معماهای دیوانه کننده
-
سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند. تا آن ساعت را خریداری کنند...
بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.
این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان
شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد
و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)
حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود
این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان
هزار تومان باقیمانده کجاست ؟ -
معما تا جایی که شاگرد دوهزار تومان رو برای خود و سه هزار رو به آنها پس میدهد درست است اما مشکل اینجا وجود داره که وقتی نفری ۱۰۰۰ میگیرن در واقع نفری ۹۰۰۰ تومان پرداخته اند که ۹۰۰۰*۳=۲۷۰۰۰ و + ۲۰۰۰ میشه ۲۹۰۰۰ تومان!!!!
اشتباه همین جاست که نباید ۲۷ رو با ۲ جمع کرد و درواقع باید آنها رو از هم کم کرد.(۲۵+۲ تومان پول شاگرد =۲۷)
یعنی سه نفر ۳۰۰۰۰ تومان پول دادند که سه هزار تومان رو شاگرد به آنها برمیگرداند پس آنها ۲۷۰۰۰ تومان دادند که ۲۰۰۰ تومان رو شاگرد برداشته و ۲۵۰۰۰ هزار تومان رو بابت پول ساعت پرداخته اند. به همین سادگی
-
sonic
@sheyda-fkh- ساعت روی دیوار ۶:۱۵ بعدازظهر را نشان میدهد. در آیین نامه بالای پیشخوان نوشته شده که غذای اصلی تا ساعت ۳ بعدازظهر سرو میشود بنابراین، از آنجا که مرد دو ساعت آنجا بوده، پس نمیتوانسته غذایی سفارش بدهد زیرا ساعت سفارش غذا به پایان رسیده بوده
جزییات بیشتر : اگر آدم منطقی هستید، میتوانید این معماها را حل کنید!
-
معما تا جایی که شاگرد دوهزار تومان رو برای خود و سه هزار رو به آنها پس میدهد درست است اما مشکل اینجا وجود داره که وقتی نفری ۱۰۰۰ میگیرن در واقع نفری ۹۰۰۰ تومان پرداخته اند که ۹۰۰۰*۳=۲۷۰۰۰ و + ۲۰۰۰ میشه ۲۹۰۰۰ تومان!!!!
اشتباه همین جاست که نباید ۲۷ رو با ۲ جمع کرد و درواقع باید آنها رو از هم کم کرد.(۲۵+۲ تومان پول شاگرد =۲۷)
یعنی سه نفر ۳۰۰۰۰ تومان پول دادند که سه هزار تومان رو شاگرد به آنها برمیگرداند پس آنها ۲۷۰۰۰ تومان دادند که ۲۰۰۰ تومان رو شاگرد برداشته و ۲۵۰۰۰ هزار تومان رو بابت پول ساعت پرداخته اند. به همین سادگی
-
مردی مرده در خانه اش پیدا شد که در یکی از دستانش یک تفنگ و در دست دیگرش یه ضبط صوت وجود دارد ...
پلیس به محض رسیدن به محل وقوع حادثه ضبط صوت را پلی میکند
صدای ضبط شده مرد که می گوید " دیگر دلیلی برای زندگی ندارم و نمیتونم ادامه بدم " و بعد صدای شلیک گلوله شنیده میشود
پلیس به سرعت می فهمد که مرد خودکشی نکرده ...
چگونه !؟- فقط یکم فکر کنید سادست
- فقط یکم فکر کنید سادست
-
مردی مرده در خانه اش پیدا شد که در یکی از دستانش یک تفنگ و در دست دیگرش یه ضبط صوت وجود دارد ...
پلیس به محض رسیدن به محل وقوع حادثه ضبط صوت را پلی میکند
صدای ضبط شده مرد که می گوید " دیگر دلیلی برای زندگی ندارم و نمیتونم ادامه بدم " و بعد صدای شلیک گلوله شنیده میشود
پلیس به سرعت می فهمد که مرد خودکشی نکرده ...
چگونه !؟- فقط یکم فکر کنید سادست
@sheyda-fkh مُرده که نمیتونه ضبط صوت رو خاموش کنه پس چ جوری بعدش خاموش شده؟
پس قتل بوده نه خودکشی(: - فقط یکم فکر کنید سادست
-
مردی مرده در خانه اش پیدا شد که در یکی از دستانش یک تفنگ و در دست دیگرش یه ضبط صوت وجود دارد ...
