کافه کتاب❤️ (وقتی با خوندن هرکتاب یاد آلا میوفتی‌)


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    سلام 🍁 حالتون چطوره؟؟😍
    پاییزتون خوب پیش میره؟؟😍😘
    🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁

    پاییز زیباترین کتاب چهار فصله خلقت خداست با ورق های رنگارنگ با بوی خوش خرمالو ها و رنگ قرمز دانه های انار 🌹🍉

    راستش ما همیشه کم کتاب می‌خونیم هرچقدرم بگیم کتاب بخونیم و بخونید و بخوانند بازم ی عده میگن..
    هوف ما وقت نداریم
    کتاب؟
    اخه گرونه☹
    اما باور کنید خیلی ها حتی کتابخونه رو هم واسه کنکور عضو شدن!!

    میدونم که غول کنکور یقه هممون گرفته و نمیزاره تکون بخوریم و حتی جلد کتاب هارو نگاه کنیم❤☹

    ولی میخام بگم حتی دیدن کتاب ها و خوندن خلاصشو هم میتونه پاییزتون رنگی رنگی کنه

    راستش میترسم تاپیک قفل بشه و آدمین های جان بگن که تکراری هست(:

    ولی این بار موضوع فرق میکنه
    چون من هرکتاب که بخونم یاد یکی از بچه های انجمن میوفتم😁
    و این متفاوته دیگه نه؟ وقتی هرکدوم از ما بشیم نماد ی کتاب 🙈؟
    که باعث میشه اونی که حتی اسم کتابم نمیخونه حالا ترقیب بشه و بگه عه فلانی با این کتاب یاد من افتاده؟؟؟ 😳
    شایدم باعث بشیم ی دونه کتاب بیشتر خونده بشه😁❤

    پس تقاضام اینه که M.an مدیربانو جان مون این تاپیکو حداقل تا اخر پاییز قفل نکنن تا بتونیم
    ی مجموعه‌ جالب از کتاب و آدم ها داشته باشیم😁

    جالب میشه اگر آدم ها رو به کتاب تشبیه کنیم نه‌؟

    محکم بشینید کمربنداتون رو ببندید چون میخام ببرمتون وسط فصل پاییز😁🙈🍉🍁

    راستی
    چه خوب میشه که ریپلای رو تو دلی بزنید و اینجا ی مجموعه دست نخورده از آدمایی داشته باشیم که شبیه کتابان

    اسپم😁🔇

    و راستی مهم تر از همه ممنونم از Flight عزیزم که این پیشنهاد رو داد اگر بمونه تاپیک مدیون تو هستیم(:❤

    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    آقایون خانوما سلام😂😄😎❤

    حالتون چطوره؟! با کرونا چطورید 😥😨😷🤧
    این روزا که همه حبس شدیم تو خونمون😂 و جز درس خوندن کاری نداریم بهانه ی خوبیه که کتاب بخونیم❤
    امروز میخام ی کتاب متفاوت با فکر و نگاه متفاوت رو بهتون معرفی کنم❤
    خیلی وقته دنبال فرصت هستم واسه معرفیش و الان خوشحالم ❤

    کتاب : من ادواردو نیستم

    کتاب درباره شهیدی هست که از لحاظ جغرافیایی متفاوته اما...
    بیاین ی فنجون کتاب مهمونتون کنم❤

    یک فنجان کتاب☕☕
    مهرماه سال 1360 بود. عراق داشت با حمايت آمريكا بمب و موشك مي ريخت روي سر مردم ايران. نظامي، غيرنظامي، بزرگ، كوچك، همه را داشت مي كشت. ادواردو برداشت و رفت كاخ سفيد با مشاور امنيت ملي آمريكا ديدار كرد.

    به او گفت: «شماها مداخله گريد. شماها دشمن اصلي مردم ايرانيد. شماها قاتل اصلي مردم ايرانيد.» نترسيده بود آنجا بلايي سرش بياورند يا سرش را بكنند زير آب.

    بعدها داشت اين ماجرا را تعريف مي كرد. مي گفت: «آن روز كه رفته بودم كاخ سفيد و آن حرف ها را به مشاور امنيت ملي آمريكا مي زدم، او عكس امام را زده بود روي يك ديوار، يك كلت دستش گرفته بود و داشت با تير به آن مي زد!

    آن مقام آمريكايي شليك مي كرد و به من مي گفت ما تا اين مرد را از ميان بر نداريم، آرام نمي نشينيم.»

    خوشحالم که اسم این شخصیت رو آوردی❤
    @مليكاي-متحول تقدیم به خودت❤

    @دانش-آموزان-آلاء


  • همیار تجربی

    7878779846420378.jpg

    سلام دوستان y (755).gif
    قصد دارم یه کتاب روانشناسی خوب بهتون معرفی کنم 😃❤

    کتاب تا این حد مهربان نباش! (To Nice Own Good) بر تاثیرات "شخصیت مهربان" بر خویشتن و ارائه درک جدیدی از رفتارهای غالبا سازشکارانه افراد مهربان تمرکز دارد. آنانی که سعی دارند همواره جواب مثبت دهند... دائما خواسته‌ها و انتظارات خود را پنهان میکنند و طبعا دچار انزوا می‌شوند... خشمگین هستند اما می‌کوشند تا خود را آرام جلوه دهند و مسئولیت‌هایی را به خود تحمیل می‌کنند که اساسا در حد توان‌شان نیست. داک رابینسون (Duke Robinson)، این الگوی رفتاری را به زیان ما و دیگران می‌داند و معتقد است که "شخصیت دائما مهربان" همواره دچار احساس شکست، ناتوانی و عدم اعتماد به نفس است.
    در کتاب تا این حد مهربان نباش! اثر داک رابینسون، رفتار مهربانانه به عنوان خطاهای رفتاری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در این کتاب ما با رفتارهایی روبرو هستیم که شخصیت مهربان از روی حسن نیت انجام می‌دهد اما همین رفتارهای نیک‌منشانه تاثیر معکوسی بر روابط شخصیت مهربان با دیگران برجای می‌گذارد.

    قاچی از کتاب 🍉
    شما انسان مهربانی هستید و دائما سعی دارید تا رضایت خاطر دیگران را جلب کنید. چون چنین هستید، انتظاری از دیگران ندارید اما دائما می‌کوشید تا انتظارات آنان را برآورده کنید. اعصابتان را کنترل می‌کنید و از رنجاندن دیگران پرهیز دارید. اگر کسی از سر جهل بر شما یورش آورد، آرامش خود را حفظ می‌کنید و همواره برای ارائه پند و اندرز به دیگران، آماده هستید. اگر از رفتار و گفتار یکی از دوستان خود آزرده خاطر شوید، ابدا در مقام آزردن او بر نمی‌آیید. شما سخنی بر لب نمی‌آورید که باعث اندوه دیگران شود. به این ترتیب باید گفت: "شما واقعا انسان مهربانی هستید". زنان و مردان به یک اندازه در معرض خطر "شخصیت دائما مهربان" قرار دارند اما هریک با شیوه و دیدگاه متفاوتی با تعاملات اجتماعی همگام می‌شوند. فشارهای اجتماعی باعث شده تا زنان بیش از مردان ناگزیر به رفتار مهربانانه شوند...


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    جمعه 14 فوریه

    روزعاشقان کتاب 😍🌈

    سلام😀🌻
    حالتون چطوره 😍😍
    خوبین؟ خوشین؟ همه روز های خوب کنار هم جمع شدن:) ❤
    ولنتاین و روز مادر و حالا روز معرفی کتاب😍❤
    برای من بهترین هدیه کتابه ❤😎

    میخوام ی کتاب خیلی خوب بهتون معرفی کنم و بعد هم تقدیمش کنم به اونایی که واقعا دوسشون دارم از جمله خود تو که این پست رو میخونی 😍❤

    متن جایگزین
    کتاب شور زندگی
    نویسنده: ایروینگ استون
    ترجمه: مارینا بنیاتیان
    انتشارات: نشانه
    تعداد صفحات: ۷۲۵

    همون طور که از جلد و عکسو اسم کتاب معلومه کتاب درمورد ون گوگ هست
    همون نقاش فقیری که برای نامزدش گوشش رو برید و هدیه داد😐😂❤

    و اماااا

    زندگی‌نامه ونسان ون‌گوگ، شاید یکی از تلخ‌ترین و ماندگارترین زندگی‌نامه‌هایی باشد که می‌توانید در طول زندگی خود بخوانید. یک کتاب تلخ، اما به اعتقاد من بسیار زیبا.

