-
نوشتهشده در ۴ آبان ۱۳۹۸، ۱۴:۰۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار الود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور -
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار الود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور -
mrf در این دنیا کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست -
نوشتهشده در ۵ آبان ۱۳۹۸، ۶:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saraa-66
ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین
آبروداری کن ای زاهد مسلمانی بس است -
@reza-a تو کز مهنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی -
نوشتهشده در ۵ آبان ۱۳۹۸، ۸:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saraa-66 یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش -
Rosa نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودم
که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی
نه سراغ من گرفتی نه سخن به نامه گفتی
به همان بهانه ای که،نشنیده ای ندائی -
Rosa نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودم
که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی
نه سراغ من گرفتی نه سخن به نامه گفتی
به همان بهانه ای که،نشنیده ای ندائینوشتهشده در ۵ آبان ۱۳۹۸، ۹:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@saraa-66 یک ذره وفا را به دو عالم نفروشیم
هر چند در این عهد خریدار ندارد -
نوشتهشده در ۵ آبان ۱۳۹۸، ۹:۵۰ آخرین ویرایش توسط Rosa انجام شده
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم -
Mahdyyy تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با حال پروانه ی من چه کردی -
Mahdyyy دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد