هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
1 دونه بیشتر بلیط نمونده بود
تازه اونم نه برای یک روز قبل کلاسا برای دو روز قبل
اخر اخر
خداروشکر گیرم اومد
همش پر دیگهعجب
-
خدا ما رو از کسایی که دوستشون داریم دور نکنه
-
Aqua بعضی وقتا که نفس عمیق میکشم همونجا یهو تیر میکشه. انگار استخون توی اندام داخلیم میره
-
درگیرم! برای من مدتهاست خیلی چیزها سؤاله...
برای من سؤاله آدمی که خودش دفتر یادداشت داره و احساساتش رو یادداشت میکنه، توی تلگرام یه کانال داره که فقط خودش توش عضوه و اونجا هرچیزی بنویسه هیشکی نمیخونه، بنا بر کدوم دلیلی گاها دلش میخواد بیاد توی محیطی عمومی مثل تودلی و چیزی رو بنویسه؟ مرز بین گدایی محبت و توجه و صرفا بروز برای من مخدوش شده. اصلا بروز برای چی؟ کی؟ چرا؟! چرا باید توی مجمعی عمومی درونیاتت رو بنویسی زمانی که درونیات اسمش روشه و مسائل درونیه؟ چرا گاها دل آدم میخواد این کار رو بکنه؟ آیا نیازی از درون آدم رفع میشه؟ چه نیازی؟ نیاز به دیده شدن و توجه؟ این بده یا خوبه؟ اصلا نیازی به برچسبگزاری بد و خوب داره؟ میتونه بد یا خوب باشه اصلا؟ چقدر میشه با «دلم خواست» مسائل رو حل کرد؟! اونقدر این جمله توی جامعه دلیل و علت کارای مزخرف، چندش، مضحک و تهوعآور شده توی روابط و رفتار که نسبت بهش دافعهٔ هزار درصدی دارم و انگار که تمام جزئیات زندگیم رو با منطقم پیش بردم؛ نه اینکه دلم بخواد. اصلا با «دلم خواست» تا کجا میشه پیش رفت؟ آیا من واقعا توجه میخوام؟ چرا درصورت «بله» بودن پاسخ این سؤال درونیات آدم به هم میریزه و نسبت به خودت، رفتارت و منشت دافعه پیدا میکنی و از خودت فرار میکنی؟ اصلا نیاز بیرونی چقدر باید توی زندگی درونی آدم مؤثر باشه؟ برای بقیه چقدر مؤثره که برای من اینقدر زیاده. اونایی که نیازشون کمتره چیکار کردن که کمتره؟ تهش چی شد بالأخره آدم گاهی صرفا دلش میخواد یا نیاز داره ببیننش؟ اصلا چرا اینو نوشتم؟ نمیدونم! -
MN_ سلام روزتون بخیر
کتاب کیمیاگر رو تعداد صفحاتی که قرار دادید خوندم خیلی ممنون داستان جالب شروع شد
فقط سوال داشتم حق نشر داره؟
من داخل ایران صدا سرچ کردم ببينم فایل صوتیش هست یا نه پیدا نکردم.
برای کسی بخواد فایل صوتی گوش بده هم جالب با صدا ها پشت کتاب و...
-
Hugin.h در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
نه والا
چی می خونی ؟
قربونت برم
عه نگفته بودمم
داروسازی