پلیس به محض رسیدن به محل وقوع حادثه ضبط صوت را پلی میکند
صدای ضبط شده مرد که می گوید " دیگر دلیلی برای زندگی ندارم و نمیتونم ادامه بدم " و بعد صدای شلیک گلوله شنیده میشود
پلیس به سرعت می فهمد که مرد خودکشی نکرده ...
چگونه !؟- فقط یکم فکر کنید سادست
- فقط یکم فکر کنید سادست
-
@sheyda-fkh مُرده که نمیتونه ضبط صوت رو خاموش کنه پس چ جوری بعدش خاموش شده؟
پس قتل بوده نه خودکشی(: -
من به عنوان کسی ک بخواد خودکشی کنه اول یه تیر میزنم صدا تیر صبظ بشه بعدش نوار رو خاموش میکنم بعدش خودمو میکشم
مردم ازاری رو همیشه دوس داشتم -
من به عنوان کسی ک بخواد خودکشی کنه اول یه تیر میزنم صدا تیر صبظ بشه بعدش نوار رو خاموش میکنم بعدش خودمو میکشم
مردم ازاری رو همیشه دوس داشتمسوال پیش میاد ک میگن تو دیوونه ای دلیل نمیشه اون مقتولِ فرصیه شما
اینکار رو بکنه
دلایل متعددی داره
مثلا مثل من باشه
یا مثلا نمیخواسته خونوادش بفهمن کم اورده
بالاخره پدرِ الگوی بچهاش ... -
یک دکتر جراح و پسرش ، هنگام رانندگی تصادف می کنند. هر دو را اورژانس به نزدیکترین بیمارستان می رساند. پدر در راه رسیدن به بیمارستان در می گذرد اما پسرک زنده می ماند. پس از ورود به بیمارستان، دکتراورژانس بالای سر پسرک می آید و فریاد می زند: این که پسر من است !!!
چگونه ممکن است؟
. -
یک دکتر جراح و پسرش ، هنگام رانندگی تصادف می کنند. هر دو را اورژانس به نزدیکترین بیمارستان می رساند. پدر در راه رسیدن به بیمارستان در می گذرد اما پسرک زنده می ماند. پس از ورود به بیمارستان، دکتراورژانس بالای سر پسرک می آید و فریاد می زند: این که پسر من است !!!
چگونه ممکن است؟
.milad-am در معماهای دیوانه کننده گفته است:
یک دکتر جراح و پسرش ، هنگام رانندگی تصادف می کنند. هر دو را اورژانس به نزدیکترین بیمارستان می رساند. پدر در راه رسیدن به بیمارستان در می گذرد اما پسرک زنده می ماند. پس از ورود به بیمارستان، دکتراورژانس بالای سر پسرک می آید و فریاد می زند: این که پسر من است !!!
چگونه ممکن است؟
.دکتر جراح مادرش بوده؟
-
milad-am در معماهای دیوانه کننده گفته است:
یک دکتر جراح و پسرش ، هنگام رانندگی تصادف می کنند. هر دو را اورژانس به نزدیکترین بیمارستان می رساند. پدر در راه رسیدن به بیمارستان در می گذرد اما پسرک زنده می ماند. پس از ورود به بیمارستان، دکتراورژانس بالای سر پسرک می آید و فریاد می زند: این که پسر من است !!!
چگونه ممکن است؟
.دکتر جراح مادرش بوده؟
خانوم در معماهای دیوانه کننده گفته است:
milad-am در معماهای دیوانه کننده گفته است:
یک دکتر جراح و پسرش ، هنگام رانندگی تصادف می کنند. هر دو را اورژانس به نزدیکترین بیمارستان می رساند. پدر در راه رسیدن به بیمارستان در می گذرد اما پسرک زنده می ماند. پس از ورود به بیمارستان، دکتراورژانس بالای سر پسرک می آید و فریاد می زند: این که پسر من است !!!
چگونه ممکن است؟
.دکتر جراح مادرش بوده؟
آفرین
-
چگونه ممکن است فردی که نه خواهر ماست و نه برادرمان است فرزند واقعی(نه ناتنی) پدر و مادرمان باشد؟/
-