    یک فنجان کتاب هدیه امروز من به شما:) ❤

    – خوب پس نمی‌‌شه بیست و پنج فرانک بهم قرض بدین؟ من واقعا به این پول احتیاج دارم! حتی یه تیکه نون بیات هم تو خونه ندارم.
    وایسن برووخ با شادمانی دست‌هایش را بهم مالید و گفت:
    – خوبه! خوبه! درست همونی که احتیاج داری! برات عالیه. با این وضع ممکنه بتونی یه نقاش از آب در بیای.
    ونسان پشتش را به دیوار تکیه داد. چنان ضعیف شده بود که نمی‌توانست بدون تکیه گاهی سرپا بایستد.
    – گرسنگی کشیدن چه چیزش عالیه؟
    – ون گوگ، گرسنگی می‌تونه برات بهترین چیز تو این دنیا باشه. باعث می شه رنج بکشی.
    – چرا این قدر دوست دارین ببینین من دارم رنج می‌کشم؟
    وایسن برووخ بر روی تنها چارپایه ای که در کارگاهش بود نشست. پاهایش را به روی هم انداخت و قلم مویش را که آغشته به رنگ قرمز یود به طرف آرواره ونسان نشانه گرفت.
    – برای اینکه ازت یه هنرمند واقعی می‌سازه. هرچه بیشتر زجر بکشی بیشتر قدر می‌شناسی. این آشیه که همه هنرمندهای درجه یک اونو خوردن. یه معده خالی بهتر از یه معده پره ون گوگ و یه دل شکسته بهتر از یه دل بشاش! هیچ وقت اینو فراموش نکن!
    – این حرف ها همش شر و وره وایسن برووخ، خودت هم اینو می‌دونی.
    وایسن برووخ چندبار قلم مویش را به طرف ونسان تکان داد و گفت:
    – ون گوگ اون کسی که هرگز مفلوک و بدبخت نبوده، چیزی برای نقاشی کردن نداره. خوشی فقط مخصوص حیوون هاست، فقط برای گاوها و تاجرها خوبه. چیزی که باعث شکوفا شدن یه هنرمند می‌شه درد و رنجه؛ اگه تو گرسنه، مایوس و بدبختی، برو خدا رو شکر کن، چون که خدا در رخمتش رو بروت باز کرده!
    – فقر انسان رو نابود می‌کنه.
    – بلع فقر ضعفا رو نابود می‌کنه ولی نه آدم‌های پر صلابت رو! اگه فقر بتونه تو رو از پا در بیاره پس تو آدم ضعیفی النفسی هستی و حقته که کله پا بشی.


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    سلام 😍
    بهمن ماهمون چطوره؟:)
    هوای سرد و برفی بهمن دلامون رو گرم کرده یا نه؟:)
    امروز براتون ی فنجون کتاب آوردم:) ❤☕
    لابه لای این دل خستگی‌ها و بی حوصلگی ها ی کتاب خوب حالتو خوب میکنه:) ❤
    هانریش بل رو هممون با عقاید دلقک می‌شناسیم:)
    ولی سیمای زنی در میان جمع به جرعت حتی دلچسب تر و قشنگ تر از عقایده:)

    اما داستان کتاب درباره ی:
    داستان زنی 48 ساله به نام لنی است. شخصیت لنی در جملات نخستین کتاب این‌گونه توصیف شده است :«قد او یک متر و هفتاد و یک سانتی‌متر و وزن او در حدود شصت و هشت کیلو و هشت صد گرم است؛ یعنی با اختلاف سیصد یا چهارصد گرم، وزن ایده‌آل برای چنین قدی. رنگ چشمانش چیزی است بین آبی تند و سیاه. انبوه موهای براق و بلوندش، که کمی به خاکستری می‌زند و او آن‌ها را به روی شانه‌هایش افشان می‌کند، به سرش حالتی می‌دهد که گویی کلاهی طلایی بر تارکش گذاشته باشند. این زن لنی فایفر نام دارد.»

    نکته جالب این کتاب بودن 125 تا شخصیتی هستن که حول زندگی این زن میگذره:)

    یک فنجون کتاب تقدیم شما❤☕
    در آن دوردست من زن و پسری باقی گذاشته‌ام که اگر پسرم از سد هزاران عواملی که می‌تواند موجب مرگش شود گذشته باشد باید امروز همین سنی را داشته باشد که شما دارید. لارویک من در 44 نوزده سال داشت، مسلما آن‌ها به سراغش رفتند ولی به کجا فرستادنش؟ بعضی اوقات فکر می‌کنم، برگردم و در آن‌جا مهم نیست... از خودم می‌پرسم آیا لاریسای من هنوز زنده است. لاریسای عزیزی که من در 45، در اولین موقعیتی که به دستم آمد، وقتی برای کندن محل نصب باتری‌ها به جبهه ارفت رفته بودیم، به او خیانت کردم.

    بعد مرا به کارخانه‌ای متعلق به موسسه کروپ در کونیگزبرگ فرستادند. دوازده ساعت کار در روز و یازده ساعت در شب؛ هر کس هر فرصتی گیرش می‌آمد، حتی در مستراح می‌خوابید. خوشا به حال کسی که موفق می‌شد لانه سگی پیدا کند و در آن دراز بکشد، البته در آن از لحاظ تنگی جا در زحمت بود ولی دست کم تنها بود. بدترین چیز این بود که کسی مریض می‌شد و یا این احساس را ایجاد می‌کرد که زیر کار دررو است. زیر کار دروها را تحویل گشتاپو می‌دادند و مریض‌ها، اگر واقعا دیگر قابل استفاده نبودند، تحویل اردوگاه‌های مرگ می‌شدند یا به بیمارستان‌هایی سپرده می‌شدند که چیزی از اردوگاه‌های مرگ کم نداشتند در هر صورت مرگشان حتمی بود. جیره غذایی در این بیمارستان‌ها دو لیتر سوپ آبکی و 25 گرم از معجونی به نام نان بود. این به اصطلاح نان مخلوطی بود از سپوس و کاه و خاک اره له شده؛ پوست گندم و خاک اره گلو را می‌خراشید و آزار می‌داد. واقعا نمی‌شد عنوان غذا به آن داد. قصد این بود که از بی‌غذایی اسیران مریض را نابود کنند.

    • کتاب امروز قدیم میشه به.... 😀
      @گونش ❤sheyda.fkh ❤

    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    چقدر دلم تنگ شده بود برات کافه کتاب!
    کم کم کرکره هارو بدیم بالا 😍

    رسیدیم آذر دلم نمیاد براتون پست نزارم!! 😍

    راهنمای دوست داشتنی بودن به روش آدری هپبورن 😎😍

    «آدری هپبورن» سال ‌هاست از میان ما رفته و مدام محبوب ‌تر می ‌شود چون هر روز بیش از گذشته مشخص می ‌شود جانشینی ندارد.
    کتابی که می ‌خوانید اما فقط درباره‎ی زندگی خانم آدری هپبورن نیست.
    ملیسا هلسترن در این کتاب مشهور و پر فروشِ بین ‌المللی ‌اش، کوشیده از میان گفته‌ ها و خاطرات ستاره‎ی "تعطیلی رمی" و "صبحانه در تیفانی"، از سال‌ های تلخ جنگ جهانی تا دوران آرامش در سوئیس، راه و رسم آدری ‎بودن و روش زندگی را بیرون بکشد، در ده فصلِ آکنده از زیبایی، مهربانی، ایمان، سرزندگی و امید. پیچیده شده در همان تصویر آشنایی که از او در خاطر داریم: یک بازیگر، یک خانمِ خانه‌، یک مادر، یک ستاره‎ی مد، مظهری از زن رشد یافته در شهر های مدرن قرن بیستم، و البته یک عاشق شکلات! خلاصه که کتابی است در این باره: «اگر بزرگ ‌ترین ستاره‎ی دنیا هم باشی، اول باید یاد بگیری قشنگ زندگی کنی!»

