حتی خدمتکارا و راننده ها هم ازم متنفرن !
                                        مادرش جواب داد :خب هری شاید تو با اونا خیلی خوب نیستی . اگه یه تعدادکمی از مردم یه شخصی رو دوس ندارن حالا دختر باشه یا پسر ، ممکنه اون شخص خودش مقصر نباشه اما اگه مردم زیادی دوسش ندارن معمولا اشتباهات زیادی وجودداره و اون شخص نیاز به تغییر داره
                                        هری جواب داد : من خیلی پیر شدم تا تغییر کنم . من نمیخوام برم مدرسه. مادرش جواب داد : احمق نباش هری برو گاراژ تا ماشینو بگیری تو خیلی خوبی تو هنوز چیزهای زیادی داری تا یاد بگیری بعلاوه اینکه تو هستی مدیر مدرسه.
                                        0_1535368524195_زبان.jpg
                                        پارت 18 و 19

                                        بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        2
                                        • mariiaM آفلاین
                                          mariiaM آفلاین
                                          mariia
                                          دانش آموزان آلاء
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #31

                                          Part 22:
                                          0_1535868155143_1535284155615-_-resized.jpg
                                          یک نویسنده مشهور که از ژاپن بازدید کرد دعوت شد تا در یک دانشگاه به یک گروه بزرگ از دانشجویان سخنرانی کند. او مجبور بود تا یک مفسر داشته باشد. در طی سخنرانی او یک داستان سرگرم کننده که برای مدت طولانی ادامه داشت
                                          ، گفت. در آخر او متوقف شد تا مترجم را را به ترجمه آن به زبان ژاپنی بگذراند و بسیار شگفت زده شد وقتی که این مرد در چند ثانیه انجام داد، پس از آن همه دانشجویان با صدای بلند خندیدند. پس از سخنرانی، نویسنده از مترجم برای کار خوب خود تشکر کرد و سپس به او گفت:"حالا لطفا به من بگویید که چگونه این داستان طولانی من را به چنین کوتاهی به ژاپنی ترجمه کردی؟" مترجم با یک لبخند پاسخ داد: من فقط گفتم:"سخنران محترم فقط یک داستان خنده دار گفت که همه شما بخندید، لطفا."

                                          بزرگ فکر کن
                                          " تقدیر" تقویم افراد عادی است …
                                          و
                                          "تغییر" تدبیر افراد عالی …

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          2
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع