کافــه میـــم♡
-
تا به حال به آدم هایی که در زندگی تو هستند دقت کرده ای ؟
یادت باشه حضور هیچ کس در زندگی تو بی دلیل نیست !
آدم هایی که با آن ها روبه رو می شوی آیینه ای هستند برای تو….
اگر می خواهی خود را بشناسی
و از حال و هوای درونت با خبر شوید ببین چه کسانی در زندگی ات حضور دارند !
دریافتی ما از هستی ، تنها پول نیست
آدم هایی که به زندگی مان وارد می شوند نیز ،
روزی ما هستند! -
سایه ای دیدم، از یک قاتل
سایه ای از یک عاشق
و از یک خائن.
من سایه ای دیدم از یک بیمار
و از یک مؤمن.
سایه ها را دوست دارم
همه یک رنگ
همه یک جور
یک طرح. -
این پست پاک شده!
-
-
به بلندی ماههاو طول سالها نگاه نکن .
وقتی که گذشت تازه میفهمی که هیهات چه زود گذشت.
وقتی پشت سرت رانگاه میکنی فقط دیروزرا میبینی
وتمام سالهای سپری شده
درقالب دیروز گذشته ای میشود برای امروزت.
وطول عمرتو فقط فردایی است که هنوز نیامده
وتوباکوله بار خاطره هایت شوق تازه ی
دیدارش را داری.
واین شوق هرگز کهنه نمیشود
پس امروزهایت راباندامت دیروزهایت تباه نکن.
-
روزی خواهم رفت وارزوهایم راباخود خواهم برد...
تاهمه بدانند که دنیا انقدر کوچک است
که دیگر جایی برای ارزوهایم نداشت....
-
قله ای که چند بار فتح شود ؛
بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود!.......
مواظب دلت باش!..
-
دوستت دارم...
یکـ کلمــه است بـا دنیـــایی از مسئـولیت
گفـــتنش هنـــر نیست
مسئولــــیت پذیـــری اش هنــــر است...
-
خیــــلی تنــــــــد رفــــت!
کـــــودکــــی هــــایــم ، بـــا آن سه چرخـــــه قراضــــه اش
کــــاش همیـــــشه پنچـــــر می مــــاند . . . .
-
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت
هر كسی غصه ی اینكه چه میكرد نداشت
چشمه ی سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت...
-
می ترسم از سگِ همسایه ...
دنبالم می کند ...
یکی از همین قفس ها برایش بساز ...
تا آدم شود !!!
"کیکاووس باکیده"
-
بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارند، بعد چشمشون به یه گردو می افته
دولا میشن تا گردو رو بردارن ، الماسه می افته تو شیب زمین
قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره ، میدونی چی می مونه؟
یه آدم...،یه دهــــــن بـــاز....،یه گـــــــردوی پـــــوک ....
و یه دنیـــــا حســـــــرت..!
-
مردی نزد روانپزشک رفت
و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد.
دکتر گفت: به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ،
اینقدر میخنداندت تا غمت یادت برود .
مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم
-