    @دانش-آموزان-آلاء
    حال دلتون خوب😍❤



  • IMG_۲۰۱۹۱۱۰۱_۱۷۰۲۵۱.png
    اغلبـ شازده کوچولو روخوندیمـ یا حداقلـ اسمش رو شنیدیمـ
    منـ تازه چهارمین کتابـ غیر درسی رو تمومـ کردمـ
    اما شازده کوچولو رو وقتی راهنمایی بودمـ خوندم
    و یادمه اینقدر دوسشـ داشتم ک تو ی دفتر دیگه با خط خودم نوشتمشـ
    همیشهـ اولین ها میمونن
    مثـ شازده کوچولو؛مثـ تــــو❤
    ی قاچ کتاب:
    شازده کوچولو گفتـ: ولی تو گریهـ خواهی کرد!

    روباه گفتـ: درستـ استـ.

    -پسـ حاصلی برای تو ندارد.

    -چرا دارد. رنگـ گندمـ زارها...

    سپسـ گفتـ:

    • برو دوباره گلـ ها را ببینـ. این بار خواهی فهمید که گلـ خودتـ در جهانـ یکتاستـ. بعد برای خداحافظی پیشـ منـ برگرد تا رازی به تو هدیهـ کنمـ.

    شازده کوچولو رفتـ و دوباره گلـ ها را دید. به آنها گفتـ:

    شما هیچ شباهتی به گلـ من ندارید، شما هنوز هیچـ نیستید. کسی شما را اهلی نکرده استـ و شما هم کسی را اهلی نکرده اید. روباه من هم مثلـ شما بود. روباهی بود شبیه صدهزار روباه دیگر. ولی من او را دوستـ خودمـ کردمـ و حالا او در جهانـ یکتاستـ.

    و گلـ ها سختـ شرمنده شدند.

    شازده کوچولو باز گفت:
    شما زیبایید، ولی جز زیبایی هیچـ ندارید. کسی برای شما نمی میرد. البته گلـ مرا هم رهگذر عادی شبیهـ شما می بیند. ولی او یکـ تنه از همه شما سر استـ، چونـ من فقط او را آبـ داده‌ام، چون فقط او را زیر حبابـ گذاشته‌امـ، چون فقط برای او پناهگاه با تجیز ساخته‌ام، چون فقط برای خاطر او کرم‌هایش را کشته‎ ام، چون فقط به گِله‌گزاری او یا به خودستایی او یا گاهی هم به قهر و سکوتـ او گوشـ داده‌ام. چون او گلـ من است.


  • اخراج شده

    موفقیت‌های طولانی مدت مثل پختن کیک با استفاده از خمیر‌مایه هستند. فرآیندهای کند، کسل‌کننده و طولانی به بهترین نتیجه ختم می‌شوند. و این موضوع در مورد زندگی شما هم صدق می‌کند.

    فعالیت، صنعت و شور و حرارت در هیچ قرنی در تاریخ مانند قرنی که اکنون در آن به سر می‌بریم قدر ندیده‌اند. مذهب جدید "گسیختن" ما را وادار می‌کند که مسیر حرفه‌ای‌مان، شرکتمان و حتی زندگی‌مان را بارها زیرورو کرده و از نو بسازیم. اکثریت بر این اعتقادند که تنها چنین صورتی می‌توانیم در عرصه رقابت باقی بمانیم. به‌طور مشابه، آدم‌های زیادی فکر می‌کنند که یک زندگی خوب مجموعه‌ای است از ماجراجویی‌ها، سفرها و نقل‌مکان‌ها. اما من فکر می‌کنم که برعکس این حالت درست است. زندگی هر چقدر آرام‌تر باشد، پربارتر است. برتراند راسل که در دورانی به مراتب آرام‌تر از حالا زندگی می‌کرد، نیز با این موضوع موافق بوده است
    زندگی آدم‌های بزرگ به‌جز در لحظه هایی اندک، هیجان‌انگیز نبوده است. سقراط هرازچندگاهی در یک ضیافت پرزرق‌وبرق شرکت می‌جست... اما بیش‌تر اوقات عمرش را در آرامش همراه با زنتیپی همسرش، می‌گذراند. عصرها قدم می‌زد و شاید در طول راه چندتا از دوستانش را ملاقات می‌کرد. در مورد کانت گفته شده که در تمام عمرش بیش از ده مایل از از کُنیگسبرگ دور نشد. داروین پس از سفرش به دور دنیا، تمام عمر باقی‌مانده‌اش را در خانۀ شخصی‌اش گذراند...

    کتاب:هنر خوب زیستن


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین
    روی ماه خداوند را ببوس
    سلام حالتون چطوره❤
    پاییز جان خوب پیش میره؟

    کتاب روی ماه خداوند را ببوس»، رمانی است در ۲۰ بخش که در سال ۱۳۷۹ در۱۲۰ صفحه توسط انتشارات نشر مرکز به چاپ رسیده و تاکنون بیش از سی بار تجدید چاپ شده است. این کتاب طی سال‌های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ در جشنواره قلم زرین به عنوان بهترین رمان برگزیده شده است.

    به نظرم کتاب خوب و ارزشمندی هست(:
    بخونید و لذت ببرید❤

    خلاصه داستان❤
    یونس که راوی داستان است برای رساله پایان‌نامه دکتری فلسفه خود موضوع خودکشی دکتر محسن پارسا و دلایل این حادثه و مرگ خودخواسته را انتخاب کرده و تا آخر داستان برای تکمیل این رساله درگیر حل این معماست. نامزدش ﺳﺎﻳﻪ، ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻱ ﻛﺎﺭﺷﻨﺎﺳﻲ ﺍﺭﺷﺪ ﺍﻟﻬﻴﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ موضوع پایان نامه‌اش در مورد «مکالمات خداوند و موسی» هست. ﻳﻮﻧﺲ ﻧﻪ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻣﺬﻫﺒﻲ دیگری ﺩﺍﺷﺖ ﻭلی ﺣﺎﻻ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻣﺬﻫبی‌اش ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﭼﻨﺎﻧ‌‌‌‌ﻜﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﻲ‌ﮔﻮﻳﺪ: ﻣﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻳﺮﻭﺯﻡ، ﻓﺮﻕ ﻛﺮﺩﻩ.

    و اما یک فنجان کتاب❤☕
    این سخت ترین کاریه که کسی می تونه در تمام زندگی اش انجام بده . وای یونس کشتن عشقی به خاطر عشق دیگه خیلی سخته . چرا مرا به اینجا کشوندی ؟ یونس تو حق نداشتی با من این کار رو بکنی . تو حق نداشتی منو عاشق بکنی و بعد همه چیز رو به هم بریزی

    خب شرکت کنندگان این هفته چالش ما😍
    athenaa
    @MaryaM-_-sh

    مارو یک کتاب مهمون کنید لطفا❤😇

    @دانش-آموزان-آلاء


  • دانش آموزان آلاء

    سلام امیدوارم حال همتون مخصوصا بهترین دوست من خوب باشه.مرسی از اقا _MILAD_ بابت دعوتشون.تابی قراره معرفی نم اسمش ...کنت دومونت کریستو...نوشته الکساندر دوما نویسنده مورد علاقه من هست.احتمالا سریالش روهم دیده باشید.کتابی جذاب که نشان دهنده دنیای بی رحم اطراف ماست ک چطوری یه ادم ساده و مهربون رو به منتقمی دلسنگ تبدیل میکنه.
    واما سخنان دیدیه دوکوئن عضو اکادمی گنکور:
    مونت کریستو بیش از ان ک از نسل عالیجنابان باشد از سلاله زنده ماندگان است.در وراءمرد اشرافی ک برای انتقام دسیسه میچیند باید ملاح جوانی را جستجو کرد ک ب چوب دکل فارائون چسبیده است .با توفان اقیانوس هند جنگیده است. پوست دستش را ب هنگام برافراشتن بادبان پاره کرده است و شاید از تب زرد و اسکورپوت رنج برده است.
    مردی که نا امیدی را شناخته. چهارده سال زندان را در شرایطی غیر انسانی از لحاظ جسمی و روحی درسیاهچال تاریک و نفرت انگیز قلعه دیف را تحمل کرده است.
    مونت-کریستو پیش ازانکه انتقام جویی خشن باشد عادلی با ظرافت است .همه بزرگی شخصیت او در همین است.این صفات است که از کنت دومونت-کریستو وزین ترین و انسانی ترین اثر الکساندر دوما را ب وجود می اورد.
    bc394f95-f47b-4129-8086-2a7a9cab6876-image.png
    ی قاچ کتاب:
    من جسد مردی بدبختم ک شما اورا در سیاهچال قلعه دیف زنده ب گور کردید.خداوند ب این جسد بیرون امده از گور نقابی از چهره کنت دو مونت-کریستو گذاشت .او را با الماس و طلا پوشاند تافقط امروز شما بتوانید اورا بشناسید.



  • متن جایگزین
    ممنونم از دعوتتون خوشبختم و خرسندم در این جمع کتابخوان وارد شدم با اینکه علاقه ای به کتاب ندارم ولی من هم رفتم یه دامن گل گلی و یه لاک مشکی برای معررفی کتاب خریدم و بعد متوجه شدم گوشی ندارم عکس بگیرم و این عکسو از اینترنت قرض گرفتم علی ای حال به دعوت شما لبیک گفته و همینجوری انگشت اشاره خورد را مانند یک زامبی روی دکمه کیبوردم میکشم تا بتونم این کتاب فوق خفن رو معرفی کنم پس آمادگی معرفی کتابِ ...گروه موزیک....
    بله افرین حسنی نگو یه دسته گل باشید کتابی که همگی باهاش خاطره داریم
    در زیر برشی از کتاب رو میذارم امیدوارم برید دنبال این کتاب و بخونید
    توی ده شلمرود، حسنی تک و تنها بود. حسنی نگو، بلا بگو، تنبل تنبلا بگو، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه و....

    مطمئنا بعد ها بخاطر این بامزگی هزاران لعنت به خودم میفرستم .
    دعوت میکنم از :اقا یا خانوم ِ @fre-que-nce که کتاب معرفی کنند اصلا نمیشناسم کی هستن


  • همیار تجربی

    charmisagh-600x750.jpg
    سلام دوستان قصد دارم یه کتاب خوب بهتون معرفی کنم 😊
    این کتاب خردنامه‌ى مردمان سرخ پوست است؛ مردمانى آگاه به ذات و خرد آدمى بودند. دون میگوئل روئیز، مردى از تبار تولتک ها، بومیانِ آمریکاى مرکزى است که با نگارش این کتاب سعى در انتقال مفاهیم والاى انسانى، از نسل‌هاى گذشته به نسل حاضر و آینده را دارد.
    قاچی از کتاب 🍉
    اهلی شدن و رویای سرزمین
    هر آنچه اکنون در این لحظه می بینید و می شنوید چیزی جز رویا نیست شما در این لحظه دارید رویا می بینید. شما در بیداری دارید رویا می بینید. 🌈
    رویا دیدن فعالیت مهم و عمده ذهن است و ذهن بیست و چهار ساعت در شبانه روز رویا می بیند . ذهن رویا می بیند هنگامی که مغز خواب است تفاوت در این است که وقتی بیدار است چهارچوبی مادی موجب می شود که اشیا رو به طریق خطی ادراک کنیم ...


  • اخراج شده

    IMG_20191025_185853.png

    تصور کن در مراسم تدفین خود شرکت کرده ای....
    تقریبا همه ی کسانی که در بستر مرگ قرار دارند وقتی بع زندگی گذشتته ی خود نگاه میکنند دوست دارند اولویت هایشان چیزهای دیگری می بود!
    شاید تفکر شرکت در مراسم تدفین خود برای
    بعضی ها کمی وحشتناک و دلهره آور باشد ولی این فرصت را به شما میدهد،درحالیکه هنوز فرصت داری تغییرات اساسی در زندگی خود بوجود بیاری،نگاهی به زندگی گذشته ی خود بیاندازی....

    انجام چنین کاری به تو یاد می دهد چه چیزی اولویت زندگی تو باشد و....

    کتاب: واسه جزئیات عرق نریز!

    در اپلکیشن طاقچه،به صورت صوتی(105 قسمت،دو سه دقیقه ای)میتونید دانلود کنید.


  • ادمین

    IMG_20190929_201119_601.jpg
    داستان یه زندگی پر فراز و نشیب و پر تلاش
    کتاب جالب و جذابیه 🙂
    ممنون از اونی که معرفیش کرد بهم revival
    تازه دوستامم خوندنش و این عکسو اون گرفته:)


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊

    سلام 😍 حالتون چطوره روزهای بارانی آبان چطور پيش میره 😋😍

    امروز کتابی رو میخام بهتون معرفی کنم که نمونه یک رمان اصیل ایرانی هست❤
    برنده جایزه ی بیست سال ادبیات داستانی ❤

    یک کتاب با قلم خیلی خیلی خوب جناب امیرخانی
    که روایتگر یک عشق پاک هست❤
    به شدت توصیه میشه

    خانواده فتاح ها از خانواده های ثروتمند و مذهبی تهران قدیم هستند . حاج فتاح دو نوه اش مریم و علی را بسیار دوست دارد و همیشه سعی می کند لوطی گری را به آنها یاد دهد . داستان بر محوریت علی فتاح می چرخد پسری بزرگوار که عاشق دختر کلفتشان به نام مهتاب است . در پی کشف حجاب مریم به فرانسه می رود و بعد از مدتی مهتاب نیز به پیش او می رود و علی همچنان عاشق است و مهتاب همچنان عاشق است و ....

    براتون یک فنجان کتاب هم گذاشتم☕😍

    •     ترسی ندارنه. من مثل ناموس ، چشمم به اش هست .
      

    خندیدم . معلوم نبود ناموس خود را می گفت یا ناموس مردم را !

    وقتی رفیق آدم چیزی از آدم خواست ، لطفش به این است که بی حکمت و بی پرس و جو بدهی . اگر حکمتش را بدانی که به خاطر حکمت داده ای ، نه به خاطر لوطی گری .

    تنها چیزی که حد نداره ، رفاقته!

    مملکت ما از دیار کفر پلیدتر است ! دست کم در کفرستان قاعده ای آزادی هست که هر کسی آن طور که خواست زندگی کند ، اما این جا اجبار است که آن طور که دیگ ران می خواهند ، زنده گی کنیم !

    نسخه صوتی این کتاب هم موجوده و شنیدنش خالی از لطف نیس😍❤
    نمونه صوتی من او❤

    اما دعوت شدگان به چالش😍☕

    دکتر جان انجمن❤😍
    romisa

    و جناب گادفادر 😁🌼
    @Milad91

    مارو ی کتاب مهمون کنید لطفا🌼❤😁🍊

    @دانش-آموزان-آلاء



  • 99ec74bc-9e2b-4f52-b850-f43d862a8043-image.png

    "من پیش از تو" و "من پس از تو" از جوجو مویِز و ترجمه مریم مفتاحی(میدونم تو شکل همش مشخصه :| )

    یکی از بهترین کتابایی که خوندم(البته بگم من فیلمشو دیدم 😂 ولی کتابشم تا یه جاهایی خوندم) جلد دومشو هم دنبالشم بگیرمش. درمورد داستانش هم خلاصه وار بگم که یه مردی به اسم ویل بر اثر تصادف فلج میشه و کلا از زندگیش ناامید میشه، بعد پدرمادرش میخواستن یه پرستار بگیرن براش که خانومی به اسم لوییزا میاد و قبولش میکنن و ماجراهایی که پیش میاد :| 😂

    یه تیکه از کتاب :

    در را باز کرد و من به بالابر سفیدرنگ از جنس فلز و پلاستیک خیره شدم که بالای وان حمام جمع شده بود. صندلی چرخ دار جمع شده ای هم در گوشه ی حمام به چشم میخورد. داخل گنجه ی کوچک نصب شده روی دیوار چندتا بسته نایلون بود که من از اینجا نمیتوانستم تشخیص بدهم که چه هستند. بوی مواد ضدعفونی کننده از هر طرف به مشام میرسید.
    خانوم ترینور در حمام را بست و رو به من کرد و گفت : دوباره یادآوری میکنم که ویل نباید هرگز تنها بماند. یک بار پرستار قبلی برای تعمیر ماشینش از خانه بیرون رفت. در این فاصله ویل به خودش آسیب رسانده بود.
    آب دهانش را قورت داد؛ گویی که تداعی این خاطره هنوز هم برایش عذاب آور بود.
    -جایی نمیروم.
    -البته که لازم است که استراحت کنی. فقط میخواهم تاکید کنم که بیش از 10 یا 15 دقیقه نباید او را تنها بگذاری. اگر کار ضروری داشتی میتوانی این زنگ را بزنی.

    _MILAD_ بیا اینجا هم یه سر بزن مرد:)

    @فاطمه-بانو ممنونم از دعوتتون


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    سلام آبان ماه مون چطوره؟؟، 😍❤
    مهر با همه مهربونی هاش رفت و آبان خوشگل و تازه مون رسید😍
    دیگ قراره دل آسمون برامون بباره و زمین پر از رنگی رنگی های نارنجی بشه❤😁
    🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊

    خب بخش اول چالش تموم شد
    خیلی خیلی ممنونم از اونایی که انجام دادن و دوستان دیگه که تصمیم دارن انجامش بدن

    خوشحالم که کتاب می‌خونیم و کتاب دوست داریم 😁🌼

    راستش توی این کتابخونه ی کوچیک جای چشم هایش بزرگ علوی خیلی خیلی خالی بود...
    خیلی رمان های دیگه هم هست که جاشون خالیه و کم کم باهم پرشون میکنیم 😍
    🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊
    **ماجرای کتاب چشمهایش داستان یکی از دوستداران نقاشی معروف به نام استاد ماکان است که به دنبال راز مرگ مشکوک استاد در تبعید است.

    آقای ناظم همان دوستدار استاد حدس میزند که راز مرگ استاد در یکی از تابلوهای ایشان است که خود استاد نام آن تابلو را چشمهایش نامیده است.

    مدل اثر زنی ست، پس آقای ناظم سعی می کند با پیدا کردن آن زن به تصویر کشیده شده در تابلو، به راز مرگ مشکوک دست پیدا کند…**
    🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊

    میگم این روز هوا سرده... نظرتون با یک فنجان کتاب چ طوره😁☕

    یک فنجان کتاب ☕
    درباره‌ گذشته قضاوت کردن کار آسانیست. اما وقتی خودتان در جریان طوفان می‌افتید و سیل غران زندگی شما را از صخره‌ای در دهان امواج مخوف پرتاب می‌کند، آنجا اگر توانستید همت به خرج دهید، آنجا اگر ایستادگی کردید، اگر از خطر واهمه‌ای به خود راه ندادید، بله، آن وقت در دوران آرامش، لذت هستی را می‌چشید.
    🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊🍊

    و اما دعوت شدگان به چالش😁🌼
    و مهمون های این هفته کافه کتاب 🌼😁

    خانوم ها و آقایان😁 لیدیز اند جنتلمنز این شماااا و این دو تن از بزرگان انجمن 😁

    آقایان برنوسی و سلطانی مهمان این هفته ی کافه کتاب😁😁😁

    Amir.Bernousi
    revival
    https://forum.alaatv.com/post/902388
    مارو یه داستان مهمون کنید لطفا🌼☕🌼

    به جان خودم شرکت نکنید ناراحت میشم😐😂😁
    @دانش-آموزان-آلاء


  • اخراج شده

    سلااام
    مرسی دلارامم که منو دعوت کردی😍🌸💜dlrm و البته ببخشید که دیر شد🙊😑
    خیلی فک کردم چه کتابیو معرفی کنم چون گزینه های زیادی بود ک عالی ام بودن از نظرم و آخرش تصمیم گرفتم کتابی که همین الان درحال خوندنشمو معرفی کنم
    71177066_174245447043162_4300291998878869291_n.jpg
    قانون توانگری
    نوشته ی کاترین پاندر ، ترجمه گیتی خوشدل

    برای معرفی کتاب فک میکنم متن پشت جلدش کفایت کنه:
    "قانون خلاقیت این است که به جای اینکه آرزوهای دیرین خود را با این بهانه که رویاهایی محال هستند سرکوب کنید،به طوری سازنده به آنها بنگرید.یعنی بدانید که آرزوهای راستین شما چیستند،و آنگاه از آرزوهایتان فهرستی تهیه کنید.به طور منظم به سراغ آنها بروید و در صورت لزوم آنهارا عوض یا جابه جا کنید.وقتی آرزوهایتان را مینویسید،جایگاه ذهنی آنها نیز منظم میشود."
    میخواهم بار دیگر وعده گوته را به یادتان آورم:《انجام آنچه را که میتوانییا می اندیشی که میتوانی،آغاز کن!در جسارت،نبوغ و اقتدار و اعجاز نهفته است》

    البته من خوندن این کتابو بعد از کتاب °●چهار اثر از فلورانس اسکاول شین●° پیشنهاد میکنم که فکر میکنم خیلیا باهاش آشنایی دارن
    امیدوارم خوندن این کتاب بتونه مسیر زندگیتونو تغییر بده:)

    @فاطمه-بانو مرسی بابت تاپیک خوبت:)



  • کتاب-کیمیاگر.jpg

    کتابی ک میخام معرفیش کنم و خیلی دوسش دارم کیمیاگر پائلوکوئیلوست.

    خب این کتاب خیلی جذابه و حالت رمان مانند داره در قالب داستان حرفای اصلیش رو نویسنده زده .البته باید چندین و چند بار بخونیش تا مفهوم اصلیش رو بفهمی من هنوزم ک هنوزه کامل خیلی چیزا رو متوجه نشدم. نویسنده توی این کتاب درمورد طرحالهی زندگی یا افسانه شخصی صحبت میکنه ک همون هدف ما از زندگی یا ب دنیا امدنه رسالتی ک داریم چون میدونید هیچکس بی دلیل پاش رو روی زمین نذاشته .
    یک قاچ نه بلکه چندین قاچ از این کتاب.

    روح جهان از خوش‌بینی انسان‌ها تغذیه می‌شود یا از بدبختی، ناکامی و حسادت آن‌ها. تحقق بخشیدن به افسانه شخصی یگانه وظیفه آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است و هنگامی که آرزوی چیزی را داری، سراسر کیهان همدست می‌شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.

    قاچ دوم

    سانتیاگو برای رسیدن به گنجی که در خواب به آن الهام شده بود باید به یک سرزمین خیلی دور میرفت. همچنین در این مسیر درگیر سختی ها و چالش هایی نیز بشود.

    او زمانی که میخواست به دنبال هدف خود برود ، دو راه در پیش رو داشت. یکی اینکه چوپانی کند و به زندگی زیبای خود ادامه دهد یا اینکه از محدوده امن خود خارج شده و برای خواسته اش تلاش کند. اما او انتخاب کرد که به سمت رویاهایش قدم بردارد و آن هارا بدست آورد.

    رویاهای ما هدف های واقعی زندگی ما هستند و عشق راستین ما به کار ها و پدیده های مختلف را نشان میدهند. پس اگر خواستار شادی و موفقیت هستیم باید اهداف خود را بر اساس آن ها انتخاب کنیم.
    قاچ سوم
    نکته خیلی مهم این است که ، بعضی وقت ها، چیزهایی که دنبالش هستیم، همانجایی است که شروع کردیم.

    سانتیاگو در یک شب در کلیسایی متروکه و در خواب به او الهام شد که گنجی آن سوی دریا انتظار اورا میکشد ؛ غافل از اینکه گنج در همان جایی بود که در آن خوابیده بود. بعضی اوقات در زندگی واقعی نیز همین اتفاق می افتد. در واقع بعضی اوقات ، هرآنچه که در پی آن هستیم جایی در نزدیکی ماست؛ و ما باید فقط آن را ببینیم.

    و در اخر مرسی از فاطمه بانو بخاطر این تایپک خیلی تایپیک خوبیه.
    مرسی از عمه دلی ناظم ک دعوتم کرده و نخسته1534232474452-fav11.gif

    قوربان شما ققنوس



  • 63764a6a-d81b-43ee-b0bb-95a7e43999eb-image.png

    کتابی که امروز اتفاقی تو برنامه کتاب باز دیدمشُ تصمیم گرفتم بخونمش (فیلمشم هس )

    ✨ کتاب شگفتی ✨

    khengoolestan_joda_konande-17.gif

    • راجب یه پسره به اسم آگوست پالمن که ده سالشه و به یه بیماری مادرزادی (سندرم تریچر کالینز) مبتلاعه و چهره ی زشتی داره و یه کلاه میزاره سرش
      آگوست به خاطر چهره‌ی متفاوتش به مدرسه نرفته و تا ده سالگی در خانه درس خوانده است. ماجرای اصلی داستان از زمانی شروع می‌شود که آگوست برای شروع کلاس پنجم وارد مدرسه می‌شود. حالا او با چالش جدیدی از زندگی‌اش مواجه می‌شود. او به این فکر می‌کند که چرا رفتار بقیه‌ی با او عادی نیست و همکلاسی‌هایش مرتب او را مسخره می‌کنند، این رفتارها برای او آزاردهنده است. در ادامه آگوست با زبان ساده و کودکانه‌اش از ترس‌ها، دوستی‌ها و دغدغه‌هایش در مدرسه می‌گوید....

    می‌دانم یک پسر ده ساله‌ی عادی نیستم. خب، البته کارهایم عادی ومعمولی‌اند. بستنی می‌خورم. دوچرخه سواری می‌کنم. توپ بازی می‌کنم و یک ایکس باکس (۲) دارم. ظاهرا این جور کارها باید از من بچه‌ای عادی بسازند؛ به خصوص که از نظر شخصیتی هم شبیه بچه های عادی هستم. با وجود این، می‌دانم که هیچ بچه‌ی عادی‌ای باعث نمی‌شود که سایر بچه‌های عادی توی زمین بازی، به محض دیدنش جیغ بکشند و فرار کنند. می دانم که هیچ بچه‌ی عادی‌ای، هرجا که پا می گذارد، سایر بچه های عادی چهارچشمی به او خیره نمی‌شوند.

    اگر یک چراغ جادو گیر می‌آوردم که می توانست فقط یک آرزویم را برآورده کند، آرزو می‌کردم قیافه‌ای عادی داشته باشم، تا دیگر هیچ کس به من زل نزند! آرزو می‌کردم بتوانم توی خیابان راه بروم، بی آنکه مردم با دیدنم روی شان را برگردانند!به هرحال، فکر می‌کنم من فقط به این دلیل عادی نیستم که هیچ کس مرا عادی نمی‌بیند. ولی حالا دیگر کم وبیش به این چیزها عادت کرده‌ام. یاد گرفته‌ام وانمود کنم که نمی‌بینم ......

    khengoolestan_joda_konande-17.gif


  • ناظم تجربی

    CYMERA_20191021_154409.jpg



    آقا به نام خدا 😍 این عمه دلیست که به این چالش دعوت شده 😎 از جاتون تکون نخورین😎
    😏
    خیلی ازت ممنونم فاطمه بانوی قشنگم واسه اینکه قابل دونستی و منو به عنوان اولین نفر دعوت کردی🌈🌸 (بخدا اگه کس دیگه ای دعوتم نکنه میام میزنمتون😂)
    راستش خیلیییی فکر کردم که چه کتابی رو معرفی کنم خیلی فکر کردم و آخرشم رسیدم به کتاب مورد علاقم:) کتابی که توی بدترین حال روحی و بدترین روزا شروع کردم به خوندنش و همون دومین صفحه کلمه ی بهارنارنجش توی چشام شروع کرد به رقصیدن:)
    اسم کتاب همون طور که مشخصه
    🌼🌸بار دیگر شهری که دوست می داشتم🌸🌼
    از یه خفن که خوب بلده از کلمه ها استفاده کنه خوب جمله بندی میکنه و خوب دل آدمو میلرزونه... 🙂
    ⭐نادر ابراهیمی⭐

    دعوتتون میکنم یه قاچ از کتاب رو بخونین و مجبورتون میکنم که عاشقش بشین و باااید که بخونینش😂❤
    نه جدی.... به نظرم از دلش بر آمده که به دل دلارام نشسته:)💛


    🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
    بر نزدیک ترین کسان خویش، آن زمان که مسیحا صفت به سوی تو می آیند، بشور.
    تمام آنها که دیوار میان ما بودند انتظار فرو ریختن عذابشان می داد.کسانی بودند که میخواستند آزمایش را بیازمایند; اما من، از دادرسی دیگران بیزارم هلیا.
    در آن طلا که محک طلب کند شک است.شک چیزی به جای نمیگذارد.
    مهر ، آن متاعی نیست که بشود آزمود و پس از آن، ضربه ی یک آزمایش به حقارت آلوده اش نسازد.
    عشق، جمع اعداد و ارقام نیست تا بتوان آن را به آزمایش گذاشت، باز آن ها را زیر هم نوشت و باز آن ها را جمع کرد.
    آنچه من می شنیدم آنچه می گفتند نبود:)
    کلمات در فضا دگرگون می شد و آنچه به گوش من می ریخت با کشنده ترین زهر ها آلوده بود 🙂
    در برابر من، زنان، مردان، کودکان و ابزار ها سخن می گفتند.
    شهری مرا سنگسار می کرد. 🙂
    مردم یک شهر مرا دشنام می دادند.
    شهری که دوست می داشتم:)
    و مردمی که پیش از این ایشان را بار ها ستوده بودم... 🙂


    🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻


    کتاب، کتاب‌ِ تلخی‌ِ....از این کتابا که دمای بدن ادمو کم و زیاد میکنه...باخوندن این کتاب سردم میشد... دلم میگرفت ولی راضیم:) تعداد صفحه ی زیادیم نداره
    از اونجایی که هم واسش خوندم یه صفحه از کتاب رو هم خیلی توی اون روزا هوامو داشت و خیلی کرگدنه و کرادت خونش خیلی بالاس و دور از انتظارم نیست که به یاد کی 😂😂😂💓
    @m__saDra__b 😂💓 کرگدن‌ِ پرطمتراق😂 شایدم تمطراق😂


    دعوت میکنم از....

    اکالیپتوس 😍💖
    marzyeh78 💖😚
    ققنوس 😀💖
    MOHAMMAD80 😎💎
    Dr-acula 😎✨


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    سلام میخام دعوتتون کنم به ی چالش❤
    هرکس هرکتابی که خونده و ممکنه خوشش اومده باشه
    یا یاد کسی افتاده باشه رو میتونه
    با این شرایط معرفی کنه و اون فرد وزیرش تگ کنه

    هرکس هم که تگ میشه باید این چالشو انجام بده و براش سه روز وقت داره❤

    • شرایط هم به این شکله
      یک عکس از کتاب داریم
      بعد شما نظرتون رو حداکثر داخل ی بند درمورد کتاب میگید
      یک قاچ کتاب مارو مهمون میکنید و بعد اسم اون فرد رو زیرش تگ میکنید ❤

    من باخوش ذوق ترین انجمن شروع میکنم❤
    dlrm

    لطفا اسپم ندید پستی که میزارید فقط این شرایط رو داشته باشه❤
    ممنونم 🍊🌼

    @دانش-آموزان-آلاء
    @دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا
    @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
    @ادمین


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    سلام حالتون چطوره؟؟
    آخرین روزای مهر چطور پیش میره؟؟🌼
    🍊🍊🍊🍉🍊🍉🍊🍉🍊🍉🍊🍉🍊🍉🍊🍉🍊

    امروز اومدم ی کتاب محشر رو بهتون معرفی کنم
    ی کتاب با کلی معما و روند خوب داستانی ❤

    کتاب سیزده دلیل برای این که کتاب بسیار بسیار خوبیه
    هم سبک داستانی جذابی داره و هم باعث میشه دیدتون ی مقداری درمورد ادما و نحوه قضاوتشون عوض بشه
    قلم نویسنده و مترجم بسیار دلنشین و خوبه
    توصیفات و احساسات خیلی خوب بیان شذه
    و مطمعنم هرلحظه که جلوتر بره مشتاق تر میشید برای خوندنش🌼

    ی سریال خارجی با همین اسم هم ساخته شده که شبیه کتاب هست اما نه کاملا..
    نسخه صوتی این کتاب هم موجوده و به نظرم شنیدنش خالی از لطف نیس❤

    یک قاچ 🍉کتاب:

    با همه‌ی ماهیچه‌های بدنم که التماسم می‌کنند از حال بروم مقابله می‌کنم. چون اگر به مدرسه نروم، اگر بروم جایی دیگر و تا فردا پنهان شوم، نمی‌توانم به چیزی جز فردا فکر کنم. هر موقع که برگردم، حقیقت باقی می‌ماند: بالاخره مجبور می‌شوم با بقیه‌ی آدم‌های توی نوارها رودررو شوم. به ورودی پارکینگ می‌رسم، یک تکه پیچک با تکه‌سنگی بزرگ که رویش حکاکی شده به همه خوشامدگویی می‌کند…

    روایتی از زندگی دختری دبیرستانی به اسم هانا بیکر است. او که از دانش‌آموزان تازه‌وارد مدرسه است، برای ارتباط برقرارکردن با همکلاسی‌هایش و پیداکردن دوست با چالش‌هایی روبه‌رو است و در طی تلاش‌هایش در این راستا با تعدادی از دانش‌آموزان مدرسه آشنا می‌شود. هر کدام از این روابط به‌نحوی به شکست منجر می‌شود، هانا که از این اوضاع افسرده شده، تصمیم می‌گیرد که خودکشی کند و به زندگی‌اش پایان دهد، اما قبل از آن، دلایل این تصمیم را در۱۳ کاست می‌گوید و ضبط می‌کند. هر کاست مربوط به یک نفر است و قرار است بعد از مرگش به دست آن افراد برسد

    حال دلتون خوب❤
    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    سلام حالتون چطوره؟ ❤

    امروز متوجه شدم نسخه صوتی کتاب مغازه خودکشی که کتاب درجه یک و خوبیه باصدای آقای شکیبا داره به فروش میرسه
    نسخه صوتیش رو گوش دادم و لذت بردم ❤
    از دستش ندید❤

    ما خودکشی رو تضمین می‌کنیم. اگه نمُردید، پول‌تون رو پس می‌دیم. حالا بفرمایید، از این خرید پشیمون نمی‌شید. ورزشکاری مثل شما! فقط یه نفس عمیق بکشید و برید سمت هدف‌تون. در ضمن همون‌طور که همیشه می‌گم، «شما فقط یک‌بار می‌میرید، پس کاری کنید که اون لحظه فراموش‌نشدنی باشه.» (کتاب مغازه خودکشی – صفحه ۲۰)

    نمونه کار مغازه خودکشی-هوتن شکیبا

    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    سلام حالتون چطوره(:
    پاییز خوب پیش میره؟

    حال دلتون و روز هاتون خوبه؟!(:
    یاد اون جمله شکیبایی افتادم که میگفت

    ** جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
    که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
    با اين همه عمری اگر باقی بود
    طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
    که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
    نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
    **

    حال ما هم خوب است(:❤

    امروز کتاب سمفونی مردگان رو داریم کتاب معروفی که فک کنم بیشتر شما اگر نخونده باشید اما اسمش رو شنیدید(:

    **کتابی که از رنج مردمی میگه که مرگی همیشگی رو در زندگی به دوش می‌کشند **

    از دستش ندید❤
    یک قاچ کتاب 🍉
    با صدای خود نویسنده ❤🌼
    سمفونی مردگان-عباس معروفی

    آدمیزاد باید بگوید آب، و بخورد. بگوید نفس، و بکشد. وگرنه مرده است.

    من نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازه من دوست داشت؟ آیا کسی می تواند بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند؟ آدم پر می شود. جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ گاه دچار تردید نشود.

    شب ها وقتی پا در آن خانه بزرگ و سرد می گذاشت همهمه دوردست سالیان دیوار می شد و سکوت می کرد. کاج می شد و وسط حیاط می ایستاد، در می شد و بسته می ماند.

    حال دلتون خوب ❤
    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    Screenshot_20191013-174515.jpg

    پیشنهاد با لیوان چای ❤
    این پاکدست رو از دست ندید❤
    خیلی خوبه منم تازه شروعش کردم
    صوتی و رایگانه و جالبه

    مرسن/آن/ من تقریبا یک جنایت کار بودم

    قراره خودمونو بزاریم جای آدم ها❤
    حال دلتون خوب🌼☕

    برای وقت هاییه حالمون خوب نیس❤
    M.an

    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    دختر پیچ
    تا به حال دختر پیچ رو توی چای حل کردین؟
    عطر دیوانه کننده ای داره ☕❤
    کتاب دختر پیچ هم رمان زیبا و جالبیه
    قلم خیلی خوب نویسنده و سبک جذاب داستان
    و عقب رفتن داستان و مدام پرش به خاطرات مختلف جذابیت کتاب رو زیاد میکنه

    یک قاچ کتاب🍉
    میدانم که دیوانگی است آدم به کسی زنگ بزند که اورا ندیده و نه می‌شناسد...
    آن هم سیزده بار..!
    اما میدانی که دیوانه شده بودم.. دیوانه ی تو
    دیوانه ی آن روز بارانی آن عکس ها آن زعفران ها...
    شماره را به اسم مادر جان ذخیره کردم هیچ کس جواب نمی‌داد ولی باخودم عهد کردم هرطور شده با او صحبت کنم
    مطمعن بودم که می‌توانم ❤

    افسانه‌‏ای قدیمی بینِ زعفران‌کارها است که می‏گوید زعفران نفرین‌کننده و شوم است برای کسی که آن را می‌کارد. همین باور در فضای شهری و مدرنِ رمان قرار است باعث شود تا شاهدِ اتفاق‌هایی پیش‌بینی‌نشده باشیم. رمان از زبانی روایی، مملو از خرده‌روایت و همچنین یک محورِ عاشقانه سود می‌برد، محوری که در بسیاری از رمان‌های امروزی ما کمتر استفاده می‌شود و درحالی‌که از عشق ‌نوشتن و درکِ سکرات و تلفاتش شاید کهن‌ترین داستان عالم باشد که مدام در حالِ تکرار است. دخترپیچ یک رمانِ عاشقانه است.

    لابه لای صفحات و آدم ها❤
    @ماندانا80

    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    Screenshot_20191013-141147.jpg

    سلام❤

    بربادرفته رو همه ما خوندیم و همه ما با رت باتلر خوشتیپ مرموز و عاشق آشنایی داریم(:

    این بار بربادرفته رو از زبان را باتلر بخونیم ❤

    دو قاچ کتاب🍉
    Screenshot_20191013-141626.jpg

    Screenshot_20191013-141620.jpg

    در این اثر خواننده با زوایای مختلف نوجوانی و جوانی رت باتلر آشنا شده و او را هنگامی که نوجوانی باروحیه‌ای آزاد و سرکش است و عاشق رودخانه‌ها و باتلاق‌های «لوکانتری» است، می‌بیند و با پدر سخت‌گیر و مستبد وی آشنا می‌شود که تمایل درونی‌اش به کنترل دیگران منجر به وارد آمدن صدمات غیرقابل‌توصیفی به اعضای خانواده‌اش می‌شود.

    لابه ی لای صفحات و آدم ها🌼
    @MR-moein

    @دانش-آموزان-آلاء


  • فارغ التحصیلان آلاء

    @fatemeh_banoo تخت خواب من معمولا روش میز و کتابه
    شب ها داستان دارم
    دیشب ی عالمه جمع کردم کتابامو بعد گفتم ایول بخوابم پام ب چیزی نمیخوره
    خوابیدم پام خورد به هندزفری 😕


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    سلام ظهرتون بخیر ❤

    امروز تصمیم گرفتم ی کتاب روانشناسی بهتون معرفی کنم 😁

    که این کتاب مخاطب خاصی نداره و برای همه شماس❤🍁
    چند قاچ کتاب🍉

    به خاطر داشته باشید… کار امروز را به فردا نگذارید. کسی را پیدا کنید تا در زندگی به شما کمک کند. به همه احترام بگذارید. بدانید که زندگی همیشه بر وفق مرادتان نیست و گاهی اوقات شکست می‌خورید. ولی ریسک کنید، در مقابله با دشواری قوی باشید، با زورگویی‌ها مقابله کنید، شکست‌خورده‌ها را بالا بکشید و هرگز تسلیم نشوید – اگر این کارها را انجام دهید در این صورت می‌توانید زندگی خود را به شکلی بهتر تغییر دهید… و شاید حتی دنیا را!

    سرهنگ دوم ارتش که مسئول ماموریت آزادسازی بود، به من اطلاع داد که باید حمله‌ی خطرناکی را در روز انجام دهند. بدتر از همه این بود که تنها راه برای انجام موفق عملیات فرود سه هلیکوپتر نیروی نجات در میان آن محوطه‌ی کوچک بود. ما در مورد گزینه‌های دیگرِ تاکتیکی صحبت کردیم ولی سرهنگ دقیقا درست می‌گفت؛ اگر شانس غافلگیر کردن دشمن را داشته باشید، بهتر است شبانه برای عملیات نجات اقدام کنید، ولی این بار این گونه نبود و اگر نمی‌جنبیدیم گروگان‌ها جابه‌جا و یا کشته می‌شدند.
    من ماموریت را تایید کردم و ظرف چند دقیقه، نیروی نجات سه هلیکوپتر شاهین سیاه را اعزام کرد و در مسیر محوطه‌ی گروگان‌گیری مستقر شدند. (تختخوابت را مرتب کن – صفحه ۵۸)

    کتاب در بطن زندگی دریاسالار ویلیام اچ اتفاق میوفته و چون زبان خاطره گویی هم داره صرفا حوصلتون سر نمیره و این که ی کتاب نصیحت گرانه نیس و خیلی جذابه

    خوندش رو از دست ندید ❤

    لابه لای صفحات و آدم ها❤🍁
    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    سلام صبح پاییزتون بخیر❤❤❤

    دلم نمیاد که بهتون روزی ی کتاب رو معرفی نکنم!!

    چون اینجوری حال خودم هم بهتر میشه❤

    امروز در مورد ی کتاب خیلی جالب دیگه از فردریک بکمن نويسنده آقای ٱوه و خانم بریت ماری
    با شما همراه هستیم 😋❤

    مادر بزرگ سلام رساند و گفت متاسف است

    رمان جذاب دیگری است از نویسنده ای خلاق، شوخ طبع و نکته سنج. داستان زندگی و مرگ و داستان یکی از مهم ترین حقوق انسان: حق متفاوت بودن.

    یک قاچ کتاب 🍉

    مامان بزرگ می گوید السا نباید به حرف این احمق ها توجه کند، چون آدم های بزرگ همیشه با بقیه فرق دارند: ابرقهرمان ها را ببین. اگر نیروهای مافوق طبیعی چیزهای عادی و روزمره ای بودند، همه مردم به آن ها دسترسی داشتند

    فقط آدم های پرمدعای دنیای واقعی که هیچ چیز را بهتر نمی دانند ممکن است جمله ای تا این حد احمقانه بگویند که «فقط یک کابوس بوده.» هیچ «فقط» کابوسی وجود ندارد؛ کابوس ها موجودات زنده هستند، ابرهای سیاه و کوچک ناامنی و اندوه که شب ها وقتی همه خواب اند یواشکی بین خانه ها رفت و آمد می کنند، همه در و پنجره ها را امتحان می کنند تا راه ورودی پیدا کنند و اضطراب به بار بیاورند

    لابه لای آدم ها و صفحات❤

    آسمان ِ آبی

    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    اخ اخ که من چ دوست بی معرفتی امَ❤

    هرچند که یاسمین خلیلی فرد از اون نویسنده هاس که نیاز نداره اصلا من بخوام معرفیش کنم ❤
    خوش قلم خلاق مهربون و پر از ایده های خوب❤
    منتقد درجه یک ❤

    با ی داستان عالی و روان❤

    یک قاچ کتاب🍉

    «چمدان را از زیر دستگاه رد کرد. مرد باربر کمکش کرد دوباره بگذاردش روی چرخ دستی. توی جیبش دنبال پول ایرانی گشت. یک هزارتومانی ته جیب پالتو پیدا شد. گذاشتش کف دست باربر. مرد ناراضی نگاهش کرد؛ فقط همین؟! شرمنده شد. تا خواست توضیح بدهد پول ایرانی ندارد، مرد سر تکان داد و رفت. قلبش تندتند می زد. پانزده سال پیش، از فرودگاه مهرآباد رفته بود پاریس. فرودگاه جدید برایش آشنا نبود. وقتی می رفت، همه چیز فرق داشت. دکتر فرامرزی گفته بود می آید دنبالش. دور و برش را نگاه کرد. با آن که فرامرزی کاملاتغییر کرده بود و جاافتاده شده بود، راحت او را پشت شیشه ها پیدا کرد. برایش دست تکان داد. دکتر او را دید و لبخند زد. فکر کرد چه قدر پیر شده و لابد فرامرزی هم درباره ی او همان نظر را داشت. چرخ دستی را هُل داد. از کنار آدم هایی که با دسته های گل منتظر مسافران شان بودند رد شد. فرامرزی کمی عقب تر ایستاده بود. کیوان با احتیاط رفت جلو. دکتر متوجهش شد. همدیگر را در آغوش گرفتند. دکتر بعد از سلام و احوال پرسی براندازش کرد و با همان شوخ طبعی همیشگی گفت “بزنم به تخته مثل این که آب وهوای فرنگ بهت ساخته. هیچ عوض نشده ای.” کیوان فکر کرد تعارف می کند. آهسته گفت “نه دکترجان، پیر شدیم رفت.” فرامرزی اشاره کرد به آسانسور “پس من چه بگویم؟” کیوان لبخند زد “شما؟! فقط موهای تان سفید شده.” فرامرزی از صراحت او جا نخورد.»

    لابه لای صفحات و آدم ها❤

    ققنوس

    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    هاروکی موراکامی رو کمتر کسی نمیشناسه❤
    یکی دیگ از کتابای خوبش این کتاب هست❤

    از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم؟

    یک قاچ کتاب 🍉

    یک بار که در اتاق هتلی در پاریس دراز کشیده بودم و روزنامه هرالد تریبون را می‌خواندم گزارشی ویژه درباره ماراتن نظرم را جلب کرد. با چند دونده معروف ماراتن مصاحبه کرده بودند و از آنان پرسیده بودند که در طول مسابقه، چه مانترا، ورد یا عبارت خاصی به آنها انگیزه می‌دهد تا کار را دنبال کنند. به خود گفتم: چه پرسش جالبی! آن همه افکار متفاوت که در طول مسافت ۴۲ کیلومتر و ۱۹۵ متری ماراتن به ذهن دوندگان خطور می‌کرد حیرت‌زده‌ام کرد. آن حرف‌ها نشان می‌داد که یک مسابقه ماراتن چه مایه خسته کننده و فرساینده است. هر کس که مانترایی نداشت تا زیر لب زمزمه کند بی شک از پا درمی‌آمد.

    لابه لای صفحات وآدم ها🌼
    moein

    @دانش-آموزان-آلاء


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    شاید در برخورد اول داستان‌های «جولای» را زنانه بدانیم ولی با گذشت زمان و خواندن چند داستان دیگر، در می‌یابیم که داستان‌ها، داستان آدم‌های تنهاست. تنهایی‌هایی را تعریف و توصیف می‌کند که جنسیت ندارد؛ به همان اندازه که مردانه است، زنانه است.

    ❤❤🌼❤🌼❤🌼❤🌼❤🌼

    یک قاچ کتاب 🍉

    ن‌ها هم دائم دیدگاه‌هایشان را با هم منطبق می‌کردند. تا رشد ماجرا به چشم‌شان نیاید. آن‌ها همدیگر را به اندازه‌ای که برنامه‌ریزی کرده بودند دوست نداشتند، و بدون هیچ حرفی همدیگر را از این دوست داشتن معاف می‌کردند. اتاق‌های خالی زیادی در خانه‌شان بود که فکر می‌کردند عشق آن‌ها را پر خواهد کرد، اما در واقع مجبور شده بودند با کمک هم این اتاق‌ها را با اثاثیه مدرن دهه پنجاهی پر کنند. هرمان میلر، جورج نلسن، چارلز و ری ایمز. آن‌ها دیگر هیچ‌وقت تنها نبودند و همیشه دور و برشان شلوغ بود.

    لابه لای صفحات و آدم ها❤

    mo


  • ناظم اپ کاتالیزورهای آلاء تجربی

    متن جایگزین

    بلندی های بادگیر

    این رمان درباره عشقی است قدرتمندتر از مرگ، و شور و سودایی خارق‌العاده، بی‌همتا و مرموز که گذشت زمان از جاذبه‌اش نمی‌کاهد. کتاب بلندی های بادگیر اثری است ناآرام به قلم نابغه‌ای آرام که شارلوت برونته درباره‌اش گفته است: «نیرومندتر از مردان، ساده‌تر از کودکان، بی‌همتا در میان همتایان.»

    ❤

    یک قاچ کتاب،🍉

    اما چیزی که من دلم می‌خواست تاب خوردن از یک درخت سبز بود که برگ‌هایش خش خش کنند، باد غرب بوزد و ابرهای سفیدِ سفید به سرعت از بالای سر ما رد بشوند. تازه، نه فقط چکاوک‌ها، بلکه باسترک ها و توکاهای سیاه و سِهره های سینه سرخ و فاخته‌ها هم از چهار طرف نغمه سرایی کنند. بوته زار از دوردست پیدا باشد، با فرو رفتگی‌های سایه دار و خنک، اما نزدیک ما موج‌های بلند علفزار که در نسیم تاب بخورند، همین طور جنگل و صدای آب، و کل دنیا بیدار و سرشار از شادی.

    لابه لای صفحات و آدم ها❤
    @zedtwo


وارد شوید تا پست بفرستید